تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

كتمان حقّ، ظلم به دین خدا

تعداد بازدید : 537
كتمان حقّ، ظلم به دین خدا

گاه سكوت در جایى كه باید سخن گفت و افشاگرى كرد، مصداق كتمان حق مى‏شود، و این در موردى است كه مردم نیاز شدیدى به درك واقعیتى دارند و دانشمندان آگاه مى‏توانند با بیان حقیقت این نیاز مبرم را برطرف سازند.


إِنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْكِتابِ أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ (بقره ـ 159)

كسانى كه آنچه را از دلائل روشن و اسباب هدایت را نازل كرده‏ایم، با آنكه براى مردم در كتاب بیان ساخته‏ایم، كتمان مى‏كنند، خداوند آنها را لعنت مى‏كند و همه لعنت كنندگان نیز آنان را لعن مى‏نمایند.

 

كتمان حق ممنوع!

گرچه روى سخن در این آیه طبق شأن نزول، به علماى یهود است، ولى این معنى هرگز مفهوم آیه را كه یك حكم كلى و عمومى درباره كتمان كنندگان حق بیان مى‏كند محدود نخواهد كرد.

به عبارت دیگر می توان گفت که گرچه مورد آیه، دانشمندان یهود و نصارى هستند كه حقایق تورات و انجیل را براى مردم بیان نمى‏كردند، ولى جمله‏ى «یَكْتُمُونَ» كه دلالت بر استمرار دارد، شامل تمام كتمان كنندگان در طول تاریخ مى‏شود. چنان كه لعنت پروردگار نیز تا ابد ادامه خواهد داشت.

آیه شریفه، این افراد را با شدیدترین لحنى مورد سرزنش قرار داده مى‏گوید:" كسانى كه دلائل روشن و وسائل هدایت را كه نازل كرده‏ایم بعد از بیان آن براى مردم در كتاب آسمانى، كتمان مى‏كنند خدا آنها را لعنت مى‏كند (نه فقط خدا) بلكه همه لعنت كنندگان نیز آنها را لعن مى‏كنند.

از این آیه به خوبى استفاده مى‏شود كه هم خدا، و هم تمامى بندگان خدا و فرشتگان او از این كار بیزارند، و به تعبیر دیگر"كتمان حق" عملى است كه خشم همه طرفداران حق را بر مى‏انگیزد، چه خیانتى از این بالاتر كه دانشمندان، آیات خدا را كه امانت هاى او است به خاطر منافع شخصى خویش كتمان كنند و مردم را به گمراهى بكشانند.

جمله" مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْكِتابِ" اشاره به این است كه این گونه افراد در واقع زحمات پیامبران و فداكارى مردان خدا را در نشر آیات پروردگار با این عمل خود بر باد مى‏دهند، و این گناهى است بزرگ و غیر قابل اغماض.

از امام على علیه السلام پرسیدند: " بدترین خلق خدا بعد از ابلیس و فرعون ... كیست؟" امام در پاسخ فرمود: :" آنها دانشمندان فاسدند كه باطل را اظهار و حق را كتمان مى‏كنند و همانها هستند كه خداوند بزرگ در باره آنها فرموده: لعن خدا و لعن همه لعنت كنندگان بر آنها خواهد بود"!

مفاسد كتمان حق‏

موضوعى كه از دیر زمان باعث حق‏كشى‏هاى فراوان در جوامع انسانى گردیده، و اثرات مرگبار آن تا امروز هم ادامه دارد ، مساله كتمان حق است.

آیه فوق گرچه در حادثه خاصى نازل شد ولى بدون شك حملات آن متوجه همه كسانى است كه سهمى در این كار دارند.

تهدید و مذمتى كه در آیه مورد بحث نسبت به كتمان كنندگان حق آمده در قرآن منحصر به فرد است، چرا چنین نباشد؟ مگر نه این است كه این عمل زشت مى‏تواند امت ها و نسلهایى را در گمراهى نگهدارد؟ همانگونه كه اظهار حق مى‏تواند مایه نجات امت ها شود.

انسان فطرتاً خواهان حق است و آنها كه حق را كتمان مى‏كنند ، در واقع جامعه انسانى را از سیر تكامل فطرى باز مى‏دارند.

اگر به هنگام ظهور اسلام و بعد از آن، دانشمندان یهود و نصارى در مورد بشارتهاى عهدین افشاگرى كامل كرده بودند و آنچه را در این زمینه مى‏دانستند در اختیار سایر مردم مى‏گذاردند ممكن بود در مدت كوتاهى هر سه ملت زیر یك پرچم گرد آیند، و از بركات این وحدت برخوردار شوند.

كتمان حق مسلماً منحصر به كتمان آیات خدا و نشانه‏هاى نبوت نیست ، بلكه اخفاى هر چیزى كه مردم را مى‏تواند به واقعیتى برساند در مفهوم وسیع این كلمه درج است.

حتى گاه سكوت در جایى كه باید سخن گفت و افشاگرى كرد، مصداق كتمان حق مى‏شود، و این در موردى است كه مردم نیاز شدیدى به درك واقعیتى دارند و دانشمندان آگاه مى‏توانند با بیان حقیقت این نیاز مبرم را برطرف سازند.

