تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

تهديدي به نام تحديد فرزند

تعداد بازدید : 1488
تهديدي به نام تحديد فرزند:: ميانه سني کشور؛ از 22سال در سال 1380 تا 47 سال در 1430

اميد، شجاعت، نشاط و تحرک از ويژگي هاي نسل جوان تحصيلکرده است و  وجود اين نسل با ارزش است که آينده اي پر اميد را براي کشور به ارمغان مي آورد. متاسفانه طبق اظهارنظر علمي کارشناسان و متخصصين، با روند کنوني ميزان باروري، کشور در آينده دچار مشکلات فراوان ، من جمله "پيري جمعيت" خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب در خصوص سياست "تحديد نسل" چنين مي فرمايند: "البته اوّلى كه سياست تحديد نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، وليكن از اواسط دهه‌ 70 بايد متوقف ميشد. اين را متوقف نكرديم؛ اين اشتباه بود... نسل جوان را بايد حفظ كرد. با اين روند كنونى اگر ما پيش برويم، كشور پير خواهد شد. خانواده‌ها و جوان ها بايد نسل را افزايش دهند. اين محدود كردن فرزندان در خانه‌ها، به اين شكلى كه امروز هست، خطاست. اين نسل جوانى كه امروز ما داريم، اگر در ده سال آينده، بيست سال آينده و در دوره‌ها و مرحله‌هاى آينده‌ى اين كشور بتوانيم آن را حفظ كنيم، همه‌ مشكلات كشور را اين ها حل مي كنند؛ با آن آمادگى، با آن نشاط، با آن شوقى كه در نسل جوان هست، و با استعدادى كه در ايرانى وجود دارد. پس ما مشكل اساسى براى پيشرفت نداريم"(سخنان مقام معظم رهبري در تاريخ 13/7/90)

به دليل اهميت اين مسئله، گفتگويي را با سرکار خانم "اکرم حسيني"، معاون شوراي فرهنگي اجتماعي زنان و پژوهشگر مباحث زن و خانواده و نويسنده کتاب "جمعيت ايران، افزايش يا کاهش" ترتيب داديم:
 
سوال نخست را اينگونه مطرح مي کنيم. به نظر شما عوامل اصلي ايجاد ميل به فرزند آوري در جامعه چيست؟
 
فرزند آوري حاصل نگرش افراد به فرزند و زندگي است؛ برخي با نگاهي الهي به خانواده مي نگرند و فرزند را موهبتي الهي مي بينند و او را مايه خير و برکت مي دانند. 
 
اما برخي ديگر، زندگي و تشکيل خانواده را صرفا فرصتي براي تأمين نيازهاي نفساني و شخصي خود مي دانند، به همين دليل تا جايي که فرزند آوري، خواسته هاي مادي و غير مادي آنها را تأمين کند مورد توجه است اما هر جا با منافع آنان استکاک داشته باشد، فرزند را مزاحم آزادي و آسايش خود مي دانند.  اجراي سياست هاي کاهش جمعيت در ايران از دهه 70 به بعد كه به کاهش شديد و آبشاري جمعيت ما انجاميد، ميل به فرزند آوري را در ميان مردم به شدت کاهش داد و آن را به يک فرهنگ ماندگار تبديل کرد. بنابراين عامل اصلي در اين امر ، تغيير فرهنگ است که نتيجه تبليغات وسيع و اجراي سياست هاي جمعيتي در دودهه اخير است. عامل ديگر، تغيير سبک زندگي است که متاسفانه عموم خانواده ها با امواج مدرنيته به سبک ديگري از زندگي  روي آورده اند و آن را پذيرفته اند. سبکي که حاصل نگاه سکولار و انسان محور به زندگي است نه نگاه ديني و خدا محور. در اين نگاه که هر چيزي با سود مادي اش سنجيده مي شود، فرزند جايي در زندگي ندارد. عموماً فرزند اول را براي پاسخ به نياز فطري و تجربه شيرين ابتداي زندگي مي آورند و برخي فرزند دوم را هم براي جور شدن جنس فرزندان تحمل مي کنند. و اکثراً هم به همان يک فرزند اکتفا مي کنند. همين سبک زندگي سبب شده است نرخ باروري كل در ايران از 6/5 نوزاد زنده براي هر زن در سال 1365به 1/8 در سال 1385 وطبق آمار سازمان ملل در سال 1390 به 1/6 رسيده است.. علاوه بر اين دو عامل، عوامل اقتصادي و اجتماعي نقش مهمي مانند افزايش شهرنشيني، ارتقاء سواد زنان و تمايل آنان به اشتغال را دارا مي باشند. 
 
