تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

بازخوانی واقعه میکونوس و شباهت آن با رفتار امروز اتحادیه اروپا در قبال ایران

تعداد بازدید : 1056
بازخوانی واقعه میکونوس و شباهت آن با رفتار امروز اتحادیه اروپا در قبال ایران

امروز سال‏گرد قطع روابط ایران و اروپا پس از اعلام نتیجه دادگاه موسوم به میکونوس است. واقعه‌ای که تجربه خوبی از مسیر اشتباه اروپا را در قبال ایران به نمایش می گذارد. تجربه ای که با پایداری جمهوری اسلامی بر سر مواضع خود ، اروپا را به مجبور به عقب نشینی می کند.

نکته جالب توجه در این موضوع ، نقش آفرینی آمریکا، رژیم صهیونیستی و انگلیس برای برهم زدن روابط ایران و اروپا یعنی همانند آنچه که امروز ما در سایه سیاست تحریم ها شاهد آن هستیم با این حال طرف غربی در جریان داستان میکونوس متوجه می شود که پیروی از سیاست آمریکایی ها در قبال ایران به ضرر آنها بوده و سعی در جبران آن می کنند. 

 میکونوس نام رستورانی در شهر برلین آلمان بوده است. رستورانی که صاحب آن یک ایرانی بود و به همین دلیل این مکان به پاتوقی برای ایرانی های مقیم برلین بدل شده بود. اما اسم این رستوران زمانی در دهان افتاد که در جریان کنگره جهانی احزاب سوسیال دموکرات در برلین در شهریور ماه 1371، 4 نفر در آن ترور شدند.

سرشناس ترین فرد ترور شده صادق شرفکندی، دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران بود . مابقی نیز افراد وابسته به این حزب یا نزدیک به سیاست های این حزب بوده اند. 

با توجه به اینکه افراد ترور شده مخالف سیاست های جمهوری اسلامی بودند، از همان ابتدا انگشت اتهام به سوی ایران دراز شد. 

بازی که سرویس اطلاعاتی و جاسوسی خارجی آمریکا ، رژیم صهیونیستی و بریتانیا علیه ایران به راه انداخته بودند. 
در حالی که مقامات آلمانی از این ترور شوکه شده بودند ، MI6  وارد جریان شد  به طرف آلمانی خود اطلاع داد که بنا به برخی منابع مطمئن، دو تن از عوامل قتل رهبران کرد، هنوز به احتمال قوی در آلمان هستند.

ماموران آلمانی شبانه به منزل این افراد یورش برده، همه را بازداشت کرده و مقادیری پول خارجی یافتند. یکی از افراد  آدرس و اطلاعات شخصی یک ایرانی به نام کاظم دارابی را نیز فاش کرد. دارابی سه روز بعد دستگیر شد.

معلوم شد سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای مدت بیست سال کاظم دارابی را تحت نظر داشته و مکالمات تلفنی او را گوش می کرده است. 

دارابی در آن سالها در آلمان تحصیل می کرد و عضو انجمن اسلامی دانشگاهها در اروپا بود. دارابی اولین کسی بود که راهپیمایی‌ها علیه سلمان رشدی را در آلمان سازماندهی کرد و فضایی را برای دفاع از حکم حضرت امام (ره) ایجاد نمود و وی از جمله کارهایی که در آن زمان انجام داد برگزاری میتنیگ و سخنرانی علیه اقدام شیمیایی عراق در حلبچه بود که کشور آلمان در آن نقش مستقیمی داشت.

راهپیمایی‌ها روز قدس، جشن انقلاب اسلامی و مراسم‌های پیروزی انقلاب از جمله اقدامات فرهنگی کاظم دارابی بود که همیشه مورد توجه ایرانیان مقیم آلمان و دوستداران نظام قرار می‌گرفت.

دارابی به علت اقدامات انقلابی خود چند ماه پیش از جریان دادگاه میکونوس در آستانه اخراج قرار گرفت اما در اقدامی عجیب دولت آلمان نزد مقامات اداره مهاجرت پادرمیانی کرده و وی را قادر ساخت در آلمان بماند. در واقع دارابی به طعمه ای برای دستگاه امنیتی کشورهای مخالف ایران تبدیل شده بود. 

سرویس اطلاعاتی آلمان و دپارتمان جنایی پس از اینکه پای دارابی به ماجرا کشیده شد، ادعا کردند که قاتلان برای حکومت ایران کار می کرده اند و دارابی را متهم کردند که مسوولیت سازماندهی قتل ها را با دستور مقامات ایرانی بر عهده داشته است.

كاظم دارابي دسامبر 2007 هنگام ورود به ايران اسلامي در این باره گفت: من در هيچ تشكيلاتي حضور نداشتم و تنها عضو اتحاديه دانشجويان مسلمان در اروپا بودم و يكي از مسائلي كه باعث دستگيري من شد، همين بود. 

