تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

قرآن طبیب فكر و روح بشر

تعداد بازدید : 1121
قرآن كريم در ارتباط با انسان، مقاماتي را داراست مقام هدايت و رهبري، تذكر و ارشاد و بشارت و انذار و غيره، از ميان اين مقامات، مقامي خاص وجود دارد كه دو خصوصيت مهمّ را داراست:
اول: اغلبِ مقاماتِ ديگر در اين مقام، نهفته است.
دوم: اوليّه‎ترين و ضروري‎ترين شأن و مقام، در برخورد با بشريّتِ گمراه و درمانده محسوب مي‎شود؛ اين كدام شأن و مقام مي‎باشد؟ قرآن پاسخ مي‎دهد:
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلاَّ خَساراً».[1]
(و پيوسته از قرآن فرو مي‎فرستيم آنچه را كه ماية شفاء و رحمت براي مؤمنين مي‎باشد و ستمگران را چيزي جز سرمايه باختگي نمي‎افزايد).
اين مقام، «مقام طبابت» روح و فكر بشر مي‎باشد؛ اصلاح انديشة فاسد و درمانِ فساد اخلاقي و آلودگي روح، و اين مقامي است كه بشر به بن بست رسيده، در بِدَر، بدنبال يافتنِ آن در جستجو و تكاپوست.
ـ طبابت انحصاري قرآن:
اين مقام در واقع شأنِ انحصاري خداوندِ‌ عالم مي‎باشد؛ اين خداست كه درمان كنندة دردها و امراض بشر مي‎باشد، از اين رو در دعاي «جوشن كبير و كميل» دردمندانه او را چنين مي‎خوانيم:
«يا طَبيبَ الْقُلُوبِ، يا طَبيبَ مَنْ لا طَبيبَ لَهُ»، «يا مَنِ اسمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرِهُ شِفاءٌ...».
(اي طبيب دلها، اي طبيب آنكه برايش طبيبي نيست)، (اي كسي كه اسمش دارو و يادش شفاست).
بارزترين جلوة طبابتِ خداوند، از طريق كلامش، قرآن و اوليائش، پيامبر و اوصياء پيامبر متحقق گشته است.
قرآن و معصوم ـ عليه السّلام ـ به اذن الهي، مقام طبابت بشر را با هم بر عهده دارند و به همين جهت حضرت علي ـ عليه السّلام ـ پيامبر اسلام را چنين معرّفي مي‎نمايد:
«طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَدْ أحْكَمَ مَراهِمَهُ وَ أحْمي مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ إلَيْهِ».
(رسول خدا، طبيبي است دوره گرد به همراه طبش، براستي مرهمها را محكم كرده و ابزار داغ را سخت گداخته است، آن را هر جايي كه نياز افتد قرار مي‎دهد ـ و درمان مي‎كند ـ).
«مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ ألْسِنَةٍ بُكُمٍ مُتَتبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَواطِنَ الْحَيْرَةِ».
(درمان قلوبي كه ـ ازديدن حقيقت ـ كور و گوشهايي كه ـ از شنيدن سخنِ حق ـ كر و زبانهايي كه ـ از بيان حقيقت ـ لال مي‎باشند؛ او با دارويش جايگاههاي غفلت و بي‎خبري و مكانهاي حيرت و سرگشتگي را جستجو مي‎كند ـ تا درمان نمايدـ).
«لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأضْواءِ الْحِكْمَةِ وَ لَمْ يَقْدَحُوا بِزِنادِ الْعُلُومِ الْثاقِبَةِ فَهُم في ذلِكَ كَالْأنعامِ الْسّائِبَة وَ الْصُّخُورِ الْقاسِيَةِ».[2]
(بشريتي كه با اشعة حكمت روشني نيافته‎اند و با آتش زنة علومِ نافذ و رهگشا، در وجودشان جرقه‎اي شكل نگرفته است، پس در اين شرايط، همچون چارپايان سرگشته و رها و صخره‎هايِ سخت غيرقابلِ نفوذ مي‎باشند ـ كه سخت نيازمند رهنمايي و هدايت هستند ـ).
ـ ايمان به طبابت انحصاري و قطعي قرآن:
از آنجا كه قرآن كريم سِمَت طبابت را از خداوند عالم اخذ كرده است پس نسخه‎اش منحصر به فرد و قطعي است:
«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ».[3]
(اي مردم از جانب پروردگار شما بسويتان محتوايي سراسر انذار و بشارت و يكپارچه بهبودي بخشِ امراضِ مستقر در سينه‎هاست و سراسر هدايت و رحمتي گسترده براي مؤمنين است).
قرآن كريم به تمام حوزه‎هاي معارف انساني، در آنچه كه به درمان و هدايت و رشدِ فكر و روح بشر مربوط مي‎شود، نظر داشته، روشنگريها و ضوابط و احكام آنها را بيان فرموده است و هيچ مسأله‎اي نيست كه قرآن آن را فروگذاشته و نظر قطعيِ خود را در آن زمينه بيان نكرده باشد؛ اين وسعت برخورد و قاطعيت در حكم، از استحكام پايگاه قرآن، ناشي مي‎شود، كه سخنِ خالق عالم است و محيط بر همة عوالم، و آگاه بر مصلحت بشر است و در حلِّ معضلات[4] خبرگي دارد:
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ».[5]
(و بتدريج بر تو كتاب را فروفرستاديم در حالي كه بيانگر هر چيزي است و سراسر هدايت و رحمت و مژده‎اي است براي تسليم شدگان).
بر اين اساس قرآن كريم تمام مكتب‎ها و مدّعيان هدايت و ارشاد بشر را به مبارزه طلبيده مي‎فرمايد:
«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً»[6].
(بگو اي پيامبر اگر تمام انس و جنّ اجتماع كنند بر اينكه همانند اين قرآن را ارائه دهند ـ هرگز ـ همانندش را نمي‎توانند بياورند اگر چه گروهي از ايشان مددكار گروه ديگر شوند).
اين هجوم و جسارت قرآن با وجود كبر و غرور مدّعيان، تاكنون بدون پاسخ مانده است، و جرأت رويارويي مستقيم با قرآن را در خود نديده به كذب و افترا و تهمت متوسل شده‎اند تا شايد از اين طريق، با ستمگري، جلو نفوذ گستردة قرآن را بگيرند.
بنابراين آنكه روي به اين طبيب مي‎آورد بايد از طبابت مدعيان به يأس رسيده باشد؛ تا اين يأس حاصل نشود و اميدي بجاي ماند، نمي‎توان از طبابت قرآن بهره‎مند شد چرا كه نسخه‎هاي قرآن، همه با هم مرتبط بوده، در پيوند با هم تأثير خود را مي‎گذارد، كنار گذاردن بعضي از آنها، موجبِ اختلال در تأثير نسخه‎هاي ديگر گشته، هلاكت را بدنبال مي‎آورد.