تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

برگزاری اولین دوره مسابقات فوتبال در ایران توسط وزیر مختار بریتانیا

تعداد بازدید : 901
برگزاری اولین دوره مسابقات فوتبال در ایران توسط وزیر مختار بریتانیا

بازی فوتبال ورزشی است که آن را پرطرفدارترین ورزش جهان می‌دانند اما به درستي معلوم نيست كه نخستين بار در كدام کشور و کدام منطقۀ جغرافیایی متداول شده و چه كساني آن را ابداع كرده‌اند.

گویا این بازي، تاريخچه‌اي چند هزار ساله دارد و گویند که نزديك به دو هزار سال پيش امپراتور هوانگ آن را برای تقويت جسم و روح سربازان خود ابداع کرده است. بازی یا ورزشی که  توپ را فقط با ضربه‌هاي پا به جلو مي‌بردند تا از زمين حريف عبور کند. این ورزش یا بازی در اواخر قرن ششم ميلادي به ژاپن راه يافته، و آنرا گوماري نام نهادند و رنگي مذهبي ـ عبادي به آن بخشيدند. وايكينگها از نوعي توپ چرمي پر از كاه و یا جمجمه حيوانات استفاده می‌کردند.

در اسپارت توپ بازي با پا رواج داشت كه به شكلي بسيار خشن اجرا مي‌شد و قوانين و مجازات‌هاي سختي نيز بر آن حاكم بود. در نزد اقوام متمدن آزتك نیز بازي با اجسام كروي شكل و لگد زدن به گوي متداول بوده است. در يونان و رم باستان هم انواع توپ بازي با پا رایج بود، اما در دوره‌ای توسط آگوستوس امپراطور رم فوتبال در سرباز خانه‌ها ممنوع گردید. توپ بازي با پا در قرون وسطي در مناطق مختلف اروپا هم رواج داشت كه چون قوانين يكسان و معيني براي آن موجود نبود به شكلي جنجالی  و خشونت آميز همراه با مشت و لگد و پشت پا زدن انجام مي‌شد. به همين دليل حكمرانان محلي و پادشاهان تصميم گرفتند مانع از اجراي آن در شهرها و روستاها شوند.

در فرانسۀ قرن چهاردهم ميلادي نیز بازي فوتبال چندين بار از سوي پادشاهان این کشور ممنوع گردید. «پادشاهان انگلستان در قرن‌هاي 14و 15 فوتبال را به عنوان اينكه كاري ناشايست و زيانبار است يك عمل شيطاني دانستند و اعلاميه‌هايی در ممنوعيت آن انتشار دادند. ممنوعيت فوتبال در انگلستان همچنان در اواخر قرن 18 ادامه داشت اما اين قبيل سختگيری ها هرگز نتوانست مانع از توپ بازي با پا شود و فوتبال به شكل‌هاي گوناگون در گوشه و كنار اروپا به ويژه در انگلستان گسترش مي‌يافت و حتي در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها اجرا مي‌شد». هر چه زمان مي‌گذشت بازي فوتبال رفته رفته در قلب جوانان جاي می‌گرفت و هر روز گروه بيشتري مايل به بازي و تماشاي آن مي‌شدند. به‌ویژه در کشور انگلستان گسترش فراوانی يافت تا آنجا که این کشور به مهد فوتبال جهان تبديل شد. «در سال 1863دانشگاه كمبريج انگلستان بازي فوتبال را رسما پذيرفت و قوانين خاصي براي آن به وجود آورد كه به مقررات كمبريج معروف شد. اين قوانين را تيم‌هاي آزاد هم پذيرفتند و در بازي‌هاي خود اجرا كردند.»

در ايران فوتبال برای اولين بار توسط انگليسي‌های مقيم تهران و به‌ویژه ملوانان خارجي و در بنادر كشور راه  افتاد امّا نکتۀ جالب آن است که وزير مختار آن روز انگليس در ايران، به منظور ايجاد حس رقابت در بازيكنان و جنبه رسمي دادن به این بازي‌ها، جایزه و جام براي فوتبال تهيه نمود و اولين دوره رسمي مسابقه فوتبال را برگزارکرد. در سال 1300 انجمن ترقي و ترويج فوتبال در تهران تاسيس شد و برگزاري مسابقات فوتبال را بر عهده گرفت. اولين بار مدرسه آمريكايي البرز فعلي آموزش فوتبال را به دانش آموزان آغاز كرد. و زمینه‌های تقویت این ورزش غیر بومی و نه چندان مفید را در کشورهایی چون ایران فراهم کردند. ممکن است که ریشه‌های پیدایش فوتبال استعماری نباشد و قدمت تاریخی آن به قرن‌ها قبل از پیدایش پدیده استعمار برسد اما کارکردهای آن، حداقل در قرن اخیر، کاملأ استعماری به نظر می‌رسد و یکی از بهترین محمل‌ها برای سیطرۀ فرهنگ غربی بر جهان بوده است. از ورزشی که قوانین و نهادهای حمایت کننده و داوری کننده‌اش غربی و مستقر در کشورهای غربی باشد و تمامی سبک و سیاق اجرای آن، و حواشی و جوانبش غیر بومی باشد چه می‌توان انتظار داشت.

