تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بخش هفتم نتیجه گیری

تعداد بازدید : 1042
بخش هفتم نتیجه گیری
در مقطع یاد شده اگر نبود تذكرات مكرر رهبري مبني بر اينكه مي‌بايست مبتني بر قانون اساسي چرخش قدرت اجرايي صورت گيرد، دوستان و حلقه خواص مصمم بودند ابزار لازم را براي استمرار سكانداري قوه مجريه توسط رفسنجانی فراهم آورند.
اینکه شخص محوری و قهرمان پروری امری مضموم است به این دلیل است که در این وضعیت دیگر نقاط ضعف و منفی دیده نمی شود. دوران سازندگی با تمام نقاط قوت و پیشرفتها یک آفت مهم را به همراه داشت و آن ترویج اشرافی گری و افزایش اختلاف طبقاتی بود در این میان این پرسش بی پاسخ می ماند که با روندی که موجب شد برخی از مدیران دوران سازندگی به غولهای اقتصادی تبدیل شوند و اکنون چرخاننده اصلی بازار باشند؛  حال اگر ریاست جمهوری مادام العمری می شد چی اتفاقی می افتاد؟
 
اما نتیجه قهرمان پروری و شخص محوری درنهایت چیست؟ باید گفت چنانکه از مرور این تجربه تاریخی می توان دریافت نتیجه آن ازبین رفتن حق مداری و قانون محوری است که باید گفت یکی از مهمترین عوامل وریشه های نابسامانی جوامع مختلف بویژه شرایط فعلی جامعه ما پس از انتخابات است . آنچه مشاهده می کنیم آن است که در جریانات پس از انتخابات، قانون انتخابات و ارکان اجرایی آن در ابتدا و پس از آن هرگونه قانون مرسوم در کشور  از سوی گروهی به هیچ انگاشته شد.
اعتقاد آقای هاشمی  به  فردمحوري  و نه قانون‌محوري  موجب گشت  بعد از مخالفت رهبري با تغيير قانون اساسي، نپذيريدكه بر اساس اين ميثاق ملي، ديگر فرد دوم كشور نيست. ( حتی شاید این تصور که شانی در حد فرد اول کشور دارد.) درحالیکه توقع این بود در ردای یکی از ياران امام همچون خود آن بزرگوار، به تقويت قانون بپردازد تا جامعه از بسياري ا‌ز آفات مذکور، مصون بماند. بعبارت دیگر باید گفت انتقاد به عملکرد امروز اقای هاشمی یا هر خادم دیگری برای نظام ربطی به نفی خدمات دیروزش ندارد و کسی هم نقش موثر اقای هاشمی را در انقلاب نفی نمی کند. این نوشتار و سایر اعتراضات به ایشا ن برای این است که مواضع ایشان در شان و حد و اندازه سابقه و خدمات پیشین وی نیست و این باعث ناراحتی مومنین و طرفداران سابق اوست.