تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

خدشه به سلامت انتخابات، حربه‌ی دیرینه‌ی بازندگان

تعداد بازدید : 935
خدشه به سلامت انتخابات، حربه‌ی دیرینه‌ی بازندگان

سومین انتخابات ریاست‌جمهوری 10 مهرماه سال 1360 برگزار شد و هرچند در این انتخابات برخی اعضای نهضت آزادی، چون ابراهیم یزدی رد صلاحیت شده بودند، شبهه‌ی چندانی به سلامت انتخابات وارد نشد و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با 15 میلیون رأی به ریاست‌جمهوری انتخاب شدند.

 
پاسخ موسوی به ادعای تقلب از سوی نهضت آزادی!
 
انتخابات دومین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی 26 فروردین‌ماه سال 1363 برگزار شد. در این انتخابات، طیف‌های لیبرال جامعه، از جمله نهضت آزادی، بر طبل احتمال تقلب در انتخابات می‌کوبیدند. در آبان‌ماه سال 1362، نهضت آزادی بیانیه‌ای منتشر کرد که در آن از مردم خواسته شده بود در سمیناری تحت عنوان آزادی انتخابات شرکت کنند.
 
علی‌اکبر ناطق نوری، وزیر کشور دولت میرحسین موسوی، نسبت به برگزاری بدون مجوز این میتینگ سیاسی که تحت عنوان سمینار می‌خواست برگزار شود، اخطار داد؛ ولی صباغیان ادعا کرد طبق قانون اساسی، ما نیازی به اجازه نداریم. دولت وقت نیز در پاسخ به ادعای نهضت آزادی، اعلام کرد وزارت کشور نمی‌تواند با برگزاری چنین میتینگی موافقت کند و به این علت، برگزاری چنین میتینگی ممنوع است.
 
وزیر کشور دولت میرحسین موسوی، در پاسخ به این سؤال که چرا به میتینگ نهضت آزادی مجوز داده نشده است، می‌گوید: «ما احتمال می‌دادیم که در این میتینگی که آن‌ها برگزار می‌کنند، امت حزب‌الله بریزند و از آن طرف، یک عده زیر چتر آن‌ها جمع شده و درگیری ایجاد شود و چیزهایی شبیه جریانات بنی‌صدر و 30 خرداد منافقین پیش آید و مسائل اصلی کشور تحت‌الشعاع قرار گیرد. نتیجتاً ما به آن‌ها اجازه‌ی برگزاری میتینگ را ندادیم و طبق قانون هم اجازه داشتیم با برگزاری میتینگ آن‌ها موافقت نکنیم.»
 
ناطق نوری به ارتباط برگزاری این میتینگ با خارج از کشور اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «جالب اینجاست که می‌بینید رادیوهای بیگانه شروع به تبلیغات بر ضد جمهوری اسلامی می‌نمایند و می‌گویند که در ایران حتی به اندازه‌ی تشکیل یک سمینار هم آزادی نیست. باید در آینده مشخص شود که چه ارتباطی بین این حادثه‌آفرینی و خبردار شدن رادیوهای بیگانه وجود دارد. به هر حال، نهضت آزادی به نحوی می‌خواهد خود را مطرح کند که حیثیت ازدست‌رفته‌اش را به دست آورد و این هم به دلیل بیداری ملت، کاری نشدنی است. همان طور که رئیس مجلس و نخست‌وزیر فرمودند، هدف آن‌ها از این گونه حادثه‌آفرینی، خوراک درست کردن برای رادیوهای بیگانه است و چون احتمال می‌دهند که در آینده انتخاب نشوند، با اعلامیه‌هایشان از همین الآن [می‌خواهند] انتخابات را زیر علامت سؤال ببرند.»
 
نهضت آزادی نیز به سخنان وزیر کشور، که در روزنامه‌ی جمهوری اسلامی منتشر شده بود، طی نامه‌ای پاسخ داد.
 
