تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بایدها و نبایدهای اعتدال کدامند؟

تعداد بازدید : 1279
تبیین چارچوب های اعتدال
بایدها و نبایدهای اعتدال کدامند؟

مجيد دانشي // با روي کار آمدن دولت جديد، يکي از شعارهاي محوري که در فضاي سياسي و فرهنگي جامعه مطرح شد، «اعتدال» بود و این شعار به نوعی ترجیع بند سخنان مدیران دولتی و رسانه‌های حامی دولت بوده است. اگرچه هنوز خود این واژه چندان تعریف نشده است اما از سویی دیگر بهانه خوبی شده تا خیلی از منتقدان به بهانه دوری از اعتدال و افراطی‌گری کوبیده شوند و از آن سو خیلی از اقدامات در سایه این شعار توجیه شود. با توجه به اين که ابهام در اين نوع شعارها و مفاهيم مي‌تواند موجب سوء استفاده و انحراف شود و حتي کساني که قصد خير دارند ممکن است به خاطر اين ابهام‌ها ندانسته در مسير نادرست قرار بگيرند و با در نظر گرفتن اين که، بحث اعتدال گرچه مظاهر عملي دارد، اما داراي پشتوانه نظري است، در این مقاله در صددیم به بررسی تعریف و ماهیت اعتدال، چارچوب و قلمروی آن بپردازیم و نسبت اعتدال با مفهوم حق و باطل را مورد ارزیابی قرار دهیم.

مفهوم اعتدال

اعتدال به معنای پیمودن و گزینش راه میانه، وسط و عدم تمایل به دو طرف افراط و تفریط می باشد. این واژه در لغت از ریشه عدل گرفته شده و به معنای رعایت حد وسط و میانه در بین دو حال است از جهت کمیت و از جهت کیفیت و چگونگی [لسان العرب، ج11، ص433] و نیز اعتدال، به معنای توازن در مقدار، هموزنی، برابر بودن دلایل، برابری و یکسانی در کم و کیف آمده است؛[فرهنگ لاروس، ج1، ص593] مثلاً حد وسط تهوّر و ترس، شجاعت است که در آن نه افراط است و نه تفریط. در اصطلاح این واژه در منابع اسلامی با الفاظی مانند 1. قصد؛ «المومن سیرته القصد، و سنته الرشد» [میزان الحکمة، ج10، ص489]، 2. اقتصاد؛ «مَن اقتَصَدَ أغنَاهُ اللهُ» [همان] و 3. وسط؛ «و نَحنُ أمَّةُ الوَسَطِ» [سیره نبوی، ج1، ص174]، استعمال شده است.در مقابل، انحراف‌ از اعتدال‌ و گرایش‌ به‌فزون‌ تر، «افراط» یا «اسراف»؛ و گرایش‌ به‌ کم‌تر «تفریط» خوانده‌ می‌شود.

اعتدال در قرآن و سیره رسول اکرم و اهل بیت (ع)

