تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

ازجنگ 33روزه تاانتخابات92درجشنواره سینماحقیقت

تعداد بازدید : 1304
 از جنگ 33روزه تا انتخابات 92 در جشنواره سینما حقیقت

از روز سه‌شنبه هفته گذشته هفتمین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم‌های مستند «سینما حقیقت» به همت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی آغاز شده است و امروز آخرین روز این جشنواره است. رویدادی که البته به جهت کنار گذاشتن قریب به اتفاق آثار مستندسازان انقلابی و ارزشی، نمی‌تواند ویترین یک سال سینمای مستند ایران باشد، اما به هر حال رصد آن می‌تواند به شناخت هر چه بیشتر محصولات یک سال مستندسازان روشنفکر و بعضاً ارزشی‌های خوش‌اقبال‌تر که از قضا اجازه‌ی ورود به این جشنواره را پیدا می‌کنند، کمک کند.

از این رو، بر آن شدیم تا برای نخستین بار در رجانیوز، یادداشت‌های روزانه‌ای در تحلیل آثار اکران شده در این جشنواره را به قلم «محمد مهدی خالقی» -یکی از مستندسازان جوان کشورمان و خالق آثاری چون «پوستین وارونه» و «وحید آقا»-  منتشر کنیم. متن زیر، حاصل نظرات صریح این مستندساز است که می‌توانید مشروح آن را بی‌واسطه در رجانیوز بخوانید:

تاریخ شفاهی سیستان

میرزا (مازیار مشتاق گوهری): مهم‌ترین ویژگی‌ این نوع مستندها گشودن دریچه‌های زنگ‌زدۀ رسانه‌های تهران‌زدۀ ایران، به روی شهرستانی‌هاست. مستند «میرزا» حکایت زندگی «میرزا نیک محمد شه‌بخش» عکاس قدیمی بلوچ در زاهدان است که زندگی پرفراز و نشیبی داشته و خود تاریخ شفاهی معاصر سیستان و بلوچستان است. «میرزا» شخصیت جذابی است. یک پیرمرد روشن‌ضمیر و خوش حافظه که هم معتمد محل بوده و هم مورد اعتماد ادارات دولتی و به این وسیله به مردم مظلوم سیستان کمک‌های زیادی کرده است.

مزیت بسیار مهم این مستند، وارد نشدن به دعواهای قبیلگی و مذهبی است. در یکی ازسکانس‌ها دوست شیعه‌ی «میرزا» از کمک او در آزاد شدنش از یک مخمصه‌ی بزرگ تعریف می‌کند. نکته‌ی مثبت دیگر مستند، تکیه بر نقش «میرزا» در پیشرفت علم و سواد خصوصاً درمیان زنان سیستان است.

ریشه‌های جنگ 33 روزه

دوازده تموز (سعید ابوطالب): یک مستند محققانه‌ی جمع و جور درباره‌ی ریشه‌های شکل‌گیری جنگ 33 روزه. تفاوت این مستند با آثار پرشمار دیگری که درباره‌ی این جنگ ساخته شده، مخاطب شناسی آن است. به نظر من تماشای «دوازده تموز» برای جامعه‌ی لبنان بسیار مناسب است تا فارغ از اختلافات مرسوم سیاسی، یکجا نظرات موافق و مخالف جنگ 33 روزه را در فضایی آرام و دور از جنگ بشنوند وخود قضاوت کنند. نکته‌ی مثبت دیگر مستند، مصاحبه‌ با شخصیت‌های طراز اول لبنان است که به استناد اثر کمک بسیاری کرده است.

زندگی اسب‌ها سیاه است یا سپید؟

اسب آقای ثابت (مهدی غضنفری): مستند سیاه و سفید است. همان ابتدای مستند، یک اسب را در حالت‌های مختلف می‌بینیم؛ علف می‌خورد، آب می‌خورد، قدم می‌زند، می‌چرخد و هرچند دقیقه نوشته‌ای روی تصویر گزارش می‌دهد: «خون اسب آقای ثابت را بردند آزمایشگاه» و بعد «جواب آزمایش آمد». اسب را به سمتی می‌برند. لودری چاله‌ای می‌کند، به اسب آمپول سمی می‌زنند، اسب می‌میرد و لاشه‌اش را دفن می‌کنند.

تازه اینجاست که رؤیای رنگی شنا کردن اسب در دریا را می‌بینیم و تمام. سیاه‌نمایی درجشنواره‌ی سینما حقیقت از زندگی انسان‌ها و ایرانی‌ها به اسب‌ها هم کشیده شده است. گمان کنم سال بعد چند فیلم ببینیم که حیوانات به سخن آمده‌اند و درباره‌ی دولت‌های نهم و دهم و مصائبی که برسر جانوران آمده می‌گویند و بعد دسته‌جمعی از کوه پایین می‌پرند!!

زنده باد رهبر

انتهای خیابان پاستور (محسن خان جهانی، جعفر محمدی): قصد ندارم به موشکافی پلان‌های مستند که کدام کاندیدا بیشتر بود یا کمتر و کارگردان طرف کدام کاندیدا را بیشتر گرفت و چرا به فلانی حال داد و فلانی را کوبید و ... بپردازم. «انتهای خیابان پاستور» درست مثل خود انتخابات هنر نظام و در رأس آن رهبر گرانقدر انقلاب را در مدیریت هوشمندانه‌ی سیاسی کشور و دفن همیشگی فتنه و شبهه‌ی تقلب نشان می‌دهد.

