»پاکدامنی، بهترین عبادت است« کافی، ج 2، ص 7اولین کسی که وارد بهشت می شود، فرد عفیف پاکدامن و اهل عبادت است « بحارالانوار، ج 71 ، صخداوند می فرماید: »ای فرزندان آدم! لباسی براي شما فرستادیم که اندام شما را می پوشاند؛ و مایه زینت شماست؛ اما لباس تقوا بهتر است؛ این ها از آیات خداست، تا متذکر (نعمت هاي او) شوند« سوره اعراف آیه 26خداوند می فرماید» : اي پیامبر! به زنان و دخترانت و نیز به زنان مؤمن بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند «سوره احزاب آیه 59خداوند می فرماید» : اي رسول ما! به مردان مؤمن بگو تا چشمها را از نگاه ناروا بپوشانند « سوره نور آیه تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 5
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

اخلاقش همان قرآن بود!

تعداد بازدید : 538
اخلاقش همان قرآن بود!
تمام انسان ها در زندگی خود الگویی دارند و تلاش می نمایند خود را همانند وی سازند . طلبه و روحانی باید چندان زندگی کند و رفتار نماید که به الگوی شایسته ای بدل شود و مردم دوست داشته باشند همانند او شوند و مانند وی زندگی کنند .

همان گونه که برای ساختن بنایی خوب ، نیاز به نقشه و الگویی مناسب است ، انسان ها نیز برای شکل بخشیدن به شخصیت و رفتار خود نیازمند به داشتن الگویی شایسته و مناسبند .


یکی از مشکلات و ناهنجاری های جامعه ما که آثار منفی زیادی برای جوانان و مردم ما رقم زده است انتخاب الگوی ناشایست است .


الگوی بیشتر جوانان ما در حال حاضر ، بازیگران سیما و سینما و فوتبالیست ها و خوانندگان می باشند .

متاسفانه بیشتر این الگو ها خود دچار انحرافات اخلاقی می باشند .

این که ما در جامعه شاهد گسترش روز افزون فساد و فحشا هستیم یکی از دلایل مهمش نبود الگوی شایسته برای جوانان است .


وقتی فوتبالیست یا بازیگری و خواننده ای که خود اسیر اعتیادات است ، روابط نا مشروع دارد ، اعتقادی به حجاب و پوشش اسلامی ندارد ، واجبات دین را به استهزاء می گیرد و ... ، به الگوی جوانان ما بدل می شود نتیجه اش وضعیت نا مطلوب فرهنگی کنونی است که ما در جامعه شاهد آن هستیم .


یکی از راه های کسب در آمد های نجومی ورزشکاران و بازیگران سیما و سینما تبلیغ کالاهای شرکت ها است .

الگو و مقتدا آن چنان بر روی مرید  و مقلد اثر گذار است که شرکت ها برای فروش محصولاتشان از این الگو ها و چهره ها بسیار سود می برند .


کافی است فلان بازیگر فلان اتومبیل را سوار شود آن گاه بسیاری آن ماشین را تنها به این دلیل که الگویشان و محبوبشان آن را دارد ، خریداری می کنند !

باید برای برون رفت از معضلات فرهنگی فعلی ، الگو های شایسته به جوانان و مردم معرفی کرد .

جوانان بی آن که خود متوجه شوند تمام اخلاقیات و رفتار و کردار الگو و محبوب خود را کپی می کنند و سعی می کنند همانند آنان شوند و رفتار کنند و زندگی نمایند .


مردم امام خمینی را الگو و مقتدای خود می دانستند از این رو سعی می کردند همانند آن مرد خدا فکر کنند و رفتار نمایند .

امام خمینی از کسی جز خدا ترس و واهمه نداشت و جوانان که الگوی خود را امام می دانستند همانند او بی باک و شجاع شدند و اسطوره هایی چون خرازی ، همت ، باکری ، کاظمی ، حسین فهمیده و ... پدید آمدند .

 

ما طلاب باید کاری کنیم که به الگوی جوانان بدل شویم .

 

نمی توان به صورت مستقیم به مردم و جوانان بگوییم که ما را به عنوان الگوی خود بپذیرند بلکه باید به صورت غیر مستقیم و بوسیله رفتار نیک و شایسته کاری کینم که مردم خود ما را الگوی خود بدانند .

بر ما طلاب و روحانیون لازم است که آن گونه زندگی کنیم و رفتار نماییم که به الگویی مناسب و شایسته برای مردم بدل شویم و مردم از رفتار ما اسلام را بیاموزند و بشناسند و در زندگی به کار ببندند .