البته معمولا عامل اول از نگاه عموم مردم، تورم و افزايش هزينه هاي زندگي مي باشد و برخي معتقدند که توسعه اقتصادي چنين شرايطي را به همراه خواهد داشت. در اين زمينه عوامل ديگري مثل بالا رفتن سن ازدواج و خودداري برخي از جوانان براي تشکيل خانواده نيز از عوامل مهم است که البته در اين زمينه نيز بايد فرهنگ سازي شود و خانواده ها و مسئولين زمينه ازدواج جوانان را فراهم کنند. به هر حال همه بايد توجه داشته باشيم كه با اين وضعيت و با اين نرخ باروري، ما بحراني جدي و خيلي نزديك در پيش داريم. به گفته جمعيت شناسان ما در آستانه سرشماري سال 1385 وارد پنجره جمعيتي شده ايم. اين دوره، فرصت طلايي اما محدودي است كه معمولا يك بار در تاريخ كشورها پيش مي آيد. در اين دوره بيشتر از دو سوم جمعيت در سنين فعاليت اند يعني بين پانزده تا شصت و پنج سال هستند.  در اين دوره مسئولان بايد با سياست گذاري و برنامه ريزي، اين ظرفيت استثنايي را به خوبي مديريت كنند و علاوه بر سرمايه گذاري هاي اقتصادي براي دستيابي به جمعيت مناسب تلاش كنند. پنجره جمعيتي ايران حدود سال 1425 بسته مي شود. اين مدت كوتاه ايجاب مي كند بدون فوت وقت از همه امكانات و استعدادهاي مادي و معنوي براي جهشي اقتصادي و بالا بردن نرخ باروري و هدايت منحني جمعيت استفاده شود،زيرا متولدين دهه شصت كه پنجره طلايي ما هستند به خصوص دختران فرصت چنداني براي ازدواج و فرزند آوري ندارند. جمعيت ايران پس از خروج از پنجره جمعيتي به سوي پيري مفرط حركت خواهد كرد و چون سرعت روند كاهش باروري دركشور ما بيشتر از معمول كشورها بوده بنابراين روند سالمندي بسيار تندتر از آنها خواهد بود.
 
 
"دکتر محمودي"؛ جمعيت شناس و "رئيس مؤسسه مطالعات و مديريت جامع و تخصصي جمعيت کشور"، در خصوص "ميانه سني کشور" ما مي گويد: ميانه سني کشور ما در سال 2000 م حدود 22 سال بوده است، اين عدد در سال 2010 م به 27 سال و در سال 2013 م به حدود 28 سال رسيده است و پيش بيني مي شود در سال 2025 م ميانه سني جمعيت ايران به 36 سال برسد. يعني نصف جمعيت کشور بالاي 36 سال و نصف ديگر آن پايين 36 سال خواهد بود و همچنين در سال 2050 م يا 1430 ه. ش ميانه سني در ايران به 47 سال خواهد رسيد. يعني حدود 10 سال بيشتر از ميانه سني جهان است زيرا ميانه سني در آن سال در جهان حدود 38 سال خواهد بود. 
 
حال به گونه اي ديگر به مسئله نگاه مي کنيم. آيا تمايل به" فرزند کمتر داشتن" با اعتقادات اسلامي مان مطابقت دارد؟
 
جايگاه اعتقادات ديني ما و رابطه آن با مسئله جمعيت بحث مفصلي دارد که فرصت طرح آن اينجا نيست اما به طور خلاصه بايد گفت که اسلام دين عقل و منطق است و جز سعادت بشر هيچ هدفي ندارد. 
 
