تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

کمال تبریزی این بار چه کسی را می زند؟

تعداد بازدید : 1095

نگاهی به فیلم طبقه حساس

کمال تبریزی این بار چه کسی را می زند؟

شکاف طبقاتی در جامعه امروز، یک شکاف در تمام حوزه های اجتماعی محسوب می شود. اما آنچه که در زبان عرف، مصطلح شده است، فاصله میان افراد جامعه از نظر «اقتصاد» و «سطح رفاه در زندگی» را شکاف یا فاصله طبقاتی می نامند. به دلایل فراوان فرهنگی که در طول سالیان گذشته رخ داده در حال حاضر با نگاهی سطحی به سبک زندگی طبقات مختلف جامعه به روشنی مشهود است که گویا در دو سر این طیف، گروهی قرار گرفته اند که زبان یکدیگر را متوجه نمی شوند، مدل لباس های هم را درک نمی کنند، سرگرمی ها و اعتقادات یکدیگر را نمی شناسند و در یک معنا می توان گفت یکدیگر را نمی فهمند.

شکاف طبقاتی در حوزه فرهنگ، مسیر جامعه را به نقطه ای رسانده که طرح مولفه های دینی و اخلاقی، هزینه ساز شده است. امروز هزینه کردن از غیرت دینی برای محافظت از سلامت دین دیگران، به بهای ماه ها رنج، درد و بیمارستان کشیدن و سر انجام پر کشیدن از عالم خاکی رسیده است. هزینه ای که اگرچه برای اهلش فضیلت است، اما از نگاه ناظر بیرونی، نوعی هشدار جدی از سقوط سجایای اخلاقی در شهر است. این شکاف طبقاتی محصول شرایط مختلفی از جمله وضعیت حوزه فیلم و سینماست. سینمایی که به مخطب خود آموزش می دهد غیرت دینی یک بیماری روانی است و فردی با چنین اخلاق توهم آمیزی، از بیماری های فراوان روحی رنج می برد و زندگی و خلق و خوی عادی ندارد.

«طبقه حساس» کمال تبریزی می کوشد به مخاطب تلقین کند باورهایی که در طول قرن ها از جانب دین در نهاد جامعه ایرانی تکوین یافته، یک ناهنجاری است که موجب آشفتگی شخصی و اجتماعی در زندگی امروز می شود. اصولا مدرنیته توان همزیستی با دین را ندارد و در این نبرد، مدرنیسم می کوشد با بدنام جلوه دادن دین و به سخره گرفتن بایدها و نبایدهایش آن را از صحنه به در کند.

کمال تبریزی قبل از طبقه حساس، به خط قرمزهای دیگری نیز هجوم برده بود. قداست شکنی از لباس روحانیت که در فیلم مارمولک انجام شده انتقادات فراوانی را علیه تبریزی برانگیخت. تبریزی در مارمولک باب تمسخر و ترویج سوءظن به لباس روحانیت را گشود. در سریال جدید سرزمین کهن نیز نمونه دیگری از تابوشکنی های تبریزی مشاهده می شود. برای نخستین بار در تاریخ تلویزیون انقلاب اسلامی، ساخت سریال ایرانی با حجاب نیمه کامل زنان در سرزمین کهن کلید خورد. به نظر می رسد نحوه دریافت مجوز هم در حوزه سینما و هم در حوزه تلویزیون برای آثار تبریزی از مکانیسم خاصی برخوردار است. مکانیسمی که نمی توان اجرایی شدن آن را برای بسیاری از فیلم سازان دیگر متصور بود. البته باید پذیرفت هر فیلم سازی هم برای ساخت فیلم تبلیغاتی بزرگان در رقابت های انتخاباتی انتخاب نمی شود.

طبقه حساس، با فوت فروغ، همسر کمالی آغاز می شود و قبل از آنکه تیتراژ فیلم تمام شود رضا عطاران در نقش کمالی برای تدفین همسر خود وارد قبر می شود و در واکنش به دیگران که می گویند داماد در تدفین اولی است، حمله اول خود را با برخورد تمسخر آمیز به این موضوع آغاز می کند و اجازه این کار را نمی دهد.

محور داستان طبقه حساس دارا بودن غیرت دینی از جانب کمالی اما به شکل کاریکاتوری است و با فروخته شدن طبقه دوم این قبر به یک مرد غریبه، بخش اصلی داستان و واکنش های کمالی آغاز می شود. غیرت در این فیلم به این شکل تعریف شده است که کمالی نمی تواند بپذیرد همسر فوت شده اش در طبقه اول یک قبر و مرد غریبه ای در طبقه دوم باشد و برای نبش قبر و درگیری با بازماندگان مرد متوفی از هر تلاشی فروگذار نمی کند.