در صفحه 145 کتاب « گام هایی در تبلیغ » در این باره این گونه آمده است :

بعضی گفته اند : اگر خداوند قرآن را به صورت مجموعه ای نازل می کرد که ازتباطی با زندگی و رفتار پیامبر نداشت ، اسلام نمی توانست در راه زندگی گام موثری بردارد .لکن مردم ، از یکسو قرآن را از زبان پیامبر استماع می کردند و از سوی دیگر ، در زندگی او به صورتی زنده و متحرک مشاهده می نمودند .

 

اخلاق و اعمال پیامبر ، قرآن متحرکی بود که در روی زمین حرکت می کرد . چنانکه وقتی از همسرش عایشه درباره اخلاقش سوال کردند ، پاسخ داد : « کان خلقه القرآن » اخلاقش همان قرآن بود .

 

سخن قرآن درباره این که رفتار قرآنیش باعث پیروزیش شده صریح و واضح است چنانکه می فرماید :

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک  .به رحمت خداست که با مردم نرمخو شدی واگرتند خوی سختدل بودی ، مردم از اطراف تو پراکنده می شدند . ( آل عمران / 159)

و نیز می فرماید :

انک لعلی خلق عظیم .تو به خلقی عظیم آراسته ای .( القلم / 4 )

و نیز می فرماید :

لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین رءوف رحیم .پیامبری از خودتان به سوی شما آمد که مشقت شما بر او دشوار است و بر سعادت و خوشبختی شما آزمند است و به مومنان رئوف و مهربان است . ( التوبه / 128 )

 

این صفاتی که پیامبر را از دیگران ممتاز می ساخت و پیامبر با آن ها زندگی می کرد ، عامل جذب مردم به سوی حق و حقیقت بودند . این ها صفاتی است که قرآن کریم ، یکی از عوامل زنده پیروزی پیامبر به حساب آورده است .


اسلام ، در عنصر رسالت ، همانگونه که تکیه بر دعوت نموده ، تکیه بر مقتدا بودن و الگو بودن پیامبر نموده و همانگونه که قولش را سنت شمرده ، فعل و تقریرش را هم سنت حساب نموده و پیروی از رفتار پیامبر را واجب دانسته است . چنانکه می فرماید :

لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجو الله والیوم الاخر و ذکر الله کثیرا . برای شمایی که به خدا و معاد امید دارید و بسیار یاد خدا می کنید ، در پیامبر خدا اسوه و الگوئی نیکوست .

همچنین پیروی او را در دعوتش نیز واجب شمرده است . چنانکه می فرماید :

یا ایها الذین آمنو استجیبوا لله و للرسول اذا دعا کم لما یحییکم . ( الانفال / 24 )

ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و رسول را هنگامی که شما را به چیزی دعوت می کند به شما حیات می بخشد ، اجابت کنید .

اینکه اسلام در کنار تاکیدش بر عنصر تبلیغ ، بر الگو بودن ، تاکید کرده است ، شاید برای این است که به مبلغین الهام کند که بر آن ها واجب است که به پیامبر تاسی کنند ، تا رفتار آن ها همچون گفتار آن ها ، تبلیغ باشد و مردم همانگونه که با افکار و عقاید آن ها در ارتباطند . با اعمال و کردار آن ها نیز در ارتباط باشند .


امیرالمومنین علیع السلام  می فرماید :

من نصب نفسه للناس اماما فلیبدء بتادیب نفسه و مودب نفسه احق بالاجلال من مودب الناس و معلمهم .

هر کس خود را در مقام امامت مردم قرار دهد ، باید به تادیب و تربیت خود آغاز کند و کسی که ادب کننده خویشتن است ، به تجلیل و احترام ، سزاوارتر است از کسی که ادب کننده و معلم مردم است .

امام صادق علیه السلام به اصحاب خود فرمود :

کونوا دعاة للناس بالخیر بغیر السنتکم لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع .

مردم را به غیر زبان خود دعوت به نیکی کنید ، تا از شما اجتهاد و صدق و پرهیزکاری بنگرند .

 

خداوند متعال ، مومنان را از این که چیزی بگویند که عمل نمی کنند ، شدیدا انذار کرده و فرموده است :

 یا ایها الذین آمنوا لم تقولون مالا تفعلون ؟ کبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون .ای کسانی که ایمان آورده اید ، چرا چیزی می گویید که انجام نمی دهید ؟ خشم اینکه چیزی بگویند که انجام نمی دهید در پیشگاه خدا بزرگ است ! ( الصف / 2 و 3 )

اهل کتاب را که میان امر به خیر و عمر به شر ،جمع کرده اند مورد انکار قرار داده  فرموده است :

اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون .آیا در حالی که کتاب را می خوانید ، مردم را امر به نیکی می کنید و خویشتن را فراموش می کنید ؟ آیا تعقل نمی کنید ؟ ( البقره / 44 )