تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

مسئله، رئيس موسسه آموزشي امام خميني نيست؛

تعداد بازدید : 960
مسئله، رئيس موسسه آموزشي امام خميني نيست؛ مسئله امام خميني (ره) است!

البته هجمه ها و هتاكي ها به ايشان چيز تازه اي نيست و منحصر به همين ماه هاي اخير هم نمي شود؛ چرا كه تير كينه، كينه توزان نسبت به مطهري زمان سال ها است كه شدت گرفته است؛ از همان زماني كه آيت الله مصباح يزدي در مقابل انحراف ها و سياست هاي ليبرالي آقايان قد علم كرد و با استدلال هاي مستحكم خود پاسخ كساني را كه آرزوي به موزه فرستادن امام خميني و افكار ايشان را در سر مي پروراندند، مي داد، از حمله هاي مداوم آن ها هم بي نصيب نمي ماند. آن روزها مدعيان "آزادي بيان" به استدلال ها و مباحث مستحكم علمي آيت الله مصياح يزدي نه با مباحث علمي و منطقي، كه با اهانت و هجمه هاي پي در پي جواب مي دادند. شبكه رسانه اي گسترده اي كه در اختيار اين افراد بود كمتر زماني بود كه خالي از كينه توزي هاي مدعيان "زنده باد مخالف من" نسبت به مياحث علمي و منطقي علامه مصباح يزدي باشد.

البته كينه توزي ها و حمله ها به كسي كه ابايي از مقابله با انحراف هاي انحصارطلبان نداشت، هيچ گاه در اين سال ها متوقف نشد، اما چند ماهي است كه بار ديگر هجمه ها و دروغ پردازي ها نسبت به علامه فزوني گرفته است و آنان كه روشنگري هاي علمي و منطقي ايشان مانع نيل به اهداف شوم شان شده است، بار ديگر بستر را مناسب عقده گشايي ديده اند. به همين جهت است كه مي بينيم حتي كساني كه اگر قرار باشد از نظر علمي آن ها را سنجيد، با شاگردان علامه هم قابل مقايسه نيستند به هجمه عليه ايشان مي پردازند. از همین رو كه چند روز قبل يكي از كساني كه به لطف و عنايت صدا و سيما حالا ديگر "استاد اخلاق"! هم نام گرفته است، به دروغ پردازي و هجمه عليه آيت الله مصياح يزدي پرداخت. اين آقاي استاد اخلاق مدعي شده است كه علامه مصباح يزدي در انقلاب حضور نداشته است و بهتر است در امور سياسي دخالت نكند!

در رابطه با اين ادعاي تهي از واقعيت بايد گفت؛ كه اولا اين سخن فقط ادعا و آرزوي اين افراد است چرا كه اسناد و مدارك زيادي وجود دارد كه از حضور پر رنگ ايشان در انقلاب حكايت مي كند به طوري كه «در جلد سوم مركز اسناد انقلاب اسلامي بيش از 18 امضاء از آيت الله مصباح يزدي در ذيل بيانيه ها و اطلاعيه ها در حمايت از امام و نهضت اسلامي ثبت است» كه حتي برخي از كساني كه امروز ادعاي انقلابي گري هم دارند اين تعداد امضا ذيل بيانيه هاي مختلف از آن ها وجود ندارد. يا فعاليت هاي نظري و آموزشي علامه مصباح يزدي در راستاي اهداف انقلاب و نهضت امام در سال هاي منتهي به انقلاب اسلامي، چيزي نيست كه بتوان آن ها را انكار كرد. مگر مي شود سلسله درس هايي كه با عنوان «حقوق و سياست در قرآن» توسط آيت الله مصباح يزدي براي طلاب جوان و در تببين نظام سياسي اسلام در سال هاي 1356-1355 ارائه مي شد را انكار كرد. يا چگونه مي توان نقش برجسته ايشان در انتشار نشريه هايي مانند "بعثت" و‌ "انتقام" به همراه برخي از ديگر شاگردان امام خميني (ره) را كه مشي انقلابي و مبارزه جويانه اي داشت، را در سال هاي منتهي به انقلاب اسلامي را ناديده گرفت.

 البته يك واقعيت كه وجود دارد و در دامن زدن به دورغ پردازي هاي برخي آقايان از جمله استاد اخلاق! ياد شده كمك مي كند اين است كه آيت الله مصباح يزدي برخلاف مراد اين آقايان، هيچ گاه تلاش نكرده است تا فعاليت هاي انقلابي خود را به رخ جامعه بكشد و از طريق رسانه هاي مختلف خود را صاحب انقلاب و يا انقلاب را فرزند خود عنوان كند! اما اينكه مثلا ايشان چنين تلاشي نكرده است و يا در شبكه رسانه اي آقايان تلاش مي شود كه نقش ايشان در فعاليت هاي انقلاب را ناديده بگيرند و واقعيت ها را تحريف كنند، دليلي بر حضور نداشتن ايشان در نهضت نمي باشد!