در این نامه به شدت از نخست‌وزیر وقت، میرحسین موسوی، انتقاد شده و آمده بود: «ما علاقه‌مندیم که به جای پخش اطلاعیه، بتوانیم سمینارها و جلسات خود را در روزنامه‌ها اعلام کنیم و برای خود و مدعوین مشکلاتی مانند آنچه پیش آمد، فراهم نسازیم؛ ولی روزنامه‌های کثیرالانتشار که متعلق به بنیاد مستضعفان بوده و تحت نظارت نخست‌وزیر در امور بنیاد اداره می‌شوند، حتی حاضر نیستند با اخذ بهاء آگهی‌های تسلیت و کلاس‌های سیاسی‌عقیدتی نهضت آزادی ایران را به اطلاع مردم برسانند. اگر حاکمیت بر خلاف قانون همه‌ی درها را بر روی حزبی قانونی چون نهضت آزادی ببندد، آیا چاره‌ای جز پخش اطلاعیه، آن هم در سطح محدود می‌ماند؟»
 
در همان زمان، میرحسین موسوی، به عنوان نخست‌وزیر، در مصاحبه با خبرنگاران به تشکیل کمیته‌ی «آزادی انتخابات» واکنش نشان داد و از آن به عنوان پررویی یاد کرد. وی گفت: «مسئله‌ی لیبرال‌ها روشن است. آن‌ها چون یقین پیدا کرده‌اند که مردم بدان‌ها رأی نخواهند داد، برای آمریکا غذا تهیه می‌کنند، ولی بنده به حضرات اطمینان می‌دهم که آن‌ها جرئت کنند رأی خود را خواهند داشت و ما آن را به مردم اعلام خواهیم کرد و اگر واقعاً مردم به آن‌ها رأی دادند، ما به این رأی احترام خواهیم گذاشت.»
 
موسوی همچنین اظهار داشت: «در عین حال، بنده این اخطار را مجبور هستم بکنم که شعار تأمین آزادی برای انتخابات نمی‌تواند در هنگامه‌ی جنگ، به عنوان وسیله‌ای جهت تضعیف جبهه‌ها به کار گرفته شود و واقعاً بنده از این همه پررویی متعجبم!»(59)
 
بعد از برگزاری انتخابات نیز آنان که در انتخابات شکست خورده بودند مدعی شدند که در انتخابات تقلب شده است. خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1363 نکات خواندنی فراوانی در این زمینه دارد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات فروردین‌ماه سال 1363 به صورت مکرر به این موارد اشاره می‌کند:
 
- 27 فروردین 1363: شب آقای مجید انصاری، که در زرند کرمان از رقیب خود شکست خورده است، آمد. او برای شکست خود ادله‌ای اقامه می‌کرد که قابل قبول نیست.
 
- 28 فروردین: صبح زود به مجلس رفتم. بعد از مدتی تعطیلی برای انتخابات، اولین جلسه بود. نمایندگانی که پیروز شده‌اند خیلی خوشحال هستند و آن‌ها که شکست خورده و یا به مرحله‌ی دوم افتاده‌اند وضع روحی بدی دارند. پیش از دستور درباره‌ی انتخابات و سلامت و آزادی آن و شرکت گسترده‌ی مردم صحبت کردم. بعضی‌ها به سلامت آن اعتراض دارند. همه‌ی انتخابات مقداری تخلفات را داشته و دارند، فرهنگ و تربیت جامعه چنین است!
 
-  30 فروردین: بر من روزهای سختی می‌گذرد، چون دائماً مراجعات شکوه‌آمیز دارم و عده‌ای از نمایندگان خوب مجلس هم شکست خورده‌اند. اغلب هم حاضر نیستند شکست را بپذیرند و می‌خواهند به عوامل غیردرست نسبت بدهند، گرچه به آزادی انتخابات اعتراف می‌کنند.
 
- 3 اردیبهشت: بعد از تنفس به دفتر آمدم... آقای سید ابوالفضل رضوی اردکانی شرح انتخابات اردکان شیراز را داد. مدعی تقلب از طرف رقیب است و خود را از حوادث آنجا تبرئه می‌کرد. منتجب‌نیا هم آمد و راجع به وضع خمین و مظلوم شدن نیروهای حزب‌اللهی می‌گفت. آقا محمدی، نماینده‌ی همدان هم آمد و نگران شکست در مرحله‌ی دوم است. مدعی است عناصری از اطلاعات سپاه علیه او سم‌پاشی می‌کنند. این امر مسئله‌ی عمومی کسانی است که احساس مظلومیت می‌کنند. نمی‌توانم کمک کنم، چون بناست مداخله در حوزه‌های دیگر نکنم.(60)
 
هاشمی در خاطرات خود، به چندین نکته‌ی مهم اشاره می‌کند. اول آنکه ادعای تقلب موضع عمومی کسانی است که احساس مظلومیت می‌کنند و در انتخابات شکست خورده‌اند. دوم اینکه هاشمی به عنوان مقام مسئول کشور بنا نیست مداخله کند و طبیعتاً اختلافات باید بر اساس قانون حل‌وفصل شوند. سوم اینکه اندکی تخلف در همه‌ی دوره‌های انتخابات برگزارشده وجود داشته است و لزوماً این تخلفات به معنای تقلب در انتخابات نیست.
 
