تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نگاهی به فیلم «ترنج» ؛

تعداد بازدید : 2242
نگاهی به فیلم «ترنج» ؛ «بهشت‌»‌هایی که کارگردان «مجتبی راعی» در ترنج به نمایش میگذارد

یک هفته‌ای است که اکران فیلم «ترنج» در سینماهای پایتخت آغاز شده است. فیلمی به نویسندگی و کارگردانی «مجتبی راعی» که تمام مولفه‌های فوق‌الذکر در آن وجود دارد. هم ته‌مایه‌ی عرفانی دارد، هم نماهای متعدد از حوض و طبیعت روستایی و تار و سه‌تار و انار. موضوع اصلی آن هم که در ارتباط با هنر شکل می‌گیرد. اما «ترنج» با همه‌ی این احوالات یک فیلم عرفان‌زده‌ی جشنواره‌پسند کهنه شده‌ی از مد افتاده نیست.

 
«ترنج» از نسل رو به انقراض فیلم‌هایی است که نمی‌خواهد به نام عرفان، نسخه‌های خارجی سفارتی و جشنواره‌پسند برای رستگاری بپیچد؛ نمی‌خواهد با ژست «کی‌یرکگارد» خواندن و کتاب «انسان موجود تک ساحتی» در دست گرفتن طوری که عنوان آن معلوم باشد، شهادتین روشنفکری‌اش را به رخ کشد؛ نمی‌خواهد به نام فیلم دینی، رژه‌ای از شعارهای ارزشی در پیش چشمان مخاطب برپا کند؛ نمی‌خواهد به نام فیلم خوش‌فرم، محتوا را ذبح کند؛ نمی‌خواهد نگاه توریستی به حوض و خشت و روستا داشته باشد، نمی‌خواهد سه‌تار را به جای نماد نداشته‌  ناپیدای ایرانی و سنتی در فیلم کوک کند؛  نمی‌خواهد به نام بیان معضلات اجتماعی، فقط دست روی «جهنم»‌های جامعه بگذارد؛ نمی‌خواهد به نام فیلم معناگرا، بیانیه‌ی وداع با دغدغه‌های عموم مردم صادر کند. نمی‌خواهد به نام فیلم خاص، ریتم کند و پایان باز و سکانس‌های کشدار تحویل مخاطب دهد؛ نمی‌خواهد....
 
خلاصه کنم؛ «ترنج» نمی‌خواهد فیلم خاص معناگرای جشنواره‌پسند تارکوفسکی زده باشد؛  «ترنج» می‌خواهد حال مخاطبانش را به واسطه‌ی دغدغه‌ی ابدی و ازلی «بقا» خوب کند؛ همین. و آنهایی که سینمای ایران را در این سال‌ها رصد می‌کنند، قدر و قیمت فیلمی را که قرار است بدون ادعا و بی سر و صدا حال مردم را خوب کند، می‌فهمند.
 
البته که «ترنج» شاهکار نیست. شاید حتی با متر و معیار فرمالیستی برای یک کارگردان کارکشته مثل «مجتبی راعی» که «تولد یک پروانه» و «صنوبر» ساخته، فیلم درخشانی هم نباشد. اما با این وجود، فیلمنامه‌ی قابل دفاع و هنرمندانه‌ای دارد که به تک جمله‌های قصار و به یادماندنی عرفای بزرگی همچون «میرزا اسماعیل دولابی» مزین شده است و از این روست که عمق گرفته است.
 
 
«راعی» فیلمنامه‌نویس البته جسارت را هم چاشنی کار خود کرده است و بر خلاف رویه‌ی فیلم‌های این چنینی که سعی می‌کنند بی‌خطر و خنثی باشند، رفتار برخی هنرمندانی را که فقط عادت به دیدن «جهنم‌»‌ها و سیاهی‌های جامعه‌ی خویش دارند، در قالب کاراکتر «استاد اکبر» (با بازی محمد پاک‌نیت) به نقد کشیده است و حتی فراتر از آن، با یک نمای ساده و اشاره به تصویر معروف «شیطان علیه مسیح» در آتلیه‌ی استاد اکبر، منبع الهام چنین هنری را به شیطان منتسب می‌کند.
 
قوت این فیلمنامه در حالی است که پیرنگ «مرگ یک هنرمند» و خرده پیرنگ‌هایی همچون «خشکیدن چشمه‌ی هنر یک هنرمند» را که در «ترنج» باز روایت شده است، پیش از این در فیلم‌هایی چون «بوی کافور، عطر یاس» (بهمن فرمان‌آرا) و یا «پرسه در مه» (بهرام توکلی) در مقیاسی شبه‌روشنفکرانه دیده‌ایم، اما این بار «راعی» تلاش کرده است تا روایتی رحمانی از این موقعیت آشنا به تصویر کشد. چنانکه گره‌گشایی پایانی و جوشش دوباره‌ی چشمه‌ی هنر هنرمند در این فیلم، نه با آغاز دوره‌ی ریاست جمهوری «سید‌محمد خاتمی» (در «بوی کافور عطر یاس») و یا با قطع انگشت و خل‌بازی (در «پرسه در مه»)، بلکه با عنایت امام حسین (علیه‌السلام) و در حقیقت به واسطه‌ی الهام رحمانی رخ می‌دهد.
 
 
با این حال، «ترنج» همان میزان که از داشتن فیلمنامه‌نویسی با «حال خوب» و کاربلد بهره برده، از نداشتن کارگردانی باحوصله پشت دوربین، ضربه خورده است. پرداخت ضعیف برخی سکانس‌ها، همچون فلاش‌بک‌هایی که بیوک را به همراه پدرش به تصویر می‌کشد، بازی‌های نه‌چندان دقیق که تعدادی از شخصیت‌ها را به سوی تیپ شدن سوق داده است، جلوه‌های ویژه‌ی اغراق شده در برخی سکانس‌ها به خصوص در حین دیدن تابلوی جهنم، انتخاب نامناسب بازیگران به خصوص در مورد «شریف» و «حاج صمد»، برخی کات‌های شتابزده و ... از جمله نقاط ضعفی است که فیلمنامه «ترنج» را از تبدیل شدن به یک کار درخشان محروم کرده است.
 
در حقیقت می‌توان گفت که در «ترنج»، «راعی» کارگردان از «راعی» فیلمنامه‌نویس جا مانده است. اما با این احوال، این فیلم هنوز هم در «خوب کردن حال مخاطب» موفق عمل می‌کند و او را حتی شده برای لحظاتی به اندیشیدن فراتر از «جهنم» قیمت دلار و قبض برق و قیمت سکه وامی‌دارد و نشانی «بهشت» را نمایان می‌کند. «بهشت‌»هایی که جای آنها در سینمای ایران خیلی خالی است...