تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

یـــک ساعــت و نیـــم دعــوای دورهمی

تعداد بازدید : 1594
یـــک ساعــت و نیـــم دعــوای دورهمی

خلاصه داستان:
امیر(امیر جعفری) به همراه سپیده(مهناز افشار) در خانه ی خود که در نزدیکی ریل قطار واقع است زندگی می کند. این زندگی معمولی با ورود نسرین(پانته آ بهرام) خواهر ناتنی سیپیده که معلم نقاشی است، دست خوش مشکلات جدیدی می شود. نوع رفتارهای نسرین و چهره ی درهم و بدون مو و ابرو وی نشان دهد از مریضی جسمی و روحی رنج می برد. سپیده نیز فردی کم حرف و بی حوصله است که گوش شنوایی برای شنیدن حرفهای نسرین ندارد. از مشاجره ی نسرین و سپیده می فهمیم مادر مریض آنها که با تازگی فوت شده است، در دوران زمین گیر شدنش تنها نسرین از او پرستاری می کرد و سپیده با مادرش قهر بوده است.

فروش خانه‌ی ارثی مادر توسط نسرین به علت قرض هایی که مدعی است به خاطر مریضی مادر گرفته است باعث عصبانیت امیر می شود. امیر این حرف را نقشه ای از جانب نسرین می داند برای بالا کشیدن ارث سپیده. با پیگیری های امیر، وی متوجه می شود نسرین به علت برگشت خوردن چک، تحت تعقیب پلیس است و به همین خاطر به دیدن خواهرش که سالها بود با او قهر است، آمده است. در همین بین علاقه ی دوست امیر، داوود(هومن برق نورد) به نسرین مشکل جدیدی را ایجاد می کند. داوود مطلقا زیر بار حرف هایی که امیر و سپیده در رابطه با گذشته تاریک و مشکلات روحی نسرین می‌گویند، نمی رود و قویا مشتاق ازدواج با اوست. در آخر می فهمیم دلیل پناه آوردن نسرین به سپیده، چک برگشتی نیست، در واقع، به دلیل خودکشی شاگرد نقاشی اش که پسر 19ساله ی بود، او از جواب دادن به پلیس ممانعت کرده و به خانه ی سپیده آمده، داستان به طرزی این اتفاق را نشان می دهد که شاید رابطه ای بین نسرین و این پسر بوده باشد. نسرین پس از روشن شدن این موضوع برای سپیده از خانه ی آنها می رود، داوود به طور اتفاقی او را می بیند.

نقد فیلم:
این فیلم دومین فیلم اقتباسی بهرام توکلی است. "اینجا بدون من" اقتباسی تقریبا وفادار به نمایشنامه "باغ وحش شیشه ای" اثر تنسی ولیامز و "بیگانه" دومین اقتباس توکلی از آثار تنسی ویلیامز است. این بار وی "تراموایی به نام هوس" را برای اقتباس انتخاب کرده است. بنا بر گفته کسانی که این نمایشنامه را خواندند و فیلم الیا کازان به همین نام را دیده اند،  مهم ترین دستاورد توکلی در این فیلم چیزی نیست جز تبدیل کردن یک نمایشنامه پر کشش و قدرتمند به فیلمی کاملا منفعل، غیر جذاب و خنثی.

بهرام توکلی در فیلم های "اینجا بدون من" و "آسمان زرد کم عمق" نشان داده به تصویر گری افراد دارای معلولیت یا مشکلات روحی علاقه دارد. اما غلظت و میزان حضور افراد مریض روحی در آخرین فیلمش به طرز شگفت آوری افزایش پیدا کرده است. هر کارکتر حاضر در این فیلم دارای مشکل خاص روحی است. امیر پرخاشگر است. سپیده افسرده است. داوود پیر پسر ساده و خجالتی است و نسرین که یک فرد روانی به تمام معناست! ولی مشکل اینجاست این افراد فقط به تصویر کشیده شده اندو هیچ تلاشی برای آسیب شناسی گذشته ی این افراد و دلایلی که باعث بوجود آمدن مشکلات عدیده در این افراد  شده است، به بیننده منتقل نمی شود. در ادامه نیز هیچ تلاشی توسط نویسنده برای نشان دادن راهی برای حل معضل این افراد نمی شود. تنها چیزی که می بینیم یک برش خشک از یک زندگی پر از تشنج، دعوا، افسردگی و معنای واقعی فلاکت بار است.

این تمام چیزی است که توسط نویسنده/ کارگردان این فیلم به ما داده می شود. حال خودتان قضاوت کنید آیا می توان پیامی در راستای اصلاح جامعه، ارزش های دینی، دفاع از سجایای اخلاقی از این فیلم دریافت کرد؟ آیا اصلا این فیلم پیامی دارد؟ جواب قطعا منفی است. این فیلم از میزان روشنفکر بودن به حد دگرآزاری میل می کند.

امید به زندگی و نشان دادن وجه مثبت زندگی توقع بیجایی از این فیلم است. این فیلم در نشان دادن لحظات چرک، گوی سبقت را از بسیاری از هم قطاران خود ربوده است. روان پریشی شخصیت های فیلم، حجم زیاد مصیب و درگیری های موجود در فیلم، برای  مردم عادی که می خواهند با حضور در سینما برای چند ساعت مشکلات زندگی خود را فراموش کنند ، مطمئنا مناسب نیست. تنها به درد کسانی می خورد که در زندگی خود هیچ دغدغه و مشکلی ندارند و از حیث بی مشکل بودن می خواهند طعم مشکل داشتن را با دیدن یک فیلم بچشند، نگارنده به اندازه کافی مشکل دارد و بعید می دانم بین خوانندگان سایت خبرنامه دانشجویان کسی با این مشخصات باشد، پس  به خودم و  به شما دیدن دوباره بیگانه را پیشنهاد نمی کنم.

تنها مزیت این فیلم، عنوان این فیلم یعنی "بیگانه" است که قرابت معنایی کاملی با اجزای خود دارد. این فیلم دارای شخصیت های بیگانه  و کارگردانی که با فیلم بیگانه است و تماشگری که هم با فیلم و هم با کارگردانی احساس بیگانگی می کند.

ویژگی های فنی فیلم:
با تمام گفته های بالا درباره ی محتوای فیلم، نمی توان از تصویرگری حمید خضوعی ابیانه و کارگردانی بهرام توکلی گذشت. هر دو  کار قابل قبولی را رائه دادند و به این موضوع نمی توان ایراد گرفت. اتفاق ویژه ی این فیلم استفاده از پس زمینه قهوه ای‌/بنفش در اکثر قاب های این فیلم است. این موضوع نه تنها آزار دهنده نیست، بلکه هارمونی جالبی به فیلم داده است. توکلی در فیلم قبلی خود نیز با رنگ زرد چنین موقعیتی را تجربه کرده بود.

بازی ها به جز «پانته آ بهرام» متوسط است و بعید است کاندید شوند. اما مطمئنا چهره پردازی سعید ملکان که تهیه کننده کار نیز است یکی از شانس های اصلی کسب سیمرغ است. چهره ی «پانته آ بهرام» خیلی خوب مشکلات روحی و روانی وی را نشان می دهند. اگر فیلم های دیگر نیز در همین سطح باشند، شاید نام بهرام توکلی هم بین کاندیدای بهترین کارگردانی باشد.