اگر از پنج انتخابات سال نخست پیروزی انقلاب و نیز سه انتخابات بعدی، که مورد بررسی مختصری قرار گرفتند، بخواهیم نتیجه‌ی واحدی بگیریم، شاید بهترین نتیجه همانی باشد که هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال 1363 خود به آن اشاره کرده است. وی چنان که ذکر آن رفت، می‌گوید: «پیش از دستور درباره‌ی انتخابات و سلامت و آزادی آن و شرکت گسترده‌ی مردم صحبت کردم. بعضی‌ها به سلامت آن اعتراض دارند. همه‌ی انتخابات مقداری تخلفات را داشته و دارند.» وجود تخلفات ریز و درشت در انتخاباتی که انسان آن را برگزار می‌کند طبیعی است، ولی با وجود نهادهای نظارتی پیچیده، هرگز این تخلفات به تقلبات گسترده منتهی نمی‌شود و فرد یا گروهی نمی‌تواند تخلف تأثیرگذاری در نتیجه‌ی انتخابات انجام دهد.
 
طبیعی است که نحوه‌ی برخورد با تخلفات نیز اردوکشی خیابانی نیست. باید به قانون تمکین کرد. امکان‌پذیر نیست کسانی که در انتخابات شکست خورده‌اند، به مدد هواداران خود، هرچند زیاد باشند، به خیابان‌ها بریزند و در مقابل هواداران طرف مقابل، که طبیعتاً از آن‌ها زیادتر هستند، صف‌آرایی کنند و حق نداشته‌ی خود را در کف خیابان‌ها مطالبه کنند؛ مطالبه‌ی ناحقی که دست آخر، چون بسیاری از مصادیق، امکان دارد به جنگ داخلی و ماهیگیری گروه‌های تروریستی ختم شود.
 
در این مجال فرصت آن نیست که به تک‌تک دوره‌های انتخابات بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی بپردازیم، ولی در ادامه به سه نمونه از دوره‌های انتخاباتی برگزارشده در طول دوران رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز اشاره می‌کنیم تا مشخص شود ادعای تقلب همواره در همه‌ی دوره‌های انتخابات از سوی شکست‌خورده‌ها مطرح بوده و نظام اسلامی هیچ گاه بنای آن را نداشته است که رأی مردم را نادیده بگیرد یا به آن خیانت کند.
 
انتخابات خرداد 76
 
پس از هشت سال ریاست هاشمی رفسنجانی بر قوه‌ی مجریه، در دوم خرداد 76، انتخاباتی در ایران اسلامی برگزار شد که طی آن، سید محمد خاتمی با بیست میلیون رأی از ناطق نوری پیشی گرفت.
 
بسیاری آن زمان گمان می‌کردند که مردم به نظام اسلامی رأی منفی داده‌اند و این در حالی بود که مردم از مدیریت گذشته شاکی بودند و ناطق نوری را نماینده‌ی آن جریان می‌دانستند و از این رو، به خاتمی به عنوان شخصی رأی دادند که می‌خواهد اوضاع نابسامانی که دولت هاشمی آن را ایجاد کرده است اصلاح کند.
 
از این نکته که بگذریم، پیش از برگزاری انتخابات، هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه، از ضرورت برگزاری سالم انتخابات سخن گفت و این شائبه در اذهان عمومی به وجود آمد که گویا برخی گروه‌ها و جریان‌ها می‌خواهند به نفع یک جریان و فرد خاص تقلب کنند و این در حالی مطرح می‌شد که دولت هاشمی، خود مجری انتخابات بود و اگر قرار بر تخلف بود، بایستی یقه‌ی دولت در این ماجرا گرفته می‌شد. کوتاه سخن اینکه انتخابات برگزار شد و خاتمی با بیست میلیون رأی رئیس‌جمهور شد.
 
