ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

منظور از آیۀ یضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِى مَنْ یَشَاءُ چیست؟

 نام و نام خانوادگی : اختیاری   رایانامه : اختیاری- در صورتی که متن پاسخ شما حاوی عکس است به همراه نام و نام خانوادگی آن را به ایمیل qiau.nahad@gmail.com ارسال نمایید.
 متن: اجباری

نویسنده : نا شناس تاریخ : 1392/03/11
سلام علیکم . بر شما پرسشگر عزیز و خواننده محترم در خصوص آیه فوق میتوان از کتابهای تفسیر جهت کسب نظر صحیح استفاده نمود .
با توجه به نکته ای که در سئوال فوق اشاره فرمودید در خصوص عدالت خداوند . این نکته روشن است که این رفتار خود انسان است که زمینه بدست آوردن هدایت الهی را فراهم میکند و یا اینکه انسان را در ورطه گمراهی و ذلالت قرار میدهد .
که در غیر این صورت مسئله جبر پیش می آید و جبر با خلقت انسان منافات دارد و انسان از جبر گریزان است .
مثال . تا کنون توجه فرمودید بچه ای را که برای اولین بار آتش را می بیند به سویش تمایل میابد و میخواهد به او دست بزند
آیا این کار کودک از روی جبر است . خیر بلکه از روی جهل است . و وقتی که دست زد و دستش سوخت و مفهوم آتش را فهمید . میبینید دیگر نمی خواهد دستش را به آتش بزند حال اینجا موضع جبر است که دیگر دست نمیزند باز خیر اینجا علم است یعنی این بچه فهمیده که آتش چیست و انتخاب و اختیار میکند که آیا دست به او بزند یا چنین کاری را نکند و از روی اختیار این کار را انجام میدهد و شما در مرحله اول که دست به آتش میبرد و هم در مرحله بعد که گریزان میشود . او را مقید جبر نموده اید . خیر انسان از کودکی اینگونه است که جبر را نمی پذیرد حتی به قیمت سوختن باشد و میخواهد خود مسیر و علایقش را انتخاب نماید و جبر در زندگی انسان راه ندارد . حتی وقتی که انسان را زندانی میکنند می بینید که زندان را نمیخواهد با وجودی که در جبرو زندان گرفتار شده به دنبال فرار از زندان میباشد . پس موضوع جبر بر انسان از کودکی تا هنگام مرگ منتفی است .
حال بهتر است آیه را از تفسیر نمونه کامل ببینیم . ( تفسیر نمونه جلد یلزدهم . صفحه 412 و 413 )
و از آنجا که بحث از آزمایش الهی و تاکید بر ایمان و انجام وظایف غالبا این توهم را ایجاد می کند که مگر برای خدا مشکل است همه انسانها را اجبارا به قبول حق وادار سازد ، لذا آیه بعد ، به پاسخ این توهم پرداخته می گوید :« اگر خدا میخواست همه شما را امت واحدی قرار می داد » ( و لو شاء الله لجعلکم امه واحده )
« امت واحده » از نظر ایمان و قبول حق ، اما در شکل اجباریش ، ( یعنی خداوند بخواهد همه را به زور تسلیم خودش نماید ) ولی بدیهی است این پذیرش حق ، نه گامی به سوی تکامل است ، نه دلیلی بر افتخار پذیرنده آن ، لذا سنت خدا این است که همگان را آزاد بگذارد ، تا با اختیار خود ، راه حق را بپویند .
ولی، این آزادی به آن معنی نیست که ، از ناحیه خدا ، هیچ گونه کمکی به پویندگان این راه نمیشود ، بلکه آنها که قدم در راه حق میگذارند و مجاهده می کنند ، توفیق خداوند شامل حالشان می شود ، و در پرتو هدایت او به سر منزل مقصود می رسند ، و آنها که در راه باطل گام میگذارند از این موهبت ( توفیق خداوند ) محروم میگردند و بر گمراهیشان افزوده می شود .
لذا بلافاصله میگوید « لکن خدا هر کس را بخواهد گمراهش میکند ( توضیح : مثلا شخصی به دزدی میرود باز میبینید در دلش از خدا کمک میخواهد تا گیر نیفتد او به سوی گمراهی میرود ولی در این راه هم میخواهد که موفق بشود . و هر کس که به سوی بدی میرود میخواهد در آن کار موفق شود که مصداق همین مثل است .) و هرکس را که بخواهد هدایت »{ و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء }
اما این هدایت و اضلال الهی هرگز سلب مسئولیت از شما نمی کند ،زیرا گامهای نخست آن از خود شما است ، به همین دلیل ،اضافه میکند « شما به طور قطع در برابر اعمالی که انجام می دادید مسئولید ، و از شما باز پرسی می شود » { و لتسئلن عما کنتم تعملون }
این تعبیر که : از یکسو انجام اعمال را با خود انسانها نسبت می دهد ، و از سوی دیگر ، تاکید بر مسئولیت آنها در برابر اعمالشان می کند ، از قرائن روشنی است که مفهوم هدایت و اضلال الهی را در جمله قبل ، تفسیر می نماید ، که این هدایت و اضلال ، هرگز جنبه اجباری ندارد .


نویسنده : ali تاریخ : 1391/11/30
چون در این رابطه آنها تنها به دنبال منافع خود و سلطه گری می باشند.

نویسنده : نا شناس تاریخ : 1391/11/07
این گونه که شما می گی باید ایران با کشورهای دیگه دنیا رابطه خنثی داشته باشه و این از آرمان های انقلاب نیست

نویسنده : نا شناس تاریخ : 1391/11/07
به نظر من رابطه با آمریکا طبق شواهد تاریخی و کلام بنیان گذار انقلاب یکی از خطوط قرمز کشور می باشد