در قرآن مجيد درباره يكي از ويژگي هاي ممتاز بندگان خالص خداوند بزرگ چنين آمده است: وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوامًا. (فرقان:67) آنان كساني هستند كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف كنند و نه سخت گيري، بلكه ميان اين دو، اعتدال مي ورزند. اين آيه، بيانگر اعتدال است كه رعايت آن، سبب آسايش و آرامش فرد و جامعه مي شود. همچنين بسياري از مشكلات اجتماعي و اقتصادي را برطرف مي كند. قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط می نامد و می فرماید: «و کذلک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا؛ و این چنین شما را امتی میانه (معتدل) ساختیم تا بر مردمان گواه باشید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بر شما گواه باشد».[بقره/143]. در آیه ای دیگر، خداوند متعال امت اسلامی را بهترین امت پدید آمده از میان مردم می داند.[آل عمران/110] و امام صادق(ع) در تبیین بهترین امت چنین می فرمایند: «آنها امتی هستند که خداوند در بین آنها و از میان آنها و به سوی آنها برانگیخت و آنها مردمی میانه رو هستند؛ از این رو بهترین امتی هستند که برای مردم فرستاده شده اند». [بحارالانوار، ج24، ص153]
اصل اعتدال، در زندگی پر برکت پیامبر اکرم و ائمه هدی (علیهم السلام) و در کلیه اعمال و رفتارشان به روشنی دیده می شود. سیره رسول الله (ص) در همه وجوه، بر پایه اعتدال بنا شده است. چنانکه حضرت علی (ع) در این باره فرموده اند:«سِیرَتُهُ القَصدُ؛ رسول خدا، سیره و رفتارش میانه و معتدل بود». [نهج البلاغه، حکمت67]. رسول خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) در منش رفتار فردی، و اجتماعی شان، در تدبیر امور سیاسی، در رویارویی با خصم و حتی در میدان نبرد، جلوه ی اعتدال بوده و از افراط و تفریط در کارها پرهیز می کرد و به دیگران تاکید فراوان داشت که در زندگی میانه روی پیشه سازند. از این رو، می فرمود: «یَا أیُّهَا النَّاسُ عَلَیکُم بِالقَصدِ، عَلَیکُم بِالقَصدِ، عَلَیکُم بِالقَصدِ؛ ای مردم! بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی، بر شما باد به میانه روی».[کنزالعمّال، ج3، ص28].در مکتب فکری امیرمؤمنان علی (ع) نیز جاده حق و مسیر هدایت بر اعتدال استوار است چراکه کتاب الهی و سنت نبوی بدان توصیه می کند. امیرمؤمنان علی (ع) پس از بیعت مردم با وی در مدینه در نخستین خطبه حکومتی خود این نگرش را اعلام کردند و در عمل هم بدان پایبند بودند:«الیَمینَ و الشِمالُ مَضِلَةٌ، و الطَریقُ الوُسطَی هِی الجَادّةُ. عَلیهَا باقِی الکتابِ و آثارُ النبُوة، و منها منفذُ السُّنة و إلیها مصیرُ العاقبةِ؛ انحراف به راست و چپ گمراهی است و راه مستقیم و میانه جاده ی وسیع حق است، کتاب باقی ابدی و آثار نبوت بر این راه پرتو افکن است، و از همین راه راست پیشرفت سنت، و به سوی همین مقصد است گردیدن عاقبت».[نهج البلاغه، خطبه16].
اصولا شأن عقل، اعتدال و انسان عاقل انسانی متعادل است؛ و در مقابل، شأن جهل، عدم اعتدال است و انسان جاهل غیر متعادل. أمیر بیان علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند: «لاتَرَی الجاهلَ إلّا مُفرِطاً او مُفَرِّطاً؛ جاهل را نمی بینی، مگر این که یا افراط می کند و یا تفریط».[نهج البلاغه، حکمت70] انسان مسلمان در انفاق و مصرف، نه اسراف مي كند و نه سخت گيري، بلكه ميانه اين دو را برمي گزيند. اين اصل را كه در آموزه هاي ديني بر آن تأكيد مي شود، خرد و فطرت آدمي نيز تأييد مي كند؛ زيرا سامان دهي و استواري جسم و جان آدمي و امور فردي و اجتماعي اش، مرهون رعايت همين اصل است.

قلمروی اعتدال(باید ها و نبایدهای اعتدال)

1 ـ میانه روی: شاید بتوان گفت که یکی از مهم ترین اصول اعتدال همان میانه روی است؛ زیرا به طور طبیعی گرایش به افراط و تفریط به معنای خروج از عدالت است. هر گونه افراط و تفریطی موجب می شود تا امور در جای خود قرار نگیرد. از این روست که در آموزه های قرآنی، وسطیت و میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط به عنوان مهم ترین اصول عدالت و اعتدال معرفی شده و خداوند در همه حوزه ها از جمله اقتصادی از هر گونه اسراف و تقتیر و تبذیر و مانند آن نهی کرده است.

2 ـ قوامیت: از دیگر چارچوب های اعتدال، قوامیت است. خداوند در آیاتی از قرآن به این اصل اشاره می کند و می فرماید که در هر کاری می بایست به دور از افراط و تفریط مبتنی بر قوامیت کارها انجام گیرد.(فرقان، آیات ۶۳ تا ۶۷) قوام بودن به معنای آن است کار از پایه خودش استوار باشد و تمایلی به چپ و راست و یا نیازی به تکیه گاه نداشته باشد. تمایل به افراط و تفریط این قوامیت را از میان می برد. این بدان معنا خواهد بود که اگر کسی بخواهد اعتدال را با افراط و تفریط تحقق بخشد و یا به جایی دیگر تکیه و اعتماد کند، از اعتدال دور خواهد شد.

