تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

تاملی در دین داری های مدرن و امروزی

تعداد بازدید : 1072
تاملی در دین داری های مدرن و امروزی
دین خوب، پایش را از گلیمش بیشتر دراز نمی کند!

هم اکنون بسیاری اشخاص و گروه ها از روی جهل یا با علم، آموزه هایی را تحت لوای دین مطرح می کنند که نه تنها هیچ سنخیتی با آموزه های دینی ندارد، بلکه اغلب در تضاد با آن است.

آموزه های انحرافی، همواره در کنار آموزه های اصیل دینی بوده است. انحرافاتی که متناسب با مقتضیات زمان، رنگ عوض می کنند. در بین اقشار ابتدایی و ساده تر در قالب خرافات و رسوم ساختگی، و در بین اقشاری که در سطح بالاتری از رشد عقلانی قرار دارند به نحوی پیچیده و نامحسوس در قالب قرائت های شخصی از دین.

امروزه تعداد کسانی که همچنان درگیر شکل ساده و محسوس انحرافات، نظیر خرافه­ گرایی هستند، نسبت به گذشته بسیار اندک است. بنابراین نوشتار پیش رو در صدد پرده برداری از برخی آموزه های انحرافی پیچیده ای است که علی رغم تلبس به لباس دیانت، سخت ترین ضربات را بر پیکره دین وارد می آورند. انحرافاتی که تقریبا هر روز شاهد آن هستیم، بی آنکه بدانیم کج راهه هایی هستند که در پیش پای ما قرار داده شده اند.

دین، مسکن یا مخدر؟

به کرات دیده ایم و یا شخصا تجربه کرده ایم که به هنگام مواجهه با مشکلات و سختی ها آدمی چه مسلمان و چه غیر مسلمان به درگاه الهی روی آورده و طلب کمک می کند. امری که در فیلم های سینمایی و سریال ها هنگام به خطر افتادن یکی از شخصیت های اصلی داستان یا بروز یک حادثه وحشتناک به تصویر کشیده می شود و یحتمل کارگردان و سایر عوامل نیز از این خدمت بزرگی که در حق خداوند کرده اند بسیار کیفور و محظوظ شده اند!

درست است. آدمی به وقت مشکلات و سختی ها اگر به خداوند مراجعه نکند، پس به چه کس مراجعه کند؟ مسئله این است که همان طور که قرآن نیز در این باره از انسان گله می فرماید، عادی شدن این رویه و خواندن خداوند تنها به وقت نیاز، از دین یک پوسته زیبا و نازک می سازد که تنها به درد شیک تر شدن زندگی ها می خورد. رویه ای که فیلم های ایرانی نیز بسیار به آن دامن می زنند. شخصیتی که در طول فیلم هر امر خلاف شرع و بعا ضد دینی را انجام می دهد، به وقت روبرو شدن با یک مشکل بزرگ ناگهان سر از حرم امام رضا(ع) یا یک محیط با نورهای سبز و تسبیح و ذکر در می آورد. کسی که به قرینه فضای داستان، در طول زندگی اش با نامحرم بگو و بخندش را دارد، مال حرام هم می خورد، در مکالمات روزمره اش دل صد نفر را می شکند، اما هر وقت هم که با مشکلی مواجه شود رو به خداوند می آورد و خداوند گره از کار او می گشاید و از لحاظ روحی هم آرام و آسوده می شود. گویی دین، تنها آنجایی شانیت دارد که دردی از ما دوا کند و مثل یک مسکن یا بهتر بگوییم مخدر، ما را از فشار روحی برهاند.

با این مدل دینداری چه تفاوتی است میان مسلمانان که معتقد به اصالت روح و جهانی دیگر هستند با مادی گرایان مغرب زمین که معتقد به اصالت انسانند و هیچ محدودیتی برای ارضای او قائل نیستند؟ در تایتانیک هم از ابتدا تا هنگام غرق شدن کشتی، مسافران روابط نامشروعشان را دارند، شرب خمرشان را دارند و هر چه بگویید از ایشان سر می زند، اما آنگاه که کشتی در حال غرق شدن است با یک کلوز آپ سفارشی مواجه می شوید که جناب کشیش انجیل بر دست، برای رفع بلا دعا می خواند!

