تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بيداری اسلامی و تاثير آن بر آينده سياسي منطقه

تعداد بازدید : 1167
بيداری اسلامی و تاثير آن بر آينده سياسي منطقه
موضوع دور جديد بيداری اسلامی را می توان در دو بخش مورد بررسي قرار داد. در بخش نخست به تحليل آينده انقلاب هاي منطقه و بيداري اسلامي مي پردازيم و در بخش دوم تأثيرات اين بيداري بر آينده سياسي منطقه را مورد ارزيابي قرار مي دهيم .

« تحليل آينده انقلاب هاي منطقه»
بي ترديد بيداري اسلامي را بايد تحولي بزرگ و تأثير گذار درسطح منطقه و جهان به حساب آورد كه اين ظرفيت را داراست كه نقش مهمي در تحولات منطقه و سطح جهان ايفا نمايد البته اين مهم بستگي به روند حركت اين انقلاب ها و ادامه جريان بيداري اسلامي دارد . يك حالت آن است كه اين انقلاب ها و حركت بزرگ بيداري اسلامي در مسير اهداف خود كه همان احياء و تجديد عزت و كرامت ملي ، استقلال،‌ آزادي،‌ عدالتخواهي، تسليم نشدن در برابر استبداد و استعمارو... است كما كان گام بردارد و مردم با سرنگوني ديكتاتورهاي وابسته ، كار را پايان يافته نبينند و تا تحقق همه اين آرمان ها و ارزش ها كه بر گرفته از مباني ديني است از صحنه خارج نشوند و از مسئولان و نمايندگان خودشان تحقق اين آرمان ها را مطالبه كنند .كه در اين صورت شاهد شكل گيري نظام هايي مردم سالار با الگوي اسلامي خواهيم بود كه قدرت جديدي در منطقه را رقم خواهند زد.
حالت ديگر اين است كه مردم كار را پايان يافته تلقي نموده و از صحنه خارج شوند يا در ميانه راه از پيگيري آرمان ها و ارزش هاي خود خسته و نااميد شوندكه در اين صورت دشمنان آنان كه همان نظام استكباري و به ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي هستند و در كمينند كه از غفلت آنها سوء استفاده نمايند ، اين انقلاب ها به انحراف كشيده و به نفع خويش مصادره نموده و به اصطلاح آب رفته را دوباره به جوي بازمي گردانند و در اين مسير يا افراد و گروههايي را سر كار خواهند آورد كه در مسير منافع آنان حركت كنند يا الگوهاي مورد نظر خود را بر اين كشورها تحميل مي كنند تا دوباره به سلطه و سيطره خود بر اين كشورها ادامه دهند . مردم به پا خاسته اين كشورها بايد بدانند كه استكبار جهاني كه از بيداري آنان زخم خورده و منافع خود را از دست داده است مترصد فرصت و روزنه اي براي آسيب وارد نمودن به انقلاب هاي آنان است .
مقام معظم رهبري در اين راستا فرمودند: «ما واقعاً نمي توانيم الان ابعاد عظمت اين حادثه را درست ترسيم كنيم. خيلى كار بزرگى انجام گرفته است. خب، اينجا ملتها در معرض حوادثى هستند. يكى از اين حوادث - كه ان‌شاءاللَّه اين پيش بيايد - اين است كه نخبگان دينى ملتها بتوانند زمام امور اين ملتها را در دست بگيرند و راه درست را كه برخاسته‌ى از اسلام و برخاسته‌ى از شريعت و برخاسته‌ى از نيازهاى بومى و اقليمى باشد، براى مردم ترسيم كنند؛ اين بهترين راه است. اما چقدر احتمال دارد كه اين راه پيش بيايد؟ انسان دلش مي لرزد.
يك احتمال ديگر اين است كه همان كسانى كه عواملشان از در بيرون رفته‌اند، دوباره از پنجره وارد شوند؛ همان كسانى كه در مقابل اسلام، در مقابل حركت ضد صهيونيستى ملت مصر، سى سال از يك ديكتاتورى حمايت كردند، باز زمينه‌ساز يك ديكتاتورى ديگرى بشوند. خب، اول كه ديكتاتور نمي گويد من ديكتاتورم؛ يك شكلى به آن مي دهند؛ دستگاه‌هاى تبليغاتى هم دارند، پول هم دارند، امكانات هم دارند، مزدور و آدم هم حتماً دارند. بنابراين يك بيم اين است كه اينها باز بيايند يك نظامهائى را خودشان درست كنند، يا يك نظامهاى الگوگرفته‌ى كامل از غرب روى كار بيايند. اين خطر بسيار بزرگى است براى همين كشورها، كه به اسم دموكراسى و به اسم آزادى و اين حرفها بيايند نظامهاى غربى را در اينجا حاكم كنند. و انواع و اقسام خطرهائى كه در اينجا وجود دارد.