اینکه رهبری چطور با هوشمندی بی‌نظیرشان فضای انتخابات را چنان مدیریت کردند که بیشتر فعالان و طرفداران فتنه‌ی 88 نه تنها رأی دادند که خود جزو مدافعان سلامت انتخابات قرار گرفتند و حالا آنها هستند که به جای ما باید از این گنج دفاع کنند. این موضوع جزء الطاف خفیه‌ی الهی و هدیه‌ی خداوند به مردم ماست.

مسجد سنگی

تفتان (هوشنگ میرزایی): «تفتان» هم ازجنس میرزاست. پیرمردی عارف مسلک و در عین حال ثروتمند که با ذوق عجیبی و با استفاده از سنگ‌های بیابانی، مجتمعی تفریحی و مسجدی زیبا در نزدیکی زاهدان ساخته است. او آدم خیری است که ثروتش را در راه دستگیری از مردم مستضعف محلی خرج می‌کند. زیباترین سکانس مستند آنجاست که پیرمرد وارد مدرسه‌ی کپری می‌شود. او دو تخته روفرشی می‌آورد و در کپر می‌اندازد، سپس کنار بچه‌ها می نشیند و از آنها دلجویی می‌کند. کاش این مستندها به شکل مؤثری درسیستان و بلوچستان پخش می‌شد. این گونه آثار، می‌تواند بهترین بازدارنده برای تبلیغات وهابیت و گروه‌های تروریستی در منطقه باشد.

بیشتر ایرانی ها عاقل اند یا دیوانه؟

به جامانده (محسن مقدم): کاش آماری می‌گرفتیم که در مستندهای امسال جشنواره‌ی سینما حقیقت چند درصدِ ایرانی‌هایی که بعنوان شخصیت محوری در مستندها حاضرند، طبیعی و چند درصد به نوعی غیر طبیعی هستند؟ چند درصد عاقل و چند درصد به نوعی دیوانه هستند؟

«رضا» یک بیمار پارانویایی است که هیچگاه ازدواج نکرده است و حالا با خانواده‌ی برادرش زندگی می‌کند. او دائم در توهم توطئه است و از جانش می‌ترسد. بجز این چند نکته چیز دیگری از این مستند نفهمیدم.

و اما پایان نامه:

شاید عده‌ای با خواندن یادداشت‌های این چند روز سؤال کنند:

-چرا اینقدر گیر می‌دهید؟

-چرا اجازه نمی‌دهید اقلیت منتقد جامعه حرف‌های‌شان را بزنند تا عقده نشود و از جای دیگری سر باز نکند؟

-بهتر است جشنواره‌ی سینما حقیقت بعنوان سوپاپ اطمینان نظام عمل کند یا فیلم‌ها سر ازجشنواره‌‌های خارجی درآورد؟  

-مگر داشتن یک سینمای انتقادی که ضعف‌ها و معضلات را پیش از رصد دشمنان برای خودی‌ها ترسیم کند، لازمه‌ی یک جامعه‌ی پویا و انقلابی نیست؟...

و بسیاری ازشبهات و سؤال‌های مشابه. جواب همه سؤال‌های بالا مثبت است. ما هم برمبنای نظریه‌ی شهید مطهری که عقیده داشت حتی به مارکسیست‌ها باید در دانشگاه‌ها کرسی تدریس داده شود، موافق داشتن یک سینمای انتقادی و حتی تندتر از فیلم‌های اکران شده درجشنواره‌ی امسالیم. اما با چند شرط:

1-سینمای انتقادی مؤلفه‌هایی دارد. اولین ویژگی یک سینمای انتقادیِ تأثیرگذار، رعایت انصاف و عدالت در نقد و دیدن ضعف‌ها و سیاهی‌ها درکنار خوبی‌ها و سپییدی‌هاست. مثلاً در مسائل سیاسی روز، چرا از سوی دولت و جریان پیروز انتخابات فقط ازضعف‌ها و کاستی‌های دولت قبل یاد می شود؟ به یاد ندارم رئیس‌جمهور محترم یا مشاوران شان در جایی یکی از خوبی‌ها و نیکی‌های دولت‌های قبل از خود را ذکر کرده و از آنها تشکر کرده باشند.

از نظر ما این رویه نه تنها نقد نیست که تخریب و باعث ناامیدی و یأس و سرخوردگی مردم است و اولین کسی که ضرر آن را می‌بیند، خود تخریب کننده است. ما سعی کردیم در این یادداشت‌ها، این موضوع را خود به انجام برسانیم. همان‌طور که در روزهای گذشته خواندید، ما مستندهای خوب و بد را درکنار هم و حتی در مستند‌هایی که انتقادی به آنها داشتیم، خوبی‌ها و بدی‌ها را درکنار هم بررسی کردیم و حتی در تیتر زدن این مسأله را رعایت کردیم. چه اینکه اگر بعد از این مستندی ساخته شود که مثل «الفبای سیاست»، رئیس جمهور قانونی کشور را به تمسخر بگیرد و تحقیر کند، من خود جزو اولین کسانی خواهم بود که اعتراض می‌کنم.

2-از آثار انتقادی که بگذریم، به آثاری می‌رسیم که قائل به نقد درون گفتمانی نیستند و نقد به معنای تخریب انجام می‌دهند. سخن ما این است که این دسته از آثار هم تا جایی که حریم انقلاب اسلامی، اخلاق، عفت و روان جامعه را تخریب نمی‌کنند، امکان نمایش در جشنواره را دارند؛ منوط به اینکه در کنار آنها آثار مقابل و نظراتی مخالف با تفکر مسؤولان جشنواره هم پذیرفته شده و به نمایش درآید تا در این تضارب آرا به هدف اصلی که اعتلای نظام اسلامی است، نزدیک شویم. البته با ذکر این تذکر که این نوع ازآثار نمی‌توانند حمایت و بودجه‌های نظام اسلامی را همراه خود داشته باشند.