با این حال، برخی گروه‌ها و جریان‌ها ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کردند و حتی خواستار ابطال انتخابات نیز شدند!
 
رهبر معظم انقلاب درباره‌ی این خواسته و در دیدار با نمایندگان نامزدهای انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری اظهار داشتند: «درباره‌‌ی ابطال انتخابات که هی تکرار می‌کنید؛ اگر تمام دنیا رو‌به‌روی من بایستند که باید این انتخابات ابطال بشه، من رو‌به‌روی تمام دنیا می‌ایستم و نمی‌زارم که انتخابات ابطال بشه. ابطال انتخابات، تودهنی به مردمه! اون زمانی که آقای خاتمی رأی آورد، یه سری از دوستانی که شما هم می‌شناسیدشون جمع شدن اومدن پیش من، گفتن باید انتخابات ابطال بشه، من اونجا آن‌چنان تشری به اونا زدم که از اون وقت تا به حال دلشون دیگه با من صاف نشد.»(61)
 
دو سال بعد، انتخابات ششمین دوره‌‌ی مجلس شورای اسلامی برگزار شد. انتخابات مسئله‌داری که اعلام نتایج در حوزه‌ی تهران را برای مدت‌ها به تعویق انداخت. افرادی که مسئول برگزاری این انتخابات بودند بعدها خود مدعی تقلب در انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری شدند؛ ادعایی که انسان را یاد ضرب‌المثل معروف می‌اندازد که «کافر همه را به کیش خود پندارد.»
 
در حالی انتخابات مجلس ششم در اواخر سال 1378 برگزار گردید که تخلفات انتخاباتی حوزه‌ی انتخابیه‌ی‌ تهران، به عنوان یک رسوایی در کارنامه‌ی ‌عملکرد مصطفی تاج‌زاده، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور و عضو ارشد حزب مشارکت، به ثبت رسید.
پیرو دستور رهبر معظم انقلاب در خصوص پیگیری قضایی این تخلف، دبیر شورای نگهبان در نامه‌هایی به رئیس قوه‌ی‌ قضاییه، خواستار رسیدگی هر چه سریع‌تر این قوه به تخلفات انتخاباتی در حوزه‌ی ‌انتخابیه‌ی ‌تهران شد. به این ترتیب، تاج‌زاده، عضو ارشد حزب مشارکت، به پای میز محاکمه فراخوانده شد و در اولین جلسه‌ی محاکمه‌ی‌ وی در شعبه‌ی ‌1403 دادگاه‌ عمومی تهران، قاضی «دقیقی» دو اتهام در خصوص برگزاری انتخابات مجلس ششم در تهران و عدم همکاری با سازمان بازرسی کل کشور را به وی تفهیم کرد. اتهام‌های او در سه بند به وی تفهیم شد:
 
1. مداخله‌ی‌ غیر‌قانونی در انتخابات حوزه‌ی ‌انتخابیه‌ی ‌تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر.
 
2. ممانعت از اقدام‌های سازمان بازرسی کل کشور در رسیدگی و شناسایی عاملین جرم در صندوق‌های مبطول.
 
3. سوء‌استفاده از موقعیت شغلی و ممانعت از اجرای قانون انتخابات و معاونت در مخدوش شدن آرای صندوق‌های دارای ایراد ماهوی.
 
در نهایت، قاضی پرونده، با توجه به ادله و مستندات موجود، اتهام‌های تاج‌زاده را محرز شناخت و مستنداً به مواد 66 بندهای 8، 17، 18، 75، 78، 79 قانون انتخابات و مواد 534 و 555 و 576 قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد 43 و 46 و 47 و 726 قانون مجازات اسلامی، «سید مصطفی تاج‌زاده» را در مورد اتهام اول، به یک سال حبس و شش ماه انفصال از عضویت در هیئت‌های اجرایی و نظارت و شعب اخذ رأی و در خصوص اتهام دوم، به نه ماه انفصال از خدمات دولتی و در مورد اتهام سوم، به 30 ماه انفصال از خدمات دولتی، محکوم کرد.(62)
با همه‌ی این اوصاف، انتخابات مجلس ششم نیز برگزار شد و مجلس با اکثریت نمایندگان اصلاح‌طلب شکل گرفت.
 
