تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

«آرایش غلیظ» در میان نا امیدی فیلم ها

تعداد بازدید : 1088

«آرایش غلیظ» در میان نا امیدی فیلم های چشنواره فیلمی جسورانه و جذاب

«آرایش غلیظ» حمید نعمت‌اله از آن فیلم‌هایی‌ست که در سیل فیلم‌های تلخ غیرجذاب و خسته‌کننده‌ی جشنواره‌ی سی‌و‌دوم می‌تواند روحیه‌ی دوباره‌ای به انسان بدهد و مخاطبان سینما را سر ذوق بیاورد. فیلمی که نمایشش در برج میلاد و برای اهالی رسانه با بدسیلقگی در روز نهم قرار گرفته است و این یعنی فرصتی برای پرداخت درست به این فیلم وجود نخواهد داشت. اما اغاز اکران‌های مردمی فیلم بهانه‌‌ی خوبی‌ست برای بحث در مورد اثر جذاب نعمت‌اله و پیشنهاد تماشای ان برای کسانی که در چند روز باقی مانده از جشنواره می‌خواهند به دیدن فیلم‌های جشنواره بروند.

«آرایش غلیظ»، سومین فیلم سینمایی حمید نعمت‌اله بعد از «بوتیک» و «بی‌پولی» همان چیزی‌ست که پیش از آغاز جشنواره نیز پیش‌بینی کرده بودیم، البته بسیار جسورانه‌تر و بسیار جذاب‌تر از چیزی که در ذهن داشتیم. در مطالبی که قبل از شروع جشنواره‌ی سی‌و‌دوم منتشر کردیم نوشتیم که با نگاهی به «بوتیک»، «بی‌پولی»، سریال «وضعیت سفید» و همچنین محصول مشترک دیگر نعمت‌اله و مقدم‌دوست یعنی «سربه‌مهر»، احتمالا اثر جدید نعمت‌اله با وجود اسم غلط‌ اندازش، باز هم اثری اجتماعی خواهد بود که حرف‌ش را در تاروپودی از اتفاقات و داستان‌هایی جذاب حول و حوش شخصیت‌هایی درست طراحی شده می‌زند.
 
«آرایش غلیظ» دقیقا چنین چیزی‌ست. یک اثر دیوانه‌وارِ جذاب که مشابه‌ش را در سینمای ایران به خصوص سینمای سال‌های اخیر ندیده‌ایم. اثری که در سینمای تلخِ آپارتمانیِ کم‌شخصیت سال‌های اخیر به جهت جذاب‌بودن و پایبندی به اصول اساسی «سینما» یک پدیده‌ی قابل تحسین است. یک فیلم که همه‌چیزش اغراق شده‌است و در نهایت جاهایی به فانتزی پهلو می‌زند اما در عین فانتزی بودن و اغراق در کنش‌های شخصیت‌های فیلم، دغدغه‌های مهم و قابل بحثی را نیز مطرح می‌کند.
 
این اساسا حسن بزرگ سینمای حمید نعمت‌اله است؛ اینکه نه مانند سینمای روشنفکران معتقد به «هنر برای هنر» به دام بازی‌های فرمی افراطی می‌افتد، نه مانند بسیاری از اجتماعی‌سازان امروز سینمای ایران همه‌چیز را تلخ و از دست رفته می‌بیند و برای بیان حرف‌های سیاسی پشت حرف‌ها و شعارهای اجتماعی پنهان می‌شود، و نه حتی از آن‌ور بوم می‌افتد که برای بیان حرف‌های بسیار مهم‌ش کلا تکنیک و ساختار و فرم را به کناری نهد و بگوید این‌ها حرف‌های روشنفکرانه‌ایست که اصلا مهم نیست.
 
 
 او می‌داند که سینمای بلند داستانی اساسا بی مخاطب معنایی ندارد و لازمه‌ی جذابیت در سینما داشتن داستان تاثیرگذار و شخصیت‌های درست طراحی شده و بکری‌ست که در با رعایت اصول اساسی روایت سینمایی به مخاطب عرضه شود. اصلا «حرف»ی هم اگر هست در دل همین شخصیت‌ها و داستان است که شکل می‌گیرد و به مخاطب منتقل می‌شود.
 
حالا اما با این اوصاف بسیاری شاید در مواجهه با «ارایش غلیظ» به دلیل فضای عجیب و غریب و اغراق‌شده‌ی فیلم، آن را اثری بدانند که صرفا در دل سینمای تجاری و بفروش ساخته شده است و برخلاف آثار پیشین تیم نعمت‌اله و مقدم‌دوست از درونمایه و مضمون خاصی بهره‌مند نیست.
 
اما برای کلید ورود به دنیای فیلم و بیان مضامین اجتماعی اتفاقا مهم آن، باید به سراغ تحلیل شخصیت‌های اثر رفت. پرداخت ریز به شخصیت‌های فیلم و بحث‌های مفصل درباره جزئیات فراوان فیلم البته باید بماند برای زمان اکران عمومی اثر. اما اجمالا برای درک بهتر فضای پر جرئیات «آرایش غلیظ» و حرف اساسی فیلم توجه کنید به شخصیت اصلی شیادی(حامد بهداد) که در پی یافتن مشتری برای یک بار آتش‌بازی دزدی‌ست و بعد از کلی بگیر و ببند و دروغ و .... هم راه به جایی نمی‌برد. توجه کنید به تیپ زن طلاق‌گرفته‌ای که از طیف زنانی‌ست که برای خودشان جشن طلاق می‌گیرند و حالا با فیسبوک با شخصیت اصلی کلاهبردار ماجرا رفیق شده است و آخر سر باز هم تنهاست. 
 
به پزشک پیر عزب معتادی توجه کنید که سال‌ها در غرب زندگی کرده و حالا به ایران آمده و همچنین به مردی توجه کنید که سابقا یک مرد هیز خان‌باز بوده است و حالا با برق‌دار شدن بدنش تبدیل شده است به یک مورد نادر پزشکی و نمی‌تواند با کسی تماس داشته باشد و این را مجازات گناهانش می‌داند و...... 
 
 
دنیای عجیب «آرایش غلیظ» پر از آدم‌های تنها و مفلوکی‌ست که برای رودست زدن و زدن جیب یکدیگر به هر دری می‌زنند اما در نهایت بر سر نقطه اول ایستاده‌اند. شخصیت‌هایی که برخلاف بسیاری از اثار سینمایی و حتی تلویزیونی سال‌های اخیر که خلافکارها را در جایگاه قهرمان نشاندند، اتفاقا مورد نقدند و تصویر همدلی‌برانگیزی در فیلم ندارند. 
 
«آرایش غلیظ» در جشنواره‌ای که به لحاظ حضور نام‌های معتبر از پروپیمان‌ترین جشنواره‌های چندین سال اخیر است از بهترین‌هاست. فیلمی که باید دید حقش در چینش جوایز میان نام‌های معتبر دست خالی خواهند ماند یا به حقش خواهد رسید.