تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

هزار پستوی غفلت ::بازخوانی متفاوت آیاتی که بارها خوانده ایم

تعداد بازدید : 1003
هزار پستوی غفلت ::بازخوانی متفاوت آیاتی که بارها خوانده ایم

سادگی را پیچیدیم لای چادر نماز گلدار و گذاشتیم جایی که حتی چشممان به آن نیفتد. هرچیزی که نشانه تو را داشت در هزار پستو پنهان کردیم. قرآنت را گذاشتیم بالای گنجه و درش را هم بستیم. وقت اذان، توی خیابان، خودمان را  زدیم به آن راه و حواسمان را پرت ویترین مغازه ها کردیم. مسیرمان را کج کردیم که مجبور نشویم از حیاط امامزاده بگذریم. سرنوشتمان را بردیم و دادیم دست زنی که فال قهوه می گرفت و خواستیم او با خیالاتش ، با دروغهایش ، آینده مان را رقم بزند.

 


إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِّلْمُۆْمِنِینَ

بی‌شکّ در آسمان‌ها و زمین نشانه‌های (فراوانی) برای مۆمنان وجود دارد.سوره مبارکه جاثیه ، آیه 3

کتابها می نویسند :

معناى اینكه فرمود:" إِنَّ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ..." این است كه براى وجود آسمان‌ها و زمین جهاتى است كه هر جهتش دلالت دارد بر اینكه آفریدگار و مدبرش تنها خداست، و شریكى براى او نیست، براى اینكه آسمانها و زمین با حاجت ذاتیش به پدید آورنده، و با عظمت خلقتش، و بى‏نظیر بودن تركیبش، و اتصالى كه در وجود اجزاء بى شمار و هول‏انگیز آن به یكدیگر است، و ارتباط و اندراجى كه نظام‏هاى جزئى و مخصوص به یك یك موجودات در تحت نظام عمومى و كلى حاكم بر كل عالم دارد، همه دلالت دارد بر اینكه خالقى یكتا دارد، و همان خالق یكتا مدبر آن است. آرى، اگر براى این عالم پدید آورنده‏اى نمى‏بود، پدید نمى‏آمد، و اگر مدبرش یكتا نبود، نظامهاى جزئى آن با یكدیگر متناقض مى‏شد و تدبیر مختلف مى‏گشت.1

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی آمده است که منظور از نشانه برای مومنین در آسمان ها و زمین ، ستارگان و ماه و خورشید در آسمان و آنچه از زمین می روید از انواع گیاهان و نباتات و جنبندگان است. 2

آیات فراوان پراكنده شده در جهان ایمان را در نفس آدمى ژرفا مى‏بخشد، و مهم آن است كه آیات ایمان ما را به او سبحانه و تعالى افزایش دهد، چه خدا در هر چیز حقیقت پرستش و عبودیت را به صورت ضمنى قرار داده است، و چون به آن نظر كنیم به این حقیقت خواهیم رسید و در نتیجه به خدا ایمان مى‏آوریم و قلبهاى ما در برابر او خاشع مى‏شود.ذولى شناخت این حقیقت مختص مۆمنانى است كه حجابهاى كبر و عناد و گردنكشى قلوب ایشان را از معرفت آنچه از حقایق كه كاینات رهبر ما به آنها است دور نگاه نداشته باشد.3

 

با تو می گویم :

همه چیز از آنجا شروع شد.

 از همان وقتی که با شوق دعا کردیم ، با امید  نذر کردیم ، با اشک دخیل امامزاده ها شدیم ،

با اضطرار ، قول و وعده خوب شدن دادیم اما تو اجابتمان نکردی.

و ما از این پایین ، با تو آن بالا ، حرفمان شد ، کلاهمان رفت توی هم و راهمان را از تو جدا کردیم.

رفتیم گشتیم تا ببینیم دقیقا چه چیزهایی را دوست نداری و تلاش کردیم دقیقا همانی شویم که تو  نمی خواهی.

همان جوری که تو دوست نداری.  در همان حالی باشیم که تو دوست نداری بنده ات را ببینی .

سادگی را پیچیدیم لای چادر نماز گلدار و گذاشتیم جایی که حتی چشممان به آن نیفتد .

هرچیزی که نشانه تو را داشت در هزار پستو پنهان کردیم.

قرآنت را گذاشتیم بالای گنجه و درش را هم بستیم.

وقت اذان ، توی خیابان ، خودمان را  زدیم به آن راه و حواسمان را پرت ویترین مغازه ها کردیم.

مسیرمان را کج کردیم که مجبور نشویم از حیاط امامزاده بگذریم.

 سرنوشتمان را بردیم و دادیم دست زنی که فال قهوه می گرفت و خواستیم او با خیالاتش ، با دروغهایش ، آینده مان را رقم بزند ،

او بگوید کی پول دستمان می آید ، کی مسافرمان از راه می رسد ، کی غصه ها تمام می شود . 

تسبیح چوبی را از توی کیفمان در آوردیم و گذاشتیم گوشه ای.

لب به آش نذری همسایه نزدیم .

که ما از این دل می ترسیدیم. از دلی که فیلش یاد هندوستان کند ،

 که تنگت شود و هوایی و سربه هوای تو...

اما فایده نداشت. این همه تقلا برای ندیدنت فایده نداشت.

این تلاش ها ، فقط خسته ترمان کرد.

ما خسته شدیم از این همه تلاش برای پنهان کردنت.

که هرچه بیشتر نشانه های  مهربانی و خدایی ات را قایم می کنیم

نشانه ات را جای دیگری برایمان می فرستی و نشانه های توست از زمین و آسمان بر سرمان می بارد.

نکند...نکند تو دلت برای ما تنگ شده است؟

نکند این همه نشانه و  پیغام و پسغام یعنی تو دلت برای ما لک زده است؟4

 

یادم بماند :

یادم باشد و یادت نرود ، لحظه ای فراموشمان نمی کند ... حتی اگر بد شویم. حتی اگر خیلی بد شویم.