اسلام به مسئله جمعيت هم در جهت سعادت بشر نگاه مي كند بنابراين هم از بعد کمي و هم کيفي به اين موضوع توجه دارد و بر افزايش جمعيت کيفي تأکيد مي کند. آيات متعددي از قرآن کريم نگراني هاي بشري را براي آوردن فرزند و کثرت جمعيت رفع مي کند. مثلاً در آيه «31 سوره اسراء» براي بازداشتن کساني که قصد سقط و يا کشتن فرزندان شان را دارند مي فرمايد: 
 
"و لا تقتلوا أولادکم خَشية إملاق نحن نرزقکم و اياکّم ."
 
" فرزندانتان را از ترس فقر و درماندگي نکُشيد زيرا ما آنها و شما را روزي مي دهيم."
 
يا در آيه «6 سوره هود» مي فرمايد: 
 
"وَ ما بين دابة الا علي الله رزقها"
 
"هيچ جنبنده اي نيست در زمين، مگر اينکه خداوند روزي اش را بر خود واجب کرده است."
 
اين آيه جواب کساني است که نگران محدوديت غذا و روئيدني ها در جهان هستند و طبق "نظريه مالتوس" طرح کاهش جمعيت را ضروري مي دانند. ما روايات متعددي از اهل بيت عليهم السلام داريم که افراد را به آوردن فرزند تشويق مي کنند و نگراني آنها را براي روزي فرزندان برطرف مي کنند.
 
به بيان قرآن و روايات علاوه بر عوامل مادي يا اراده انسان كه در سرنوشت و سختي و گشايش زندگي نقش دارند عوامل معنوي و قدسي نقشي مهم و اساسي در خوشبختي و سعادت بشر دارند. خداوند در «سوره اعراف آيه 96» مي فرمايد: "و لو أنَّ اهل القري آمنو و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض" يعني؛ اگر مردم ايمان مي آوردند و تقوا پيشه مي کردند- و راه خدا را در پيش بگيرند-، بركات آسمان ها و زمين را برايشان مي‌گشوديم.
 
و در آيات ابتداي سوره طلاق مي‌فرمايد: "و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب"  كسي كه از خدا بترسد و متقي باشد، خدا براي او گشايش قرار مي‌دهد و روزيش را خارج از مسير عادي مي رساند.
 
امام صادق(ع) مي فرمايند:"هر کس از ترس تنگ دستي و عائله مندي ازدواج را ترک کند، به خدا بدگمان است." و باز مي فرمايند: زن و فرزندان، روزي شان را با خودشان مي آورند. در تاريخ داريم كه " بَکربن صالح" نزد امام موسي بن جعفر(ع) آمد و گفت: پنج سال است که از فرزندآوري اجتناب مي کنم؛ زيرا از روزي دادن به آن عاجزم. امام فرمودند: شما بچه بياور، خداوند روزي اش را مي رساند.  از اين آيات و روايات به دست مي آيد كه اسلام بر افزايش جمعيت تاكيد دارد البته همواره رشد و كمال جامعه اسلامي و پيشرفت مادي و معنوي آن اصلي مسلم در حاكميت اسلامي بوده وهست.
 
شما در اينجا به يکي از نظريات غربي اشاره کرديد. مسئله کاهش فرزندآوري در غرب تاکنون چه نتايجي در برداشته است ؟ اکنون کشورهاي غربي به چه سياستي روي آورده اند؟ 
 
جنبش خانواده، از مهمترين جنبش هاي اجتماعي مؤثر بر کاهش خانواده بود که بعدها هيچ اقدام اجتماعي جايگزين آن نشد و همچنان بيشترين تأثير کمي و کيفي را بر جمعيت کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه دارد. اين جنبش حدوداً همزمان با انقلاب صنعتي در اروپا آغاز شد و بيشترين تأثير را بر جمعيت کشورها گذاشت.
 
 
تغييرات فرهنگي، تحقير ارزش هاي معنوي و خانوادگي، ترک ازدواج و روي آوردن به ارتباطات جنسي خارج از خانواده و در يک کلام فروپاشي خانواده، در اواخر  دهه 1960 و اوايل دهه 1970، در اروپاي غربي و شمالي با تغيير در هنجارها، ارزش ها و نگرش ها نسبت به زندگي خانوادگي و فرزندآوري همراه شد.
 