وي گفت: نسبت‌هايي كه بعدها در جريان دادرسي و صدور حكم دادستاني به من داده شد، ساخته و پرداخته خود آنها بود و من در همين‌جا به قرآن سوگند مي‌خورم كه عضو هيچ دسته يا تشيكلاتي نبوده‌ام.

وي در پاسخ خبرنگار ديگري كه از وي پرسيد: آلماني‌ها چگونه اتهام شما را ثابت و درباره شما حكم صادر كردند، گفت: همين قدر بگويم كه يكي از اتهامات وارده به بنده، عضويت در وزارت اطلاعات ايران بود كه دادگاه مدعي شد مؤسسه «ام ‌اي ‌زگس» انگليس، اين اطلاعات را در اختيار آنها قرار داده است، اما با همه پافشاري وكيل من درباره حضور اين مؤسسه در دادگاه، آنان حاضر نشدند در دادگاه شهادت دهند و سرانجام، آقاي دادستان در انگلستان با شخصي كه اين مطلب را گفته بود، ملاقات كرد و در واقع طبق مثالي كه خود آلماني‌ها دارند: يك نفر به يك نفر گفته بود و او نيز از نفر ديگر شنيده بود و در نهايت معلوم نشد كه چه كسي اين حرف را زده است.

دارابي همچنین گفت: در صفحه 197حكم چهارصد صفحه‌اي دادگاه در مورد من آمده است كه «سرانجام ثابت نشد كه دارابي در اين پرونده دست دارد»، اما دادگاه من را محكوم اعلام مي‌‌كند.

در نهایت و در نتیجه این دادگاه که حدود ۵ سال و ۲۴۷ جلسه طول کشید، غیر از دارابی، 4 تبعه لبنانی محکوم شدند . چند روز بعد از اعلام حکم دادگاه یعنی 22 فروردین سال 1376 ، کشورهای عضو اتحادیه اروپا سفرای خود را از ایران فرا خواندند. 

برخورد عزت مدارانه رهبر معظم انقلاب با توطئه غرب 

در مقابل اقدامات آلمان و کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا، «مقام معظم رهبری» به عنوان بالاترین مقام سیاسی کشور، با حفظ اصل عزت و غرور ملی، به کوچک‌نمایی بحران رخ‌داده در سیاست خارجی ایران پرداختند.

ایشان جریان رسیدگی دادگاه آلمان به پرونده را «خیمه‌شب‌بازی» خواندند، حادثه‌ی رخ‌داده را تجربه‌ای مشترک برای ملت ایران و اروپا دانستند و چرایی پیدایی این مسئله، انگیزه و اهداف غرب را بخش عمده‌ی قضیه عنوان کردند. 

این بحران در شرایطی روی داد که ایران جنگ تحمیلی را به پایان رسانده بود و در دوران بازسازی به سر می‌‌برد. در این مقطع، جمهوری اسلامی ایران در قالب سیاست تنش‌‌زدایی، روند عادی‌سازی و گسترش روابط خود را با اروپا آغاز کرده و بر همین اساس نیز چندین دور به برگزاری گفت‌وگوی انتقادی با غرب پرداخته بود.

طبق نظر کارشناسان امر، مهم‌‌ترین هدف از ادامه‌ی این گفت‌وگوها از سوی ایران، علاوه بر منافع و مبادلات اقتصادی تجاری، مقابله با تحریم‌‌ها و تهدیدات آمریکا از طریق موازنه‌سازی بود. این سیاست موجب شده بود تا کشورهای اروپایی حتی با تصویب قانون داماتو از سوی آمریکا علیه ایران نیز مخالفت بوزند و حتی «کلاوس کینکل» وزیر امور خارجه‌ی وقت آلمان، موضع شدیدی بر ضد قانون داماتو بگیرد و آمریکا را به جنگ بازرگانی تهدید نماید.[1] 
 
آمریکا در چنین شرایطی، با تحلیل افزونه شدن قدرت ایران به دلیل نزدیکی با اروپا و تأثیر این نزدیکی در پافشاری بر مواضع انقلابی جمهوری اسلامی، بار دیگر به مهار ایران و ایجاد چالش دیگری برای آن اندیشید.

آمریکا که تا پیش از پایان جنگ تحمیلی گمان می‌کرد پایان جنگ، پایان گفتمان انقلابی ایران است، بار دیگر به ارزیابی دیگری دست یازید که موجب اشتباه تاکتیکی دیگری از سوی این کشور شد؛ آنچه مقام رهبری نیز تحت اصطلاح «تحلیل غلط» آمریکا به آن اشاره کردند.

