تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

در برنامه هر روز رهبری مطالعه کتب دفاع مقدس است

تعداد بازدید : 1263
در گفتگو با گلعلی بابایی؛
از برنامه های هر روز رهبری مطالعه کتب دفاع مقدس است.

گلعلی بابایی انسان بسیار متواضع و دوست‌داشتنی است. او سال‌هاست تمام توان خود را به مستندنگاری دفاع مقدس معطوف داشته و تاکنون بیش از 17 عنوان کتاب از او منتشر شده است. بابایی احساس می‌کند دینی بر گردنش است و اگر این کارها را انجام ندهد این بار بر زمین می‌ماند و کسی نیست تا آن را بلند کند. شاید به خاطر همین است که وقتی از او پرسیدیم چه آرزویی دارد به ما گفت "دوست دارم همین کار را ادامه بدهم". آنچه می خوانید گفتگوی ما با این نویسنده و راوی دفاع مقدس است.


•    به عنوان سوال اول بفرمایید شما از چه زمانی و به چه شکلی وارد عرصه ادبیات دفاع مقدس شدید؟
من از همان زمانی که در منطقه جنگی بودم یادداشت می نوشتم و خاطرات روزانه ام را ثبت و ضبط می کردم، بعد از جنگ همان ها را به عنوان دفترچه خاطرات به دفتر ادبیات و هنر مقاومت که مربوط به حوزه هنری بود دادم، آن را با نام کتاب "نقطه رهایی" به چاپ رساند، که یک سال بعد از آن دوباره ادامه آن خاطرات در کتاب دوم به نام "غربت هور" به چاپ رسید، به همین منوال وارد عرصه ی نوشتن در حوزه دفاع مقدس شدم.


•    شما که خودتان در جبهه حضور داشتید، فکر می کنید این حضور چه تاثیری در نوع قلم شما داشته؟
مثل معروفی است که می گویند "شنیدن کی بود مانند دیدن"، به هر حال ما دیدیم آن چه را که اتفاق افتاد، بعضی از صحنه های جنگ و اتفاقات دلخراش را به چشمان خودمان دیدیم و تجربه کردیم، آشنایی با مناطق، با بعضی از قواعد و مناسبات نظامی موجب شد که برای نوشتن در مورد جنگ به من کمک کند.


•    کتاب "همپای صائقه" ی شما به تفریظ مقام معظم رهبری مزین شده است، برای مان کمی از این دست خط بگویید، این تفریظ را خودتان دریافت کردید؟
خیر، من از طریق روزنامه ها آن را دیدم، به من اصلا اطلاع نداده بودند که یک روز اتفاقی دیدم که تفریظ ایشان را روزنامه زده بود و من هم از آن طریق مطلع شدم. البته آن موقع ها اینگونه نبود که اگر تفریظی را آقا می نویسند مراسم بگذارند و بیایند که رونمایی کنند، فقط در روزنامه ها منتشر می شد.


•    چندی پس از آن هم در دیداری که با رهبری داشتید، رهبری در مورد برخی از آثار شما اظهار لطف نمودند و راجع به آنها صحبت هایی را بیان کردند، درست است؟
بله، در واقع نوع نگاه رهبر انقلاب به این کتاب و کتاب های مشابه یک دلگرمی برای ما بود که آنقدر به مقوله ی جنگ و دفاع مقدس اهمیت می دهند و با توجه به این همه مشغله هایی که دارند، خواندن کتاب های جنگ را در برنامه های روزانه شان ترک نمی کنند و این واقعا برای نویسندگان در حوزه جنگ مایه ی دلگرمی است، ضمن اینکه زمانی که حضورا نزد ایشان مشرف شدیم، ایشان به نکات خیلی ریزی در مورد کتاب ها اشاره داشتند که برای خود من که نویسنده کتاب بودم و خیلی از حوزه هایی که آنجا حضور داشتم تعجب آور بود که آقا چقدر دقیق به برخی از مسائل و صفحات کتاب اشاره می کنند که  مثلا در آن صفحه آن اتفاق خیلی جالب است و قابلیت ساخت فیلم دارد یا آنجا قابلیت نوشتن رمان دارد، که اشراف ایشان به نوشته ها نشان می داد که چقدر با دقت و طمانینه و حوصله آن را خوانده اند. آن چه که در دو خط آخر تفریظ شان نوشته بودند که در روزها و شب هایی از آبان و آذر 86، صفحه به صفحه و سطر به سطر، مطالعه و نیوشید شد، واقعا ایشان این کتاب را نیوشیده بودند.


