تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

قانون گرایی در اندیشه امام؛

تعداد بازدید : 1172
قانون گرایی در اندیشه امام؛
تفاوت جمهوری اسلامی و طالبان در قانون مداری

بنیاد هر جامعه زنده و سالمی بر قانون و گرایش جمعی به آن استوار گشته است. جست‌و‌جوگری در علل ماندگاری برخی جوامع یا رژیم‌های سیاسی، این مهم را به دست می‌دهد که راز بقای آن‌ها، نوعی پای بندی به قانون بوده است، هر چند که نمی‌توان چنین جامعه‌ها یا نظام‌هایی را سالم و ملی و مردمی تلقی کرد. در مورد اقوام مهاجم و بدوی مانند مغول و تاتار نیز می‌توان قانون را سراغ گرفت؛ به تعبیر دیگر هر قوم و ملت و نظامی که توانسته است مدت زمانی را دوام بیاورد، خواه ناخواه به اصولی که اخلاق یا آیین آنان القا کرده است، التزام عملی داشته‌اند.

 قانونی برای همه

اگر قانونی مکتوب در میان قومی مشاهده نشود، می‌توان از قهرمان یا پیشوایی سراغ گرفت که درمنظر قوم خویش تجسم قانون بوده است. اینکه حضرت امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ خوارج کوته اندیش و ظاهرگرا، ناگزیر بودن جامعه از داشتن نظام و امارتی را مطرح می‌سازد، ناظر به همین ضرورت است، یعنی هر ملتی باید حکومت و نظامی جابرانه یا عادلانه داشته باشد وگرنه آشوب آفرینی مجالی برای زیستن باقی نمی‌گذارد: اینان [خوارج] گویند فرمان‌روایی را جز خدا روا نیست، حالی که مردم را حاکمی باید، نیکو کردار یا تبه‌کار، تا در حکومت او مرد با ایمان کار خویش کند و کافر بهره خود برد، تا آن‌گاه که وعده حق سر رسد و مدت هر دو در رسد. در سایه حکومت او، مال دیوانی را فراهم آورند و با دشمنان پیکار کنند و راه‌ها را ایمن سازند و به نیروی او حق ناتوان را از توانا بستانند تا نیکو کردار روز به آسودگی به شب رساند و از گزند تبه‌کار در امان ماند. (۱)

امام خمینی و قانون اساسی

بنیانگذار جمهوری اسلامی، از‌‌ همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، بر قانون و نهادینه سازی اصول و آرمانهای دینی و سیاسی مردم تأکید داشت. از این رو نخبگان جامعه را به اظهار نظر پیرامون پیش نویس قانون اساسی و تدوین متناسب با اسلام و مقتضیات زمان و مکان برانگیخت و مسئولیت تصویب و مشارکت مردم در رأی دادن به اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی را بر دوش مسئولان و نمایندگان ملت نهاد. ایشان، آنگاه که احساس خطر نمود و برخی عوامل داخلی و خارجی را مانع تحقق قانون گرایی دانست، ناچار از اتخاذ موضع قاطعانه گشت. امام خمینی بر خلاف تصور و القای برخی از جریانهای سیاسی جامعه که طرح قانون اساسی را حرکتی زودهنگام تلقی کرده و معتقد به اعمال شیوه‌های انقلابی در حکومت بودند- بر این باور اصرار داشتند که جامعه باید یک متن قانونی داشته باشد و تاسیس نهادهای قانونی، امری اجتناب ناپذیر است. این همه، نشانگر ضرورت حاکمیت قانون در نظام نوپای جمهوری اسلامی بود، تا چارچوب مسئولیت‌ها و حقوق برای همگان مشخص گشته و بتوان از تخلف و عدم تخلف قانونی سخن به میان آورد: من در این موقع که برای رأی‌ گیری در قانون اساسی است، احساس خطر می‌کنم، احساس توطئه می‌کنم و لازم می‌دانم تذکراتی به ملت ایران بدهم تا تکلیف خودم را ادا کرده باشم. این چند روز، این چند روز که صحبت از قانون اساسی و نشر قانون اساسی است، مسائلی طرح می‌شود که به نظر من توطئه‌ای در کار است. توطئه‌ای که برای اسلام و برای مسلمین و برای کشور ما خطر پیش می‌آورد. این چند روز که صحبت از قانون اساسی است و مطالعه در قانون اساسی و به رفراندوم قرار دادن قانون اساسی، بعد از مجلس و بعد از مطالعه کار‌شناسان، مطالبی پیش آمده است که من احساس خطر می‌کنم و لازم می‌دانم ملت را از این خطر آگاه کنم. (۲)