مقام رهبری پیرامون این مسئله، اشتباه تحلیلی آمریکا را در نقش بیش از اندازه قائل شدن برای حمایت اروپا از ایران، در جهت تداوم مسیر انقلاب اسلامی دانستند؛ تصور خطایی که گمان می‌کرد با تخریب رابطه‌ی ایران و اروپا می‌تواند ایران را در پافشاری بر اهداف انقلابی‌اش سست نماید.

 ایشان با پیش‌دستی، پشتوانه دانستن اروپا برای ایران را در تداوم مصرانه‌ی آرمان‌‌های انقلابی، تحلیلی غلط خواندند: «آن‌‌ها خیال می‏کنند که اگر در زمینه‏های اقتصادی و غیره توانستند آلمان و اروپا و فلان مجموعه‌ی دولت‌‌ها را از ایران جدا کنند، خواهند توانست که ملت ایران را وادار به تسلیم نمایند. این چه اشتباهی است.»

ایشان همچنین در سخرانی دیگری در اردیبهشت ماه همان سال  فرمودند: این نکته را، هم اروپایی ها و هم دیگران بدانند. اروپا خیال نکند که ما به او احتیاج داریم؛ ابداً. ما به اروپا هیچ احتیاجى نداریم.ما کشور خودمان را مى‏توانیم بدون اروپا هم اداره کنیم. حالا فرض کنید، اگر چهار قلم کالاى لوکس و تجمّلاتى از فلان جا مى‏آید، نیاید؛ چه اهمیتى دارد. آنچه که مورد نیاز ملت ماست، در داخل تولید مى‏شود و اگر هم چیزى باشد که ما لازم داشته باشیم، خیلى از کشورها هستند که صف کشیده‏اند تا به ما بفروشند. چه نیازى به این چند دولت کشور اروپایى است که خیال مى‏کنند صاحب دنیا هستند؟!

البته به نظر من، در این قضیه اینها فریب صهیونیست ها و امریکایی ها را خوردند؛ یعنى زیر فشار امریکایی ها قرار گرفتند، منتها نفهمیدند که با چه کسى طرفند. نمى‏دانند که ایران اسلامى، کشورى نیست که بشود آن را با این حرف ها از مواضعش پایین آورد، یا وادار کرد که در مقابل کسى تسلیم شود. ...کسانى که مى‏خواهند با ایران ارتباط داشته باشند، باید بدانند که اگر ارتباط، ارتباط استکبارى شد، ملت ایران پس خواهد زد.». 

پس از سخنان رهبر معظم انقلاب و در حالیکه موج حمایت از رهبر انقلاب در برابر زیاده خواهی غرب و اروپا سراسر کشور را فرا گرفته بود ایشان ضربه نهایی را به دولت عامل در این نقشه دیپلماتیک وارد ساختند و اعلام کردند که در برابر اصرار سفرای اروپایی برای بازگشت به ایران که به منزله عذرخواهی آنان است، نظام مشکلی ندارد اما این بازگشت شرایطی دارد.

ایشان در تبیین این شرایط تاکید کردند که اولا سفیر آلمان حق ندارد که با بقیه سفرا برگردد و ثانیا در رفتن سفراى ایران به کشورهاى آنها، نباید هیچ عجله‏اى شود.

جالب آنکه دولت های غربی که پس از حکم دادگاه میکونوس روابط خود را با ایران قطع کرده بودند حدود 10 ماه بعد مجبور شدند با وضعی ذلت بار به ایران برگردند وسفیر آلمان هم (علی رغم عجله برای برگشتن) مجبور شد به عنوان آخرین سفیر اروپایی به تهران بازگردد.

رفتار عزت مدارانه ایران در قبال باج خواهی غرب، شرایط را به گونه ای رقم زد که کارشنسان توطئه  میکونوس را نمایشی از شسکت دیپلماتیک غرب در قبال ایران عنوان کنند. 

با این حال پس از گذشت 16 سال از تجربه تلخ اروپایی ها در قضیه "میکونوس"، اتحادیه اروپا از سال گذشته به بهانه منصرف ساختن ایران از حقوق هسته ای خود، تحریم های گسترده را علیه کشورمان اعمال کردند.

تحریم‌هایی که با مقاومت هسته ای مقامات و ملت ایران روبرو شده است. مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود در جمع زائران رضوی نیز بار دیگر بر حقوق هسته ای ایران تاکید کردند، راه حل برنامه هسته ای ایران را پذیرش حق غنی سازی کشورمان از سوی 1 5 عنوان کردند.

هر چند تاریخ و البته ماجرای میکونوس نشان داده رهبر و ملت ایران در برابر زیاده خواهی‌های غرب کوتاه نمی‌آیند اما گویا غربی ها قصد ندارند از تاریخ درس بگیرند.

پی نوشت:

1) سید جلال دهقانی، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، سمت، 1379، صص 416 و 417