تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

ترجمه کتاب «صدمة و صمود»؛

تعداد بازدید : 820

ترجمه کتاب «صدمة و صمود»؛
چرا بشار اسد قبول کرد که ارتش سوریه از لبنان خارج شود؟


در قسمت های پیش سیر جریانات را از زمان زمینه چینی برای تصویب قطعنامه 1559 تا استعفای حریری و سپس روی کار آمدن عمر کرامی خواندیم و رسیدیم به قضیه ترور حریری و اولین موضع گیری های مربوط به این قضیه و دیدیم که عده ای به سرعت انگشت اتهام را به سوی سوریه نشانه رفتند و شروع به انتقادات شدید به دولت عمر کرامی کردند. ادامه جریانات را پی می گیریم:

 
مخالفین جنگ رسانه ای موفقیت آمیزی بر ضد حکومت و دولت به راه انداختند و در نتیجه ی آن، نخست وزیر خواستار تشکیل جلسه ی «بررسی کلی» مجلس در روز 28 فوریه شد. ضمنا فرید الخازن هم از وزارت استعفا کرد و ودیع الخازن جایگزین او شد.
در 28 فوریه، خشونت علیه عقل طغیان کرد، چه در تظاهرات مردمی اطراف مجلس و چه در صحبت های نمایندگان در داخل مجلس.
 
جو شدید ضد عمر کرامی
صحبت های بهیة حریری (خواهر رفیق حریری) که طی آن خواستار استعفای عمر کرامی شد، شوک شدیدی به کرامی وارد کرد. عمر کرامی از صحبت هایی که برادرش معن کرامی طی تماسی از طرابلس با او گفت هم متأثر شد، برادرش گفت که حتی در مساجدی که مردمش پیرو او هستند هم مورد انتقادات شدیدی قرار دارد. همه ی این عوامل با هم، و خصوصا عوامل روحی، عمر کرامی را بر آن داشت که از نخست وزیری استعفا دهد.
کرامی ترجیح داد استعفا دهد به جای اینکه شهر طرابلس را (که برایش قلبا خیلی عزیز و مهم بود) از دست بدهد؛ چراکه کرامی فرزند طرابلس و رهبر طرابلس بود. عمر کرامی، رهبری را از برادش  رشید کرامی [نخست وزیر اسبق لبنان] به ارث برد که در اول ژوئن 1987 به شهادت رسید. عمر کرامی در سال 1991 به نمایندگی مجلس از طرابلس انتخاب شد و سپس در سه دوره ی متوالی مجلس به نمایندگی برگزیده شد. در سال 1989 در اولین دولت بعد از توافقنامه ی طائف با نخست وزیری سلیم الحص به عنوان وزیر پرورش منصوب شد و در سال 1990 هم بعد از سلیم الحص به عنوان نخست وزیر انتخاب گردید اما در سال 1992 زیر فشار اعتصاب های عمومی استعفا کرد تا لبنان وارد عصر دولت های [اول و دوم] رفیق حریری شود. بعد از استعفا در سال 92، عمر کرامی به عنوان یکی از ارکان اساسی اپوزیسیون در آمد و با دور اندیشی و متانت در برابر زیرپا گذاشتن قانون و حدود و خصوصا در برابر حیف و میل و فساد و رشد قرضهای دولت ایستاد. کما اینکه با قدرت در کنار سوریه و حزب الله هم ایستاد و از آنان حمایت کرد.
 
 
[عمر کرامی در کنار امیل لحود]
 
عمر کرامی با لبخند آرامش شناخته می شود، ولی ظاهرش نشانگر حقیقت خلقیاتش نیست: کرامی عصبی مزاج است و از انتقادات متأثر [و برانگیخته] می شود، ولی در عین حال لجوج است و اعتقادات و اصولش را تغییر نمی دهد.
از بدشانسی اش این بوده که در دو حکومتی که در طول 14 سال، در رأس آن ها قرار گرفت، هر دوبار مجبور شد با فشار مردمی در کف خیابان (که هر دو بار هم به او ظلم کردند) استعفا دهد: دفعه اول وقتی زیر فشار جنبش های کارگری در سال 1992 استعفا داد و دفعه دوم وقتی زیر فشار جنبش های اعتراضی به ترور حریری استعفا داد. و او نه مسئول بحران اجتماعی در سال 92 بود نه مسئول ترور حریری. در نتیجه تصمیم گرفت در انتخابات سال 2005 مجلس نامزد نشود و بدین شکل از هرگونه شکست محتمل، جلوگیری کند. کرامی یاد گرفته بود که از کرامتش و رهبری اش و از شانس های آینده اش محافظت کند.
کرامی دائما بر موضعش در حمایت از مقاومت ملی و در دعوت به اینکه لبنان دولتی عربی و مستقل و دارای روابط پیشرفه با سوریه باشد، استوار ماند. در رأس حزب «التحریر العربی» [آزادسازی عربی] بود و از سال 2006 همدر رأس «اللقاء الوطنی البنانی» [تجمع ملی لبنان] قرار دارد که اشخاصی از طوایف و مذاهب و مناطق مختلف لبنان را در بر می گیرد. کرامی در بین مردمش وجیه است، و از چهره ی لبنانی طرابلس دفاع می کند.
 
