تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

دیدگاه سیاسی اجتماعی امام خمینی(ره)

تعداد بازدید : 1469
دیدگاه سیاسی اجتماعی امام خمینی(ره)
دیدگاه سیاسی امام راحل - سلام الله علیه - نشات یافته از عقاید و اندیشه های دینی اوست. طبق اندیشه دینی، حكومت از آن خداست[1] كه بر عهده رهبر معصوم (پیامبران و امامان) نهاده شده است، و در عصر غیبت، رهبری جامعه بر عهده فقهای جامع الشرایط یعنی نایبان حضرت ولیعصر (عج) می باشد. [2] البته حقیقت این است كه (حکومت) به معنی هدایت صحیح جامعه است (که) به انبیا و ائمه (علیهم السلام) اختصاص دارد[3]
نكته قابل ملاحظه آنكه هر چند از یکایک اندیشه های ژرف سیاسی امام - سلام الله علیه - به آسانی نمی توان گذشت و یا نمی توان به آسانی پرده بر گرفت، اما برای رعایت اختصار به ناچار برخی از نكات برجسته موضوع مورد بحث را از نظر می گذرانیم.
1- ولایت فقیه
ولایت فقیه به نوبه خود چند اصل را به همراه دارد كه امام - صلوات الله علیه - بر آنها تاكید فراوان داشت، آن اصول عبارتند از:
الف - اجرای قانون خدا و تعالیم اسلام در جامعه[4]
ب - اعتقاد به مساله غیبت و نیابت:
انتظار ظهور موعود اسلام و امام غایب، یكی از اصول اساسی ولایت فقیه است؛ زیرا تصدی امور جامعه و اجرای دستورهای الهی پس از شهادت امام یازدهم (امام حسن عسكری) بر عهده او (امام زمان (عج)) است[5] او بنا به مصالح الهی در پس پرده غیبت، بسر می برد.
وی ذخیره خدا برای هدایت بشر است و روزی ظهور خواهند كرد[6] و چون غایب هستند، سیاستگذاری جامعه در دوران غیبت كبری با ولایت فقیه است[7] زیرا: ولایتی كه رسول الله علیه السلام در اداره جامعه داشت، بدون تردید برای ولی فقیه نیز در دوران غیبت ثابت است[8] تا اینكه او ظهور كند. [9]
ج - تلفیق تعالیم اسلامی با سیاست:
اگر كسی دین را از سیاست جدا بداند، خدا، رسول و ائمه معصومین را تكذیب كرده است[10] و تردیدی نیست كه نغمه جدایی دین از سیاست از سوی دشمنان اسلام است[11] زیرا، اسلام دینی است كه با سیاست آمیخته است[12] و حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (ص) است یکی از احکام اولیه اسلام است. [13]
امام (س) در كتاب معروف خود (حكومت اسلامی) بر این نكته تأكید دارد كه:
(ولایتی كه رسول خدا علیه السلام در اداره جامعه داشت بدون تردید برای ولی فقیه نیز در دوران غیبت، ثابت است[14] و این از مسائل ضروری و بدیهی است[15] این ولایت، همان ولایت رسول الله علیه الصلوات و السلام است[16] زیرا برقراری نظام سیاسی غیر اسلامی به معنای نادیده گرفتن بعد سیاسی اسلام است. [17] و دخالت در سیاست در رأس تعلیمات انبیاست) . [18]
2- اهتمام به نقش مردم و توحید كلمه
ایجاد وحدت و اتحاد میان اقشار و طبقات مختلف مردم، بویژه در جامعه در جامعه اسلامی، یكی از اركان دیدگاه سیاسی و سیاست امام - سلام الله علیه - را تشكیل می دهد و این مساءله نوبه خود، هم نقش مردم[19] و اهمیت آن را از نظر امام (س) و هم نقش اتحاد و حدت و عظمت آن را در پیش امام راحل بازگو می كند. [20]
امام - سلام الله علیه - همواره از مردم و حضور آنها یاد می كرد، [21] چنانكه اكیدا پیوند و اتحاد میان آنان و پیوند اتحاد با نظام و حكومت را خواستار بود[22] و خاطر نشان می كرد كه: (یكی از احكام مورد توجه خدا، حفظ وحدت و انسجام است.) [23]
3 - حمایت از محرومین و مستضعفین
حمایت از محرومین جامعه یكی دیگر از اركان اساسی سیاست امام - سلام الله علیه - را تشكیل می داد. او خاطر نشان می كرد خوشحالی من هنگامی است كه به زاغه نشینان و محرومان جامعه خدمت شود. [24] امام - سلام الله علیه - همواره خدمت به آنها را توصیه كرده[25] و در وصیتنامه سیاسی - الهی خود می نویسد:
((به همه، در كوشش برای رفاه طبقات محروم، وصیت می كنم كه خیر دنیا و آخرت شما در رسیدگی به حال محرومان جامعه است)) . [26]
4 - اهتمام به حوزه و دانشگاه
توجه به دانشگاه، ركن مهم سیاست امام - سلام الله علیه - بود. امام در همین رابطه می فرمود: ((اگر دانشگاه اصلاح شود كشور اصلاح می شود؛[27] زیرا ترقی مملكت به دانشگاه است)) . [28]
او همواره به تحول دانشگاه[29] و معنویت آن می اندیشید. [30]
و در همین رابطه اتحاد و وحدت میان این دو قشر تحصیل كرده را همواره خواستار بود. و خاطر نشان می كرد: ((این دو مركز (حوزه و دانشگاه) باید با هم باشند[31] و مسائلشان را با هم مبادله نمایند)) . [32]
وی تأكید داشت تا دانشگاه به خدا روی بیاورد و به معنویت بپردازد و ملاك را اخلاص، تقوا و علم بداند. [33]
5 - صلابت در اجرای قوانین اسلام و تعالیم آن
امام - سلام الله علیه - در سیاست خویش، فقط به اجرای تعالیم خدا و تحقق آرمانهای اسلام و پیاده شدن احكام آن، می اندیشید و خاطر نشان می ساخت كه:
