تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

چند متر مکعب عشق یک ملودرام عاشقانه

تعداد بازدید : 1221
چند متر مکعب عشق یک ملودرام عاشقانه

ده فیلم از نگاه بیست کارگردان در بخش مسابقه فیلم‌های اول یا نگاه نو سی و دومین جشنوراه بین‌المللی فیلم فجر به رقابت می پردازند که فیلم چند متر مکعب عشق ساخته جمشیدی محمودی از جمله فیلم‌های این بخش جشنواره محسوب می‌شود.

داستان فیلم از زاغه‌ای آغاز می شود که محل زندگی مهاجران افغانی است که در یک کارگاه خارج از شهر ساخته شده است. 

مردان افغانی در آن کارگاه مشغول انجام کارهای سختی هستند تا امرار معاش خانواده خود را بگذرانند و زنانشان در خانه‌های خرابه‌ای که محل مناسبی برای زندگی نیست با فرهنگ و آداب و رسوم خود زندگی می‌کنند.

رئیس کارگاه به کارگران مهاجر افغانی که کارت شناسایی و برگه اقامت ندارند شغل و سرپناهی برای زندگی می‌دهد که این شغل و سرپناه باعث شکل گرفتن امید در دل افغانی‌هایی می‌شود که کشور جنگ زده خود را رها می‌کنند تا به دور از خطر مرگ و جنگ در ایران مشغول به کار شوند.

اما آمدن آنها و مشغول شدن‌شان به کار از سختی زندگیشان نمی‌کاهد و با آمدنشان سختی‌های دیگری آغاز می‌شود که به نگاه عبداسلام سختی زندگیشان در برچسب «افغانی» بود که او تصور می کرد، ایرانی‌ها نسبت به آنها دارند.

عبدالسلام (کارگر افغانی) بود که همراه دختر خود در کارگاه زندگی می‌کند و از شرایط سخت زندگی هم وطنانش به تنگ آمده است؛ پسر ایرانی به اسم «صابر» کارگر همان کارگاه است که عشق را فراتر از مرزهای جغرافیایی یافته و دلداده "مرونا" شده است.

مرونا دختر عبدالسلام است دختری که در طول فیلم سعی می‌کند نگاه درستی از فرهنگش را به نمایش بگذارد‬، فرهنگی که در زندگی روزمره آدمیان پشت تفاوت های قومیتی گاهی گم می‌شود‬. لبخندش دریچه‌ای از شناخت بدون قضاوت را برای بیینده باز می‌کند‬. این عشق پاک آنها را هر روز برای دیدن هم به یک کانتینر می‌برد تا مسیر آیندشان را برای یکدیگر ترسیم کنند و از فرهنگ یکدیگر بیشتر بدانند.

کارگران افغانی شاغل در کارگاه با هر بار آمدن پلیس مجبور به پنهان شدن بودند تا یک روز که با آمدن مامورهای پلیس به مخفی گاهشان مجبور به ترک ایران می‌شوند.

عبدالسلام وسایلش را برای رفتن جمع می‌کند ولی غافل از اینکه محبت و عشق مرز جغرافیایی را نمی شناسد و این جدایی ناخواسته صابر را مجبور به اعتراف عشقش می‌کند.

راز عشق فاش می‌شود و آینده‌ای که در انتظار صابر و مرونا است برای بیننده فیلم قابل تصور نیست حتی تا لحظه آخر فیلم که سعی می‌کند خودش با باورهایش پایانی را برای فیلم و آینده آنها تصور کند.

در این فیلم سختی‌های زندگی کارگران افغانی همراه با فرهنگ آنها به نمایش گذاشته می شود. غرور و تعصب عبدالسلام به تنها دخترش نمایش غرور و فرهنگ مردی است که نگران آینده دخترش می‌باشد.

اعتراض عبداسلام به نگاه حاکم به کارگر افغانی بیننده را به فکر فرو می‌برد، بیننده‌ای که با دیدن فرهنگ و آداب رسوم آنها در طول فیلم دیگر نگاه غریبه به مهاجر افغانی را ندارد.

عشق و محبت و روحی که در میان زاغه‌های خرابه‌ای که خانه کارگران است تلنگری به بیننده وارد می‌کند که در طول فیلم نگاه جدیدی را به مهاجر افغانی پیدا کرده است.

این عشق و روحی که در سرتاسر فیلم وجود دارد مرزهای جغرافیایی را در هم می‌شکند و انسانیتی را به نمایش می‌گذارد که در پایان فیلم بیینده را همراه با ناراحتی صابر و مرونا غمگین و با شادی آنها شاد می‌کند.

 همزاد پنداری و احساسات بیننده غافل از همه تفاوت‌های قومیتی است که شاید قبل از دیدن فیلم بین ایرانی ومهاجر افغانی تصور می‌شد.

چند متر مکعب عشق یک ملودرام عاشقانه است که به وضوح می‌توان آن را در فیلم حس کرد و آن از نگاه‌های مکرر، خنده‌ها، گریه‌ها، کتک خوردن‌ها، ترسیدن‌ها و هیجان‌های زیاد فهمید و شنیدن آهنگ افغانستانی موجود در بخشی از فیلم را تداعی‌کننده ملودرام دانست. ملودرام مخاطبش را به مخمصه فکرهاى سخت تو در تو و سوال‌هاى پیچیده بى‌پاسخ نمى‌کشد و براى تمام سوال‌هایش جوابى دارد.

این فیلم روح و عشقی فراتر از مرزهای جغرافیایی را به نمایش می‌گذارد و با نگاه عشق فرصت دوباره‌ای را برای شناخت فرهنگ کشور همسایه و مسلمانان افغانستان به بیینده می‌دهد.

نمایش‌نامه فیلم یکی از ویژگی‌های متمایز فیلم به حساب می‌آید که بیننده را تا آخرین لحظه به همراه خود به هیجان و غم و شادی می آورد.

این فیلم در دوبخش سودای سیمرغ و نکاه نو به نمایش در می‌آید. از ویژگی های منحصر به فرد فیلم می توان به سکانس های اشاره کرد که فرهنگ و اعتقادات مذهبی مهاجران افغانی را به نمایش میگذاشت که این به عوض شدن نگاه بیننده در مورد آنها کمک زیادی را میکرد.

در حاشیه این گزارش می‌توان به گفت‌و گوی با اقای نوید جمشیدی، تهیه کننده این فیلم اشاره کرد‬ که در مقابل تعجب بینندگان از پایان فیلم‬ بیان کرد: "پایان فیلم را با باور خودتان تصور کنید، فیلم می‌خواهد بگوید روح و عشق همیشه در همان خانه‌های کارگران جریان خواهد داشت‬".

پایان فیلم همان شادی صابر و مرونایی است که بدون تفاوت‌های قومیتی عشق را در زاغه‌های خرابه یافته اند‬