تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نمایش فیلم‌های ضد اسلام قاعده است یا استثنا؟

تعداد بازدید : 1394
نمایش فیلم‌های ضد اسلام قاعده است یا استثنا؟

از روز سه‌شنبه هفتمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم‌های مستند «سینما حقیقت» به همت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی آغاز شده است و اکران مستندها تا 26 آذر ماه در سینما فلسطین و سینما سپیده از ساعت 9:30 صبح تا 23:15 دقیقه  بی‌وقفه ادامه دارد. رویدادی که البته به جهت کنار گذاشتن قریب به اتفاق آثار مستندسازان انقلابی و ارزشی، نمی‌تواند ویترین یک سال سینمای مستند ایران باشد، اما به هر حال رصد آن می‌تواند به شناخت هر چه بیشتر محصولات یک سال مستندسازان روشنفکر و بعضاً ارزشی‌های خوش‌اقبال‌تر که از قضا اجازه‌ی ورود به این جشنواره را پیدا می‌کنند، کمک کند.

 

از این رو، بر آن شدیم تا برای نخستین بار در رجانیوز، یادداشت‌های روزانه‌ای در تحلیل آثار اکران شده در این جشنواره را به قلم «محمد مهدی خالقی» -یکی از مستندسازان جوان کشورمان و خالق آثاری چون «پوستین وارونه» و «وحید آقا»-  منتشر کنیم. متن زیر، حاصل نظرات صریح این مستندساز است که می‌توانید مشروح آن را بی‌واسطه در رجانیوز بخوانید:

هولوکاست واقعی

فریادهای روهینگیا (جواد مزدآبادی): یکی ازدوستان مستندساز که سال قبل برای ساخت مستندی درباره‌ی کشتار مسلمانان میانمار به بنگلادش رفته بود، خاطرات زیادی از سختی‌ها‌ی کار درآن منطقه تعریف می‌کرد. «فریادهای روهینگیا» اولین فیلم تدوین شده‌ای‌ست که درباره‌ی این هولوکاست عجیب انسانی می‌بینم. ازلابلای هر نمای فیلم، سختی کار کارگردان قابل درک است. یک مستند بحران روایی که توانسته با تمهید استفاده از یک راوی جستجوگر به خوبی سکانس‌های پراکنده و مفاهیم متعددش را به هم وصل کند. انتخاب درست راوی، فاصله گرفتن از نگاه‌های فرمالیستی، نگاه جامع به واقعه، شهامت روبرو شدن با وقایع از پیش تعیین نشده و... از مزایای فیلم و عوامل آن است.

البته نباید از مسأله روزیِ خیر درمستندسازی که سال‌هاست آنرا تجربه کرده‌ام، به سادگی گذشت. مظلومیت مسلمانان میانماری و تلاشی که کارگردان در راه رساندن این مظلومیت داشته، سکانس‌های سفر «اوباما» به میانمار را روزی گروه فیلمساز کرده است و چقدر این سکانس‌ها از نظر محتوا به تکامل فیلم کمک کرده است.

پیش ازاین از «مزدآبادی» فیلم بسیار خوب «دست سیاه نان سفید» را دیده بودیم. به او برای از کار درآوردن یک مستند موفق دیگر تبریک می‌گویم.

 

اندرزهای یک فروشندۀ دوره گرد

چَرچی (مهدی رسول‌پور): همیشه در جشنواره‌ها ‌چند فیلم کم هیاهو ازبچه شهرستانی‌ها ‌و فیلم سازهای گمنام پیدا می‌شود که ارزش دیدن و نقد کردن دارد و از خیلی فیلم‌ها‌ی دهان پرکن قوی‌تر است. «چَرچی» جزو این آثار است. مستندی ساده، کوتاه و خوش آب و رنگ درباره یک فروشنده‌ی دوره‌گرد که درروستاهای نوشهر همراه با پسرش و به دوره‌گردی و فروش کالاهای مختلف با یک الاغ می‌پردازد.

