تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

می خواهم مستند مقام معظم رهبری را بسازم.

تعداد بازدید : 1077

گفتگو با پرویز شیخ طادی؛

می خواهم مستند مقام معظم رهبری را بسازم.

پرویز شیخ طادی، کارگردان سینمای ایران و خالق آثاری چون شکارچی شنبه و روزهای زندگی بوده است. وی در سالهای مختلف در حوزه ی سینما و مستند فعالیت های زیادی کرده است و توانسته است مخاطبان زیادی را به سوی آثار خود جذب نماید. با او به صحبت نشستیم تا پیرامون آثار و زندگی شخصی اش گفتگویی داشته باشیم.

·        برای شروع می خواستیم بپرسم که شما در زمینه های مذهبی هم کار کرده اید؟

روح مذهب در اکثر کارهای من دیده می شود و همیشه سعی کرده ام اگر در هر حوزه ای فیلم سازی می کنم، یک مایه ی مذهبی داشته باشد. اما در میان همه ی آثار شاید  بشود به یکی از کارهایم اشاره کنم که رنگ و بوی مذهبی بسیار زیادی داشت. یک کار سینمایی بود به نام سینه سرخ که آن را انجام دادم.من خودم در بین فیلم‌هایم «سینه سرخ» را خیلی دوست دارم. در واقع سینه سرخ یک نمایشی بود از زندگی مسیحیان و مسلمانان و روایتی داشت از تقابل این دو که واقعا رنگ مذهبی در آن قوی بود.

·        در زمینه ی تلویزیونی چطور؟ کاری در این زمنیه نداشته اید؟

خیر در زمینه ی تلویزیونی کاری نکرده ام. در واقع ارتباط من با سینما و مستند سازی بسیار بیشتر از تلویزیون بوده است. به همین علت شاید نشود کارهای تلویزیونی من را به علت محدودیتی که دارد دسته بندی کرد.

·        شما از سینما کارتان را شروع کردید یا از تلویزیون؟

من از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی کارم را شروع کردم، با یک کار کوتاه فعالیتم را آنجا شروع کردم و کم کم وارد عرصه های دیگر نیز شدم. بعدها برای آقای حاتمی کیا طراحی صحنه می کردم در برخی از کارهایشان، و اولین فیلم سینمایی و در واقع اولین فیلم کوتاه را در معاونت فرهنگی سپاه ساختم و پس از آندر تلویزیون یک فیلم سینمایی توسط گروه تلویزیونی سپاه ساختم، به همین ترتیب پیش رفتم. تا وارد سینما شدم و فعالیت های سینمایی ام را پیش بردم.

·    در حال حاضر فقط در زمینه ی هنری کار می کنید؟ و اگر نخواهید در زمینه ی هنری و سینما کار کنید چه کار دیگری را شروع می کنید؟

بیشتر به کار های تحقیقاتی و پژوهشی در کنار نوشتن علاقه مندم. شاید من اگر نخواهم و نتوانم کار هنری و سینمایی و تصویری انجام دهم، دوست دارم بیشتر کاری را انجام دهم که دیگران را برای چنین کاری آماده کند. ما باید به یکدیگر کمک کنیم که سینمای ما، هنر ما و فرهنگ ما جان تازه ای بگیرد. من دوست دارم و واقعا عقیده دارم کار پژوهشی و تحقیقاتی می تواند به ما در این زمینه کمک بکند و راهگشا باشد. به همین علت دوست دارم که در این زمینه بتوانم کمکی بکنم و اگر روزی کار هنر نمی کردم، دوست داشتم محقق شوم.

·    با توجه به آثاری که به دست تان می رسد و یا روی پرده ی سینما و یا به هر نحو دیگر می بینید،در حال حاضر فیلم نامه های سینما و وضعیت و جایگاه کلی سینما، در موقعیت مناسبی قرار دارد؟