کمالی اهل رشوه دادن است، یک جامعه ستیز است و با اهل محل، کسبه و سایر افراد درگیری فیزیکی ایجاد می کند و از این کار لذت می برد. او دچار توهم حاصل از فشار بیش از حد روانی نسبت به بودن جنازه مردی غریبه در طبقه دوم قبر همسرش است. او غیرت را از اصول دین معرفی می کند اما غیرت را بد فهمیده و پایبند به اخلاقیات نیست. فیلم در ظاهری ترین لایه خود می خواهد بگوید غیرت دینی نباید در مواردی که غیر عقلانی است لحاظ شود. اما هرگز تعریف صحیحی از غیرت نمی دهد. در واقع کمال تبریزی یا به عبارت دیگر، مدرنیسم، تعریفی مبتنی بر فطرت انسانی از هیچ آموزه اخلاقی ندارد که آن را جایگزین دین کند؛ بنابراین تنها راه، تخریب و تمسخر آموزه های موجود است.

طبقه حساس در تاریخ سینمای روشنفکری ایران می تواند به گونه ای خواهر خوانده فیلم «قرمز» ساخته فریدون جیرانی در سال 77 باشد. قرمز به عنوان نخستین فیلم تابوشکن در دوره دوم خرداد، شالوده سبکی از سینماگری در سینمای ایران را بنا نهاد که بر اساس آن، قداست شکنی و تمسخر باورهای دینی مردم، بخش غیرقابل انفکاک بسیاری از فیلمنامه ها شد. محمدرضا فروتن در نقش ناصر ملک در قرمز، شوهری بود که نسبت به رفت و آمد، نوع شغل و محل کار و مراودات همسرش با مردان غریبه حساسیت داشت و چگونگی آنها برایش مهم بود. اما این اخلاق پسندیده همانطور که در طبقه حساس، به صورت کاریکاتوری به نمایش در آمد، در قرمز نیز دچار همین مواجهه شد، تا جایی که مخاطب بعد از دیدن قرمز به خود می گوید هرگونه حساسیت نسبت به زندگی فردی و اجتماعی همسر، به معنای جنونی خطرناک است که از شوهر حساس یک قاتل بالفطره می سازد؛ قاتلی که می تواند اعضای خانواده خود را نیز به قتل برساند. نتیجه قرمز برای مخاطب این است که حساسیت نسبت به رفتار همسر در زندگی مشترک، امری مذموم بوده و کسی حق دخالت در زندگی خصوصی انسان و انتقاد کردن از آن را ندارد حتی اگر جایگاه شوهر را داشته باشد.

محمدرضا فروتن در طبقه حساس هم حضور دارد. ناصر ملک در فیلم قرمز، تبدیل به روحانی طبقه حساس شده که قرار است با رشوه کار دادگاه کمالی را جلو بیندازد تا سریع تر حکم نبش قبر گرفته شود و مرد غریبه از قبر همسر کمالی خارج شود. روحانی با توصیه کمالی به خویشتن داری و اینکه فروغ با فوت شدن دیگر همسر وی نیست که غیرتی هم در کار باشد کمالی را از این رفتار جنون آمیز نهی می کند.

طبقه حساس که ادامه بسیاری از تابوشکنی های کمال تبریزی است، توانست باور دیگری از اعتقادات مردم را مورد هدف قرار دهد. برداشت آزادی از کنایه های سیاسی تبریزی در این فیلم را نیز می توان با عینک سیاست مشاهده نمود. کمالی صاحب دو دختر جوان و متاهل است و نام یکی از دامادهای او حسن است. مهمترین ویژگی حسن، تایید اقدامات کمالی است. حسن جرات مخالفت با هیچ چیز را ندارد و از ترس خود حتی اگر کمالی خواسته های غیرمنطقی، مجرمانه و تمسخرآمیز نیز داشته باشد به سرعت در مقابل دیگران آنها را تایید می کند. شاید کمال تبریزی احساس کرده دولت جدید نتوانسته طبق خواسته های جریان سیاسی مورد علاقه وی عمل کند. آیا انتخاب نام حسن بر اساس تصادف صورت گرفته و یا فیلم با طرحی هدف دار در تلاش است مفهوم خاصی را در فضای سیاسی کشور منتقل کند؟ معادل سیاسی کمالی در طبقه حساس، در فضای امروز نظام اسلامی کجاست؟ اگر حسن داماد کمالی را معادل دولت فعلی قرار دهیم جایگاه کمالی که اهل خشونت، بی منطقی و توهم است از نگاه فیلم با کدام بخش جمهوری اسلامی تطبیق داده شده است؟ آیا تبریزی تمامیت نظام اسلامی را به سخره گرفته است؟