 

«چَرچی» دراین فیلم نوعی راوی است که سنت‌ها و آداب و رسوم مردم این منطقه‌ی زیبا را به شکلی زیبا برای تماشاگر روایت می‌کند. فضاسازی و توالی درست نماها و شخصیت پردازی راوی در فیلم به اندازه‌ای ‌خوب است که اندرزهای اخلاقی «چَرچی» توی ذوق نمی‌زند و مردم‌داری، حلال‌خوری و قناعت او باورپذیر و کاربردی به نظرمی‌آید. شاید تنها ضعف فیلم استفاده‌ی زیاد از موسیقی و کم‌توجهی به صدابرداری و صداگذاری لوکیشن زیبای فیلم است. چیزی که پیش ازاین در «مشتی اسماعیل» استفاده‌ی درست آن‌ را دیده بودیم.

یک روایت خام تاریخی

ماهمه سربازیم (مهدی قربان‌پور): استفاده ازروایت‌ها‌ی خام و خنثی شاید به درد کتاب‌های قطور تاریخی بخورد –که نمی‌خورد- اما دریک فیلم مستند که مخاطب وسیعی را دربرمی‌گیرد و زمان کوتاهی برای ارائه دارد، توقع ما ارائه تحلیل‌ها‌ی شفاف و صحیح تاریخی است. مستند «ماهمه سربازیم» روایت سربازی و نظام خدمت اجباری و سربازگیری درتاریخ ایران است. روایتی که خط اصلیش ازدوران قاجار شروع می‌شود و ادوار تاریخی ایران را دربرمی‌گیرد. اما این روایت خالی از نقد و تحلیل روشن تاریخی نسبت به قوت‌ها‌ و ضعف‌ها‌ی هر حکومت و روش‌ها‌ی مختلف سربازگیری، آموزش سربازی، تعلیمات نظامی و ... است.

 

شاید مستندساز به نظر خود خواسته وارد منازعات سیاسی نشود و یک روایت خام تاریخی را ارائه دهد. اما عدم سیاسی‌بازی با عدم حق‌گویی متفاوت است. به‌عنوان نمونه مستندساز از کنار تبعات منفی طرح «سپاه دانش دختران» در جامعه‌ی دینی ایران پیش از انقلاب به راحتی می‌گذرد و فقط به روایتی که کمی به مدح هم نزدیک شده، می‌پردازد.

جالب است که بدانید حضرت امام خمینی (رحمۀالله علیه) با نگاه تیزبین خود درباره‌ی طرح «سپاه دانش دختران» می‌فرمایند: «به طوری که از قرائن ظاهر می‏شود، دستگاه جبار درصدد تصرف در احکام ضروریه‌ی اسلام است؛ بلکه شاید ـخدای نخواسته‌ـ بخواهند قدم‌های بلندتری بردارند. کراراً در نطق‌های مبتذل‌شان تصریح به تساوی حقوق زن و مرد در تمام جهات سیاسی و اجتماعی کرده‏اند که لازمه‏اش تغییر احکامی از قرآن مجید است و چون با عکس‏العملی از طرف مسلمین مواجه شدند، مُزورانه انکار نمودند و عذر بدتر از گناه خواسته‏اند. غافل از آنکه ما آنها را خوب می‏شناسیم، و به گفتار آنها اعتماد نداریم. دخترها را به «سپاه دانش» دعوت یا تشویق می‏کنند و خودشان تصریح می‏کنند که باید قبلاً به سربازی بروند. و چون مواجه با نفرت عمومی می‏شوند، به انکار برمی‏خیزند و در مطبوعات تصریح می‏شود که تصویب‌نامه‌ی سربازی دخترها در دست تنظیم است؛ با این وصف آن را انکار می‏کنند و به تشبثات مضحک دست می‏زنند. دستگاه جبار گمان کرده با زمزمه‌ی تساوی حقوق می‏تواند راهی برای پیشرفت مقاصد شوم خود، که آن ضربه‌ی نهایی به اسلام است، باز کند. نمی‏داند که در آن صورت مواجه با چه عکس‏العملی خواهد شد. دستگاه جبار که برای احدی از افراد ملت آزادی قائل نیست و سال‌هاست سلب آزادی از ملت را وسیله‌ی مقاصد خود قرار داده، گمان کرده به اسم آزادی بانوان می‏تواند ملت مسلمان را اغفال کند تا مقاصد شوم اسرائیل را اجرا کند.» (صحیفه امام، 12/2/1342)