اعلام آمادگی اسد برای عقب نشینی از لبنان
در مارس 2005، بشار اسد به عربستان سفر کرد و با ولی عهد وقت عربستان امیر عبدالله [پادشاه فعلی عربستان] دیدار نمود. درست پس از بازگشت به دمشق در مقابل مجلس ملی سوریه سخنرانی کرده و تصمیمش برای عقب نشینی ارتش سوریه از لبنان را اعلام نمود. [چنانکه پیشتر گفتیم، نیروهای ارتش سوریه از زمان جنگ های داخلی لبنان در دهه 70 میلادی و به درخواست مستقیم برخی مقامات رسمی لبنان و برخی طرف های سیاسی لبنانی، ابتدا برای جلوگیری از گسترش این جنگ و سپس برای مقابله با شروع مجدد آن در لبنان حضور یافته بودند و تا این زمان هنوز در لبنان بودند. رویکرد سیاستمدارانه حافظ اسد، با پشتوانه حضور ارتش سوریه در لبنان، به مرور نقش بی بدیلی به سوریه در سرشت و سرنوشت سیاست لبنان داد. این مسئله و رویکرد سوری ها در لبنان، مورد مخالفت برخی لبنانی ها بود و برخی دیگر از لبنانی ها با آن موافق بودند.]
بشار اسد آن روز در مقابل مجلس، بسیار متقن سخنرانی کرد و طی آن سخنرانی، تفکری مسالمت جویانه و حکیمانه و همچنین اصرارش بر حفظ منافع ملی و عربی سوریه و تعامل با طرف های ذی ربط (با ذهنیتی باز و میزان بالایی از واقع گرایی و انعطاف و مسئولیت پذیری) را از خود نشان داد.  
به راستی نشان داد که خلف صالح پدرش است. پدرش [حافظ اسد] سی سال پیش از آن ورود ارتش سوریه به لبنان را با سخنرانی ای دارای روح عربی و مستحکم اعلام کرده بود و حالا پسر هم خروج ارتش سوریه از لبنان را طی سخنرانی ای دارای روح عربی و مستحکم اعلام می کرد و طی آن بر مفهوم استراتژیک واحدی از طرف سوریه در قبال فلسطین و عراق و لبنان تأکید می کرد؛ استراتژی ای که بر دو پایه ی وحدت ملی و ثبات امنیتی استوار بود و می گفت که وحدت ملی بدون ثبات شدنی نیست و ثبات هم بدون وحدت ملی به دست آمدنی نیست.
 
زمینه سازی برای خروج ارتش سوریه از لبنان
شورای عالی لبنان-سوریه برای تصویب طرح عقب نشینی دستور تشکیل جلسه داد و اعلام کرد «با عملی شدن این تصمیم، سوریه به تمام التزاماتش در قبال توافقنامه طائف [که موجب پایان جنگ داخلی لبنان شد] عمل کرده و مقتضیات قطعنامه 1559 را هم اجرایی نموده است. البته ما [سوریه] عقب نشینی را از پنج سال پیش آغاز کرده بودیم و بیش از شصت و سه درصد از نیروها را طی این زمان از لبنان بیرون برده بودیم و این چیزی است که شاید بسیاری از سوری ها از آن آگاه نیستند؛ تعداد نیروهای ما پیشتر،40 هزار نفر بود و طی این پنج سال به چهارده هزار نفر تقلیل یافته است.»
 
