تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

فضایل اخلاقی چیست؟

تعداد بازدید : 3896
فضایل اخلاقی چیست؟
یكی از مسائل اساسی در فلسفه اخلاق این است كه ملاك و معیار فضیلت اخلاقی چیست و چگونه می‎توان فعل اخلاقی را از فعل طبیعی بازشناخت. به تعبیر دیگر، با توجه به چه ملاكی است كه می‎توان فعلی را فضیلتی اخلاقی به شمار آورد؟
در مكاتب مختلف بحثهای فراوانی پیرامون شناخت ملاك فضیلت و تمییز فعل اخلاقی از غیر آن صورت گرفته و هر مكتب به فراخور مبانی فكری خویش معیار خاصی را ارائه داده و جدول مشخصی را برای فضائل اخلاقی ترسیم نموده است در این گفتار كوتاه ابتدا به برخی از این نظریات اشاره نموده و سپس دیدگاه اسلام مطرح شد.
آراء مختلف پیرامون معیار فضیلت اخلاقی
از جمله مكاتی كه در باب معیار تشخیص فضیلت اخلاقی اظهارنظر كرده‎اند، از مكاتبی همچون عاطفه‎گرایان، لذت‎گرایان، وجدان گرایان، طرفداران اصالت جامعه، وظیفه گرایان و در دنیای اسلام از مكتب اشاعره و امامیه می‎توان نام برد.[1]
عاطفه گرایان كه كمال انسان را در خدمت به خلق می‎دانند، تنها افعالی را كه با انگیزه دیگر دوستی و عاطفه غیر خواهی صورت پذیرد فضیلت اخلاقی بر می‎شمرند و افعالی را كه فقط در جهت تأمین منافع فردی صورت می‎گیرد را فاقد ارزش اخلاقی می‎دانند. در نقطه مقابل این گروه لذت گرایان وظیفه انسان را تحصیل لذت و گریز از رنج دانسته و افعالی را كه در این راستا صورت می‎گیرد دارای ارزش اخلاقی می‎دانند. افرادی نیز همچون كانت تنها افعالی را خوب و فضیلت به حساب می‎آورند كه از روی احساس وظیفه و تكلیف صورت گرفته باشد نه اینكه صرفاً رفتاری ناشی از تمایلات طبیعی انسان باشد برخی مكاتب نیز از زوایه‌دیگری به موضوع نگریسته و برای تمییز فضیلت از رذیلت رجوع به نظر یك قاضی را لازم دانسته‎اند. وجدان گرایان معتقدند وجدان به راحتیو از راه الهام قادر به تشخیص خوب و بد افعال است و جامعه گرایان قضاوت جامعه را ملاك تفكیك فضیلت از رذیلت دانسته‎اند. در كنار اینها از دانشمندان مسلمان اشاعره امر و نهی پروردگار را ملاك خوبی و بدی افعال می‎دانند در حالی كه امامیه و معتزله به مخالفت با آنان پرداخته و معتقدند عقل انسان دارای ظرفیتی است كه توان درك خوبی و بدی افعال را دارد و این طور نیست كه تا به فعلی امر نشود آن فعل فاقد مصلحت باشد و امر پروردگار موجب ایجاد مصلحت در آن شود.
در نقد معیارهای ارائه شده از طرف صاحبان این مكاتب به طور اجمال باید گفت كه، اولاً اكثر آنها در تشخیص كمال حقیقی انسان در نقش مؤثر در تعیین ملاك فضیلت دارد به خطا رفته‎اند. لذا این طور نیست كه صرف خدمت به خلق و یا تحصیل لذت و گریز از رنج و یا انجام عمل بر اساس احساس وظیفه كمال برای انسان باشد، چه بسا عملی دارای سود فردی است اما فضیلت و عبادت است و یا انجام عملی مستلزم رنج فراوان است اما نهایتاً به لذت فراوانی منجر می‎گردد و یا فاقد لذت ظاهری محسوس است و یا انسان در تشخیص وظیفه اشتباه كند علاوه بر اینكه نمی‎توان بدون یك گرایش توحیدی گفت كه شخص می‎تواند عملی را صرفاً‌ از روی احساس وظیفه و بدون در نظر گرفتن هیچ گونه نفع یا ضرری انجام دهد. ثانیاً اینطور نیست كه قضاوت وجدان بشر و یا جامعه بتواند ملاك تفكیك فضیلت از رذیلت باشد، زیرا در خیلی از موارد مصادیق خوب و بد بدیهی نیستند تا وجدان به راحتی آنها را تشخیص دهد علاوه بر اینكه ممكن است وجدان در اثر تربیت ناصحیح در تمییز غلط عمل كند. از طرف دیگر نظر جامعه نیز مورد قبول نیست زیرا پذیرش این مطلب مستلزم نسبی شدن اخلاق و تبیعت آن از نظر اكثر افراد جامعه است كه با تغییر نظر اكثر فضائل اخلاقی نیز دگرگون شده و رذیلت‎ها تبدیل به فضیلت می‎شوند.[2] ثالثاً: درباره نظر اظاعره نیز باید گفت كه این طور نیست كه ملاك خوبی و بدی قبل از امر و نهی خداوند در فعل نباشد و عقل قادر به درك آن نگردد لذا قرآن می‎فرماید: «ان الله لا یأمر بالفحشاء»[3] كه بیانگر وجود ملاك حسن و قبح در افعال قبل از امر پروردگار است.
در كنار این مكاتب برخی ریشه‌همه فضایل را در دو فضیلت نیك خواهی و عدالت دانسته و تصریح می كنند اگر ملكه‎ای نفسانی را نتوان از این دو اخذ كرد در واقع آن ملكه یا فضیلت اخلاقی نیست، (مثلاً ایمان،‌امید و حكمت كه فضایل دینی و عقلانی‎اند نه اخلاقی) و یا اصلاً فضیلت نیست.[4]
در كنار این مكاتب برخی ریشه همه فضایل را در دو فضیلت نیك خواهی و عدالت دانسته و تصریح می‎كنند اگر ملكه‎ای نفسانی را نتوان از این دو اخذ كرد در واقع آن ملكه یا فضیلت اخلاقی نیست، (مثلاً ایمان، امید و حكمت كه فضایل دینی و عقلانی‎اند نه اخلاقی) و یا اصلاً فضیلت نیست.[5] در سنّت مسیحی نیز گفته می‎شود كه مسیحیان هفت فضیلت اصلی دارند، سه فضیلت الهیاتی، (ایمان، امید و محبت) و چهار فضیلت انسانی (مصلحت اندیشی، بردباری، اعتدال و عدالت، افلاطون و سایر فیلسوفان یونان و بسیاری از حكیمان مسلمان نیز از چهار فضیلت حكمت، شجاعت و اعتدال به عنوان فضایل مادر و بنیادین نام می‎برند.[6]
چگونگی تعیین معیار فضیلت اخلاقی:
در تعیین فضیلت، ابتداء لازم است به این مسئله پرداخته شود كه كمال حقیقی انسان در چیست، زیرا در صورتی امری فضیلت به حساب می‎آید كه كمالی را بر كمالات انسان بیفزاید و او در راستای رسیدن به كمال لایق وی یاری رساند، یعنی هر فعل و صفتی به هر اندازه كه انسان را در رسیدن به كمال واقعی و نهائی یاری رساند یا زمینه را برای وصول به آن فراهم كند از ارزش اخلاقی برخوردار است. بنابراین می‎توان چنین نتیجه گرفت كه چون كمال انسان امری واقعی و صفتی وجودی است لذا افعال و صفاتی كه بین آنها و كمال نهایی انسانی رابطه علّی و معلولی وجود داشته باشدآن افعال و صفات دارای ارزش اخلاقی بوده و در ردیف فضایل اخلاقی محسوب می گردند. چنانچه مكاتب دیگر نیز به این امر توجه داشته‎اند امّا در تشخصیص كمال حقیقی انسان به خطا رفته‎اند.