تغيير در ارزش هاي "خانواده محور" به تدريج در اروپاي جنوبي و کشورهاي سوسياليستي سابق نيز گسترش پيدا کرد. در واقع در چند دهه اخيرِ قرن بيستم در اين کشورها خانواده به عنوان مهمترين نهاد اجتماعي دگرگون شد. پژوهشگران، تضعيف خانواده را با توجه به پيامدهاي آن براي باروري زير سطح جانشيني يعني کمتر از 1/2 فرزند در هر خانواده و تداوم آن در ابعاد زير مطالعه کرده اند:
 
- پائين آمدن ميزان ازدواج
 
- افزايش سن اولين ازدواج
 
- افزايش طلاق
 
در جوامعي که باروري زير سطح جانشيني داشتند گرايش به ازدواج هم کم شد. در واقع ميزان کلي ازدواج در اروپاي غربي و شمالي از سال 1970-1965 شروع به تغيير کرد و در مدت 20 تا 25 سال بين 30 تا 40 درصد کاهش پيدا کرد. با تغييرات چشم گير در ازدواج و خانواده کشورهاي پيشرفته صنعتي، تغييراتي هم در نحوه فرزندآوري پيش آمد. به تعبير "ون دي کا" ، علاوه بر تغييرات عام در نظام هاي ارزشي، تغييراتي هم در روش هاي کنترل مواليد و دسترسي به سقط جنين بي خطر پيش آمد که خود باعث شد که رابطه قوي بين ازدواج رسمي و بچه آوري تضعيف شود و اوضاع خانواده و هنجارهاي اخلاقي به جايي برسد كه بنابر گزارش سرشماري از اولين دهه هزاره سوم ميلادي در ايالات متحده در حدود 20 درصد زنان 44-40 ساله بي فرزند بوده اند، دو برابر رقم متناظر سي سال قبل از آن؛ در بريتانيا هم بنابر ارقام منتشره توسط اداره آمار ملي اين کشور درصد بي فرزندي در حال حاضر چيزي مشابه ايالت متحده است. "براونينگر" مي گويد: بر اساس برآوردهاي جمعيتي تعداد افرادي که در اتحاديه اروپا زندگي مي کنند از سال   2015م شروع به کاهش مي کند و تا سال 2050 م جمعيت آن 40 ميليون کمتر از امروز مي شود يعني قاره اروپا که در حال حاضر جمعيتي حدود 725 ميليون دارد، در 50 سال آينده ، کاهش جمعيتي حدود 125ميليون نفر را خواهد داشت.در حقيقت اين مناطق با نوعي خاص از مسائل جمعيتي مثل باروري زير سطح جانشيني، رشد منفي و ريزش جمعيت، سالمند شدن جمعيت و تبعات اقتصادي، اجتماعي و سياسي مواجه هستند.
 
بر اساس برآوردهاي سازمان ملل، تا ميانه قرن بيست و يکم، جمعيت بيشتر مناطق توسعه يافته جهان ، سالانه يک ميليون نفر کاهش جمعيت خواهد يافت.
 
اين وضعيت سبب شد کشورهايي که خود را در حال سقوط در چاله جمعيتي مي بينند دست به کار شوند و از راه هاي مختلف خود را از اين بحران جمعيتي نجات دهند. آنها علاوه بر مهاجرپذيري و رقابت با يکديگر در پذيرش جوانان کشورهاي آسيايي و حتي آفريقايي، مشوق هايي با هزينه هاي کلان براي فرزندآوري تعيين کردند. مشوق هاي پولي، مرخصي هاي طولاني مدت، بسته هاي بهداشتي و ارزاق و ايجاد تسهيلات در امر آموزش نمونه هايي از اين مشوق ها مي باشند. مثلاً کشور سوئد که تا سال 2050 بيش از 3ميليون نفر سالمند خواهد داشت که يک ميليون نفر از آنها بالاي 80سال دارند. در نتيجه، اين کشور مشوق هاي فراواني براي فرزنددار شدن به خانواده ها مي دهد از جمله کمک هزينه کودک( بارن بيدارک) که اين کمک هزينه تا 16 سالگي فرزند شان ادامه دارد.
 
