تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

ضرورت هاي فهم بیانات رهبری

تعداد بازدید : 1009

در ماه مبارک رمضان -همچون ایّامی که رهبر معظم انقلاب در یکی از سفرهای استانی به سر می برند- به دلیل دیدارها و سخنرانی-های متعدّدی که صورت می گیرد، بستری برای تماس و ارتباط بیشتر و بهتر نیروهای انقلابی و ولایی با نظرات، عقاید و دیدگاه های رهبری فراهم می آید. این اتفاق مبارک بهانه ای شد تا این مساله ی بسیار مهم و حیاتی را مورد بررسی قرار بدهیم که چه نسبتی با بیانات رهبری باید برقرار نمائیم و چگونه فهم خود را از نظرات و دیدگاه های ایشان ارتقا دهیم؟ پیشروی انقلاب اسلامی و ضرورت همطرازی با حرکت انقلاب اسلامی می طلبد «مساله-ی تولّی به ولایت فقیه» به صورت روشمندتر و قاعده مندتر دنبال شود. لذا ضرورت می یابد ارتباط با رهبری نظام اسلامی و فهم بیانات ایشان را در یک الگوی روشمند دنبال نمائیم. چرایی و چگونگی «تدوین الگو»یی برای فهم بهتر بیانات رهبری، مساله ی اصلی مقاله پیش روست.

1.    نهضت رجوع به دیدگاه ها و نگرش های رهبری
در سال های دهه ی چهارم انقلاب نهضت رو به گسترشی در بین نیروهای دلسوز انقلابی آغاز گردیده است که به صورتی متفاوت از دوره های قبل، در صدد فهمِ نظرات و دیدگاه های رهبری در مسائل مختلف است و بیش از دهه های گذشته بیانات رهبری مساله ی ذهن نخبگان انقلابی گردیده است. نهضتی که بررسی آرا و نگرش های رهبری- حتّی در سال های ابتدائی و بلکه ماقبل انقلاب را- در دستور کار قرار داده است و درصدد جمع آوری و تدوین دیدگاه های آیت اله العظمی خامنه ای در حوزه های مختلف اندیشه و مسائل اجتماعی است. این نهضت که عمدتاً جوششی در لایه ی جوانان انقلابی بوده است و سازوکارهای دولتی نقش قابل ملاحظه ای- لااقل در شکل گیری آن- نداشته  است اتّفاقی متناسب با طبیعت انقلاب اسلامی بوده است. بررسی دقیق تر این موضوع مجال گسترده تر و دقّت بیشتری را می طلبد امّا اجمالاً می توان گفت، مساله ی «تولّی» از عناصر ذاتی انقلاب اسلامی است و تکامل انقلاب اسلامی -قهراً- مناسبات «امت» و «امام» را هم تکامل می دهد. در واقع تاریخ انقلاب اسلامی «تاریخ توسعه ی تولّی امّت به امام» بوده است. رجوع ویژه تر جوانان انقلابی به رهبری در دهه ی چهارم انقلاب و تشنگی جوانان انقلابی برای تنظیم و تطبیق قرائت های خود با رهبر معظّم انقلاب، در واقع یک احساس نیازِ درونی برای همراهی بهتر با انقلاب اسلامی است؛ یعنی بدون همراهی با نظام فکری رهبری، همراهی با انقلاب اسلامی و همطرازی با آن را غیرممکن دیده اند.

2.    چرائی افزایش رجوع به بیانات رهبری
علّت اینکه آرا و اندیشه های امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب در افق برتری نسبت به سایر آراء و دیدگاه ها مورد توجه قرار گرفته اند، شرایط جدیدی است که بعد از انقلاب اسلامی رقم خورده است. بی تردید انقلاب اسلامی آغاز دوره ی جدیدی از حیات شیعه است که مناسبات این دوره ی جدید با ادوار قبلی تاریخ شیعه متفاوت است که هم نگرش  و هم برخوردهای سیاسی-اجتماعی متفاوتی را می طلبد. هنوز هم اقتضائات این دوران جدید توسّط بخش عمده ای از جریان های دینی و حوزوی فهم نشده است و برخوردها و نگرش ها مبتنی بر انگاره هائی است که شاید در دوران ماقبل انقلاب می توانست مبنای عمل قرار گیرد. از تفاوت های امام خمینی(ره) و رهبری انقلاب فهم این دوره ی تاریخی و تنظیم رفتارها و مناسبات با این دوره ی تاریخی است. این مساله موجب گردیده است در برخورد با مسائل مختلف اجتماعی و سیاسی قدرت تحلیل و الگوی مواجهه ی امام(ره) و رهبری متمایز از سایر جریان های مذهبی و حوزوی باشد. وقایع و حوادث انقلاب اسلامی در فهم بیشتر و بهتر این تمایزها بسیار کمک کننده بوده است. به عنوان مثال ماجراهای سال 88 و پس از آن نشان داد که فهم رسوب شده ی بخشی از جریان های مذهبی و حوزوی که نسبت درستی با انقلاب اسلامی برقرار نکرده اند چقدر در تحلیل مسائل ضعیف و ناکارآمد است. نمایش این ناکارآمد ها-که صرفاً منحصر به اتفاقات سیاسی نیست و در مسائل اجتماعی متعدّدی بروز یافته است- اقبال به اندیشه های ناب و نوینی اشخاصی همچون رهبر معظم انقلاب را دربر داشته است.

