تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بگویید "چ" بیاید، دلم برایش تنگ شده!

تعداد بازدید : 947
بگویید "چ" بیاید، دلم برایش تنگ شده!

چ آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا که به حوادث دو روز از آزادسازی پاوه و اعزام شهید چمران به عنوان نماینده دولت  می پردازد. فيلم خوش ساخت، با قواره و با استاندارهاي بالاي كارگرداني توليد شده است. فضاسازي، دكور، و درآوردن حس و حال زمان پاوه با ظرافت صورت گرفته است به طوری که در همان دقایق ابتدایی فیلم مخاطب را به وجد می آورد.

مهمترين خصلت فيلم اين است که كاملا يك فيلم سينمايي است. يعني از تمام عناصر براي توليد يك اثر در استاندارهاي بالا مثل موسيقي، فيلمبرداري، دكور، كارگرداني تدوين، جلوه هاي ويژه، ريتم خود فيلم و ... به خوبي بهره برده است. و جالب تر آن که بسیاری از این فناوری های نوین که بدست آوردن آنان در داخل کشور غیر ممکن بود، به وسیله نیروهای جوان داخلی و با اعتماد ابراهیم حاتمی کیا بدست آمده است. حاتمی کیا در نشست خبری چ گفت، می توانستیم با بودجه ای که داشتیم از افراد متخصص خارج از کشور استفاده کنیم ولی من دیدم که آن حس را بدون شک نمی تواند منتقل کند و الحق باید گفت چنین شده است و تمام فیلم ساختار منسجم و حسی ای را در خود دارد. از لحاظ ساخت و فرم باید به ابراهیم حاتمی کیا تبریک گفت، هم از آن جهت که توانسته یک "جنگ" را به معنای واقعی کلمه به تصویر بکشد و هم برای بازگشتش به سینمای دفاع مقدس. سینمایی که ابراهیم ها از جنس آن اند.

 فیلم کاملا بر اساس مستندات و دقیق ساخته شده است و حال و هوای چمران در آن روزها را به خوبی به بیننده منتقل می کند:

« خداوندا! چه منظره ای داشت این خانه پاسداران؛ چه دردناک؛ چه مصیبت زده! گویی صحرای محشر است، کردهای مؤمن پاوه از زن و مرد در استغاثه، به این خانه پناه می‌آوردند؛ اما جز یأس و ناامیدی، ثمره‌ای نمی‌گرفتند... در این شب مخوف، فقط تعداد کمی پاسدار مجروح و دل شکسته، در میان محاصره هزاران مسلح ضد انقلاب، در میان گردابی از بلا و مصیبت، غوطه می‌خوردند... چه شبی بود این شب قدر! امیدی به صبح نداشتم؛ دل به شهادت بسته بودم؛ با زمین و آسمان، وداع کرده بودم. فقط تصمیم داشتم در آخرین معرکه زندگی، چنان ضرب شستی به دشمن نشان دهم که هر وقت اصحاب کفر و نفاق، آن را به یاد بیاورند، بر خود بلرزند.» (بخش‌هایی از کتب «جهاد و شهادت» شامل دست‌نوشته‌های شهید چمران)

بازي هاي فيلم يكدست و روان است. مخصوصا بازي عرب نيا (شهید مصطفی چمران) و بابك حميديان (شهید اصغر وصالی)، و به جرات می توان گفت نقش شهید اصغر وصالی آنگونه خوب اجرا شده که هم همسر شهید در نامه ای از کارگردان تشکر کند و هم بازیگر را آن چنان تحت تاثیر گذاشته که در نشست فیلم بغض کند و حتی در هنگام دریافت سیمرغ بلورین دستمال سرخ (که نشانه اصغر وصالی است) بر دست داشته باشد و آن را ببوسد.

چمران يك فرد سوپر حزب‌اللهي به معناي رايج كلمه نبود. حاتمي‌كيا جمله درستي در دهان بابك حميديان گذاشته: «مي‌دونم! تو بزرگي! شجاعي! عاقلي! ولي من نمي‌فهم‌ات» خيلي از حزب‌اللهي‌هاي همان موقع و حالا هم به همين دليل چمران را نفهميده‌اند و نمي‌فهمندش! بي‌دليل هم نبود كه در شلوغي های سال‌هاي 58 و 59 در تهران، شده بود که عده‌اي از همين حزب‌اللهي‌ها روي ديوارهاي دانشگاه تهران عليه همين چمران ديوار نويسي كنند.

 

نسبت امام و چمران هم نسبت خاصي بود. سراغ نداريم امام در مورد شخصي سفارش كنند كه «بگوييد فلاني بيايد تهران، دلم برايش تنگ شده!» چيزي كه در مورد چمران اتفاق افتاده! به نظر بهترين و دم دست ترين مرجع براي فكر كردن در اين نسبت، دست‌نوشته‌هاي چمران در همان دو سه روزي است كه در پاوه حضور دارد. لحن نوشته‌هاي چمران در اين دست‌نوشته‌ها، حماسي و شهادت‌طلبانه است نه لحن خنثي كه در فيلم نشان مي‌دهد. چمرانِ خميني، فردي است كه وقتي همه هيات دولت موقت استعفا داده و ساختمان نخست وزيري را ترك كرده بودند، چراغ اتاقش روشن مانده بود. رفتند وقتي سراغش كه: «آقاي دكتر! شما قصد رفتن نداريد؟!» آرام و متين جواب داده بود: «شما اگر مي‌خواهيد برويد، برويد! من امام را تنها نمي‌گذارم!»

 اما ولوله ای که پیام رادیویی امام خمینی در جان چمران و مردم پاوه می اندازد، بی شک بهترین قسمت فیلم است،  که اوج اقتدار و سرافرازی رهبر کبیر انقلاب را نشان داده است.

 فیلم سعی کرده وجوه مختلفی از چمران را نشان دهد، چمران عارف، چمران مذاکره، چمران خشم انقلابی، چمران چریک و در نهایت چمران خمینی. اما در نزدیک به دو ساعت فیلم با روایت یک موضوع مشخص (آزادسازی پاوه) چمران موضوع اصلی فیلم نیست و با تمام تلاش های محترم کارگردان نتوانسته ابعاد مختلف شهید چمران را به مخاطب برساند. چه اینکه شاید کارگردان این هدف را نیز نداشته و از عنوان فیلم پیداست که چ، حرف اول چمران است و هدف معرفی کامل چمران نیست. اصلا در دو ساعت نمی شود آن شخصیت ذوابعاد را ترسیم کرد.

 گر بریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد...