تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بعد از قطعنامه امام دیگر سخنرانی نكردند!

تعداد بازدید : 1054
نگاهی به شرایط پذیرش قطعنامه ششصد منهای دو
بعد از قطعنامه امام دیگر سخنرانی نكردند!

مرتضی جمشیدی؛ پذیرش قطعنامه 598 از جانب امام(ره) همچنان که اتخاذ تصمیمی سخت و تلخ توسط ایشان بود، افکار عمومی وقت و آینده را در برابر مجموعه ای از مناسبات سیاسی راز آلود قرار داد. تصمیمی که پس از صدور پیام مربوط به آن در 29 تیر ماه 67 دیگر خنده بر لبان امام(ره) نمی نشیند و ایشان پس از آن تاریخ در هیچ دیدار عمومی حاضر نشده و سخنرانی نکردند.
پذیرش قطعنامه برای مردی که مظهر عزت، استکبارستیزی و رهبری نظام ضد سلطه است، پدیده ای غمبار و سنگین بود. قطعنامه ای که نه از روی فشارهای مستکبران بلکه بر اساس محاسبات مادی و رفتارهای سیاسی مسئولان داخلی به امام تحمیل شد. پیام مبسوط و پراهمیت امام(ره) در جریان پذیرش قطعنامه، حاوی محورهای فراوان و اساسی خط فکری انقلاب است. گویا امام(ره) در قالب این پیام تمام برنامه های اصیل انقلاب اسلامی در مبارزه و جهاد و مقابله با ظلم و استکبار را برای بار دیگر بازگو فرموده اند. ادبیات امام(ره) در این پیام به هیچ وجه رنگ و بوی سازش و تسلیم ندارد. امام(ره) به گونه ای چهارچوب و افق نگاه انقلاب اسلامی در مبارزه با صهیونیسم و آمریکا را ترسیم می کند که پذیرش قطعنامه در آن گم می شود.
بررسی این پیام می تواند راهگشای بسیاری از ابهامات بحث برانگیز درباره روند پایان جنگ باشد. روندی که موجب ایجاد سوال های فراوانی در طول سال های گذشته شده است. در یک سمت گفته می شود اقدامات مسئولان وقت در محاسبه داشته های مادی کشور در برابر دشمن اقدامی دقیق و به جا بوده است و در سمت دیگر گفته می شود جنگ تحمیلی در طول هشت سالی که در جریان بود هرگز توازن در داشته های مادی را رعایت نکرده بود. اما با این حال این جمهوری اسلامی بود که همواره مسیر جنگ را تعیین می نمود. علاوه بر این زیر بار قطعنامه رفتن به بهانه ضعف توان مادی، این پیام را به طرف مقابل مخابره می کند که جمهوری اسلامی خط قرمزهایش با فشار و تهدیدهای نظامی قابل شکستن است.
«اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.»

خودداری امام(ره) از ذکر جزئیات از مهمترین دلایلی است که مطالعه سیاسی دوران پایان جنگ را با پیچیدگی های خاصی مواجه می سازد. امام(ره) در این پیام در چند مرحله تاکید می کنند که تنها بر اساس نظر کارشناسی مسئولان وقت به مصلحت جدید رسیده اند. مصلحتی که چند روز پیش از آن کاملا در جهت عکس قرار داشت. تاکید چند باره ایشان به این امر و نیز اعلام اینکه مردم نباید به شماتت مسئولان بپردازند نشان می دهد نوع نگاهی که از طرف مسئولان در تصمیم سازی برای امام(ره) وجود داشته قابلیت شماتت و انتقاد داشته است. اما در آن مقطع حفظ وحدت و دفاع از ساختار جمهوری اسلامی بر هر مصلحت دیگری رجحان داشته است.
«خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشیده ام، و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می كنم و بدا به حال آنانی كه در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند!
من باز می گویم كه قبول این مسئله برای من از زهر كشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم و نكته ای كه تذكر آن لازم است این است كه در قبول این قطعنامه فقط مسئولین كشور ایران به اتكای خود تصمیم گرفته اند و كسی و كشوری در این امر مداخله نداشته است.
تاكید می كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند. آنها را از این تصمیمی كه گرفته اند شماتت نكنید، كه برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است.»
ادبیات امام(ره) در جای جای این پیام کوبنده و انقلابی است. مبارزه همیشگی با ظلم و کفر و شرک، بیان چندباره این مسئله که جنگ ما با عراق بر سر شهر و کشور نیست، معرفی آمریکا به عنوان نماد استکبار و ظلم جهانی و تعیین خط مشی مبارزه در کنار مقابله با رفاه طلبی، التقاط، ارتجاع و لیبرالیسم همگی در این پیام عنوان شده اند. پیام پذیرش قطعنامه 598 از جانب امام را می توان وصیت نامه خلاصه شده ای از امام دانست که در آن با آیندگان نظام اسلامی در آرمان خواهی اتمام حجت می شود.
«ولی در هر حال آن چیزی كه در سرنوشت روحانیت واقعی نیست سازش و تسلیم شدن در برابر كفر و شرك است. كه اگر بندبند استخوان هایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه كفر و شرك را امضا نمی كنیم.»
قطعنامه 598، هشتمين قطعنامه ‌اي شوراي امنيت سازمان ملل از ابتداي تجاوز رژيم بعث عراق به جمهوري اسلامي ايران محسوب می شود. در قطعنامه های قبلی به هیچ وجه حداقل های یک توافق عادلانه نیز رعایت نشده بود و به نوعی تنها بر آتش بسی تاکید می شد که طی آن محق بودن عراق نسبت به اشغال گری هایش تضمین می شد. اما از نظر جمهوری اسلامی قطعنامه 598 دارای حداقل های مورد نظر بود و امکان مذاکره بر روی آن وجود داشت و سرانجام در 27 تیر ماه 67 از طرف ایران پذیرفته شد. بند 6 این قطعنامه یکی از مهمترین نکاتی محسوب می شود که می توانست بخش اندکی از ملاحظات جمهوری اسلامی در متجاوز شناختن رژیم بعث عراق را تامین کند: «از دبيرکل درخواست مي نمايد که با مشورت با ايران و عراق، مساله تفويض اختيار به يک هيات بي طرف براي تحقيق راجع به مسئوليت منازعه را بررسي نموده و در اسرع وقت به شوراي امنيت گزارش دهد.»

در مورد مطالعه دلایل و انگیزه هایی که منجر به پذیرش قطعنامه شده است همچنان ناگفته های فراوانی از مسئولان وقت وجود دارد که بدون در نظر گرفتن آنها به راحتی نمی توان بر کرسی قضاوت نشست. اما در سطح اطلاعاتی که در حال حاضر در دست است به ویژه برخی از مواضع مقام معظم رهبری در رابطه با این موضوع که در سال های 68 و 69 و دهه هفتاد مطرح شده اند می توان تا حدودی به یک تحلیل حداقلی دست یافت.
«می ‌بینید آنچه که امام(ره) می ‌کند در دل ها جا باز می‌ کند این مردمی که هشت سال گفته بودند جنگ جنگ، امام عزیزمان آن وقتی که مصلحت دانست قطعنامه را قبول کرد گفت نه، آتش ‌بس، ملاحظه نکرد که حالا من هفته‌ قبل یا ده روز قبل یا یک ماه قبل، خود من چی گفتم نه تکلیف این است مصلحت اسلام این است، کی چه خواهد گفت برای امام مطرح نیست و چون برای خدا کار می ‌کند خدا هم برای او همه‌ مقدمات را فراهم می ‌آورد، «من کان لله کان الله له» دل های مردم مجذوب سخن امام می ‌شود همان مردمی که تا دیروز شعار می ‌دادند به جنگ جنگ آن چنان صداقت و صراحت و خلوص امام در دل های آنها کارگر می ‌شود که آنها بر می ‌گردند راهپیمایی می‌ کنند شعار می‌ دهند که نخیر امروز باید آتش ‌بس باشد؛ این نشانه‌ خلوص است.» (مقام معظم رهبری - 11 فروردین 68)
«یک روز بنده‌ صالح خدا، آن انسان بزرگ و مخلص که هیچ ‌چیز را برای خودش نمی خواست و همه‌ کارها را برای خدا می کرد و همه چیز را برای او می خواست، در قضیه‌ قطعنامه گفت: کاسه‌ زهر را نوشیدم. این تلخی را او تحمل کرد؛ ولی خدای متعال به آن بنده‌ صالح عوض داد و هنوز دو سال ‌و اندی نگذشته کاسه‌ شهد و شیرینی پیروزی را به ملتش چشاند و کامشان را شیرین کرد. آن فداکاری، این ثمره را داشت. «اللّهم ما بنا من نعمة فمنک لا اله الّا انت». همه چیز متعلق به او و به اراده‌ اوست. آزادگان ما برگشتند، خانواده ‌های ما خوشحال شدند، شرایط جمهوری اسلامی پذیرفته شد و دولت و دولتمردان جمهوری اسلامی، ثمره‌ زحمات خودشان را مشاهده کردند. انصافا آنچه که پیش آمد، برای ملت ایران و دوستانش و دوست داران انقلاب شیرین بود؛ اما برای دشمنان تلخ بود.
دشمنان، چه کسانی هستند؟ صهیونیست ها؛ همین هایی که خبرگزاری ها و بسیاری از رادیوهای دنیا در اختیارشان است. اینها دنبال چیزی هستند که این پیروزی را خراب کنند، قوت و قدرت ملت ایران را به ضعف تبدیل کنند و به دنیا وانمود نمایند، آن ‌طوری هم که خیال می کنید، عزم ملت ایران راسخ نیست و در راهش استوار نمی باشد. ما کار خودمان را می کنیم. این ملت بزرگ، دنبال کار و راه خودش حرکت می کند؛ اما دشمن در بیرون آن‌ طور حرف می زند و دنبال شاهد و بهانه ای می گردد.» (مقام معظم رهبری - 11 مهر 69)

تعبیر جام زهر از جانب امام(ره) نشانه تحمیلی بودن تصمیم پذیرش قطعنامه به دلیل نظرات کارشناسان است. اما بررسی نظرات کارشناسی صورت گرفته با توجه به فقر اطلاعات دست اول در حال حاضر امکان پذیر نیست. مقایسه های مختلفی در مورد تشبیه پذیرش قطعنامه با حوادث صدر اسلام صورت گرفته است. هاشمی رفسنجانی این حادثه را با صلح حدیبیه مقایسه نموده و برخی دیگر از تحلیل گران آن را با ماجرای خلافت حضرت علی (ع) مقایسه نموده اند و برخی دیگر آن را به غزوه احد تشبیه می سازند.
فارغ از واکاوی دقیق تاریخی در ادوات تشبیه های صورت گرفته تنها بر اساس ادبیات امام(ره) می توان دریافت که معنایی که امام(ره) از واژه «مصلحت» برای خویش استنباط کرده اند اعم از نتایج آتی قطعنامه از شناخته شدن عراق به عنوان متجاوز تا آزادی اسرا و موارد این چنینی بوده است. از طرف دیگر، حمله مجدد عراق و حضور همه جانبه مردم در جبهه پس از پذیرش قطعنامه نشان داد که مردم هم چنان به اصول دفاعی خود علی رغم مشکلات اقتصادی و تجهیزاتی پایبند بوده اند. بنابراین نه می توان با توجه به اشاره های صریح حضرت امام(ره) پذیرش قطعنامه را به عنوان بزرگترین پیروزی ممکن تحلیل نمود، و نه می توان تعابیر مقام معظم رهبری مبنی بر برخی آثار قطعنامه را به معنای انتقادپذیر نبودن مقدمات پذیرش آن در نظر گرفت.
بی گمان خانه نشینی حضرت علی (ع) نیز آثار و برکات فراوانی داشته است. شکست مسلمانان صدر اسلام در غزوه احد نیز که بنا به روایات تاریخی به دلیل نظر برخی از مسلمانان در مورد تاکتیک جنگی بر خلاف نظر پیامبر(ص) به وقوع پیوست، نتایج مثبتی داشته است. اما آیا این نتایج مثبت و ضمنی با شرایط آرمانی که دست یافتنی نیز بوده است قابل قیاس است؟ البته قطعنامه 598 با صلح حدیبیه به هیچ وجه قابل قیاس نیست زیرا صلح حدیبیه با حضور فعال پیامبر(ص) و با تحمیل نظر ایشان بر اصحاب صورت گرفت به طوری که اصحاب مخالف بستن پیمان بودند اما در قطعنامه 598 عکس این موضوع اتفاق افتاد؛ یعنی اصحاب به بستن این پیمان تاکید داشتند و امام(ره) به عنوان جام زهر آن را پذیرفتند.
«قطعنامه را هم که امام(ره) قبول کرد، به‌ خاطر این فشارها نبود. قبول قطعنامه از طرف امام(ره)، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امور اقتصادی کشور مقابل روی او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کِشد و نمی‌ تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام(ره) مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. پذیرش قطعنامه، به خاطر ترس نبود؛ به خاطر هجوم دشمن نبود؛ به خاطر تهدید آمریکا نبود؛ به ‌خاطر این نبود که آمریکا ممکن است در امر جنگ دخالت کند. چون آمریکا، قبل از آن هم در امر جنگ دخالت می ‌کرد. وانگهی، اگر همه دنیا در امر جنگ دخالت می‌ کردند، امام رضوان ‌الله علیه، کسی نبود که رو برگرداند. بر نمی‌ گشت! آن، یک مساله‌ داخلی بود؛ مساله‌ دیگری بود. در تمام عمر ده ساله‌ حیات مبارک امام رضوان الله تعالی علیه، پس از پیروزی انقلاب، یک لحظه اتفاق نیفتاد که او به خاطر سنگینی بار تهدید دشمن، در هر بعدی از ابعاد، دچار تردید شود. این، یعنی همان برخورداری از روحیه‌ حسینی.» (مقام معظم رهبری - 14 خرداد 75)