 امام خمینی آشکارا ملت را از خطر هرج و مرج اجتماعی و سیاسی که غالبا جامعه‌های انقلابی و‌‌ رها شده از نظام دیکتاتوری را تهدید می‌کند- آگاه می‌سازد. و از طرفی ملت مسلمان ایران را بدین حقیقت اشنا می‌کند که در فرهنگ و سیاست و اخلاق اسلام محمدی، این قانون است که حکم می‌راند نه شخص و دسته. بنابراین، باید انقلاب اسلام را به سمت قانون و حکومت قانون پیش راند و از این رهگذر، مصونیت انقلاب را در برابر آسیب رسانی‌های هرج و مرج گرایان به دست آورد: اگر بنا باشد که باز یک جامعه هرج و مرجی باشد، آسیب‌بردار هست. همه چیزش باید سر جای خودش محکم باشد و موازین باید موازین الهی باشد و مملکت یک ممکلت اسلامی باشد. قانون اسلام باشد. در اسلام یک چیز حکم می‌کند و آن قانون است. زمان پیغمبر هم قانون حکم می‌کرد. پیغمبر مجری بود. زمان امیرالمؤمنین هم قانون حکم می‌کرد. امیرالمؤمنین مجری بود. همه جا باید این‌طور باشد که قانون حکم کند. (۳)

 حکومت قانون

در منظر دینی سیاسی امام خمینی، اسلام، یعنی قانون و حاکمیت قانون. ایشان حتی ولی الله اعظم، حضرت رسول (ص) و نیز وارث آن حضرت را اجرا کننده قانون می‌خواند، زیرا در اسلام، قانون، قانون خداست که در آیات قرآن کریم تجلی کرده است. بنابراین، هیچ کس چه حاکم مسلمان و چه فقیه و ولی فقیه- نمی‌تواند حکم خود را جایگزین حکم خدا سازد: یعنی خدا حکم بکند: حکم خدا. حاکم یکی است: خدا. قانون، قانون الهی،... اگر بخواهند از خودشان یک چیزی بگویند، پیغمبر اکرم که رأس همه عالم است، خدا به او خطاب می‌کند که اگر یک چیزی برخلاف آن چیزی که من گفته بودم بگویی... رگ کمرت را پاره می‌کنم... البته معلوم بود که هیچ وقت تخلف نمی‌کند. لکن سرمشق است... تا من و شما بفهمیم مطلب را، تکلیفمان را بفهمیم... تا همه مردم تکلیفشان را بف‌مند که اگر پیغمبر این‌طور است، دیگران هم همین‌طور (۴)