3 ـ اقتصاد و برنامه ریزی قصدی: از دیگر اصول اساسی اعتدال، اقتصاد است. اقتصاد که از واژه قصد گرفته شده به نوعی از میانه روی اشاره دارد که با برنامه ریزی و قصد پیشین انجام می گیرد. بنابراین، برنامه ریزی در چارچوب عدالت و به دور از هر گونه افراط و تفریط از شاخصه ها و اصول اساسی اعتدال است. در این اقتصاد می بایست آخرت و خداوند اصل قرار گیرد و مدار و محور هر حرکتی باشد؛ زیرا قصد اساسی انسان رسیدن به کمالی است که در خدا و آخرت جویی می تواند آن را به دست آورد.

4 ـ واقع بینی و حقیقت گرایی: از دیگر شاخصه ها و اصول اعتدال می بایست به واقع بینی اشاره کرد. به این معنا که اگرچه حقیقت برای معتدل اصالت دارد ولی این بدان معنا نیست که واقعیت های موجود را نادیده می گیرد، بلکه با شناخت کامل از واقعیت ها برنامه ریزی را به گونه ای انجام می دهد تا حقیقت در نهایت تحقق یابد و کسب گردد. از همین روست که به شرایط زندگی دنیوی و مقتضیات آن توجه دارد و به گونه ای عمل نمی کند که او را از انجام اعمال شخصی و اجتماعی باز دارد. مثلا در انفاق به گونه ای عمل نمی کند که نتواند نیازهای خود را برطرف کند، بلکه به گونه ای عمل می کند که هم دیگری از مال استفاده کند و هم نیازهای خود را برطرف نماید.(فرقان، آیات ۶۳ تا ۶۷)

5ـ موزون: از دیگر اصول اعتدال، توزین است. به این معنا که شخص و جامعه معتدل دارای میزانی است که بر اساس آن رفتارهای خود را مشخص می کند. پس هر رفتاری می بایست مبتنی بر اصول باشد و نمی تواند خارج از اصول اساسی رفتار کند. به این معنا که معیاری داشته باشد که رفتار خودش را بر اساس آن سنجش و وزن و ارزیابی کند.(حجر، آیه ۱۹)

نسبت اعتدال با حق و باطل

در بحث شعار رئیس جمهور امر بر عده ای مشتبه شد که اعتدال یعنی همان چیزی که در بین عده ای از عوام رواج دارد و در واقع اعتدال یعنی چیزی بین حق و باطل و فی المثل یعنی اینکه ما باید از طرفی به فلسطین کمک کنیم و از طرفی با آمریکا که حامی اصلی اسرائیل است رفاقت کنیم. اما در جواب باید گفت این مسلمانی نیست این نفاق است. این عده فراموش کرده اند که حق همان اعتدال است و اعتدال همان حق و نه راهی بین حق وباطل. برای روشن شدن این موضوع نیازمند بررسی تفاوت مبنایی اعتدال اسلامی و غربی هستیم تا حق و باطل مشخص شود و در نتیجه نسبت اعتدال با حق و باطل نمایان شود.
تفاوت مبنایی اعتدال اسلامی و غربی: اعتدال در اسلام مبتنی بر مبانی توحیدی و معادی است؛ زیرا در این نگرش، خداوند متعال جهان را بر پایه عدالت آفریده و به انسان دارای اراده و اختیار هر چند که مجوز خروج از عدالت و گرایش به ظلم را داده تا به انتخاب یکی را برگزیند، ولی در ذات او گرایش به عدالت را قرار داده است زیرا چنین گرایشی موجب تکامل بشر و جامعه و جهان خواهد بود. چنان که افزون بر عقل و فطرت سلیم، وحی و نقل را در خدمت بشر قرار داده تا حق و عدالت را بشناسد و در آن مسیر گام بردارد. بر اساس این مبانی است که اعتدال اسلامی غیر از اعتدال غربی خواهد بود؛ زیرا گفتمان اسلامی که بستر اعتدال اسلامی را سامان می دهد، برای خدا، عقل سلیم و نقل معتبر(وحی) جایگاه خاص و انحصاری ایجاد کرده است. مقتضای این گفتمان اسلامی، اعتدال در چارچوب این عناصر خواهد بود و هر گونه اعتدال در خارج از این چارچوب ها را بر نمی تابد و آن را عین انحراف و ظلم و بی عدالتی می داند.
این در حالی است که در گفتمان غربی آن چه اصالت دارد، انسان جدا از خداست؛ زیرا اگر در گفتمان غربی خدایی هست، این خدا تنها یک کار ابتدایی خلقت را انجام داده و همه هستی را به انسان واگذار و تفویض کرده است. پس ملاک حق و باطل خود انسان است. پس بر اساس مبانی گفتمانی غرب، حق و عدل و اعتدال با انسان و تعریف او مشخص می شود و از آن جایی که نمی توان همه انسان ها را مبنا قرار داد، به قول و گرایش اکثریت بسنده می شود. این جاست که اکثریت حق ساز خواهد بود. پس اگر اکثریتی چیزی را حق، خوب، اعتدال، عدالت و مانند آن یافت، همان خواهد بود. اعتدال در مفهوم گفتمان غرب این گونه با توجه به گرایش اکثریت، معنا و مفهوم می یابد و حرکت های عدالت خواهانه و اعتدالی همان است که اکثریت با عقلانیت ابزاری فهم و عمل کرده است.
 به سخن دیگر، بر اساس گفتمان اسلامی، خداوند است که اصل حق و خاستگاه و منشای آن است.(بقره، آیه ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰) پس هر چیزی غیر از خدا و از منشایی غیر او، باطل خواهد بود. این بدان معناست که ما حق را خدا و از او می دانیم و هر چیزی غیر از خدا باطل خواهد بود. بنابراین، آنچه که معیار حق و باطل قرار می گیرد همان خداوند و شئونات او خواهد بود. در حالی که در گفتمان غربی، این انسان است که محور هر حق و باطلی است و خوب و بد را انسان بیان و معلوم می کند. پس هر چیزی که انسان خوب بداند همان خوب است و اگر بد بداند بد و باطل خواهد بود. این همان دیدگاه اومانیسمی است که انسان را در جای خدا و حق قرار داده و خدا را از هستی و زندگی انسانی حذف کرده است.اما نکته ای که در این جا مهم است این که میانه روی در واقع محل سکون ترازویی است که طرفینش افراط و تفریط است نه حق و باطل. میانه رویی بین افراط و تفریط اعتدال است و میانه رویی بین حق و باطل نفاق.

