تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نگاهی به ساز و کار تعیین روسای دانشگاه ها

تعداد بازدید : 1213
نگاهی به ساز و کار تعیین روسای دانشگاه ها در ایران و جهان

به بهانه واگذاری تعیین رئیس دانشگاه تهران به اعضای هیئت علمی؛

 

علی احمدپور؛ در ایران به دلیل وجود نقص های متعدد در سیستم آموزش عالی، مسیر تحول در عرصه دانشگاه همواره با تردید و کندی همراه است. دانشگاه در ایران به شدت تحت تاثیر فضای سیاسی کشور قرار دارد و این تاثیر پذیری که بیشتر جنبه سیاست زدگی دارد تا فهم و نقش آفرینی مثبت در سیاست، به عنوان مانعی جدی در جریان پویایی و پیشرفت دانشگاه محسوب می شود.

در کشورهای پیشرفته در حوزه آموزش، دوره ریاست دانشگاه بین 8 تا 20 سال متغیر است. در حالی که این شاخص در ایران بسیار پایین است و روسای دانشگاه ها تا آماده ایجاد تغییرات تحول آفرین در دانشگاه می شوند، گرفتار فضای سیاست زده موجود شده و از مسئولیت خود عزل می شوند.

آنچه که میان دانشگاه های ایران و دانشگاه های برتر جهان در این زمینه تفاوت اساسی به وجود آورده مربوط به سیستم گزینش و نظارت بر عملکرد ریاست دانشگاه است. در دانشگاه های مطرح جهان، عموما انتخاب ریاست دانشگاه با نظر هیات امنا صورت می گیرد. در این دانشگاه ها آنچه که بیش از انتخاب رئیس مطرح است، نظارت تخصصی مستمر دولت بر عملکرد رؤساست. میزان افزایش کیفیت و سطح علمی دانشگاه، میزان افزایش کارآفرینی توسط رئیس دانشگاه با بهره گیری از توان صنعتی موجود در کشور و میزان افزایش تسهیلات برای روان سازی امر تحصیل دانشجویان، مهمترین ملاک های نظارتی از جانب مراکز مربوطه محسوب می شود.

در دانشگاه های مطرح جهان، استادی که به عنوان رئیس دانشگاه انتخاب می شود، از نخستین ساعت فعالیت در کسوت ریاست دانشگاه، تحت نظارت است و ماندگاری یا عزل وی، ارتباطی با تغییرات سیاسی در کشور ندارد. اما در ایران دانشگاه ها نیز همانند بدنه دولت در جرگه تغییرات اتوبوسی قرار دارند. در ابتدای دولت ها در جمهوری اسلامی، وقتی فردی به عنوان رئیس یک دانشگاه انتخاب می شود، به شرط همراهی با مشی سیاسی دولتمردان، تا پایان حیات سیاسی آن دولت نگرانی بابت از دست دادن صندلی ریاست ندارد. از این روست که دیگر انگیزه و محرک لازم برای ایجاد تحول، کارآفرینی، برقراری ارتباط با صنعت و بسیاری از شاخص های اساسی در تقویت بنیه علمی دانشگاه رخ نمی نمایاند.

«هارولد دادز» پنجاهمین رئیس دانشگاه پرینستون آمریکا در دهه شصت، طی مقاله ای به نحوه انتخاب رئیس دانشگاه پرداخته است. وی در بخشی از این مقاله یکی از مهمترین ویژگی های رئیس یک دانشگاه موفق را قدرت بالای مدیریت او در حوزه کسب و کار معرفی می کند. دانشگاه به عنوان مرکز آموزشی و تولیدی، باید توانایی فروش دانش خود و صنعتی سازی آنها در حوزه دانش مهندسی و کاربردی نمودن آنها در حوزه علوم انسانی را داشته باشد. هر چه مدیر یک دانشگاه توان بیشتری در جذب بازارهای علمی داشته باشد به همان میزان در امر هم افزایی دانش و صنعت موفق بوده و به غیر دولتی شدن اقتصاد دانشگاه کمک می نماید.

در تمام کشورهای پیشرفته، بودجه دانشگاه یا به میزان بسیار اندک از جانب دولت تامین می شود یا آنکه به صورت مستقل از طریق فروش آموزش توسط خود دانشگاه فراهم می شود. دادز برقراری ارتباط صحیح و دوستانه میان رئیس دانشگاه با معاونان و دانشجویان را نیز یکی دیگر از شاخص های مهم یک رئیس موفق معرفی می کند.

آنچه که تاکنون در جامعه دانشگاهی کشور دیده شده فاصله بسیاری با استاندارهای جهانی دارد، و برای همین نباید انتظار داشت که دانشگاه ها در کوتاه مدت از لحاظ اقتصادی و حتی اداری از دولت مستقل شوند. اما با وجود بدیهی بودن این مسئله، خبرهایی که درباره تعیین رئیس دانشگاه تهران به گوش می رسد، حکایت دیگری دارد.