در حال حاضر فیلم نامه های خوب، خیلی کم تعداد هستند. فیلم نامه هایی که از طریق تحقیق و پژوهش و رویکرد های مناسب به دست آمده باشند بسیار کم وجود دارد. بحث ها خیلی شبیه به هم و تکراری شده اند و خیلی در مواجهه با آثار قوی ای نیستیم. به همین صورت در خروجی هایمان نیز دچار ضعف و کاستی هستیم. ما آثاری که در سینما مشاهده می کنیم و یا حتی آثاری که در جشنواره فجر گذشته دیدیم، هیچ کدام معیار و بازدهی مناسب را – جز چند اثر خاص- نداشت. یعنی شما اگر از سازندگان این آثار هدف شان را بپرسید، شاید نتوانند بگویند چرا چنین آثاری را تولید کرده اند. از نگاه من سینما وضعیت مناسبی ندارد و ما نمی توانیم بگوییم حال سینما خوب است. خیر حال سینما خوب نیست بلکه روز به روز بدتر می شود. عده ای فکر می کنند اگر نگاه سیاسی به سینما تغییر کند و سایه سیاست عوض شود ما وضعیت فیلم هایمان بهتر می شود، در حالیکه واقعا چنین نیست و ما مشکل و معضل هایمان جای دیگری است.

·        فیلم نامه هایی که در زمینه های مذهبی تا به حال بدست تان رسیده است،قدرت اجرایی دارد؟

بیشتر می بایست در زمینه ی پژوهش و تحقیقات بررسی شود و بنده کارشناس دقیق نیستم و از این ناحیه دچار آسیب های جدی هستم. پژوهش ها و تحقیقاتم کم است و بیشتر تجربه های فردی دارم، خیلی آثار و مقالات پژوهشی ندارم.بعد از این اگر ضعف جدی وجود داشته باشد در بحث اجرا هم دچار مشکلات می شویم. در بحث اجرایی خیلی مشکل نداریم، بیشتر در بحث محتوا و اصالت محتوایی باید کارشناسی های دقیق انجام شود.

·        پس چرا عملاً خیلی‌ها دیگر کار مذهبی و دفاع مقدس نمی‌کنند؟ وما باز شاهد حضور امثال حاتمی کیا در این عرصه ایم.

ما انگیزه از دست نداده‌ایم، بلکه نمی‌توانیم کار کنیم.  جوانان سینماگر ما وضعیت برایشان بدتر است. ما با حسرت به آن سوی میله‌ها نگاه می‌کنیم که یک گنجینه‌ای آنجا خوابیده است و ما دست‌مان به آن نمی‌رسد. نه اینکه نخواهیم؛ نه اینکه از کار خسته شده‌ایم! نه!نمی‌شود. الان فیلم جنگی ساختن نشدنی است. شما مثلاً می‌خواهید فیلمی راجع به جنگ بسازید. خب ابزار و ادوات مورد نیاز جنگی را که نمی‌توان از بقالی‌ها و فروشگاه‌ها تهیه کرد. اینها را باید شهرک سینمایی دفاع مقدس در اختیار شما بگذارد. آنجا وقتی وارد می‌شوید، باید به شما سرویس مضاعف بدهد؛ نه اینکه شما را بتیغد! این شهرک از شما ورودیه می‌گیرد، خسارت می‌گیرد، هر چیزی بسازید حق ندارید بیرون ببرید! خب این یعنی یک تیم بی‌جان و خسته‌ که در یک شرایط سخت مشغول فیلم‌سازی است، چلانده می‌شود!

·        بعضی از این کارگردان‌ها می‌گویند که وظیفه‌ی ما نشان دادن کاستی‌های جامعه است. شما با این موضوع موافقید؟

این وظیفه‌ی فیلم‌ساز نیست. این وظیفه‌ی رسانه‌هاست. وظیفه‌ی فیلم‌ساز که خبررسانی نیست. زمانی فیلم‌ساز باید خبررسانی کند که ببیند همه جا اعم از روزنامه‌ها، سایت‌ها و تلویزیون، در مورد یک معضلی سکوت کرده‌اند. اینجا فیلم‌ساز می‌تواندکار ژورنالیستی هم بکند. ولی زمانی که مردم بهتر از ما همه چیز را می‌دانند، هنر نیست که دائم آینه بگیریم و بگوییم که مثلاً فلانی تو زگیل داری!