•    شما به عنوان یکی از پیشکسوتان عرصه ادبیات جبهه و جنگ، ورود نیروهای جوان را به این عرصه چگونه می بینید؟ آیا نسل جوان به این سمت آمده اند؟
بله در حال حاضر ما مشاهده می کنیم که در نوشتن کتاب های دفاع مقدس کسانی حضور دارند که شاید اصلا جنگ را تجربه نکرده بودند و سن آنها قد نمی دهد که آن زمان در جبهه ها بوده باشند ولی کتاب هایی در این حوزه جنگ می نویسند که خوب هم می نویسند، بخصوص خانم ها در این چند کتابی که مورد تایید حضرت آقا قرار گرفت، مانند کتاب "نورالدین"، "دا"، "کوچه نقاش ها" و  "دختر شینا" نشان می دهد که این توجه و استقبال جوانان به این حوزه زیاد است، جوانان خوبی که مقید و علاقه مند به این فرهنگ هستند پا به این عرصه گذاشته اند و انشاءالله می توانند در ادبیات دفاع مقدس را یک تحرکی ایجاد کنند.


•    با توجه به نمایشگاه کتاب امسال که سپری شد، وضعیت کتاب های کشور را چگونه می بینید؟
من در سه چهار مرتبه ای که به نمایشگاه رفتم، کتاب های دفاع مقدس بخصوص غرفه هایی که خاص این نوع کتاب هستند سر زدم دیدم که خیلی خوب و امیدوارکننده بود، هم کتاب ها خوب بودند و هم استقبال مردم از این دسته کتاب ها، با توجه به اینکه در این یکی دو سال اخیر بدلیل مسائل ارزی و کمبود کاغذ و مشکلات دیگر، کتاب های جدید آنچنان به بازار نیامده بود ولیکن همان کتاب های جدید اندک و کتاب های قبلی که چاپ مجدد بودند، استقبال خوبی داشتند و تجمع و ازدیاد جمعیت بخصوص در جلوی غرفه هایی که با موضوعات دفاع مقدسی بودند، امیدوار کننده بود. به نظر من اگر بتوانیم خوب هدایت و تغذیه کنیم، پتانسیل خوبی در کشور برای بالا بردن سرانه ی مطالعه مردم با توجه به همین کتاب های دفاع مقدسی وجود دارد. در همین چند سال اخیر خیلی از همین کتاب ها که مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفت، واقعا در ادبیات کشور تاثیر گذاشت، یعنی سطح سرانه ی مطالعه مردم و اجتماع را بالا برد، که این تاثیرگذاری را می توانیم به فال نیک بگیریم و یک مقدار بیشتر بر روی آن سرمایه گذاری کنیم بخصوص امسال که از طرف مقام معظم رهبری به عنوان "سال فرهنگ" هم نامگذاری شده است، بهترین فرصت و موقعیت برای مدیران است.


•    به نظر شما در حال حاضر ادبیات دفاع مقدس چه جایگاه و وضعیتی دارد؟
الان ادبیات دفاع مقدس وضعیتی پیدا کرده است که تاثیر جدی بر روی کل ادبیات کشور می گذارد، یعنی برخی از کتب دفاع مقدس تیراژشان چنان زیاد است که کتاب های دیگر در ژانر اجتماعی به گرد آنها نمی رسند، این اتفاق نوید این را به ما می دهد که ادبیات دفاع مقدس می تواند در فرهنگ ما تاثیرگذار باشد و در بالا بردن سطح مطالعه مردم هم موثر واقف شود.


