تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نگاهی به فیلم پل چوبی

تعداد بازدید : 1089
نگاهی به فیلم پل چوبی به بهانه پخش در شبکه نمایش خانگی

پل چوبی، عاشقانه‌ای سیاسی نیست. اشارات اعتراضی مستقیم و غیرمستقیمش به مقوله حوادث سیاسی پس از انتخابات، برخاسته از عمق اثر یا مثمر در عبور موفق فیلمنامه‌نویس از گردنه‌های پیرنگ داستان نیست بلکه صرفا تمهیدی است برای جذب مخاطب و نمایش بیانیه اعتقادی موردنظر کرم‌پور.

 
 

کهنگی قرن 21
اعتقاد به اینکه فیلم برداشتی آزاد از کازابلانکاست، صرفا با این نگاه که در هر دو فیلم، داستانی عاشقانه در بستری از حوادث اجتماعی– سیاسی رخ می‌دهد، چندان منطقی نیست. اینکه امیر (احتمالا برگرفته از ریک در «کازابلانکا») قهرمانانه سندی تهیه می‌کند تا خبرنگار هلندی آزاد شود، کمی خارج از منطق به نظر می‌رسد چراکه سفارت هلند پیش از هرکسی، مساله مربوط به شهروندانش را بررسی می‌کند و اصلا نیازی به این کارها نیست. در فیلم «زندگی دیگران» (نمونه یک عاشقانه سیاسی) اتفاقات سیاسی و سهم‌خواهی‌های سیاست‌بازان، در پیشبرد وجوه دراماتیک اثر نقش اصلی را دارد و سیاست بستری است برای نمایش التهاب و تغییراتی که عشق بر آدمی می‌گذارد اما در «پل چوبی» ایجاد التهاب در رابطه زوج، با حضور دکتر صبوحی و نازلی به عنوان نقاط عطف فیلمنامه و بدون وصله زدن التهابات سیاسی و ارجاعات پیاپی نیز دست‌یافتنی بود. نکته جالب توجه این است که کرم‌پور به اصرار بارها فیلم خود را فیلمی غیرسیاسی توصیف کرده اما به واقع چنین نیست و مساله مهم سیاست در این فیلم بیش از هریک از درونمایه‌های فیلم عینیت یافته است.

نخ‌نمایی در رمانس
شاید قصد کرم‌پور ساختن رمانس عاشقانه‌ای (البته از نوع نخ‌نما شده) بوده است اما در نهایت سیاست‌زدگی پل چوبی بر عاشقانه بودنش غلبه کرده است. در حالی که این سیاست‌زدگی و سیاست‌بازی‌های فیلمساز هیچ تأثیری در پیشبرد اهداف یک فیلم عاشقانه ندارد!

اپیدمی جهل و تعصب
درانداختن طرحی نو در تم عشق و خیانت و همچنین بیان مشکلات مهاجرت (که بارها دستمایه فیلم‌های مختلف قرار گرفته است)، می‌توانست پل چوبی را در پیوند مناسب میان مسائل اجتماعی و مقوله روابط درون خانوادگی، به اثری متوسط تبدیل کند اما کرم‌پور با آفرینش اتمسفری تلخ و هوایی آلوده و ناامیدکننده (که انسان را بین نوستالژی کتلت خوردن در کافه قدیمی و دورنمای مه‌آلود آینده معلق نگه داشت) از آن فاصله گرفته است. چنانکه گویی سمی مهلک به نام جبر جغرافیایی با چاشنی جهل و تعصب، همچون یک اپیدمی به تمام ابعاد این سرزمین سرایت کرده و برای فرزندانش راهی جز فرار باقی نگذاشته است. عشق و خیانت توجیه‌پذیر نیست اما آدمی ضعیف است و همین جبر محیطی است که انسان را وادار و ناگزیر به عشق یا خیانت می‌کند.

عشق یعنی فیلم خوب باشه
در شخصیت‌پردازی صبوحی با بازی مهران مدیری (که اصولا کمترین شباهتی به آدم‌های جامعه ما ندارد)، از منولوگ‌هایی نامربوط به موقعیت و صرفا برای بیان راحت دیدگاه‌ها استفاده شده است (بویژه آن مثال مربوط به شیر و نامربوط به پل چوبی) و حذفش از ادامه فیلم نیز آنی و بی‌پشتوانه است. شعار فیلم «عشق یعنی حالت خوب باشه» که با تاکیداتی چندباره و شبه‌موتیف‌گونه در متن اثر (و احتمالا تاویل‌های فرامتنی موردنظر کرم‌پور) همراه شده و در تبلیغات فیلم نیز جاخوش کرده، با عملکرد امیر(بهرام رادان) در تناقض است. او با یک تماس تلفنی نصفه‌ونیمه، همه پل‌های پشت سر را (که مسلما چوبی بوده و از منطق روایی به دور است) خراب کرده و نازلی (هدیه تهرانی) را همراهی و در باران نظاره می‌کند.

فساد، فحشا، خیانت حرف اول و آخر
سنت در این فیلم بشدت زیر سوال رفته و فیلمساز رابطه‌های مدرن میان زن و مرد را بشدت در این فیلم ترویج بیهوده می‌کند که هیچ نسبتی با متن فیلم ندارد. رابطه‌هایی که در آن فساد، فحشا، خیانت و... حرف اول را می‌زند. تعریفی که از «عشق» در این فیلم می‌شود به هیچ عنوان عشق حقیقی و سنتی نیست و همگی عشق‌های آنی، کودکانه و بسیار زودگذر است که پایدار نبوده و در صورت منجر شدن به ازدواج هم به‌راحتی و با یک حرف خاله‌زنکی می‌تواند از هم پاشیده شود. پل چوبی نسبت به فیلم‌های قبلی کرم‌پور بویژه فیلم «چه کسی امیر را کشت» فیلمی تجربه‌گرا نیست اما از طرف دیگر به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را در زمره فیلم‌های داستانی به حساب آورد چرا که برخلاف فیلم‌های فرمالیستی پیشین کرم‌پور، این فیلم به‌اصطلاح داستانگو هم نتوانسته قصه‌گو و در راستای سینمای کلاسیک باشد و به هیچ عنوان در بیان قصه‌های خود نمی‌تواند به درستی عمل کند. شخصیت‌هایی که فیلمنامه‌نویس خلق کرده هیچگونه تصویر رئالیستی از حقیقت موجود در جامعه امروز ایران را به نمایش نمی‌گذارد بویژه کاراکتر امیر به هیچ عنوان با تضادهای متعدد رفتاری‌اش نمی‌تواند همدلی و همذات‌پنداری مخاطب را با خود برانگیزد.