نكته ي ديگر اينكه بر فرض اينكه شخصيتي علمي وجود داشته باشد كه در آن سال ها در انقلاب حضور نداشته است (كه البته بر طبق اسنادي كه در بالا گفته شد چنين فرضي در مورد آيت الله مصباح صحت ندارد) و امروز در خدمت آرمان هاي انقلاب و نظام قرار دارد، آيا مي توان مدعي شد چون اين فرد در انقلاب نقش آفريني نكرده است امروز هم حق ندارد از آرمان هاي انقلاب و نظام اسلامي دفاع كند؟! مگر غير از اين است كه حضرت امام با صراحت فرموده اند: «ملاك حال فعلي افراد است». ديگر اينكه مگر غير از اين است كه افرادي بوده اند و هستند كه در انقلاب هم نقش آفريني كرده اند اما گذشت زمان آن ها را در تقابل با انقلاب و آرمان هاي نظام قرار داد و براي مقابله با همان انقلاب از هيچ تلاشي دريغ نكردند و نمي كنند؟! مگر نبودند كساني كه حتي در هواپيما هم با امام بودند اما توسط همان امام طرد شدند؟! لذا امروز ديگر مبرهن است كه توسل به اين شيوه كه به دروغ منكر نقش يك شخصيت برجسته در انقلاب مي شوند و به اين بهانه تلاش مي كنند وي را تخريب كنند و يا از سوي ديگر فردي را كه زماني در انقلاب نقش آفريني كرده است، انتظار دارند تمام انقلاب و نظام در پاي وي فدا شود، نخ نما شده است و جوابگوي اهداف آقايان نخواهد بود.

اما سئوال اساسي كه پيش مي آيد اين است كه چرا و با چه انگيزه اي عده اي با نام اخلاق و انقلابي گري به سهولت شخصيت علمي و برجسته اي چون علامه مصباح يزدي را حتي با دروغ پردازي مورد هجمه قرار مي دهند و آشكارا آرزو مي كنند كه كاش ايشان در مباحث سياسي ورود نكند؟! اساس دليل اين همه هجمه و اهانت به ايشان از سوي برخي از سياسيون چيست؟! و چرا هيچ گاه، هيچ كدام از مخالفين ايشان در فضاي علمي و منطقي پاسخي به مباحث ايشان نمي دهند و مباحث خود را فقط در اهانت و انتساب مطالب غيرواقعي به علامه خلاصه مي كنند؟!

نگاهي به سير هجمه ها به رئيس موسسه آموزشي امام خميني (ره) در طول سال هاي گذشته نشان مي دهد كه بيم اصلي از اين همه حمله و دروغ پردازي نسبت به ايشان، تفكرات و ديدگاه هاي متسدل و مستحكم آيت الله مصباح يزدي است كه ايشان با نبوغ علمي و منطقي كم نظيري و به طور تمام قد از اسلام ناب محمدي (ص) كه امام خميني (ره) همواره بر آن تاكيد داشتند دفاع مي كنند. رويه علامه مصياح يزدي نشان داده است كه ايشان هيچ گاه كم ترين ابايي از هجمه ها و اهانت هاي مخالفين و انحصار طلبان نداشته اند و حجم گسترده حملات به ايشان موجب نشده است كه كمترين عقب نشيني نسبت به دفاع از آرمان هاي امام و انقلاب داشته باشد. بسيار مبرهن است كه هم مخالفين و هم علاقه مندان به علامه به خوبي مي دانند كه در طول سال هاي گذشته ايشان از برجسته ترين شخصيت ها و سردمدارن علمي هستند كه از مباني و اصول اساسي انقلاب اسلامي و آرمان هاي امام خميني (ره) دفاع كرده اند و مي كنند. همگان مي دانند انديشه ها و مكتب فكري و سياسي اي كه توسط علامه مصباح يزدي امروزه مطرح مي شود، همان ديدگاه ها و مباني امام خميني (ره) است كه نگاهي به مكتوبات و سخنان حضرت امام و مقايسه آن با آنچه امروز توسط آيت الله مصباح مطرح مي شود، اين واقعيت را تاييد مي كند. لذا بدون ترديد اصلي ترين و مهم ترين دليل اين همه هجمه ها به علامه مصباح يزدي نه صرفا به خاطر شخص ايشان، كه به خاطر ترويج انديشه ها و آرمان هاي امام خميني (ره) است. مخالفين رئيس موسسه آموزشي امام خميني (ره) شايد حتي بعضا در ظاهر ادعاي حمايت از امام را هم بكنند، اما امروز بيش از هر زماني  مشخص شده  است كه دليل اصلي هجمه هاي بي محابا آن ها به علامه مصباح يزدي، بيش از هر چيز به خاطر مخالفت و كينه توزي اين آقايان با حضرت امام (ره) و انديشه هاي ايشان است. پر واضح است كه امروز عده اي از اينكه آرمان هاي ناب امام خميني (ره) با شجاعت و جسارت مطرح شود، بيم دارند. لذا بايد گفت مسئله، رئيس موسسه آموزشي امام خميني نيست؛ مسئله خود امام خميني (ره) است.