•    با توجه به اینکه مقام معظم رهبری نگاه بسیار ویژه ای به ادبیات دفاع مقدس دارند، به نظر شما برای رشد و گسترش این دسته آثار باید چه کرد؟
بایستی آن دسته رزمندگانی که هنوز احساس تکلیف نکرده اند که حرف هایشان را بزنند و خاطرات شان را بگویند، مخصوصا در رده های بالاتر، در سطح فرمانده هان، آنها باید این احساس را کنند که آن چه که در سینه هایشان است را بازگو کنند و برای نسل آینده ماندگار شود. یک زمینه ای باشد برای هنرمندان و نویسندگان که بتوانند از این خاطرات و نوشته ها، آنچه که در سینه ی رزمندگان است، بتوانند آثار ادبی خوب و مناسب حال جامعه را تهیه کنند، ضمن اینکه مسئولین هم می بایست این همت را داشته باشند که شرایط را فراهم کنند، هم برای نویسنده که ترغیب و تشویق برای نوشتن شود و هم برای ناشرین که بتوانند شرایط توزیع را فراهم کنند چرا که یکی از مواردی که در کشور ما، مخصوصا در حوزه ادبیات دفاع مقدس، به عنوان آسیب می توان از آن یاد کرد، نحوه توزیع کتاب ها است، یعنی تنها جایی که این کتب از محجوریت در می آیند همان زمان نمایشگاه کتاب است، بعد از آن دیگر اکثر این کتاب ها می روند به آرشیو کتاب هایی که دسترسی به آنها خیلی سخت است، چون توزیع کتاب های ما ضعیف است، شما اگر به کتاب فروشی های روبروی دانشگاه تهران و میدان انقلاب بروید به ندرت کتاب فروشی ای می بینید که روی خوش به این دسته کتاب ها نشان دهد، پس ما باید خودمان تلاش و برنامه ریزی کنیم که این دسته کتاب ها به راحتی به دست مردم برسد و دسترسی آن آسان باشد و از آنها استفاده کنند.


•    بحث که به اینجا رسید خوب است یاد کنیم از "مرحوم فردی"، به نظر شما ایشان چه نقشی در گسترش این ادبیات داشتند؟
من به عنوان یکی از بچه محل های ایشان و کسی که از محضر ایشان در مسجد جوادالائمه (ع) استفاده کرد، به جرات می توانم بگویم که یکی از تاثیرگذارترین انسان ها در عرصه ادبیات دفاع مقدس کشور بود، هم خود ایشان دست به قلم بود و این ادبیات را تولید کرده و به یادگار گذاشته است و هم شاگردان خوبی را پرورش داده که الان هر کدام می توانند یک قطبی از ادبیات این کشور باشند. واقعا نقش ایشان یک نقش سازنده و هم یک نقش تجربه آموزی بود، که تجربه های خودش را به شاگردانش انتقال می داد و هم خود ایشان که اهل نوشتن و کار کردن بود.


•    ارتباط‌تان با همرزمان سابق، ‌یا خانواده‌ی همرزمانی که شهید شدند چطوری است؟
خب ما هیأت گردان داریم، که بچه‌ها هر ماه یک بار آن‌جا جمع می‌شوند، همدیگر را مي‌بينند. البته من کمتر می‌روم. هفته‎ای سه روز هم استخر می‌رویم، ساعت پنج و نیم صبح. این استخر هم یکی از پاتوق‌هاست که بچه‌ها در آنجا جمع می‌شوند و همديگر را مي‌بينند. برنامه‌هاي ديدار با خانواده‌هاي شهدا و يادواره‌ها را هم داريم كه محل ملاقات رزمنده‌ها با يكديگر و يا با خانواده‌هاي معظم شهدا است.