 
[تعدادی از نیروهای ارتش سوریه در زمان حضور در لبنان]
 
شورای عالی لبنان-سوریه به نیروهای ملی «که دستشان را به طرف خارج دراز نمی کنند (و اینها در اکثریت هم هستند)» درور فرستاده و از نیروهای غیر ملی (که در اقلیت هستند) انتقاد کرد و گفت این اقلیت از سیادت لبنان سخن می گویند «البته سخن از سیادت امری شریف است» ولی «برای ما روشن شده آنچه اینها می گویند سیادت لبنانی ها بر لبنان نیست، بلکه سیادت هر کشوری به جز سوریه بر لبنان است. این همان مشکل اصلی بین ما و آنهاست.» در بیانیه این شورا بر این تأکید شده بود که این نیروهای غیر ملی دفعات متعددی شکست خورده اند: در اینکه لبنان در سال 1958 به پیمان بغداد [تحت نظارت آمریکا] بپیوندد شکست خوردند، در ضربه زدن به مقاومت فلسطین در سال 1969 شکست خوردند، در تضمین اجرای معاهده ی 17 می [توافقنامه صلح بین لبنان و اسرائیل] در سال 1983 شکست خوردند، «شکست خوردند و در آینده هم هر بار شکست خواهند خورد.» 
در این بیانیه از دو «حقیقت» صحبت شده بود: «حقیقت اول اینکه وقتی بازار محاسبات مبتذل و سطح پایین باز شود، ما در لبنان منفعتی نداریم. ما اگر در لبنان مصلحتی داشته باشیم منفعت و مصلحت قومی عربی است که دارای طبیعت استراتژیک است و به امنیتی قومی ما مرتبط است.» و حقیقت دوم اینکه قدرت سوریه و نقشش در لبنان «منوط به حضور ارتش سوریه در اینجا نیست. بلکه این قدرت به حقایق تاریخ و جغرافیا و امتدادهای سیاسی و فرهنگی و روحی و انسانی متصل است. فلذا ما نمی خواهیم که ارتباط با لبنان، قربانی خطاهای بعضی ها شود، همان بعضی ها که غالبا هم جزو سیاسیون هستند.»
در این بیانیه آمده بود که جنایت ترور حریری، «وحدت و ثبات لبنان را» مورد هدف قرار داده، همان طور که «نقش سوریه و جایگاهش در لبنان و منطقه را» مورد هدف قرار داده است. و تأکید شده بود که شناسایی جنایتکاران و کسانی که پشت سر آنان قرار دارند «همانقدر که وظیفه ی الزامی لبنان است، وظیفه ی الزامی سوریه هم هست.» در ادامه آمده بود که بالاگرفتن امور که این فاجعه موجب آن شد، یا با نقشه ی قبلی یا با سوء نیت، برای برانگیختن احساسات ضد سوریه و متوجه کردن انگشت های اتهام به جانب آن مورد استفاده قرار گرفت. سپس با لحنی تمسخر آمیز آمده بود: «در هر جنایت به صورت طبیعی چند احتمال و فرضیه وجود دارد الّا این جنایت که در آن فقط و تنها فقط یک احتمال وجود دارد و آن هم اینکه کار کار سوریه بوده است!»
در این بیانیه [با اشاره به قطعنامه 1559] پرسیده شده بود: «مشکل کجاست؟» و پاسخ داده شده بود: «مشکل در بند مربوط به عقب نشینی نیست -ما این نقطه را [با تصمیم به عقب نشینی نیروهای سوری از لبنان] پشت سر گذاشتیم- بلکه مشکل اولا در بند مربوط به مقاومت [یعنی خلع سلاح حزب الله] و ثانیا در بند مخفی قطعنامه یعنی «توطین» نهفته است.» [توطین یعنی آنکه آوارگان فلسطینی حق بازگشت به فلسطین نداشته باشند و در همان جاهایی که هم اکنون آواره اند یعنی لبنان و اردن و سوریه بمانند و آنجا «وطن جدید و همیشگی» آنها به حساب بیاید.]
 
رویکرد سوریه در زمان عقب نشینی از لبنان
همزمان با اعلام عقب نشینی نیروهای سوریه از لبنان، بشار اسد پیش خودش و در دورنش، موضوع لبنان را برای خود خاتمه داد و همه تلاش هایش را معطوف کرد به بهبود اوضاع سوریه و به ملتش وعده داد که «وضع داخلی را با جزئیاتش» پی بگیرد و اعلام کرد که در صدد است کنگره ی حزب بعث سوریه را تشکیل دهد و ابراز امیدواری کرد که «این کنگره، جهش بلندی در این کشور باشد.»
 
 
[بشار اسد]
 
دمشق به فرستاده ی ویژه ی سازمان [برای اجرای قعنامه 1559] ملل تری لارسن اصرار می کرد که به انجام رساندن صحیح عقب نشینی کامل سوریه از لبنان را بررسی نماید و آن را از نظر بین المللی به ثبت برساند و به طور رسمی اعلام کند که دمشق، قطعنامه 1559 شورای امنیت را تا آنجایی که به سوریه مرتبط بوده اجرا نموده است. دمشق اصرار داشت لارسن این کار را به همان سرعتی انجام دهد که دبیر کل سازمان ملل بلافاصله بعد از عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000 آن را با سرعت اعلام کرد.