آن چيزى كه اينجا مي تواند به اين كشورها كمك كند، تفكر مردم‌سالارى دينى است. مردم‌سالارى دينى كه ابتكار امام بزرگوار ماست، مي تواند نسخه‌اى براى همه‌ى اين كشورها باشد؛ هم مردم‌سالارى است، هم از متن دين برخاسته است.
البته ممكن است فقهاى اهل سنت - چه فقهاى شافعى در مصر، چه مالكى‌ها در بعضى ديگر از كشورهاى آن منطقه، چه حنفى‌ها در بعضى از كشورهاى ديگر - معتقد به ولايت فقيه نباشند؛ خيلى خوب، ما نمي خواهيم حتماً مبناى فقهى خودمان را به آنها عرضه كنيم يا اصرار بورزيم؛ اما مردم‌سالارى دينى ممكن است شكلهاى گوناگونى پيدا كند. بايد اين مبناى مردم‌سالارى دينى را ما براى اينها تبيين كنيم، تفهيم كنيم؛ مثل هديه‌اى در اختيارشان بگذاريم. مطمئناً اين مردم، مردم‌سالارى دينى را خواهند پسنديد. اين كارى است كه بر عهده‌ى ماست و بايستى انجام بگيرد تا دشمنان اين ملتها از خلأيى كه به وجود آمده، استفاده نكنند. اين خلأ را بايد به وسيله‌ى اسلام پر كنند.»

«تأثيرات بيداري اسلامي در آينده سياسي منطقه»
حركت بيداري اسلامي را بايد در حقيقت آغاز فصل نويني در منطقه دانست كه تاريخ جديدي را در اين منطقه رقم خواهد زد . تأثيرات اين حركت بزرگ در آينده سياسي منطقه را مي توان در اين موارد برشمرد.
1.برهم زدن موازنه قدرت در منطقه
اين حركت عظيم موجب شد تا موازنه غلط ظالمانه اي كه از ساليان طولاني توسط استكبار جهاني در اين منطقه رقم خورده بود و همه امكانات منطقه را در راستاي اهداف استعماري خود قرار داده بود ، به نفع ملت ها تغيير يافته و راهي كه انقلاب اسلامي با سختي و مجاهدت بسيار بر خلاف خواست استكبار جهاني باز نموده بود ، به واسطه اين حركت نمود بيشتري پيدا نمايد .
2. شكست تئوري هاي غرب
در شرايطي كه استكبار جهاني رؤياي تشكيل خاور ميانه بزرگ را در سر مي پروراند و به دنبال تحكيم پايه هاي امنيت رژيم صهيونيستي در منطقه بود ، بيداري اسلامي خط بطلاني بر افكار آنان زده و در مسير خاور ميانه اي جديد با محوريت آرمان ها و ارزش هاي انساني و اسلامي حركت نمود و همانگونه كه مقام معظم رهبري فرمودند: «شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت. اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود.
3. زنده شدن روح اميد و روحيه خود باوري در ميان ملت هاي منطقه
موج بيداري اسلامي و سقوط حاكمان سرسپرده و پيروزي مردم ، روح اميد را در در ميان ملت هاي منطقه زنده كرد و موجب احياي روحيه خود باوري و اعتماد به نفس در ميان آنان گرديد ، مسأله اي كه توسط استكبار جهاني سال ها بر ضد آن تبليغ مي شد. اما اين جريان نشان داد كه مردم با اتكا به نيروي خود مي توانند تحولات بزرگي را رقم بزنند و در برابر خواست قدرتهاي استكباري ايستادگي نمايند .
4. آشكار شدن نقش مردم در شكل دهي به نظام هاي سياسي
اين جريان عظيم ، نقش و قدرت مردم در شكل دهي به نظام هاي سياسي اجتماعي را به نمايش گذارد و نشان داد كه خواست و اراده مردم بر خواست قدرتهاي استكباري و حاكمان وابسته و مستبد برتري داشته و آنان مي توانند بر اساس معيارهاي مورد نظر خويش ، حكومت و آينده خويش را رقم بزنند . در حقيقت بيداري اسلامي تبلور اين سنت الهي بود كه « ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم » « خداوند سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد مگر انكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند .» و اين عامل بزرگي است كه مي توان بر آينده سياسي منطقه تأثير زيادي بگذارد.