حضرت امام (ره) همچنین در 26 فروردین 1346 می‌فرمایند: «حوزه‏های علمیه، سپاه دانش و اخلاق و درستی بوده و هست به معنای واقعی؛ نه گزافه و صرف تبلیغ. شماها اگر دانش دوست هستید، چرا حمله‌ی وحشیانه به مراکز دانش می‏کنید؟ چرا مدرسه‌ی فیضیه و دانشگاه را به خاک و خون می‏کشید؟ چرا محصلین علوم دینیه را یک روز راحت نمی‏گذارید؟ چرا با دانشجویان در خارج و داخل این نحو معامله می‏کنید؟»

البته تازه داشتیم در دیدن فیلم گرم می‌شدیم و منتظر بودیم که ببینیم برخورد فیلمساز با این موضوع در دوره‌ی انقلاب و دفاع مقدس چیست که مشکل فنی پیش آمد و فیلم ناتمام ماند...

بسیار ملال‌آور

خونه (خدایار قاقانی): مستند 70 دقیقه‌ای خونه یکی از ملال‌آورترین مستندهایی‌ست که تا به حال دیده‌ام. کارگردان تصور کرده که جمع کردن تعدادی شخصیت مشهور و روایت یکنواخت و خسته‌کننده‌ی آنها از یک خانه‌ی قدیمی و هر چند مشهور، کشش این دقایق طولانی را دارد. روایتی که در برخی دقایق دربردارنده‌ی مفاهیم سنگین علمی، ادبی، فلسفی و ... نیز هست. خانه هم هر چند بزرگ و باشکوه، یک خانه است و زیر و زبر و و بالا و پایین محدودی دارد و تصاویر بعد از20 - 30 دقیقه یکنواخت و تکراری می‌شود. اگر این فیلم با سر و ریخت جمع و جورتری ارائه شود، احتمالاً مورد توجه علاقه‌مندان معماری قرار می‌گیرد. ازاین نکته هم سریع می‌گذریم که چرا کارگردان از میان همه‌ی فیلم‌ها‌یی که در این خانه ساخته شده، «عروسی خوبان» مخلمباف و از «عروسی خوبان» هم فقط همان سکانس مشهور «حروم‌خوری خوشمزه است» را انتخاب کرده است!

 

قاعده نه استثنا

از نکات حاشیه‌ای امروز این بود که ابتدای نوبت آخر پخش فیلم‌ها‌ی شب، یکی از دوستان تماس می‌گیرد و سراسیمه از مستندی بنام «سلما» اثر یک فیلمساز انگلیسی تعریف می‌کند که درسالن 3 دیده‌است. می‌گویم فیلم را ندیده‌ام. قرار می‌گذاریم. قصه‌ی فیلم را اینچنین تعریف می‌کند: «داستان زندگی یک زن هندی یا پاکستانی که همه‌ی عمر را با رنج زندگی کرده و از طرف خانواده و همسر و خلاصه هرکسی که سرراهش قرار گرفته، بدی و رنج دیده و حالا به واسطه‌ی اشعار روشنفکرانه‌اش آزاد شده و زندگی آزادی را انتخاب کرده است.»

 

تا اینجا مشکلی نیست. اما اگر بگویم این زن در خانواده‌ای مسلمان زندگی می‌کرده و فیلم تقصیر اصلی همه‌ی رنج‌ها‌ی او را به گردن دین اسلام می‌اندازد، معما حل می‌شود. دوست ما می‌خواست به دبیر جشنواره و مسئول مرکز گسترش اعتراض کند که چرا چنین فیلم ضداسلامی را که جایش درجشنواره‌ها‌ی سیاست‌زده‌ی اروپایی‌ست، به جشنواره‌ی مستند جمهوری اسلامی راه داده‌اید، که آرامش کردم و از مستندهای ضداسلام و ضد اخلاق و ضد انسانی سال‌های گذشته‌ی جشنواره گفتم و به او فهماندم که این یک قاعده است و نه استثنا!