از انتخابات هشتمین دوره‌ی ریاست‌جمهوری که بگذریم، در سال 1384 نیز که دولت اصلاحات مجری انتخابات بود، مهدی کروبی به عنوان نامزد انتخابات مدعی تقلب در انتخابات شد؛ ادعایی که از سوی خود اصلاح‌طلبان مورد انکار قرار گرفت. خاتمی خود در این رابطه گفت: تلاش برای سلامت انتخابات بر عهده‌ی وزارت کشور و نیروهای مرتبط است و امیدوارم آخرین انتخاباتی که در دوره‌ی وزارت کشور من انجام می‌گیرد منشأ خیر برای مردم باشد.(63) خاتمی همچنین صبح 28 خرداد، یعنی یک روز پس از انتخابات، در بازدید از ستاد انتخابات وزارت کشور، درباره‌ی سلامت انتخابات و شمارش آرا اطمینان داد و گفت: شمارش آرا روند سالمی را طی می‌کند.(64)
 
چهار سال گذشت و مدعیان اصلاحات که انتخابات سال 88 را برای خود بازی مرگ و حیات می‌دانستند، این بار با تمام نیرو وارد کارزار شدند. آنان پیش از برگزاری انتخابات، پای یک احتمال را به میان کشیدند و آن هم تقلب در انتخابات بود و برای اینکه چنین تقلبی روی ندهد، ستادی برای صیانت از آرا ترتیب دادند؛ ستادی که سال‌ها قبل نهضت آزادی در پی ایجاد آن بود و میرحسین موسوی در پاسخ به آنان گفته بود: «آن‌ها چون یقین پیدا کرده‌اند که مردم بدان‌ها رأی نخواهند داد، برای آمریکا غذا تهیه می‌کنند، ولی بنده به حضرات اطمینان می‌دهم که آن‌ها جرئت کنند رأی خود را خواهند داشت و ما آن را به مردم اعلام خواهیم کرد و اگر واقعاً مردم به آن‌ها رأی دادند، ما به این رأی احترام خواهیم گذاشت.»
 
آری! اصلاح‌طلبان مطمئن بودند که در انتخابات پیروز نخواهند شد و از این رو، به گفته‌ی موسوی، برای آمریکا آذوقه تهیه کردند. انتخابات در آزادانه‌ترین شرایط ممکن برگزار شد. هیچ گونه محدودیتی، چه از نظر تبلیغات و چه از لحاظ اردوکشی‌های خیابانی نامزدها پیش از انتخابات، وجود نداشت. همه در خیابان‌ها برای نامزد محبوب خود تبلیغ می‌کردند، صداوسیما نیز امکانات مساوی در اختیار نامزدها قرار داده بود و با این وجود، موسوی 22 خرداد 88، پیش از پایان انتخابات و در حالی که شمارش آرا آغاز نشده بود، از پیروزی قطعی خود در انتخابات خبر داد! این سخنان از پیش نوشته‌شده سرآغاز فتنه‌ای در کشور شد که هشت ماه طول کشید و مردم در حماسه‌ی نهم دی‌ماه همین سال و نیز 22 بهمن حماسی 88، به فتنه‌ی هشت‌ماهه‌ مهر پایان زدند.
 
سخن گفتن از انتخابات 88 و اینکه چه شد، در حوصله‌ی این مقال نیست، ولی سخنان رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه‌ی 29 خرداد 88 می‌تواند فصل‌الخطابی در مورد ادعاها باشد و اینکه نظام اسلامی زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نخواهد رفت: «مردم اطمینان دارند، اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهورى اسلامى اهل خیانت در آرای مردم نیست. سازوکارهاى قانونى انتخابات در کشور ما اجازه‌ى تقلب نمی‌دهد. این را هر کسى که دست‌اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق می‌کند... در عین حال، بنده این را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه می‌دهند، باید حتماً رسیدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسیدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زیر بار بدعت‌هاى غیرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوب‌هاى قانونى شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتى دیگر مصونیت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‌اند، بعضى برنده نیستند. هیچ انتخاباتى دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‌اى هست، از راه‌هاى قانونى پیگیرى بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالى در قانون نیست. همان طور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسى بشود.»(65)(*)