به تعبیر دیگر افشا كردن حقایق در مسائل مورد ابتلاى مردم، مشروط به سۆال نیست، و اینكه نویسنده تفسیر المنار در ذیل آیه مورد بحث از بعضى نقل كرده: كتمان مخصوص جایى است كه سۆال از چیزى شود درست به نظر نمى‏رسد.

به خصوص اینكه قرآن تنها از مساله كتمان سخن نمى‏گوید، بلكه بیان و تبیین حقایق را نیز لازم مى‏شمرد، و همین اشتباه شاید سبب شده كه جمعى از دانشمندان از بازگو كردن حقایق لب فرو بندند به عذر اینكه كسى از آنها سۆالى نكرده است، در حالى كه قرآن مجید مى‏گوید: وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثاقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَیِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ:" خداوند از كسانى كه كتاب آسمانى به آنها داده شده پیمان گرفته است كه آن را حتما براى مردم بیان كنید و كتمان ننمائید" (آل عمران- 187).

این نكته نیز قابل توجه است كه گاه سرگرم ساختن خلق خدا به مسائل جزئى و فرعى كه سبب شود مسائل اصلى و حیاتى را فراموش كنند نیز نوعى كتمان حق است، و اگر فرضاً تعبیر" كتمان حق" شامل آن نشود بدون شك ملاك و فلسفه تحریم كتمان حق در آن وجود دارد.

 

كتمان حق در روایات

در احادیث اسلامى نیز شدیدترین حملات متوجه دانشمندان كتمان كننده حقایق شده، از جمله پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله مى‏فرماید: " هرگاه از دانشمندى چیزى را كه مى‏داند سۆال كنند و او كتمان نماید ، روز قیامت افسارى از آتش بر دهان او مى‏زنند"! (مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث)

در حدیث دیگرى مى‏خوانیم كه از امام على علیه السلام پرسیدند: " بدترین خلق خدا بعد از ابلیس و فرعون ... كیست؟" امام در پاسخ فرمود: :" آنها دانشمندان فاسدند كه باطل را اظهار و حق را كتمان مى‏كنند و همان ها هستند كه خداوند بزرگ درباره آنها فرموده: لعن خدا و لعن همه لعنت كنندگان بر آنها خواهد بود"! (احتجاج طبرسى (مطابق نقل نور الثقلین ج 3 ص 139)

كتمان حقّ، ظلم به دین خدا و حقّ مردم نسبت به هدایت یافتن است. لذا كتمان كنندگان حقّ را، خدا و مردم لعنت مى‏كنند. «یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»

لعن چیست؟

" لعن" در اصل به معنى طرد و دور ساختنى است كه آمیخته با خشم و غضب باشد، بنابراین لعن از ناحیه خداوند یعنى دور ساختن كسى را از رحمت خویش و از تمام مواهب و بركاتى كه از ناحیه او به بندگان مى‏رسد، و اینكه بعضى از بزرگان اهل لغت گفته‏اند لعن در آخرت به معنى عذاب و عقوبت و در دنیا به معنى سلب توفیق است در واقع از قبیل بیان مصداق مى‏باشد، نه اینكه مفهوم لعن منحصر به این دو موضوع گردد.

واژه" اللاعنون" (لعن كنندگان) معنى وسیعى دارد كه نه تنها فرشتگان و مۆمنان را شامل مى‏شود، بلكه علاوه بر آن، هر موجودى كه با زبان حال یا قال، سخنى مى‏گوید، او هم در این مفهوم وسیع داخل است، بخصوص اینكه در پاره‏اى از روایات مى‏خوانیم كه (مثلاً) دعاى خیر و استغفار همه موجودات زمین و آسمان حتى ماهیان دریا شامل حال طالبان علم و دانش است (و انه یستغفر لطالب العلم من فى السماء و من فى الارض حتى الحوت فى البحر (اصول كافى ج 1 باب ثواب العالم و المتعلم حدیث یك) جایى كه آنها براى دانش طلبان استغفار كنند ، براى كتمان كنندگان دانش لعن خواهند كرد!

 

پیام‏های آیه:

1ـ ظلم فرهنگى، بدترین ظلم‏هاست كه لعنت خالق و مخلوق را به دنبال دارد. «یَكْتُمُونَ» ، «یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»

2ـ كتمان، حقّ ممنوع است، چه كتمان معجزات و دلائل حقّانیّت باشد «الْبَیِّناتِ» و چه كتمان رهنمودها و ارشادات. «الْهُدى‏»

3ـ كتمان حقّ، بزرگترین گناهان است. چون مانع هدایت مردم و باعث باقى ماندن نسل‏ها در گمراهى است. «یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ»

4ـ كتمان حقّ، ظلم به دین خدا و حقّ مردم نسبت به هدایت یافتن است. لذا كتمان كنندگان حقّ را، خدا و مردم لعنت مى‏كنند. «یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»

5ـ نفرین و لعنت مردم، مۆثر است و باید از اهرم نفرت مردم براى نهى از منكر استفاده نمود. «یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»