·        در میان آثاری که در آن فعالیت کرده اید کدام یک از آنها بیشتر مورد پسند و رضایت تان بوده است؟

هر کدام متفاوت بودند و همه ی آنها را دوست دارم به طور مثال سیب سرخ که فیلم مذهبی است برای خیلی افراد دوست داشتنی است و من خودم هم آن را دوست دارم. ولی روزهای زندگی هم یکی از آثاری است که با آن انس زیادی گرفته ام. در حقیقت من از سوژه تا ساخت با روزهای زندگی انس گرفتم و به همین علت علاقه زیادی به آن دارم. به عنوان مثال سوژه ی روزهای زندگی از واقعیت گرفته شده است؛ دو تا از بیمارستان‌های ما در اواخر جنگ به دست دشمن افتاد و پزشکان قسم خورده‌ی این بیمارستان‌ها که برای حفظ جان انسان‌ها قسم خورده بودند، مجبور شدند این بار اسلحه دست بگیرند و بدین شکل از جان و حیثیت و شرف خود و بیماران‌شان دفاع کنند. ما خودمان شاهد این قصه بودیم و وقتی آن را به قاب تصویر می کشانیم، قطعا بر روی کار و علاقه ی ما به آن اثر تاثیر گذار است.

·        علت آن آثاری که بیشتر به آن ها علاقه مند هستید چیست؟

هر کدام در حوزه ی خودشان نمونه کارهایی بودند که تا به حال ساخته نشده بود و رقیب نداشتند و خودم هم موردی نداشتم که با آن ها در قیاس قرار دهم و بگویم علاقه ام به فلان کار بیشتر است و بگویم کدام محصول را بیشتر دوست دارم. به همین دلیل کارهایم خیلی شبیه هم نیستند، برای مثال در همین حوزه ی اجتماعی سیب سرخ آثار برگزیده ی اجتماعی هستند که قرار بود یکی از آنها را انتخاب کنیم که کاملا آثار با یکدیگر متفاوت بودند. در حقیت هر کدام از آثار ویژگی خاص خود را دارند که موجب می شود شما بتوانید به آن اثر تولید شده ببالید و به آن افتخار کنید.

·    در حال حاضر شنیدیم که قصد تولید مستندی پیرامون زندگی مقام معظم رهبری را دارید. این مستند در چه وضعیتی قرار دارد؟

بله قصد ما این است که یک مستند جامع پیرامون زندگی و جایگاه رهبری معظم انقلاب تولید نماییم. این مستند قرار است در بخش‌های خود به طور کامل به زندگی‌نامه رهبری، تأثیر ایشان در منطقه و تمایز حکومت اسلامی با دیگر حکومتها، بپردازد و از آنجا که موضوع حساسی است و پژوهش بین‌المللی و محکمی را می‌طلبد به لحاظ تولیدی مستلزم هزینه مناسبی است.

ضرورت‌ها برای ساخت این مستند در طرح اولیه به صداو سیما ارائه شده است. تحقیق و پژهش برای این فیلم که بخشی از تولید به حساب می‌آید دایره گسترده‌ای در داخل و خارج از کشور دارد. دراینفیلمبا محوریت عملکرد ولایت فقیه و تاثیر آن به صورت تحلیلی به مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پرداخته خواهد شد.

·        از نظر شما علت اینکه به این جایگاه کارگردانی رسیده اید و دارای محبوبیت هستید چیست؟

فکر می کنم یک نوع صداقت و راستی که در آثار است. دروغ نگفته ام،چیزی را تحریف نکرده ام و سعی کرده ام که حداقل استاندارد آسیا را رعایت کنم،برای مخاطبم ارزش قائل باشم احساس نمی کردم کسی یا چیزی برتری بر چیزی دارد و این فضا را ایجاد نمی کردم و این موفقیتم را با صداقت بدست آوردم. عامل بعدی که قطعا برای هرکسی و در هر جایگاهی موثر است این است که لطف خداوند متعال شامل حالش بشود و این لطف خدا را شکر شامل حال ما نیز شد و این موفقیت ها بدست آمد. من شاید هیچ گاه تصور نمی کردم که روزهای زندگی برنده ی جایزه جشنواره فیلم فجر شود. در حالی که در همان سال فیلم های خوب دیگری نیز وجود داشت و ما شاهد آنها بودیم ولی این اتفاق افتاد و کار صادقانه ی ما با الطاف خداوندی همراه شد و چنین اتفاقی را رقم زد.