•    با کدام یک از شهدا بیشتر دم‎خور بودید؟ 
من با بيشتر اين شهيدان رفيق بودم. اما با بعضي‌هايشان يك كمي بيشتر دم‌خور بودم. مثل شهيدان محسن و مسعود تقي‌‌‌‌‌زاده، حميد فلاحپور، منصور دانشور، احمد عسكري‌زاده، مهرداد رحيمي، محسن معيني، محمدعلي پوررضا، عباس شريفي و...


•     اگر نویسنده و پژوهشگر نمی شدید، چه کاری را دنبال می کردید؟ پس از جنگ به سراغ چه حرفه ی دیگری می رفتید؟
من که حرفه ام نویسندگی و پژوهشگری نیست، من از همان زمان پاسدار بودم و مانده ام و پس فردا هم می مانم.


•    به نظر شما علت موفقیت تان چه بوده است که انقدر فرماندهان و سرداران جبهه و جنگ و کسانی که از نزدیک او را دیده اند با او ارتباط خوبی برقرار می کنند؟
این که شما می گویید را من که قبول ندارم ولی اگر همچین چیزی است این را از لطف شهدا می دانم، اگر توفیقی برای من باشد این توفیق از جانب شهدا بوده و نشانه ی توجه شهدا و رفقایی که با آن ها بودیم و خاطرات شان را ثبت و ضبط می کنیم باشد از عنایت آنها است و لطف خداوند.


•    امسال کتاب جدیدی در نمایشگاه داشتید؟ اگر بله، کمی برایمان توضیح بدهید.
بله، دو کتاب داشتم که جدید بودند، یکی کتاب "گردان نهم"، که الحمدالله مقام معظم رهبری هم آن را خوانده بودند و یک صحبت هایی هم راجع به آن فرموده بودند، کتاب دیگرم در مورد شهید گرجه ای بود به نام "پهلوان گو گرم دشت" این دو کتاب، کتاب های جدید من در نمایشگاه امسال بودند.


•    مورد استقبال مردم هم واقع شدند؟
آن طور که ناشران شان گفتند، گفتند که خیلی خوب بود مخصوصا کتاب "پهلوان گود گرم دشت" که روزهای دوم سوم نمایشگاه رسیده بود، خیلی خوب از آن استقبال شد، کتاب "گردان نهم" هم در همان فاصله ی کوتاه به چاپ دوم رسید، الحمداله خوب بود، چون کتاب 700، 800 صفحه ای بخواهد به چاپ دوم برسد در کمتر از 5 ،6 ماه برسد به نظرم باید بگوییم که خیلی خوب بود.