 امام خمینی همانگونه که مردم را به سمت قانون و قانونگرایی در جامعه سوق می‌دهد و می‌کوشد تا در فرصتهای اولیه انقلاب، اصول قانون اساسی را به تصویب نهایی ملت مسلمان برساند، نسبت به تخلف مسئولان و کارگزاران از قانون، هشدار می‌دهد، زیرا نظام جمهوری اسلامی در نظرگاه رهبری، نظامی است متکی به مردم و آراء آنان و نیز تغذیه شده از ایمان و قوانین الهی قرآن و سنت نبوی. چنین نظامی در صورت کج روی و تخلف ورزی از اجرای قانون، از عنایت و همراهی خداوند بی‌نصیب خواهد ماند: اگر ما تخلف کنیم از قوانین الهی، تا یک حدود خدای تبارک و تعالی مهلت می‌دهد. لکن یک وقت هم اگر از مهلتش گذشت، دیگر معلوم نیست چه خواهد شد؟!... اعتنا نکنیم به قوانین اسلام، یک وقت خدای نخواسته عنایت خدا از ما سلب می‌شود. خودمان را به خودمان واگذار می‌کند و اگر این طور شد، یکی، یکی از بین خواهیم رفت. باید همه توجه داشته باشیم و همه دعا کنید، از خدا بخواهیم که ما پیرو اسلام و پیرو قوانین اسلام باشیم. (۵)

 از طرف دیگر، امام خمینی بر این باور است که دولت قانونی اسلامی مورد نظر ایشان، دولت یا حاکمیتی وابسته به مردم بوده و به منظور برآوردن مطالبات فرهنگی و اخلاقی و اقتصادی و سیاسی آنان کوشش می‌کند، یعنی جمهوریت در این نظام، یک شعار و تعارف و قالب ظاهری و فرمایشی نبوده و بستر اجرای قانون خدا شناخته می‌شود. به همین دلیل، یک حاکمیت مشروع و قانونی نمی‌تواند مخالفت ملت و آرمانهای آنان باشد: دولت قانونی باید از مردم و برای مردم باشد، نه مخالف مردم. (۶) ایشان در جای دیگری با صراحت به ذکر مفاهیم جمهوری و اسلامیت می‌پردازند: یک حکومت جمهوری اسلامی، اما جمهوری است برای اینکه به آرای اکثریت مردم متکی است و اما اسلامی، برای اینکه قانون اساسی‌اش عبارت است از قانون اسلام. (۷)

 بنیانگذار جمهوری اسلامی در ارتباط با حکومت قانون، هیچگاه جایگاه و حقوق و آزادی‌های ملت را نادیده نمی‌گیرد، زیرا جامعه و حکومت قانون بدون مردم و رأی آن‌ها و حمایت و فداکاری آنان شکل نمی‌گیرد، هرچند که به نام اسلام باشد. حاکمیت‌های نامشروع، مانند طالبان در افغانستان بر درستی این سخت دلالت دارند. یک حکومت ملی و مردمی است که به رغم توطئه‌ها و تهدیدهای استعماری دوام می‌آورد و همواره روندی روبه رشد و پیشرفت و نشاط خواهد داشت: حکومت اگر حکومت ملی باشد به دست ملت، یک حکومتی وجود پیدا بکند، چون از خودشان است، اگر یک وقتی از بین برود، همه ناراحت می‌شوند. اگر بخواهد از بین برود، همه پشتیبانند، لکن حکومت اگر چنان‌چه پایه قدرتش بر دوش ملت نباشد، به این وضع در می‌آید که... دیدید... شادی‌ها آن‌طور شد که دیدید. (۸)

 امام خمینی و قانون گرایی

رهبر فقید انقلاب اسلامی، با هرگونه حرکت خودسرانه مخالف بود و وابستگی شخصی به نهادی انقلابی را توجیه گر قانون گریزی نمی‌دانست، زیر اگر اینگونه کار‌ها در نظامی به صورت رویه درآید، مردم نسبت به قانون بی‌اعتنا گشته و کم کم جامعه به سمت قانون گریزی و قانون ستیزی کشانده می‌شود: حالا تشخیص دادند که آنجا فلان آدم، بد آدمی است، می‌روند، می‌گیرندش... فرض کنید- باغش را می‌گیرند، می‌روند زمینش را می‌گیرند. این‌طور کار‌ها اسباب این می‌شود که مشوش کند امور را. این برخلاف نظام اسلام است، بر خلاف نظام... جمهوری اسلامی است. این‌طور چیز‌ها باید جداً جلویش گرفته بشود که پاسدار بدون امر دادستان کل، بدون امر عدلیه نتواند دخالت بکند در امور... این‌طور نباشد که حالا ببیند یک قدرتی دارد، هر کاری دلش می‌خواهد بکند... هرج و مرج و طاغوتی معنایش همین است که بی‌نظم و بی‌انضباط، یک کاری را انجام بدهد. (۹)