·        محبوبیت نیمی از موفقیت است نیم دیگر آن ماندگاری است، برای ماندگار شدن چه باید کرد؟

برای ماندگاری می بایست روح و قلم انسان سالم باشد و حداقل سلامت نسبی داشته باشد، آثار دم دستی کار نکند و واقعا در شأن مردم می بایست کار کرد و نیاز های مردم را برآورده ساخت. یک اثر ماندگار فیلم نامه ی خوب دارد، بازیگری خوب دارد و همه ی مولفه های استاندارد را باید داشته باشد. من خیلی دلم نمی خواهد وارد سیاست شوم. آثار سیاسی بسازم، ولیکن یک مملکتی که در گیر است. مثلا یک رییس بوده و بعدا رفته است مملکت درگیر می شود. فیلم باید دغدغه آفرین باشد و مخاطب با دیدن آن لایه های جدید را کشف کند. خیلی نبایست ساده نگاه کرد که ساده هم تمام شود و باید ارزش افزوده داشته باشد و زمانیکه به آن نگاه می کنند یافته های جدید را کشف کنند.

·        هنگامیکه به سال های پشت سرتان نگاه می کنید چه رد پایی از خود می بینید؟ از ثمره ی کارتان راضی هستید؟

منبع و منشاء هنر خداوند است، تنها هنرمند عالم خداوند است. اگر در آثار خداوند نگاه کنیم خواهیم دید که در عین زیبایی ساختاری پیچیده و تکامل یافته دارند به همین دلیل وقتیکه فرد به گذشته ی خودش نگاه می کند می بیند که بله برخی کارها را باید بهتر انجام می داد، چرا که هنر انتها ندارد هر اثری در حالت کامل آن می تواست کاملتر خلق شود این است که این حس همیشه همراه هنرمند است، که از لحاظ زیبایی و غیره می توانست بهتر از این بود. من گرفتار غرور و عجب نشده ام، هنرمندی که انتظارش به تکامل است همیشه احساس می کند که به اندازه ی جهانی از هنر واقعی عقب است و فاقد هنر واقعی است.

·    یکی از مهمترین مؤلفه هایی که همیشه باید در زندگی شما وجود داشته باشد با توجه به کار پراسترس تان، آرامش است، برای رسیدن به آن آرامش چه می کنید؟

فردی که تنها شود معمولا آرامش ندارد، وقتیکه هنرمند احساس تنهایی می کند همه چیز را از دست می دهد، خود من هم  گاهی که تنها هستم حس می کنم آن آرامش واقعی را ندارم.وقتی که احساس می کنم تنها نیستم، حمایتی هست و کانونی وجود دارد به یک آرامشی می رسم. آرامش را نمی توان از دل انسان ها بدست آورد، چرا که وجود همه پر از استرس و تلاطم و مشکلانت زندگی است.خیلی نمی توان این آرامش را از انسان ها توقع داشت.بخش بزرگی از آرامش را می توانیم از خدا با قرآن، با توکل کردن بر خدا در کارها بدست آوریم، با فکر و همه ی آن ابزارهایی که خداوند در اختیارمان گذاشته است و سفارش و توصیه کرده است که اگر به آرامش نیاز دارید ذکر مرا بگویید، که این ها آثار ماندگاررا در انسان دارد بعد از خداوند هم نشینی با انسان های بزرگ و شریف و صادق  که آرامش دهنده هستند از آنها بهره ببرند که فرد می تواند در کنار آن ها یک تغییری در درون خودش بوجود بیاورد و به آرامش برسد.

·        و اما سخن آخر ...

امیدوارم که سینما از این وضعیت شخصی و رویکردهای فردی فاصله بگیرد در واقع یک سکولار مخفی وارد زندگی ما شده است، من نگران این هستم و اول از خودم می گویم که نکند با فیلم هایم فقط حرف بزنم و امیدوارم که سایه غرور کاذب بر آثار و افعال ما اتفاق نیفتد و ما بدانیم آنچه که می سازیم و آنچه که به تصویر می کشیم همگی لطف خداوند منان بوده است. اکر این اتفاق بیفتند موفقیت ما دو چندان می شود ولی اگر این اتفاق رخ دهد ما دچار ضعف و کاستی و مشکلات خواهیم شد.

*گفتگو از ملکه امجد و سپیده آرمانی