محبت خداوند به بندگانش بیش از این است که اگر به درگاهش آمدند، آنان را دست خالی برگرداند. اما مسئله باب شدن این تفکر غلط است که «دین را در صندقچه انتهای انباری قلبت نگهدار و هرگاه با مشکلی مواجه شدی آن را بیرون بیاور و پس از رهایی از شر مشکلت، به داخل صندقچه بازگردان».

دین نباید پایش را از گلیمش بیشتر دراز کند

استاد ابوالفضل بهرام­پور درباره این موضوع می گوید: همانطور که امام حسین(ع) فرموده اند مردم دم از دین و دینداری می زنند، منتها تا آن جا که منافع دنیوی شان را تضمین کند و چنانچه دین با دنیای ایشان تعارض پیدا کند، می بینید که دینداران بسیار اندک هستند.(1)

ایشان می افزاید: عده ای بر این باورند که اگر دین را در جای جای زندگانی خویش بگنجانیم، برای پرداختن به بسیاری از لذت ها دچار محدودیت می شویم. اینان شاید بر این باورند که نباید گذاشت دین پایش را از گلیمش بیشتر دراز کند! یعنی تا آنجا که دین ضامن منافع ما باشد مشکلی نیست و اگر بیشتر جلو بیاید پایش را قلم می کنیم.

استاد بهرامپور اشاره می کند: یادم هست روزی یکی از آشنایان نزد من آمد و گفت: می خواهم سه میلیون تومان به شما هدیه بدهم. به این شرط که 15 فروردین آن را به خودم هدیه بدهی! پرسیدم حکمتش چیست؟ گفت: می خواهم از این طریق آن را به هدیه تبدیل کنم تا خمس به آن تعلق نگیرد! چنین اشخاصی هرگاه دستورات دین ضرری برای ایشان داشته باشد، آن را کنار می گذارند یا به نحوی آن را دور زده و توجیه می کنند.

بنا به نظر این استاد علوم قرآن و حدیث، آفت بزرگ نگرش اخیر نسبت به دین این است که افرادی با این نگرش، اصولا در جهل مرکب به سر می برند: چرا که یک موقع هست که شخص گناه می کند و می داند که عمل او خلاف نظر خداوند بوده است و توبه می کند، اما کسی که هرطور می خواهد زندگی می کند، هر لذتی هرچند حرام را برای خود روا می دارد، کلاه بر سر دین می گذارد، چون به وقت بروز حادثه یا مواجهه با یک شرایط ناگوار به دین مراجعه می کند، بر این باور است که انسانی دیندار است و بنابراین توبه هم نمی کند. هرگاه هم که به او بگویی باید در همه زمان ها و همه جا دستورات خداوند و احکام دین را رعایت کنی، می گوید: «فقط کافیست دل آدم پاک باشد!»

استاد بهرام پور معتقد است: عده زیادی از اعضای جامعه ما نمی دانند که در حال غرق شدن هستند. ایشان به قرآن کریم اشاره می کند و می افزاید: «آنگاه که کشتی شان در حال غرق شدن است متوجه می شوند تمام آنچه به آن ها تکیه کرده بودند بی فایده است و هرچه هست در ید آن قدرتی است که قلبشان متوجه آن شده است»، بسیاری از اشخاص حتی نمی دانند که در حال غرق شدن هستند. چون همانگونه که گفته شد فکر می کنند دین دارند.

وی درباره اشخاصی که دین را صرفا برای رفع حوائجشان می خواهند نیز خاطرنشان می کند: یک بنده خدایی برایم تعریف می کرد که فرزندش به اروپا مشرف شده بود! چندی بعد به خانواده اش گفته بود «اینجا مثل ایران نیست. حتی لازم نیست دعا کنیم. چون هرچه بخواهیم در دسترس است و نیازی نیست از خدا چیزی بخواهیم»، این نگرش نیز موید آن است که اولا خدا و دین تا جایی  بکار می آیند که نیازی از ما برطرف کنند. ضمن اینکه دعاهایی هم که پیش تر می کرده خالی از عبودیت بوده و بر پایه منفعت شخصی اش بنا شده بوده است.

مسعود ابراهیمی؛

 

مآخذ:

(1)   امام حسین علیه السلام: «النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَ الدّینُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ : مردم بنده ی دنیا هستند و دین بازیچه زبانشان است (دم از دینداری می زنند) مادامی که دین معاش آنان را تامین کند، در اطراف آن می گردند. اما آنگاه که آزمایش الهی فرا می رسد، دین داران کم می شوند.