تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

حمله ناپلئون بناپارت و بیداری مسلمانان

تعداد بازدید : 794

یکی از مهم ترین جنبش های اسلامی که تأثیرات شگرفی بر مصر و چندین کشور اسلامی دیگر نهاد، « اخوان المسلمین » است. شکل گیری جنبش اخوان المسلمین در سال 1928 میلادی مهمترین نقطه عطف در حیات اسلام سیاسی در قرن بیستم است.

جنبش «اخوان المسلمین» را اصولاً باید زاییده اوضاع سیاسی و اجتماعی تاریخ معاصر مصر در پی رواج سکولاریسم و ناسیونالیسم برای اصلاح اوضاع این کشور در دروان اختناق بعد از انقلاب 1919 مصر بر ضد انگلیس دانست .این گروه به تدریج تبدیل به الگوی بسیاری از جنبش های بنیادگرای اسلامی در سراسر جهان اسلام شد.

بریتانیا در دوره استعمار مصر به غربی کردن نهادهای قانونی و مدنی این کشور پرداخت. قوانین غربی به طور فزاینده جای قوانین اسلامی را گرفت و آموزش سکولار به رقابت با مکاتب و مدارس مذهبی پرداخت. از نظر اکثریت مردم، فرهنگ مصر مورد تهاجم ارزش های غربی قرار داشت و ارزش های اسلامی در حال افول بود. در چنین شرایطی حسن البناء در سال 1928 جامعه « اخوان المسلمین » را تأسیس کرد. دغدغه اصلی او افول ارزش های اسلامی بود. او با انتقاد از شرایط موجود مصر بر اصلاحات اساسی اسلامی و مبارزه با استعمار تأکید داشت. در شرایط فساد، انحطاط و انحراف از اسلام، اخوان راه حل بازگشت به اسلام راستین را مطرح کرد.

مصر را می توان کانون خیزش اسلامگرایی بنیادین دانست. نقطه اوج این خیزش ، بنیان گزاری جنبش « اخوان المسلمین » بود. مصر در سال های میان دو جنگ جهانی کانون فشارهای متضاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک به حساب می آمد و این عوامل، زمینه های مناسبی را برای ظهور اخوان المسلمین فراهم می آورد. مشخصه این محیط بحرانی، نفوذ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اروپا بود. عکس العمل مصری ها هم در قبال این مسئله به دو صورت ظاهر می شود:

-  جریان نخست، ناسیونالیسم مصری بود که مبارزات مصطفی کمال علیه بریتانیا سمبل آن است.

- دومین جریان، جریان اصلاح گری اسلامی بود که زیر نظر شیخ محمد عبده بود.

ولی حسن البناء اعتقاد داشت که این دو جریان نتوانسته بودند مصر را از یوغ استعمارگران نجات دهند. به همین دلیل از بازگشت به بنیادهای اسلام، یعنی دعوت به بنیادگرایی استقبال می کرد که همین مسئله هم زیر بنای شکل گیری اخوان المسلمین گشت.

در این میان عواملی زمینه ساز شکل گیری جنبش اخوان المسلمین بود که می توان به، زمینه های فکری، زمینه های سیاسی و زمینه های اقتصادی اجتماعی اشاره کرد.

زمینه های فکری: جهان عرب و مصر با جریان های فکری عمده ای در قرن 19 میلادی روبه رو بودند که از جمله آنها می توان به اندیشه های سیاسی اسلامی در باب خلافت و حکومت اسلامی اشاره کرد که زمینه های فکری را برای همه جنبش های اسلامی در جهان اسلام فراهم آوردند. علاوه بر این می توان به اندیشه های سیاسی ای که از بیرون وارد قلمرو سرزمین های اسلامی شدند نیز اشاره کرد. که از جمله آنها لیبرالیسم و ناسیونالیسم و سوسیالیسم بودند.

