تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

انقلاب اسلامی و نگاه به آینده

تعداد بازدید : 1212
انقلاب اسلامی و نگاه به آینده

با نگاه به مدل‎های رشد جوامع در غرب می‎توان گفت سیر توسعه در آن کشور‎ها از تحول در نوع نگرش به انسان، جهان و خدا شروع شد و برای تثبیت آن نیز از فرهنگ و هنر بیشترین بهره‎برداری صورت گرفت. با شکوفایی علمی، رشد اقتصادی در این جوامع آغاز شد و تا امروز به مدل‎های توسعه اقتصادی- اجتماعی و سپس توسعه پایدار رسیده است. بنابراین طرح شدن مفهوم پیشرفت اسلامی، به غلط مفاهیمی چون رشد و توسعه را به ذهن متبادر می‎سازد. اگرچه این واژه با واژگان نزدیک به خود قرابت معنایی دارد ولی در مفهوم تفاوت‎هایی اساسی میان آن‎ها وجود دارد. به خصوص آن‎که خاستگاه مفاهیم رشد و توسعه، غرب بوده و در پارادایم حاکم بر جوامع غربی معنا می‎یابد؛ در این‎جا به برخی از این تفاوت‎ها اشاره می‎شود:

1- نگاه به انسان در این دو پارادایم کاملا متفاوت است و از این‎رو برنامه‎‎هایی هم که برای رشد این انسان طراحی شده است، تفاوت پیدا می‎کند. در نگاه برنامه‎ریزان غربی، انسان موجودی است منفعت‎طلب و لذت‎جو؛ بنابراین سود مادی و لذات غریزی برای او اصالت دارد. اما در نگاه اسلامی انسان موجودی است که بر اساس فطرت، خداجوست و منافع و لذت‎ها را در نسبت با رضایت خداوند تعریف می‎کند. در بینش اسلامی، جامعه مطلوب هم نیاز‎های دنیوی انسان‎‎ها را مهیا می‎کند و هم بستر رشد و تعالی آن‎ها را فراهم می‎سازد؛ لذا مبانی برنامه‎ریزی برای رشد انسان و جوامع انسانی در مدل‎های توسعه غربی با الگوی اسلامی پیشرفت، تفاوت دارد. 
2- نگاه مدل‎های توسعه غربی عموما اقتصادمحور است و توسعه را مترادف با رشد اقتصادی تعریف می‎کند. حتی در مدل‎های متأخر که مفهوم توسعه پایدار را جانشین رشد اقتصادی کرده‎اند، مسایل اجتماعی را به‎عنوان تابعی از مسایل اقتصادی تعریف کرده و آن‎ها را با شاخص‎هایی نظیر شاخص‎های اقتصـــادی می‎سنجنــد. موضوعــات فرهنگی و سیاسی اصالتا جایگاهی در این مدل‎ها ندارد، شاخصی نیز برای اندازه‎گیری آن‎ها ارائه نمی‎شود و در مسایل اجتماعی شاخص‎هایی مشابه شاخص‎های اقتصادی طراحی می‎شود تا به زعم ایشان رشد جامعه موزون بوده و در همه ابعاد تحقق یابد. اما در الگوی پیشرفت اسلامی اصالت با فرهنگ بوده و اجتماعیات، سیاست و اقتصاد به نسبت فرهنگ تعریف می‎شود.

ذکر این نکته ضروری است که در این‎جا به‎دنبال وزن دادن به هر کدام از این حوزه‎ها نیستیم؛ چراکه به دلایل مختلف و شرایط خاص امروز جامعه ما، در نگاه اول پرداختن به اقتصاد در اولویت است ولی در این‎خصوص نیز فرهنگ و خاصه تعلیم و تربیت، برای تحول و رشد اقتصادی نقش زیربنا و پیشران را بازی می‎کنند و به‎همین دلیل اصالت دادن به یک حوزه و محور قرار دادن آن در طراحی الگو‎های پیشرفت، اهمیت بسزایی خواهد داشت. 

 3- بر اساس موارد پیش گفته معلوم می‎شود که در مدل پیشرفت اسلامی، برخی باید‎ها و نباید‎ها و دستورالعمل‎ها لحاظ می‎شود که با دستورالعمل‎ها و الگو‎های توسعه غربی متفاوت است. مدل‎های توسعه غربی عموما با یکسان فرض کردن انسان‎‎ها و فراتاریخی دانستن آن‎ها، فارغ از زمینه‎‎های فرهنگی، اجتماعی، دینی و سیاسی کشورها، همه آن‎ها را یکسان ارزیابی کرده و دستورالعمل‎هایی صادر می‎کنند که یا اقتصادی هستند یا با رویکرد اقتصادی تجویز شده‎اند. نگاهی به دستورات بانک جهانی و صندوق بین‎المللی پول، این مسأله را به وضوح نشان می‎دهد. این در حالی است که نگاه اسلامی به توسعه و پیشرفت، دستورالعمل‎ها و خطوط قرمز دیگری را پیش روی ما قرار می‎دهد که با اِعمال این شروط و قیود، مسأله به‎گونه‎ای دیگر حل شده و صورت جواب به‎دست آمده - که همان الگوی پیشرفت است- نیز متفاوت خواهد بود. 

با این توضیحات به‎نظر می‎رسد انقلاب اسلامی در سیر مراحل تکامل خود، اکنون به مرحله‎ای رسیده است که پس از نفی استبداد و استکبار و تثبیت خود به‎عنوان یک نظام سیاسی فعال در عرصه جهانی، با انگاره‎‎هایی متفاوت از غرب، نیازمند ارائه الگویی از پیشرفت است تا در درون خود همه مفاهیم مطرح شده در انقلاب اسلامی یا گفتمان‎‎های اصیل دوران حاکمیت جمهوری اسلامی همچون عدالت، آزادی، استقلال، عزت، مردم‎سالاری دینی، رشد اقتصادی، کارآمدی حاکمیت و... را داشته باشد و آن‎ها را تعین بخشد. 

از سوی دیگر ارائه مدل پیشرفت اسلامی علاوه‎بر آن‎که یک نیاز برای این مرحله از رشد انقلاب اسلامی و کشور عزیزمان است، پیش‎نیازی اساسی در شکل‎گیری تمدن اسلامی با الگوگیری سایر جوامع اسلامی از آن به حساب می‎آید. در حوزه داخل نیز برآورد نظرات مردم نشان می‎دهد که شرایط سخت اقتصادی و فشار‎های دشمن موجب شده است تا مردم به راهکار‎هایی بیندیشند که هم وضع معیشتیشان را بهبود بخشد و هم حفظ استقلال و عزت ملی را به‎همراه داشته باشد و ضمن سرعت‎بخشی به پیشرفت کشور، منطبق با فرهنگ و ذائقه ایرانی و اسلامی مردم نیز باشد تا خساراتی که به‎دلیل اجرای مدل‎های توسعه غربی بر کشور در گذشته تحمیل شده است، تکرار نشود. از این منظر طراحی الگویی متناسب با شرایط ایران اسلامی، جزء بایسته‎‎های حال حاضر نظام جمهوری اسلامی است. 

بدین‎ترتیب می‎توان گفت آینده انقلاب اسلامی و کشور به‎شدت وابسته به طراحی و پیاده‎سازی مجموعه منسجمی از راه‎حل‎ها و برنامه‎هاست که کاملا منطبق بر مبانی اسلامی بوده و گفتمانی یکپارچه را شکل داده و مستقر سازد