تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

... به سخندانی نیست

تعداد بازدید : 1043
... به سخندانی نیست

اگر یلدا شب شادی است که به قصه‌گویی مهربانانه بزرگ‌ترها می‌گذرد، حقا که دیشب یلدای ستم بر کرامت توده‌های مردم بود. «سبد، صف، بی‌تدبیری» آن هم در سرمای چنددرجه زیر صفر برای این مردم معیشت نمی‌شود. و حالا می‌توان به عمق حکمت نهفته در این مثل پی برد که «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست». اقتصاد با کلید نشان مردم دادن حل نمی‌شود، با سخنرانی حل نمی‌شود، با نگاه به بیرون حل نمی‌شود، وقتی در عالم مباحث نظری، مشاوران ارشد دولت اعتدال به اقشار محروم جامعه توهین می‌کنند و در بدترین جمله ممکن رای نیمی از ملت را رای به بی‌قانونی می‌خوانند، رسیدگی به معیشت مردم در عالم واقعیت هم دقیقا می‌شود حکایت همین توزیع غیرمدبرانه سبد کالا. وقتی حتی در حرف هم احترام توده‌های مردم نگه داشته نمی‌شود، دیگر چندان جای تعجب نیست که در مقام عمل، حرمتی برای مردم در نظر گرفته نشود.

صدالبته «اقتصاد صدقه‌ای» ادامه منطقی «دیپلماسی صدقه‌ای» است. در دیپلماسی صدقه‌ای، حق مردم را در نازل‌ترین اقساط ممکن از دشمن می‌ستانی، در اقتصاد صدقه‌ای، حق مردم را در نازل‌ترین شکل ممکن به ایشان می‌دهی، آنقدر که تا لحظه نگارش این سطور 2 قربانی هم روی دست اقتصاد این ملت باقی می‌گذاری. خب! آیا نباید حق داد به آن پیرمردی که در صف مرغ فروشگاه‌ اتکای میدان شهدا داشت می‌لرزید و می‌گفت: «حق است که وزرای اقتصادی دولت، همه با هم دسته‌جمعی استعفا دهند، رئیس‌جمهور استعفای‌شان را قبول کند و مدیرانی مهربان‌تر با مردم و لایق‌تر درباره اقتصاد جایگزین کند تا به خاطر چند کیلو مرغ مجبور نباشیم 5 ساعت آن هم در سرمای 5 درجه زیرصفر صف بایستیم».

رسیدگی به معیشت مردم به‌واسطه توزیع سبد کالا، خود یک بی‌تدبیری است و توزیع سبد کالا با این سبک و سیاق، بی‌تدبیری دیگری. طبیعی است این همه بی‌تدبیری، زیبنده دولتی که شعار تدبیر را سر دست گرفته، نیست. خوب یا بد، «سبد، صف، بی‌تدبیری» از صدر تا ذیل، دستپخت دولت اعتدال است و این یکی را دیگر نمی‌توان گردن فلانی و بهمانی انداخت. متاسفانه این قبیل بی‌تدبیری‌ها، دودش قبل از همه در چشم «مردم» می‌رود و دقیقا از همین منظر، دولت محترم باید متوجه ابعاد بی‌تدبیری خود در حوزه معیشت باشد.

«تدبیر» در این دولت، شعاری بیش نخواهد بود الا آنکه، آقایان اساسا نگاه خود را به مردم تغییر دهند، از تقسیم ملت بشدت پرهیز کنند، رای مردم را یگانه و واحد بخوانند، حرمت همگان را نگه‌دارند و بیش از تمرکز بر بیرون، نگاه به همین جامعه خود داشته باشند. ما در «وطن امروز» همچنان که بارها گفته‌ایم، کمافی‌السابق منتظریم تا بی‌آنکه «رسانه دولت» باشیم، در قامت «بولتن خدمت»، به انتشار اخبار کار و تلاش دولت اعتدال بپردازیم، آری! ما «منتظر» باقی می‌مانیم، لیکن وقتی از دولت، آنجا که می‌خواهد کار کند، «بی‌تدبیری» می‌بینیم، نمی‌توانیم چشم بر یلدای ستم این مردم خوب و دوست‌داشتنی ببندیم. این دولت، هر چنددهم درصد که باشد و هرچند که مشاوران ناخوب داشته باشد، حداقل 4 سال از عمر جمهوری اسلامی است. فلذا ما هیچ دلیلی برای مخالفت ذاتی با آن نداریم. ما خود را اپوزیسیون هیچ دولتی از دولت‌های جمهوری اسلامی نمی‌دانیم اما چه کنیم که بی‌تدبیری دولت تدبیر، همچنان که حائل میان دولت و مردم است، حائل میان ما و دولت نیز هست؟!