نسبت اعتدال با انقلابی گری

اعتدال این نیست که ما رهبری امریکا را در موازنه جهانی قبول کنیم و بگوییم باید انقلاب را سر عقل آورد و انقلابی عمل کردن را به خروج از اعتدال تفسیر کنیم. باید از آقایان اعتدال گرا سوال کردکه حضرت امام(ره) معتدل بودند با نبودند، اگر انقلابی بودن مخالف اعتدال است این تفسیر غلطی از اعتدال است و نباید بگذاریم که انقلابی گری را به افراطی گری متهم کنند و این کاری است که غرب همیشه نسبت به اسلام انجام می دهد و مقاومت انقلابی را به تروریسم متهم می کند.
 غرب رفاه را در برابر دین، اسلام و عدالت قرار می دهد و غرب اسلام را در برابر پیشرفت و عدالت می گذارد و انقلاب اسلامی این دوگانه را شکسته است و بیان می دارد که ما عدالت مبتنی بر اسلام را داریم و لزومی ندارد بگوییم که ما یا طرفدار رفاه بشر هستیم یا اسلام و معنویت. یکی از مهمترین نقاط چالش انقلاب اسلامی با ادبیات مدرن این بوده است که بگویند نمی شود دین دار بود و طرفدار امنیت و عدالت و پیشرفت اجتماعی بود. انقلاب اسلامی در برابر این تفکر ایستاده و راه دیگری را معرفی کرده است و امام چنین نکته ای را به گورپاچف تذکر دادند و فرمودند اشتباه بزرگ شما مبارزه بی دلیل با خداست. امروز هم مسئله این است و نباید این دوگانه ها در فضای فرهنگی جامعه باب شود و اتفاقا خروج از چارچوب های انقلاب اسلامی، خروج از اعتدال است. اعتدال يكي از اجزاء و عناصر اصلي هويت انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي است، عنصري كه نه تنها بيگانه با هويت و مباني نظام جمهوري اسلامي نيست بلكه مي تواند موجب پيشبرد و تكامل اهداف انقلاب اسلامي گردد. مفهوم اعتدال را مي توان در ذات انديشه امام )ره) و فراتر از آن در ذات مكتب اسلام و در ساحت تفكر ديني و اسلامي جست.