با توجه به خطر تحديد نسل به نظر شما چه راهکارهايي را در اين رابطه بايد انديشيد تا از اين خطر عبور کرد؟
 
متاسفانه راه اشتباهي را كه در اين چند سال رفتيم به سختي مي توان بازگشت. در اثر تبليغات و جريانات مختلف اجتماعي و اقتصادي فرهنگ فرزندآوري و بعد خانوار در ميان مردم تغييركرده وتمايلات و ايده ها به سوي فردگرايي سوق پيدا كرده است. با اين حال مسئولان و مردم بايد به مسائل و مشكلات پيش رو بينديشند و براي رفاه و آسايش آينده چاره جويي كنند و بدانند كه مشكلات يك جامعه سالمند به مراتب بيشتر از يك جامعه جوان است. اگر امروز مشكلات شغل و مسكن و ازدواج جوانان مسئله اول است و همين ما را از فرزندآوري باز مي دارد، قطعا در دو سه دهه ديگر، مشكلات سالمندان بدون نسل جواني كه آن ها را حمايت كند مصيبت بارتر خواهد بود. 
 
خوشبختانه بعد از هشدارهاي مقام معظم رهبري در خصوص جمعيت، نهادها و صاحبنظران به فكر چاره افتاده اند و اقداماتي را در حوزه هاي تقنيني و برنامه ريزي آغاز كرده اند. نظرات و راهكارهاي متعددي ارائه شده است و شوراي عالي انقلاب فرهنگي سياست هاي جمعيتي كشور را تصويب كرده و مجلس شوراي اسلامي در حال تصويب قوانين مربوطه است. در جواب سؤال شما من به چند راهكار مطرح شده از سوي صاحبنظران اشاره مي كنم: در درجه اول بايد بدانيم جامعه ايماني و خداجو در هر موقعيتي به تكليف الهي و تعهدات خود نسبت به خدا و ديگران فكر مي كند و هيچ چيزي او را از انجام وظيفه باز نمي دارد. ملتي كه در برابر دشمن رودر رو هشت سال با تمام توان ايستاد اين گونه مشكلات را هم بر مي دارد. در مراحل بعد اقداماتي كه اشاره مي كنم مي تواند مؤثر باشد.  
 
تدوين الگوي سبک زندگي متناسب با معيارهاي اسلامي که در آن اشتغال زنان متنوع،  متناسب و هماهنگ با مصالح خانواده باشد تا هر چه کامل تر نقش مادري و همسري خود را ايفا نمايند.
 
فراهم آوردن امکان حضور منعطف و کاهش ساعات کار موظف، ايجاد امتيازات خاص و تسهيلات لازم در طرح دورکاري و نيمه حضوري براي زنان باردار و مادران داراي كودك. تهيه برنامه هاي آموزشي، پژوهشي، اطلاع رساني، نمايشي، تبليغي و غيره در رسانه هاي جمعي به ويژه صدا و سيما و شبکه هاي استاني با هدف ترويج فوايد فرزندآوري و تبيين آثار منفي کاهش نرخ باروري.
 
حمايت از گسترش شبکه هاي اجتماعي و سازمان هاي مردم نهاد حامي کاهش سن ازدواج جوانان و استحکام خانواده.
 
اصلاح نگرش ها و برنامه هاي درسي در سطوح آموزش و پرورش و آموزش عالي نسبت به جمعيت مطلوب و فرزندآوري.
 
توزيع و تخصيص وام دانشجويي و اولويت قرار دادن خوابگاه هاي دانشجويي به دانشجويان متاهل داراي فرزند. 
 
پوشش بيمه اجباري درمان رايگان مادر و کودک از ابتداي بارداري تا پايان دو سالگي کودک براي کساني که فاقد پوشش بيمه درماني هستند..
 
پوشش کامل بيمه اي براي درمان ناباروري هاي اوليه و ثانويه .
 
و خلاصه اقداماتي فرهنگي و اقتصادي و سياسي كه از نگراني هاي جوانان براي ازدواج و فرزندآوري بكاهد.