 از گفتار و هشدار امام خمینی، چند نکته به دست می‌آید. نخست اینکه: ضابطان امور قضایی کشور بدون حکم قاضی و هماهنگی با مسئولان قضایی جامعه، حق هیچگونه دخالت یا پیگیری یا مصادره اموال مردم را ندارند، هرچند که از اعضای یک نهاد انقلابی باشند. دوم اینکه امام خمینی نسبت به رفتارهای غیر قانونی بسیار حساس و نگران بوده و خواستار پیشگیری مسئولان از گسترش خودسری در مجموعه تحت فرمان خود بودند. و سوم اینکه گرایش به بی‌نظمی و بی‌اعتنایی به قانون در هر موردی، مصداقی بارز از نظام سیایس طاغوت است و باید با آن به شدت برخورد کرد. بدینسان، می‌توان گفت که تمایز نظام الهی- مردمی از نظام طاغوتی، در التزام عملی به قانون آشکار می‌گردد و ملت را نسبت به مسئولان خوش بین و امیدوار می‌سازد.

 بنیانگذار جمهوری اسلامی، جهادگران سازندگی را نیز له لزوم قانون گرایی فرا می‌خواند و از مسئولان این نهاد انقلابی می‌خواهد که همواره مصالح اسلام و انقلاب را بر غفلت از قانون و گرایش‌های غیر عادلانه مقدم بشمارند. ایشان، استمرار قانون گریزی در میان کارگزاران را سبب دلسردی ملت می‌داند که بی‌تردید باعث کاهش حمایت و مشارکت اجتماعی و سیاسی آنان خواهد شد. امام خمینی به منظور اطمینان از تأثیربخشی اندرزهای پدرانه خویش، جهادگران عرصه جهادسازندگی و آبادانی کشور را که بزرگ‌ترین خدمت‌ها را به انقلاب و محرومان و روستا‌ها و عمران و پیشرفت کشور کرده اند- به جهان نفسانی دعوت می‌کند، زیرا در سایه مجاهده با نفس اماره است که می‌توان گرایش به نظام و قانون را در خود و دیگران پدیدار ساخت و تداوم بخشید. به دیگر سخن، بی‌توجهی به قانون مورد تکریم جامعه را باید نمود عینی و ملموس هواپرستی خواند، چرا که نفس آدمی دایم در حال سرکشی بوده و مهار گسیختگی اخلاقی را می‌طلبد:

 جهاد با نفس خودتان هم بکنید. اگر خدای نخواسته- در این جهاد سازندگی یک کاری بشود که بر خلاف مصلحت اسلام است، بر خلاف مصلحت انقلاب است، اسباب دلسردی مردم می‌شود... اگر بعض از اشخاص غافل، یک وقت یک عملی بکنند بر خلاف مقررات دولت اسلامی و بخواهند یک شلوغ کاری بکنند، این‌ها جهاد نفس نکرده‌اند... اخلاق اسلامی که اخوت اسلامی است و برادری است و برابری است، این را ملاحظه کنید ومبادا یک وقت در یک جایی بر خلاف مقررات و بر خلاف نظم عمل بکنید. (۱۰)

مهند حامد

 

پی نوشت‌ها:

 ۱- نهج البلاغه، خطبه۴۰

۲- صحیفه امام، ج۸، ص۱۵۹

۳- همان، ج۱۱، ص۵۲۲ ۵۲۳

۴- همان، ص۵۲۳

۵- همان

۶- همان، ج۵، ۵۴۲

۷- همان، ص ۱۷۰

۸- همان، ج۷، ص۵۰۹ ۵۱۰

۹- همان، ج۱۳، ص۴۲

۱۰- همان، ص۱۳۴