زمینه های سیاسی: مصر به دلائلی از جمله جایگاه جغرافیایی استراتژیک و استثنایی اش - هم در آسیا و هم در آفریقا-  در قلب جهان عرب قرار گرفته است و همانند پلی میان مشرق و مغرب محسوب می شود. علاوه بر این احداث کانال سوئز در سال 1869 و اتصال دریای مدیترانه به دریای سرخ، اهمیت سیاسی مصر را دو چندان کرد. به همین خاطر خارجیان، چه به صورت آشکار و چه به صورت ضمنی، در تغییر نظام سیاسی مصر مشارکت یا مداخله می کردند. در کنار این نیز عواملی باعث شدند تا راه بر نفوذ و تسلط سرمایه های خارجی هموار شود که در میان آنها می توان به شکست محمد علی پاشا در 27 نوامبر 1840 اشاره کرد. این شکست تمام تلاش های محمد علی پاشا در راه حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی مصر را بر باد داده و دولت مصر را که به صورت یک دولت مقتدر شرقی درآمده بود، به یک کشور ضعیف و تحت نفوذ امپراتوری تبدیل کرد. « در این هنگام دولت عثمانی به علت مشکلات داخلی نمی توانست نظارت و حاکمیت مستقیمی بر مصر داشته باشد و همین امر باعث شد پس از شکست محمد علی، مصر تحت قیمومت مشترک انگلیس و فرانسه قرار بگیرد و تنها رقابت میان دو قدرت بزرگ اروپایی، به این کشور امکان می داد تا حدودی استقلال خود را حفظ کند.

در داخل کشور میان 2 گروه رقیب حاکم بر مصر مبارزه در گرفت . این دو گروه یکی مالکان قدیمی بودند که از انگلیسی ها حمایت می کردند و می کوشیدند تا روابط خود را با دولت عثمانی حفظ کنند و دیگری بازرگانان و مالکان لیبرال بودند که در راه تکامل سرمایه داری گام بر می داشتند. در این میان ابراهیم پاشا فرزند محمد علی پاشا هوادار ادامه اصلاحات در جریان مبارزه میان دو گروه فوق الذکر بود. بعدها با مرگ ابراهیم پاشا و قدرت گیری عباس پاشا راه برای نفوذ انگلیسی ها و عثمانی ها گشوده گشت. عباس پاشا با اعطای امتیاز راه آهن قاهره – سوئز به انگلیسی ها، عملاً مصر را به صورت پایگاه مواصلاتی و ارتباطی انگلیسی ها درآورد. نهایتاً با اعطای امتیاز کانال سوئز در 1854 م مصر عملاً به یک مستعمره اروپایی تبدیل شد. در نتیجه این امر استقلال مصر از بین رفت که همین نیز موجب به وجود آمدن روحیه مخالفت و عصیان در سراسر مصر گشت و تشکیل انجمنهای سری فراوانی را به دنبال داشت.

زمینه های اقتصادی و اجتماعی: جنگ جهانی منشأ تحولاتی عظیم  در اوضاع اقتصادی و اجتماعی مصر بود. نیازمندی نیروهای اشغالگر در آغاز جنگ باعث بالا رفتن ناگهانی نرخ پنبه در مصر شد و کشاورزان مصری عواید بیشتری به دست آوردند. ولی بالا رفتن نیاز اشغالگران به خوار و بار سبب شد که دولت مصر کشاورزان را مجبور کند تا قسمتی از اراضی زیرکشت پنبه خود را به زراعت غله تبدیل کنند. این امر موجب کاهش درآمد کشاورزان و فقر آنان شد. به طور کلی اوضاع اقتصادی و به تبع آن اوضاع اجتماعی مصر تحت تأثیر چند عامل دستخوش تحول شد که عبارتند از: نخست بطور کلی سیاست اقتصادی مصر بعد از جنگ به راه غلط افتاد، زیرا جنگ داخلی آمریکا ( 1865- 1860 ) باعث کاهش موجودی پنبه در بازارهای جهانی شده دولت مصر بر آن بود که با افزایش تولید، موجودی پنبه در بازار جهانی را در دست گیرد. مسئله دوم ورود کالاهای اروپایی و رقابت آنها با کالاهای بومی بود. عدم رقابت کالاهای بومی با همتای غربی شان باعث از رونق افتادن صنایع ملی مصر شد؛ این امر موجبات مهاجرت روستائیان بی زمین از زادگاهشان به سوی شهرها و افزایش شمار بی شمار بیکاران شهری شد.