•    کاری که دوست داشتید بکنید و نکردید چیست؟ 
دوست دارم همین کار را ادامه بدهم. فکر می‌کنم یک رسالتی است که حالا بر دوش ما مانده است و باید به انجام برسانیم. توصیه‌ام این است، دوستان دیگر در لشکرهای عملياتي به جای این‌که انتقاد کنند که چرا همه‌اش لشکر 27، آن‌ها هم بیایند و بنويسند. بايد بيايند و بگویند که بودیم. کسی هم نمی‌گوید كه نبودید. خودتان باید خودتان را نشان بدهید. خودتان باید دست به کار بشوید، دارد زمان دیر می‌شود. اصلاً دیر شده و زمانش گذشته است. الآن خیلی‌ها را برويد سراغ‌شان هیچ چیزی ندارند بگویند. خيلي چيزها یادشان رفته است.
مشکلات زندگی، آلزایمر و نمی‌دانم همه‌ی این‌ها دست به دست هم می‌دهند که تو وقتی بخواهی با یک رزمنده صحبت کنی چيزي یادش نمی‌آید. هر چه از او بپرسید، می‌گوید یادم نیست. بپرسید چند نفر بودید کدام گردان بودید و فرمانده گردانت چه کسی بوده و مسؤول محورت چه کسی، این‌ها را هم یادش نمی‌آید. این فرصت‌ها دارند از دست می‌روند. خدا کمک کند که بتوانیم ادامه بدهیم.
بياييم از غرب یاد بگیریم. شورای روابط خارجی آمریکا، وقتی که جنگ جهانی دوم تمام شد آمد و یک نویسنده‌ای به نام ویلیام شایرر را گذاشت تا کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» را بنويسد. اين كتاب یک مستندنگاری قوی جنگي است که واقعاً می‌شود گفت یک اثر مرجع در حوزه‌ی ادبیات مستند است که ویلیام شایرر آن را با هدایت و حمایت شورای روابط خارجی آمریکا نوشته است. هرچند هم که ادعا كنند اين كتاب مستقل است. ولی رگه‌هایی از آن دیده می‌شود که این را هدایتش کرده‌اند تا جیک و پیک هیتلر را از دوران کودکی او تا پایان جنگ جهانی دوم با آن نگاه خودشان برای تاریخ مستند کند.
ما به جای این‌که بیاییم به اصل ماجرا بپردازیم، متأسفانه دنبال یک چیزهایی بیخود می‌گردیم. آقای سرهنگی مطلب قشنگی می‌گفت. می‌گفت: به جای این‌که بیاییم صدام را در جنگ بشناسانیم و بگوییم چه کارهایی کرده است، دنبال این هستیم که ببینیم، چند درصد هاشمی مقصر است، چند درصد محسن رضایی و چند درصد هم دیگران مقصر هستند. به جای این حرف‌ها، بیاییم بگوییم در جنگ چه اتفاقی افتاد. بنويسيم اصلاً چرا و توسط چه كساني اين جنگ خانمان‌سوز به ملّت ما تحمیل شد.


•    در این چند وقت چند فیلم راجع به شهدا ساخته شده است. فیلمی بوده که اذیت‌تان کند ‌و بگویید ای بابا کاش این‌طوری نمی‌ساخت و ای کاش این را طور دیگری می‌ساخت.
والله چند تا فیلم بودند که این حالت را داشتند. ‌ولی فيلم «دموکراسی تو روز روشن» خیلی آدم را اذیت می‌کرد. ‌نگاه بدی بود نسبت به یک موضوع. ‌افتادن از طرف دیگر بام بود. ‌یک زمانی بود که ما رزمنده‌ها را قدیس کرده بودیم که آن هم بد بود. یعنی طوری جا انداختیم که شهدا و فرماندهان قدیس بودند. یک زمانی هم آوردیم این‌قدر پست‌شان کردیم که دیگر نامردی بود و این آدم را اذیت می‌کرد.

از کدام فیلم های دفاع مقدسی راضی هستید؟
فیلم‌های دیده‌بان، آژانس شيشه‌اي، ليلي با من است و چند تاي ديگر كه الآن اسم‌شان يادم نمي‌آيد.


•    به عنوان سوال آخر، به نظرتان عدم حضور رهبر معظم انقلاب در نمایشگاه امسال پیامی در پی داشته است؟
حضرت آقا هر حرکت و هر تدبیری که اتخاذ می کنند حتما براساس یک مصلحت است که خودشان می دانند و بر می گردد به آن نگاه ژرف اندیشی که خودشان دارند. قطعا پیام هایی را دارد، آن طور که رییس دفتر ایشان آقای گلپایگانی گفتند که مشغله بود، ولی همه ی ما می دانیم که حضرت آقا هیچ مشغله ای را بر این کار ترجیح نمی دهند که یک نمایشگاه کتابی دایر باشد و ایشان به آن توجه نکنند و از آنجا بازدید نکنند، باید مسئولین مملکت و مسئولین فرهنگی به دنبال علل این عدم حضور حضرت آقا باشند و بدانند که آن اقدام حتما پیامی در بر دارد، آن را درک کنند و در جهت رفع آن مشکل حتما اقدام کنند انشاءالله.


*گفتگو از محمد عشقی زاده