انقلاب ما متكی به خدا و معنویات است. [34] و شما از قوانین مخالف با شرع مطهر، بدون هیچ ملاحظه ای جلوگیری نمایید. [35] زیرا هیچ رژیمی همچون جمهوری اسلامی پایبند به اسلام، اخلاق و ارزشهای انسانی نیست. [36] و البته اتكال و تكیه كردن به خدا منشاء همه گونه خیرات و موفقیت هاست. [37] و سرمشق ما در همه حركات و سكنات بزرگمرد جهان بشریت، حضرت امیر- سلام الله علیه - می باشد[38] و ما فقط یك مقصد داریم و آن. . . . تحقق اسلام است[39]
سید الشهداء (علیه السلام) برای اسلام، خود را به كشتن داد[40] و باید بدین حقیقت توجه داشت كه حكومت در اسلام به معنای تبعیت از قانون خداست و فقط خدا (عز و جل) باید حاكمیت كند و همه تابع اراده خداییم. رأی اشخاص، حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله در حكومت و قانون الهی، دخالتی ندارد آنچه هم كه اختیارات محدودی به رسول خدا صلی الله علیه و آله داده شده است نیز از خداست. [41]
6- اهتمام به اصل (نه شرقی، نه غربی)
سیاست نه شرقی، نه غربی امام - سلام الله علیه - كه نه گفتن[42] به نظامهای كمونیسم و كاپیتالیسم را تبلیغ می كند، نموداری از استغنای همه جانبه مكتب حیاتبخش اسلام است و این اصل، استقلال همه جانبه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی را تحقق می بخشد. او خاطر نشان می كرد: لازمه استقلال، زدودن غربزدگی است. [43] و آنها (که) شرق زده و غربزده نیستند باید شروع كنند و در ساختن و آبادانی كشور تلاش نمایند. [44]
او به همه ملت ایران، توصیه می كرد كه در صراط مستقیم الهی استوار بمانند و به شرق ملحد و غرب ستمگر كافر، وابسته نشوند. [45]
اجرای سیاست فوق به مسأله خودیابی و اتكاء به خود مربوط می شود؛ زیرا تا خود را پیدا نكنیم و به خود اتكا ننماییم، مستقل نمی شویم[46] در این رابطه باید به موارد زیر توجه داشت:
الف - (باید) به فرهنگ اصیل اسلامی خود روی آوریم[47] و تلاش كنیم تا اخلاق و كاخ نشینی را از ملت بزداییم. [48]
ب -از انزوای موقت نهراسیم؛ زیرا تا منزوی نشویم مستقل نمی شویم[49] و محاصره اقتصادی دشمن باعث می شود تا مغزها به كار آیند. [50]
ج - لازم است به تمام معنا به مفاخر و مظاهر اجنبی پشت كنیم. [51]
د-به خدا توكل كنیم و در جهت جلب رضای او بكوشیم. [52]
ه - به علم، تخصص، تقوا و ایمان، روی بیاوریم و اسلام پیش از همه ادیان از علم و تخصص تمجید كرده است. [53]
7 - دین و سیاست
امام راحل - سلام الله علیه - در برابر نغمه های شوم (جدایی دین از سیاست) ، همواره خاطر نشان می كرد كه:
اسلام را از حكومت و سیاست جدا می دانند باید. . . . گفت كه قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله آن قدر كه در حكومت و سیاست، احكام دارند در سایر چیزها ندارند، بلكه بسیاری از احكام عبادی اسلام، عبادی - سیاسی است كه غفلت از آنها این مصیبتها را به بار آورده. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله تشكیل حكومت داد مثل سایر حكومتهای جهان لكن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی و خلفاء اول اسلامی حكومتهای وسیع داشته اند و حكومت علی بن ابی طالب علیه السلام نیز با همان انگیزه به طور وسیع و گسترده تر، از واضحات تاریخ است. . . . .
این جانب در این وصیتنامه با اشاره می گذرم ولی امید آن دارم كه نویسندگان و جامعه شناسان و تاریخ نویسان، مسلمانان را از این اشتباه بیرون آوردند و آنچه گفته شده و می شود كه انبیاء علیه السلام به معنویات كار دارند و حكومت و سر رشته داری دنیایی مطرود است و انبیاء و اولیاء و بزرگان از آن احتراز می كردند و ما نیز باید چنین كنیم، اشتباه، تأسف آوری است كه نتایج آن به تباهی كشیدن ملتهای اسلامی و باز كردن راه برای استعمارگران خونخوار است؛ زیرا آنچه مردود است حكومتهای شیطانی و دیكتاتوری و ستمگری است، كه برای سلطه جوئی و انگیزه های منحرف و دنیایی كه (از آن تحذیر نموده اند) ، جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است كه انسان را از حق تعالی غافل كند و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم وجود و اقامه عدالت اجتماعی» همان است كه مثل سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشاءن اسلام صلی الله علیه و آله و اوصیاء بزگوارش برای آن كوشش می كردند؛ از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است چنانچه سیاست سالم که در این حکومت ها بوده از امور لازمه است. باید ملت بیدار و هشیار ایران با دید اسلامی این توطئه ها را خنثی نمایند و گویندگان و نویسندگان متعهد به كمك ملت برخیزند و دست شیطان توطئه گر را قطع نمایند.