فضائل اخلاقی بر اساس نظام اخلاقی اسلام:
انسان فطرتاً گرایش به سمت كمال دارد و برای رسیدن به كمال مطلق آفریده شده است؛ زیرا هر چه در مسیر كمال پیش می‎رود خواهان بدست آوردن درجات بالاتری از آن است. وجود بی نهایت كمال مطلق، بر اساس تعلیم دین اسلام، وجود خداوند متعال است، بنابراین كمال انسان و مطلوب نهائی او در هر چه نزدیك‎تر شدن به سرچشمه هستی و قلب پروردگار می‎باشد. آیات قرآن و روایات معصومین نیز شاهد گویائی بر این مطلب هستند، خداوند در قرآن كریم بالاترین درجات كمال بنده را لقاء پروردگار و بازگشت به سوی حق معرفی كرده است: «یا ایتها النّفس المطمئنّه ارجعی الی ربّك راضیه فادخلی فی عبادی، و ادخلی جنّتی»[7] «ای نفس ممطئن به حضور پروردگارت باز آیه كه تو خشنود و او راضی از توست، در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت من داخل شو» «انّ الذین لا یرجون لقاءنا و رضوا بالحیوه الدنیا ...»[8] «آنها كه به دیدار ما امیدوار نیستند و به زندگی پست دنیا دلخوش داشته‎اند، آنها از آیات و نشانه‎های ما غافلند و به سبب كردارشان در دوزخ جای می‎گیرند.»
از همین دوست كه ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ در مناجات‎های خویش با پروردگار درخواست تقرّب هر چه بیشتر داشته‎اند ـ امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ در مناجات شعبانیه كه زبان دعای همه ائمه ـ علیهم السّلام ـ بوده، اینگونه مناجات می‎كند: «الهی به لی كمال الانقطاع الیك»[9] «معبودا! به من بریدن از همه و پیوستن به خود را عطا كن». و امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در مناجات خو دبا خدا اینگونه دعا می كند: «الهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربك»[10] خدایا مرا از كسانی قرار ده كه برای قرب خود برگزیده ای. خدایا ما را به راههایی ببر كه به تو برسیم و ما را در نزدیكترین راههای ورود به خودت سیر و حركت ده ...[11].
حال با توجه به اینكه كمال نهایی انسان وصول به مقام قرب الهی است، در نتیجه هر فعل و صفتی كه انسان را در رسیدن به این مرتبه یاری كند و سبب ارتقاء انسان در مراتب قرب پروردگاری باشد و یا زمینه را برای سیر الی الله فراهم نماید، فضیلت محسوب می شود.[12] از همین روست كه تمام عبادات اعم از واجب و مستحب در زمره فضائل اخلاقی به شمار می روند و برخی علماء اخلاق نیز در كتب خود آنها را نیز ذكر كرده اند از جمله مرحوم ملا محمد مهدی نراقی بسیاری از واجبات و مستحبات را در زمره فضائل اخلاقی گنجانده است.[13] و در تفسیر فضائل اخلاقی اینگونه مرقوم می دارد: «فضائل الاخلاق من المنجیات الموصله الی السعاده الابدیه»[14] كه بنابراین هر آنچه را در وصول انسان به سعادت ابدی كه كمال نهایی آن قرب الی الله است مؤثر باشد، جزو فضائل اخلاقی می توان به حساب آورد. در این میان به نكته مهم دیگری باید اشاره كرد وآن اینكه از نگاه قرآن كریم تنها اعمالی دارای ارزش اخلاقی و موجب تقرب انسان به سمت پروردگار هستند كه با انگیزه خداجویانه و برای رضای خدا صورت گیرد وگرنه صرف صورت عمل كه در قالب خاصی انجام شود، فضیلت محسوب نخواهد شد و نیت تقربب به حق از اساسی ترین معیارها برای ارزشمندی عمل به حساب می آید. قرآن كریم نیز در برخی از آیات به این نكته تصریح نموده است، از جمله در آیه 207 سوره بقره كه در شأن حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد: «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد»[15] و برخی از مردم كسانی هستند كه از جان خود برای تحصیل رضای پروردگار خویش می گذرند و خداوند نسبت به بندگان رؤوف و مهربان است. حضرت اگر چه در بستر پیامبر تا جان ایشان محفوظ بماند و این كار مهم و ارزشمندی بود، اما خداوند ملاك ارزشمند شدن عمل ایشان را شجاعت، شهامت و یا از خود گذشتگی و ایثار به خاطر دیگران، معرفی نمی كند، بلكه كسب رضای پروردگار به تقرب به او را معیار ارزشمند شدن عمل حضرت می داند.[16] بنابراین در نظام اخلاقی اسلام، هر آنچه كه موجب تقرب انسان به پروردگار و وصول به كمال مطلق باشد و با انگیزه خداجویانه و كسب رضای الهی صورت پذیرد دارای ارزش اخلاقی خواهد بود و فضیلت به حساب می آید، گرچه ممكن است در دسته بندی فضائل برخی اعم و در برگیرنده فضائل خاص تری باشند.