3.    آیا همراهی با اندیشه ی رهبری به منزله ی «تعطیلی فکر و اندیشه» است؟
یک اشکال رایج در موضوع ولایت و تولی همواره این بوده است که ولایت پذیری به تعطیل شدن تفکر می انجامد و تولّی موجب جلوگیری از رشد آگاهی و اندیشه می گردد. این اشکال از یک جهت به واسطه ی نفهمیدن نحوه ی رابطه ی ولی با مردم است. اساساً «ولی» در جامعه ی شیعه درصدد ارتقای مردم است و حتی به خاطر این هدف شاید از سرعت رسیدن به آرمان ها بکاهد و ادبیاتش را متناسب با ظرفیت های فکری مردم جامعه تنظیم می کند. یعنی این طور نیست که رهبری همه ی یافته های فکری و همه ی نظرات به جمع بندی رسیده ی خود را سریعاً به مردم عرضه کند، بلکه میزان فهم جامعه را مدّنظر قرار می دهد. البته این طور هم نیست که همیشه خود را با میزان فهم مردم تنظیم کند، بلکه در صدد عبور و گذار مردم به یک مرتبه ی فهم بالاتر است. لذا چنین ایراداتی در فهم ناقص منتقدین از مناسبات «امام» و «امت» نهفته است؛ زیرا هدف امام در جامعه ی شیعی بلوغ و ارتقای فهم امت است.
این یک طرف ماجراست، یعنی رهبری شیعی اساساً بر محور ارتقای مردم است و رشد مردم یکی از متغیّرهای بسیار مهم در آن است. از سوی دیگر این مساله را باید در نظر گرفت که اگر دغدغه های جامعه ی شیعی با دغدغه های امام (ره) و رهبری تنظیم گردد، اگر جامعه ی شیعی به آن مسائل و موضوعاتی بیاندیشد که رهبران حکیم جامعه می اندیشند، خود به خود به منبع حکمت وصل می گردند. در توضیح باید گفت شرط تفکّر«مساله داشتن» است و هر فردی در مساله هایی برایش موضوعیت می یابد می اندیشد. هر چقدر مساله ها و موضوعات تفکّر ارتقا یابند قاعدتاً خود تفکّر ارتقا خواهد یافت. بی تردید سطح و زاویه ی نگاهی که رهبران جامعه ی شیعی، از آن افق و منظر به مسائل می اندیشند و قابل مقایسه با سایر افراد نیست. با این توضیح همراهی با آرا و اندیشه های رهبری کمک می کند از افقی برتر و بالاتر مسائل مختلف را مورد بررسی قرار دهیم. در نتیجه همراهی با اندیشه های رهبری و ملاحظه ی بیانات شان از آن رو که با افق گشایی فکری نیروهای انقلابی همراه است، نه تنها موجب تعطیلی فکر نیست که موجب پر وبال زدن و آزادی اندیشه از مسائل خُرد می گردد.

4.    ضرورت ارتباط اجتهادی با متن بیانات رهبری
با توجه به جایگاه رهبری نظام اسلامی و ملاحظات مربوط به آن، امکان دسترسی به آثار مکتوب و مدوّن در موضوعات مختلف وجود ندارد. لذا برای دسترسی به منظومه ی نگرش ها و بینش های ایشان در موضوعات مختلف، لازم است با یک سازوکار روشمند، به بررسی بیانات پراکنده ای که با اقشار مختلف دارند، پرداخته شود. چنین مواجهه ای با بیانات رهبری در قالب یک الگو باید سامان یابد و آن الگو باید بتواند در یک فرآیند اجتهادی، از لابلای بیانات به ظاهر پراکنده ی رهبری-که به فراخور جایگاه اجرایی و مدیریتی ایشان است- عصاره ی بینش رهبری را استخراج نماید.