5. تزلزل در جايگاه و موقعيت رژيم صهيونيستي در منطقه
بيداري اسلامي و سقوط حاكمان سرسپرده و وابسته به آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه و موج نفرت و انزجار از رژيم صهيونيستي كه در شعارها و اقدامات مردم تبلور پيدا نمود ، زلزله بزرگي براي اين رژيم جعلي محسوب گرديده و نويد بخش منطقه اي بدون حضور اين غده سرطاني است .بنيامين نتانياهو ضمن سخناني در پارلمان اسرائيل اظهار داشت : «بهار عربي كه مي گويند، وضعيت بي ثباتي درست كرده و باعث رشد اسلامگرايي در منطقه شده است. ما اكنون شاهد موج اسلامگرايي هستيم كه پس از حضور ده ها سال حكومت هاي با ثبات در جهان عرب، اين كشورها را در برگرفته است... موج اسلام گرايي به سود اسرائيل نيست زيرا وضع باثباتي كه تاكنون در كشورهاي عرب برقرار بود، در سال هاي آينده با خروج آمريكايي ها از عراق تغيير پيدا خواهد كرد و اسرائيل با مسائل بسيار دشواري روبرو خواهد شد اين امر بر نيازهاي امنيتي ما اثر قطعي خواهد گذاشت.»
6. بازيابي هويت اسلامي
اين حادثه شگرف موجب باز يابي هويت اسلامي گرديد و اين خواست مردم در شعارهاي آنان در طول انقلاب متبلور بود . پيروزي احزاب اسلام گرا در اين كشورها نشان از عزم مردم براي اجراي تعاليم اسلام داشته و نقش دين در آينده اين منطقه مي باشد .
مقام معظم رهبري فرمودند : « آن جورى كه ما مي فهميم و ما احساس مي كنيم، اين تجربه‌اى كه امروز در كشورهائى از دنياى اسلام تحقق پيدا كرده و بيدارى اسلامى منجر به حضور مردم در عرصه‌ى تعيين سرنوشت خود شده، يكى از آن تجربه‌هاى بسيار مهم و ارزشمند تاريخ اسلام است. آنچه كه شما ملاحظه مي كنيد در مصر، در تونس، در ليبى، در يمن، در بحرين و در برخى از كشورهاى ديگر اتفاق افتاده است، كه مردم خودشان وارد صحنه شده‌اند، ملتها خودشان همت گماشته‌اند بر اينكه سرنوشت خودشان را در دست بگيرند، اين از آن حوادث فوق‌العاده بزرگ و تعيين كننده است؛ اين ميتواند براى مدتهاى طولانى، مسير تاريخ امت اسلام و مسير اين منطقه را تعيين كند.
اگر ملتهاى مسلمان در اين حركتى كه آغاز كرده‌اند، ان‌شاءالله بتوانند مراقبت كنند، بتوانند اراده‌ى خودشان را بر اراده‌ى كسانى كه سعيشان مداخله‌ى در كشورهاى اسلامى است، غلبه بدهند، تا مدتهاى طولانى كشورهاى اسلامى يك حركت پيشرونده را خواهند داشت؛ اما اگر خداى نكرده دشمنان اسلام و مسلمين - يعنى دنياى استكبار، سردمداران سلطه، صهيونيسم جهانى، رژيم مستكبر و ظالم آمريكا - بتوانند بر اين امواج سوار شوند، اگر خداى نكرده بتوانند بر عزم ملتها فائق بيايند و كنترل كار را به دست بگيرند و حوادث را به سمت آنچه كه خودشان ميخواهند، هدايت كنند، مسلّماً دنياى اسلام باز تا ده‌ها سال دچار مشكلات بزرگ خواهد بود. امت اسلامى نبايد بگذارد. نخبگان سياسى و فرهنگى نبايد اجازه دهند كه دشمنان كشورهاى اسلامى بر عزم ملتهاى مسلمان فائق بيايند.
روز امتحان بزرگى است براى كشورهاى اسلامى و ملتهاى مسلمان. تاكنون خود ملتها هم تا اين حد به توانائى‌هاى خودشان واقف نبودند. امروز ملتها مي دانند كه چه قدرتى دارند و اراده‌ى آنها چقدر ميتواند كارساز باشد. اين شناخت ملتها از خود، نعمت بزرگى است. البته سلطه‌گران عالم و سردمداران امپراتورى‌هاى سلطه و قدرت هم فهميده‌اند در دنياى اسلام چه خبر است؛ لذا بيكار نمي مانند، آنها هم نقشه مي كشند.
امروز روزى است كه ملتهاى مسلمان به هويت اصيل و اسلامىِ خودشان برگردند. آنچه در درون ما از نيرو و عظمت و شكوه وجود دارد، ناشى از ايمان به اسلام و اعتقاد به قدرت پشتيبان الهى و اتكال به خداى متعال است؛ اين است آن قدرتى كه هيچ قدرتى بر آن فائق نمى‌آيد؛ اين را بايستى هرچه بيشتر در دل خودمان، در عملِ خودمان تجلى ببخشيم.