آشفتگی های اقتصادی از این دست، مسائل و معضلات اجتماعی فراوانی را باعث گشت که عبارت بودند از: تناقض داشتن میل فرمانروایان مصری به استقلال با وابستگی عملی مصر به دولت ها و محافل مالی غرب، تناقض میان رونق صنایع و بازرگانی در شهرها و تهی دستی و واماندگی مردم در روستاها، تناقض منافع بازرگانان بیگانه با منافع شهر نشینان و طبقات متوسط و سر انجام انواع کشاکشها و رقابت هایی که در میان دولت های اروپایی برای تسلط بر مصر جریان داشت. عوامل فوق بر روی هم بحران دامنه داری را در اوضاع اجتماعی مصر پدید آورد.

در این بین بریتانیا در دوره استعمار مصر به غربی کردن نهادهای قانونی و مدنی این کشور پرداخت. قوانین غربی به طور فزاینده جای قوانین اسلامی را گرفت و آموزش غیر مذهبی به رقابت با مکاتب و مدارس مذهبی پرداخت. از نظر اکثریت مردم مصر، جامعه و فرهنگ مصر مورد تهاجم ارزش های غربی قرار داشت و ارزش های اسلامی در حال افول بود. در چنین شرایطی اخوان المسلمین تأسیس شد. حسن البناء بنیان گذار و رهبر جنبش اخوان المسلمین با تأسیس این جنبش در پی تحقق اهداف سید جمال در بسیج توده های مسلمان و وحدت امت اسلام بود. دغدغه اصلی حسن البناء افول ارزش های اسلامی در مواجهه با ارزش های غربی بود. او با انتقاد از شرایط موجود مصر بر اصلاحات اساسی و مبارزه با استعمار تأکید داشت.

سید جمال الدین نقش برجسته و یگانه ای در تحولات فکری، سیاسی و اجتماعی جهان اسلام بر عهده داشت؛ وی آغاز گر نهضت و حرکت نوینی بود که مهمترین آن، توجه و اعتماد قلبی به بیداری فکری مسلمین و مبارزه علیه استیلای استعمارگران بود.

حمله ناپلئون بناپارت 1798 میلادی به مصر، فصل جدیدی از مرحله های فکری – سیاسی اسلامی را به دنبال داشت. حمله ناپلئون شوک بزرگی بود که مسلمانان را به تکاپو انداخت و به اندیشه واداشت. رفته رفته مسلمانان با مقایسه حال و روزگار خویش با غرب به این نتیجه رسیدند که حقیقتاً دچار انحطاط شده اند. نسل نخستی که به انحطاط جهان اسلام پی برده بود، پیمودن راه غرب را در پیشرفت که همان اخذ علم و فن آوری بود راه برون رفت از انحطاط تشخیص دادند، اما نسل دوم که در رأسشان سید جمال الدین اسد آبادی بود، اتحاد جهان اسلام و دمیدن روح تازه در کالبد جهان اسلام و مقاومت در مقابل امپریالیسم غرب و تلاش برای کسب استقلال را راه هایی برای رهایی از انحطاط می دانستند. سید جمال نخستین کسی است که خیزش سیاسی شرق را در مقابل غرب شکل بخشید و از تمام ملت های اسلامی خواست تا در مسیر مبارزه با سلطه گری غرب گام بردارند. اندیشه سید جمال مصر را در نوردید و به تمام شرق و غرب جهان اسلام انتقال یافت و دست مایه بسیاری از جنبش های سیاسی اسلامی شد. این جنبش بزرگ ترین جنبش اسلامی قرن 20 است که دامنه آن به فلسطین، اردن، لبنان، کویت، عراق و برخی از کشورهای عربی و حتی به ایران کشیده شد. جنبش فدائیان اسلام به رهبری سید مجتبی نواب صفوی نسخه ایرانی جنبش اخوان المسلمین بود و ارتباط نزدیکی میان نواب صفوی و اخوانی های مصر و شام بر قرار بود.


http://www.farhangnews.ir