تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نگاهي به شعر «دارم خجالت می‌کشم از اینکه انسانم»

تعداد بازدید : 1682
نگاهي به مجموعه شعر «دارم خجالت می‌کشم از اینکه انسانم» سروده اميري اسفندقه


آخرین کتابی که از مرتضی امیری اسفندقه منتشر شده است سهل و ممتنع است، از دو جهت. شاعران جوان با خواندن آن ممکن است در دلشان بگویند که گفتن این اشعار مگر سخت است؟ و البته وقتی برای سرودن شعرهایی چون آن تلاش می‌کنند شرمنده خودشان خواهند شد. اما جهت دوم مربوط به عموم خوانندگان کتاب است. کسانی که با زمزمه کردن شعرهای این کتاب دقیقاْ نمی‌دانند چه چیزی تا این حد به دل آنها نشسته است؟! کدام آرایه ادبی، کدام وزن و آهنگ یا کدام شاعرانگی نهفته در شعرهایی که دارند تنفرشان از وحشی‌گری مدرن را فریاد می‌زنند.

به گزارش رجانيوز، «دارم خجالت میکشم از اینکه انسانم» قرار بود به نمایشگاه کتاب امسال برسد و گفته می‌شد که اشعارش همه در قالب شعر نو هستند و حال و هوایی ضد آمریکایی دارند. اما کتاب با چند ماه تاخیر در حوالی 13 آبان رونمایی شد و حالا غیر از شعر نو، سه غزل و چهار قصیده را در خود جای داده است.

 

کتاب با هشت شعر شروع می‌شود که اسفندقه متواضعانه عنوان «نیمایی‌واره» بر آنها نهاده است. این اشعار زمانی سروده شده‌اند که ما سرگرم دید و بازدیدهای عیدمان بودم اما در همسایگی ما جنگ خانمان براندازی برپا شده بود، یعنی روزهایی که آمریکا به عراق حمله کرده بود. اسفندقه در این شعرها شمشیر می‌کشد و وحشی‌گری مدرن آمریکایی‌ها را زیر سوال می‌برد و به سوگ بی‌گناهانی می‌نشیند که بر اثر انفجار بمبهای آمریکایی در عراق کشته می‌شوند.

تا همینجا و با همین توصیف کم می‌توان انتظار داشت که شمای مخاطب چنین تصویری از کتاب در ذهنتان شکل بگیرد: «مرثیه‌هایی برای کشته‌های جنگ با چاشنی بد و بیراه گفتن به هر نوع جنگ و البته ابراز هم دردی‌هایی با مردم عراق که ممکن است از آن بوی زیر سوال بردن جنگ هشت ساله ما با عراقی‌ها هم به مشام برسد.»

اما اینچنین نیست. اسفندقه که خود در دوران دفاع هشت ساله داغ دو برادر دیده است به احترام آن هشت سال -مثل سرو- تمام قد می‌ایستد و یادآوری می‌کند که امروز برای پرپر شدن کسانی دارد گریه می‌کند که روزی پدرهایشان جور دیگری با ما رفتار کرده‌اند:

به کودکان شما خيره مي شوم

 آني

چه پيرمرداني!

 چقدر کوچک و کال

 چقدر غنچه پرپر!

چقدر خاکستر!

زمين بميردتان!

زندگي بميردتان!

يکي نبود بگويد گناه آهو چيست؟

شغال و گرگ اگر در کمين روباه اند

 دلم براي شما مثل شمع مي سوزد

 شما که دست پدرهاتان

خضاب کرده خون برادران من است!

 

 

مراسم رونمايي از «دارم خجالت ميكشم از اينكه انسانم»

 

اسفندقه غیر از آمریکای جنایتکار، نیم نگاهی هم به کسانی دارد که در برابر این جنایت‌ها دم نمی‌زنند و با سکوت از کنار وحشی‌گری‌های رفته در لباس تمدن رد می‌شوند. اسفندقه همانقدر که آمریکا را شماتت می‌کندُ به این قماش هم خرده می‌گیرد:

چرا نمی‌گویید؟

و گفته‌اید اگر

پس چرا نمی‌خوانید؟

کجاست شعر شما؟

شما

که با شکستن یک شاخه از درختی خشک

به لرزه می‌افتید

و مرگ برگ شما را به گریه

می‌اندازد

هجوم خار و خسک‌ها

هجوم شن ریزه

از آسمان به زمین کفچه مار می‌بارید

و خوشه خوشه رتیل

و خانه‌های محقر

که در هجوم ملخ گور دسته جمعی شد

ندیده‌اید!

اگر دیده‌اید،

پس کو؟

ها؟!

کجاست شعر شما؟

اسفندقه در این شعر کنایه‌هایی نثار طبع لطیف شاعران رمانتیک سرا که چشم بر اینگونه موضوعات بسته‌اند، می‌کند که به واقع آزادگی او را به اثبات می‌رساند. به هر حال باید گفت که «دارم خجالت میکشم از اینکه انسانم» مجموعه شعری است خواندنی که حتی می‌تواند دل کسانی را که میانه خوبی با شعر نو ندارند، بدست بیاورد. خواندن این کتاب را که شهرستان ادب ناشرش بوده است، از دست ندهید.