رضا فرجی ‌دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در مورد انتخاب رئیس جدید دانشگاه تهران گفته است: «مجموعه ‌ای از منتخبان و نیز اساتید این دانشگاه، فردی را به وزارت علوم معرفی می ‌کنند و رئیس این دانشگاه در مواجهه با افکار دانشگاهیان و استفاده از مشارکت حداکثری آنها تعیین می ‌شود. از مشارکت حداکثری هیات علمی دانشگاهیان کمال استفاده را داریم و امیدواریم بتوانیم از مشارکت این اعضا برای معرفی فرد جدیدی که بر این جایگاه با اهمیت قرار خواهد گرفت، بر قاعده هرم اعضای هیئت ‌علمی این دانشگاه شخصی با تجربه قرار گیرد و این نحو انتخاب الگویی برای انتخاب مدیریان و روسای دانشگاه‌ های بزرگ شود.»

جعفر توفیقی مشاور وزیر علوم نیز اعلام کرده است: یکی از سیاست‌ های وزارت علوم در دوره جدید، مشارکت اعضای هیئت ‌های علمی در سیاست‌ گذاری و تصمیم گیری ‌ها بوده لذا یکی از مهمترین سیاست‌ های این وزارت خانه در دوره جدید انتخاب روسای دانشگاه ‌ها از سوی اعضای هیئت ‌های علمی است.

شیوه ای که وزارت علوم برای تعیین رئیس مهم ترین دانشگاه کشور برگزیده از چند منظر مورد نقد است. همان گونه که در بالا اشاره شد، در دانشگاه های مطرح جهان نیز اگر قرار باشد تعیین رئیس دانشگاه از اختیارات یک فرد خارج شود، آن را بر عهده هیات امنایی قرار می دهند که اعضای آن تحت نظر مستقیم دولت انتخاب شده اند و مجموعه ای دولتی محسوب می شود. تعیین رئیس دانشگاه توسط اعضای هیئت علمی نه تنها نمونه مشابهی در میان کشورهای پیشرفته ندارد، این شائبه را نیز تقویت می کند که دولت قصد دارد با شانه خالی کردن از زیر بار این مسئولیت – و البته دخالت در آن به گونه ای دیگر که به آن اشاره خواهد شد – خود را از پاسخگویی نسبت به اتفاقات آتی دانشگاه ها برهاند.

مشی آقای وزیر معتدل در هشت ماه گذشته، نشان داده که او در صدد اجرای سیاست های دولت اصلاحات در دانشگاه هاست. سیاست هایی که اجرای آن ها گاهی وابستگی تامی به ایجاد آشوب و شلوغی در دانشگاه ها به شیوه آشوب های دهه هفتاد دارد. و تنها مانع بر سر اجرای این سیاست ها، بازخواست آقای وزیر توسط نهادهای نظارتی همچون مجلس است. به نظر می رسد واگذاری مسئولیت انتصاب رئیس دانشگاه به هیات علمی، حربه ای برای فرافکنی وزیر و فرار او از پاسخگویی در این زمینه بوده است.

اما از سوی دیگر روند گزینش هیات انتخاب رئیس در دانشگاه تهران نشان می دهد که وزارت علوم چندان هم به برقراری دموکراسی در دانشگاه ها اعتقادی نداشته و تنها می خواهد در قالبی دموکراتیک، گزینه مدنظر خود را به ریاست برساند. در این زمینه گفتنی است که قریب به اتفاق اساتیدی که برای تعیین رئیس دانشگاه برگزیده شده اند از طیف دوم خردادی بوده و از ورود اساتید با سلایق دیگر به این مجموعه خودداری شده است.

همان طور که ذکر شد در نهادهای نظارتی دانشگاه های برتر دنیا کارنامه رئیس دانشگاه به دقت رصد می شود اما در شیوه مخدوشی که وزارت علوم در حال حاضر در پیش گرفته با توجه به آنکه رئیس دانشگاه توسط هفکران و حامیان سیاسی وی معرفی می شود، دیگر چندان بحث نظارت بر عملکرد وی محلی از اعراب نخواهد داشت. در دانشگاه های مطرح دنیا دولت، هیات امنا و رئیس دانشگاه همگی به یک نسبت در قبال مشکلات و عدم توانایی در مدیریت دانشگاه پاسخگو هستند؛ اما در صورتی که سیاست جدید دولت در انتخاب روسای دانشگاه که با پروژه دانشگاه تهران آغاز شده به سایر دانشگاه ها نیز تعمیم پیدا کند، در آن صورت دولت می تواند خود را در قبال مشکلات احتمالی در مدیریت و اداره دانشگاه ها بی تقصیر معرفی نماید.