تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

چماقداران چه کسانی را زدند؟

تعداد بازدید : 1229

«مردم بریزند تو خیابونها» همانقدر زننده است که یکی بگوید:«منتقدان من خر هستند». حالا یک جمله را همسر یکی از شخصیتهای نظام زده و آن یکی را کارگردان «گاو» (فیلم سینمایی گاو). منطق و نگاه پشت این دو جمله یکی است.

اینکه یا فقط ما حرف می زنیم و یا اصلا حرفی زده نشود و اگر هم زده بشود محکوم است و چه است و چه و القابی که این روزها می گذارند روی منتقدین منطق کسانی است که خودشان را پشت ژست های پرطمطراق روشنفکری پنهان کرده اند، چه اینکه با رفتارهایی که دارند حالا ثابت کرده اند که اینها صرفا به ساحت تفکر و فکر آویزانند و بلا به دور از روشنفکری!

روزی به خاطر اینکه بازیگری در یک فیلم سینمایی دفاع مقدسی بازی کرده تهدید می شود، روز دیگر خواننده ای صرفا به خاطر درآغوش گرفتن رییس جمهوری که آنها دوستش ندارند آزار می بیند و دخترش در دانشگاه هتک حرمت می شود. دیگری را به خاطر اینکه در حضور رهبری صحبت کرده است، بایکوت می کنند و چون با بی اقبالی مردم نسبت به خود مواجه می شوند، نسخه  غیر مجاز پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را روی پیاده روها پهن می کنند تا مگر از فروشش کم کنند که البته بازهم نمی شود.

و این قصه همینطور ادامه دارد. سبکهای نخ نمای این جماعت که توان حضور در رقابت برای دیده شدن در اذهان مردم را ندارند هر روز علیه بازیگر و هنرمند و چهره ای ادامه دارد.

اخیرا البته اتفاقات تازه تری افتاده است و یکی دیگر را با چوب زده اند. الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون را فقط به خاطر تبریک سال نو به رهبری مدتی است که آماج توهین ها شده است. به او گفته اند:«سینمای ایران جای زنانی چون تو نیست»!

شب تولد پسرش شیشه های ماشینش را شکسته اند و شب قبل از برنامه هنر انقلاب که میهمان انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران بود، او را با چوب زده اند.

چوب و چوب کشی و چماقداری البته از طایفه مدعی روشنفکری مسبوق به سابقه است؛ همینها بودند که سال 88 مدعی نه صد هزار و دویست هزار و یک میلیون که مدعی شدند در انتخابات 11 میلیون تقلب شدند، برخی از همین کارگردانها در تجمع های غیر قانونی ارازل اوباش که اتوبوسها و بانک ها را به آتش می کشیدند، حضور پیدا کردند. همینها در جشن خانه سینما آرزو کردند، نظام برچیده شود. همینها به منتقدانشان گفتند:«خر»!. همینها بودند که بدون مجوز فیلم ساختند و رفتند در ینگه دنیا گفتند:«در ایران آزادی نیست!؟»

حاتمی کیا را به خاطر اینکه پیام تاثیر گذار امام را درآخر فیلمش و دقیقا درست در جای خودش آورده، تکفیر می کنند. در سایتهاشان مریلا زارعی را به خاطر بازی در فیلمهای دفاع مقدسی و احترام به مادران شهدا، تخریب می کنند. علیه شهاب حسینی، پروانه معصومی و...به خاطر صحبت کردن درحضور رهبری در فیس بوک صفحه می سازند.

امین حیایی و شریفی نیا را به خاطر اینکه در فیلم ابولقاسم طالبی و مسعود ده نمکی بازی کرده اند، بایکوت می کنند. فیلمهای ده نمکی را به بازار سیاه می فرستند، برای اینکه نفروشد(که اتفاق بازهم بیشتر از فیلمهای آنها می فروشد). و چه ها که نمی کنند، در دنیای هنر و به نام هنر. لعیا زنگنه را به خاطر بردن اسم حضرت زهرا س و احترام به ایشان مورد بی حرمتی قرار می دهند. و خیلی های دیگر را همینطور آماج توهین های خود می کنند و با سیاه لشکر های قلمی و با چماقهایی از جنس های  کلیک و dislike، آنچنان بر اعصاب و روان هنرمندان متعهد می کوبند که خدا می داند.

همین منطق فکری در یکی از آخرین کنش های خود، علیه مستندی دانشجویی، لشکری از توهین ها را به صف کرده اند. همه قلمها در همه رسانه های طویلشان پشت دژی فولادین دانشجویان سازنده مستند را با انواع برچسب ها متهم می کنند. در اردوگاه مدعیان آزادی بیان "هیچ کس"، «من روحانی هستم» را ندیده است، اما "همه" خواستار برخورد قضایی و پلیسی با این مستند و دانشجویان هستند. قرار بود این دولت برای دانشجویان کرامت قائل باشد. به کجا می رویم