  شاید بگویید ورزش‌ها مانند دیگر دست‌آوردهای بشری، پدیده‌هایی فرا ملّی هستند و ورزش‌های شرقی (مانند کشتی و کاراته و پینگ پنگ) نیز در غرب و در سایر مناطق جهان، گسترش و رواج یافته‌اند و یک تعامل آزاد و مسالمت آمیز فرهنگی به حساب می‌آیند؛ امّا باید ببینید که آیا ورزش‌های شرقی نیز لباس و خوراک و اخلاق شرقی را به سراسر جهان سرایت داده‌اند و یا اینکه در فرهنگ غربی مستحیل شده‌اند؟! آیا واقعاً ورزش‌های رزمی اصیل شرقی که اکنون در جهان حضور دارند، با همان فلسفۀ عمیق شرقی و با همان اهداف شرقی در حال جریان هستند؛ یا اینکه روح قهرمان پرستی و شهرت دوستیِ اومانیسم غربی، آنها را نیز دچار استحاله فرهنگی کرده و به خدمت گرفته است. بعید به نظر می‌رسد که ورزش‌های تجاری شده‌ای چون فوتبال را به توان در خدمت اعتلای فرهنگ معنوی و یا فرهنگ ملّی آورد.

مسئلۀ فوتبال مانند مسئلۀ سینما نیست که یک تکنیک استخدامی و یا انضمامی باشد، بلکه خودش یک ابزار درخدمت یک نظام فرهنگی است و لوازم و تبعات و آثار و عواقب خودش را دارد. فوتبال درست مثل کوکاکولا و مک دونالد، یک تجارت است؛ سبک زندگی خاص خودش را به همراه می‌آورد و گرایش‌های فرهنگی خودش را ایجاد می‌کند. شما ابزاری را خریده یا اقتباس کرده‌اید که کارکردهای آن بیشتر تجاری و تبلیغاتی است تا ورزشی و فرهنگی. در سینما این امکان وجود دارد که در آن  اثری معنوی یا مذهبی ساخته شود و از طریق آن افکار یا احساسات مذهبی مخاطب تعمیق و یا تحریک شود امّا در فوتبال؛ تاکنون که چنین امکانی به هیچ وجه به ظهور نرسیده است. حتی افراد فرهیخته و اشخاص معنوی هم در فضای تماشاگری فوتبال، رفتارها و هیجاناتی را بروز می‌دهند که مرزی با سایر مخاطبان ندارد. در طی برگزاری مسابقات هزاران و گاهی میلیون‌ها  نفر تماشاگر فوتبال هستند در حالیکه برای عموم مخاطبین هیچ گونه آثار مترتب بر ورزش مانند سلامتی جسم وروح و عضویت در گروه‌های ورزشی حاصل نمی‌شود. در قبال سرگرمی و گاهی مشارکت در شور وهیجانات جمعی آنها نیز، تحول مثبتی از لحاظ فرهنگ رفتاری و اجتماعی مشاهده نمی‌شود.

بیائیم این بار، به دنبال اشخاص و نهادهای مسئول و احیانأ مقصر در این ماجرا نگردیم و بلکه ذات فرهنگی این گونه پدیده‌ها را مورد تأمل و دقت و اندیشه ورزی قرار دهیم. بیاییم همان‌طور که خود را از قید مشهورات زمانه و سلطۀ روش‌های پوزیتیویستی در مطالعات اجتماعی رها می‌کنیم و در جست‌وجوی حقیقت پدیده‌ها براساس فکر و فرهنگ خودی هستیم، پدیده‌های شبه فرهنگی شبیه فوتبال را از دیدگاه تمدنی نگاه کنیم و ببینیم در الگوی تمدنی ما چه جایگاهی دارد؟ کارکردهای مثبت و منفی‌اش چیست و چگونه می‌توانیم آن‌را به نفع نظام فرهنگی و تمدنی خویش استحاله و منضم کنیم. فوتبال به عنوان یک ورزش فراگیر اجتماعی و یک ابزار تبادل فرهنگی که کارکردهای متنوعی دارد، فی نفسه می‌تواند درخدمت سرزندگی و بالندگی قرار گیرد، اما بی‌توجهی به آسیب رسانی‌های فراوان اجتماعی‌اش و عبور خوش باورانه از حشو و زواید عمیقأ کارسازش در عرصۀ فرهنگ رفتاری جامعه، خطایی است که اگر بر عموم افراد جامعه بخشودنی باشد؛ بر اصحاب اندیشه و تأملات فرهنگی و بر نهادها و مسئولان و کارگزاران امر فرهنگ بخشودنی نیست.

مناسب است؛ در این برهۀ تاریخی که کشورمان در حال پی ریزی الگوی تمدن اسلامی ـ ایرانی است و برای این هدف بزرگ، جنبش نرم افزاری همه جانبه‌ای درحال تحقق و شکل گیری می‌باشد؛ به مسئلۀ فرهنگ در امر ورزش نیز توجه علمی و کارشناسانه شود. به‌ویژه می‌بایست به مسئلۀ مهمی چون فوتبال که هم عرض و گاهی حتی عمیق‌تر از سینما و مطبوعات در ساخت و ساز فرهنگی جامعه نقش ایفا می‌کند، نگاهی پر تأمل و عبرت پژوهانه انداخته شود.

رضا معتضد