تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بخش سوم پروژه ای نه در حد یک حرف که تهدیدی تمام عیار برای فعالان سیاسی

تعداد بازدید : 1075
بخش سوم پروژه ای نه  در حد یک حرف که تهدیدی تمام عیار برای فعالان سیاسی
این قضیه را نه یک حادثه تصادفی که بتوان به راحتی از آن عبور کرد بلکه باید یک پروژه هماهنگ با راس آن دانست. پروژه ه ای در جهت قهرمان پروری، آسیب به روح قانونمداری وخدشه دار کردن مردمسالاری در نظام اسلامی. دلایل زیر اثبات کننده این ادعا هستند:
1) تبلیغات زود هنگام کاندیدا ها:
معرفي آقای ناطق نوري، از سوي گروههاي هوادارش بسيار زود شروع شد. گرچه بارها نسبت به تبليغات زودرس، انتقادات تندي صورت مي گرفت، ليكن در سال ۱۳۷۵ اين تبليغات چندان زودرس تلقي نشد. طرح مسأله تمديد دوره رياست جمهوري آقای رفسنجاني، منجر به اين واكنش زودهنگام شد. سخنانی چون اشاره آقای عبدالله نوري به اینکه نبايد با استناد به قانون اساسي برای تمديد رياست جمهوري آقاي رفسنجاني، دست خود را ببنديم و كشور را از وجود چنين شخصيت ارزنده و شجاع و مديري محروم كنيم!!!!  دو روز بعداز این سخنان تحریک آمیز، آقای علی اکبر ناطق نوری، رئیس مجلس شورای اسلامی با استناد به قانون اساسی و بیانات رهبر انقلاب، هرگونه شائبه انتخاب مجدد آقای رفسنجانی را منتفی دانست و در پاسخ به اظهارات عبدالله نوري مجبور شد به صراحت اعلام نماید:
« بنده مخالف تغییر قانون اساسی هستم و تغییر قانون را به مصلحت نمی دانم. پیشنهاد مطرح شده در خصوص بازنگری در قانون اساسی برای تمدید ریاست جمهوری [ هاشمی رفسنجانی ] به این مفهوم است که نیروی دیگری در کشور برای اداره امور نداریم. حضرت آیت الله خامنه ای در پیغام افتتاحیه به مجلس پنجم فرمودند بعد از پایان دروه [ دوم ] ریاست جمهوری حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، شخصیت برجسته دیگری مسئولیت کارها را برعهده می گیرد. این عبارت مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له می خواهند چنین ذهنیتی به وجود نیاید. به نظر من با تصریح مطلب از سوی مقام معظم رهبری، دخالت در این بحث و طرح آن به مصلحت [ نظام ] نمی باشد... در این زمینه هیچ اضطراری هم وجود ندارد که از بابت آن مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص تمدید دروه ریاست جمهوری، قانون وضع کند.» ( روزنامه رسالت 12 شهریور 1375)
جالب آنکه پس از این موضع گیری، حسین مرعشی، عضو ارشد کارگزاران سازندگی و نماینده مجلس شورای اسلامی و از بستگان نسبی همسر آقای رفسنجانی در جمع خبرنگاران گفت:
 «من شخصاً تصورم این است که چون ایشان [ ناطق نوری ] خود کاندیدای ریاست جمهوری هستند مخالفتشان به مصلحت نبود...صلاح نبود [ این بحث] طوری طرح شود که جای این تلقی را به لحاظ خواست خودشان با این امر مخالف اند، باز بگذارد. » (روزنامه همشهری 26 شهریور 1375)
2) اختلاف در میان نيروهاي چپ درمورد این قضیه:  درحالیکه جناح سنتی این  گروه وگروههاي همسو در تلاش برای جلب رضايت ميرحسين موسوي جهت ورود به عرصه رقابتهاي انتخاباتي بودند، جريانهاي چپ نزديك به آقای رفسنجاني همچون آقای  عبدالله نوري درمخالفت با این پیشنهاد در همان زمان  در تلاش براي تمديد دوره رياست جمهوري آقای رفسنجاني بودند.
3) آغاز واگرایی آقای رفسنجانی از هیئت موتلفه، هاشمی آقای رفسنجانی دریافت که یکی از مراکز و کانونهای مخالفت با این طرح جمعیت موتلفه اسلامی است. قرائن نشان میداد  که این جمعیت (یا همان طیف معروف به اصولگرایانِ سنتی) از توجه بیش از حد آقای رفسنجانی به تکنوکراتهای نورسیده و دوری اش از یاران قدیمی آزرده خاطر شده و در آن مقطع  درصددِ مطرح کردن آقای  ناطق نوری برای دور بعدی ریاست جمهوری بودند.  از این به بعد می بینیم که باوجودیکه آقای رفسنجانی عضو رسمی این جمعیت بوده دیگر درجلسات آنها شرکت نمی کند.
4) حساسیت بحث و خطر بالقوه آن: با وارد شدن رهبری به موضوع و پیچیده شدن  بحث با عیان شدن نظر ایشان برای این جریان (در برخی سخنرانی ها و بویژه  نقل قول آقای ناطق نوری از سخنان رهبر انقلاب در مجلس) این جنجال وارد فاز جدیدی شد. رهبر انقلاب براي جلوگيري از زياده‌خواهي اطرافيان آقاي رفسنجاني ناگزير شد 3 بار مخالفت خود را به صراحت اعلام دارد . آخرين بار ناگزير شد در سفري استاني (اروميه) در اين زمينه موضعگيري كنند:
     «رئيس‌جمهوري محترم، حقاً و انصافاً عمر و زندگي خود را چه پيش از انقلاب و چه بعد از آن   وقف اسلام كرده و در تمامي مسئوليتهاي سنگيني كه تاكنون برعهده داشته، منشاء خدمات بزرگ و ارزنده‌اي بوده‌اند و بي‌ترديد بعد از پايان دوره رياست‌جمهوري نيز در مسئوليتهاي بزرگ ديگري كه برعهده مي‌گيرند وجود ايشان براي نظام اسلامي و انقلاب و كشور بسيار نافع و ارزشمند خواهد بود .»  (كيهان هوايي، 31 شهريور 1375)
5) سازمان یافتگی حرکت اين زياده‌طلبي ها به صورت بسيار هماهنگ و سازمان يافته دنبال مي‌شد اگر در صحبتهای طرفداران این بحثدقت شود مشخص است که بسیار شبیهِ همدیگر، در راستای هم و بطور مضحکی، تکمیل کننده یکدیگر بود. به نظر نمی رسید که خود آقای رفسنجانی از جریان شکل گیری این پروژه بی خبر باشد.
6) احساس خطر ازسوی اپوزسیونها:  این اقدامات نسنجیده کار را بجایی کشاند، که در این وانفسا نهضت آزادي دایه مهربان تر از مادر شد و  بيانيه ای به این مضمون  صادر کردكه هرچند قانون اساسي داراي نواقص، ابهامات و تناقضاتي است!!!، ليكن «با وجود اين مشكلات، قانون اساسي تنها سند زنده و معتبر و قابل استناد است و هرگونه تغيير، تصرف، سوء تعبير و تفسيرهاي يك طرفه آن از جانب حاكميت، با هر بهانه و مشكلي كه به نفع تثبيت و استمرار قدرت جناحهاي قدرت صورت گيرد، مردود است»(۱۳۷۵‎/۷‎/۱۹ ـ ايران)