تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

امام و ریزش‌های انقلاب؛

تعداد بازدید : 1230
امام و ریزش‌های انقلاب؛ علاقه امام به بنی‌صدر حتی پس از فرار از ایران

سیدعبدالزهرا حسینی

هر حرکت و نهضت و انقلابی، ریزش ها و رویش هایی دارد. اما برخورد با ریزش ها باید چطور باشد؟ و آیا این ریزش ها، می تواند حرکت اصلی انقلاب را با خدشه روبه رو سازد؟

۱. مهندس مهدی بازرگان

در مکتب سیاسی اخلاقی امام خمینی (رض) در مبارزه علیه رژیم طاغوت، نه شیوه جبهه ملی (پارلمانتاریستی) جایی داشت و نه شیوه حرکت مسلحانه گروه‌های چپ‌گرا؛ از این رو، امام قبل از انقلاب، حتی در سخت‌ترین شرایط حاضر به ائتلاف با آن‌ها نبود. امام در پاسخ به سؤال خبرنگار تلویزیون آلمانی زبان سوییس در سال ۱۳۵۷- در مورد گفت‌وگو با کریم سنجابی به صراحت اعلام داشت:

 من مسائل و مطالبی داشتم و امکان ندارد یک قدم از آن‌ها برگردم، به ایشان گفتم و ما با جبهه خاصی ائتلاف نداریم. همه ملت با ما و ما با همه ملت هستیم و هرکس این مطالبی که ما داریم و عبارت است از استقلال مملکت با آزادی همه جانبه و جمهوری اسلامی که قائم مقام رژیم سلطنتی است، هرکس با این‌ها موافقت کند از گروه ماست و از ملت است و اگر موافقت نکند بر خلاف مصالح اسلام و ملت گام برداشته است. (۱)

 امام راحل به خوبی می‌دانست جبهه ملی، نهضت آزادی و دیگر عناصر موسوم به ملی- مذهبی اگرموفق به ابقا و حفظ شاه در مقام خود نشوند به یقین مردم و انقلاب را به سازش با آمریکا سوق خواهند داد؛ از این رو، قلبا با نخست وزیری شخص بازرگان موافق نبود. (۲)

 امام در ‌‌نهایت به پیشنهاد شورای انقلاب تن داد: جناب آقای مهندس بازرگان، بنا به پیشنهاد شورای انقلاب... جناب‌عالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص، مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم تا ترتیب اداره امور مملکت و خصوصا انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم، جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید. (۳)

 دولت موقت در مسیر حرکت خود و در گام نخست با نگرشی کاملا خطی و حزبی، تمامی اعضای کابینه خود را از وابستگان به نهضت آزادی و جبهه ملی انتخاب کرد و به تشویق و حمایت از روزنامه‌ها و سخنرانانی پرداخت که شعار «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را سر می‌دادند.

 حرکت دیگر دولت موقت، که حرکتی بس خطرناک می‌نمود، حذف مردم و روحانیت از صحنه سیاست بود. امام راحل تمام حرکات و سکنات دولت موقت را زیر نظر داشت، اما در صدد تضعیف آنان بر نیامد تا شاید این دولت وظیفه‌ای را که بر عهده دارد به سر منزل مقصود برساند. رفتار کاملا ضعیف دولت موقت با حرکت‌های تجزیه طلبانه عناصر باقی مانده از رژیم سابق و گروهک‌های وابسته در مناطقی چون کردستان، خوزستان و گنبد؛ دخالت در امور قضایی و رأی دادگاه‌های انقلاب، تلاش برای جلوگیری از اعدام افرادی چون امیرعباس هویدا، عدم ایجاد تحول جدی در ساختار اداری کشور و از همه نگران کننده‌تر اعتقاد به ایجاد رابطه با آمریکا در همه حوزه‌ها، مردم را به شدت نگران آینده انقلاب ساخت.

 اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی، گویای این واقعیت بود که سازمان سیا در صدد برآمده بود تا با همکاری عناصری از دولت موقت، انقلاب را از مسیر خود خارج کند. درگیری نیروهای انقلابی با دولت موقت وافشای روابط پنهان و آشکار دولت موقت با آمریکا، خشم مردم را دو چندان کرد. امام راحل در این مقطع، بار دیگر بر اصلاح امور و ایجاد همدلی و مودت تا زمان آغاز انتخابات ریاست جمهوری تکیه داشت. اشغال لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ صورت گرفت و درست یک روز بعد از فروپاشی سنگر آمریکایی‌ها یعنی در روز۱۴آبان، دولت موقت استعفا داد.

 نکته قابل توجه در این مقطع ازتاریخ انقلاب اسلامی، استعفای دولت موقت بود نه انحلال آن توسط امام خمینی (رض)؛ و نکته دوم، عدم پیگرد قانونی و قضایی اعضای دولت موقت و برخی از اعضای آن بود که مظنون به جاسوسی، ارتباط با بیگانه، میدان دادن به ضد انقلاب در نقاط مختلف ایران و داشتن اندیشه براندازی بودند. مهربانی و رأفت و گذشت امام شامل حال آن‌ها هم شد. «از اول هم که ما به حسب الزامی که من تصور می‌کردم- دولت موقت را قرار دادیم خطا کردیم. از اول باید یک دولتی که قاطع باشد و جوان باشد، بتواند مملکت را اداره کند [قرار می‌دادیم] نه یک دولتی که نتواند، منتها آن وقت ما نداشتیم فردی را که بتوانیم، آشنا نبودیم [تا] بتوانیم انتخاب کنیم، انتخاب شد و خطا شد.» (۴)

2. سید ابوالحسن بنی صدر

 امام خمینی (ره) با انتخاب بنی‌صدر به ریاست جمهوری موافق نبود، (۵) اما در اخلاق سیاسی ایشان، اعمال نظر در روند قانونی کشور جایی نداشت. امام خمینی (رض) در بیمارستان قلب، هنگام تنفیذ حکم ریاست جمهوری به بنی صدر، مطالبی را بیان کرد که در حقیقت منشور «اخلاقی-سیاسی» برای همه کسانی بود که در صدد بودند وارد حوزه سیاست بشنود:

 من یک کلمه به آقای بنی‌صدر تذکر می‌دهم؛ که آن یک کلمه تذکر برای همه است: «حب الدنیا رأس کلّ خطیئة». هر مقامی که برای بشر حاصل می‌شود چه مقام‌های معنوی و چه مقام‌های مادی، روزی گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است. توجه داشته باشند همه کسانی که برای بشر خدمت می‌کنند، کسانی که دارای مقامی هستند، دارای پستی هستند، که مقام آن‌ها را مغرور نکند؛ مقام رفتنی است و انسان در حضور خدای تبارک و تعالی ماندنی است. من از آقای بنی‌صدر می‌خواهم که ما بین قبل از ریاست جمهور و بعد از ریاست جمهور در اخلاق روحی شان تفاوتی نباشد، تفاوت بودن، دلیل بر ضعف نفس است و من از همه کسانی که در مقام هستند چه مقام‌های کشوری و چه مقام‌های لشکری- می‌خواهم که به مقامات خودشان مغرور نباشند و در راه اعتلای اسلام و اعتلای ملت مسلمان و اعتلای کشور ایران کوشا باشند. (۶)

 اما امام خمینی (ره) می‌دید که بنی‌صدر ساز جدایی از مردم و مسؤولین را به صدا در آورده است، در حرکتی دل‌سوزانه و اخلاقی، تلاش خود را برای باورمند کردن بنی‌صدر به خاستگاه مذهبی و مردمی او نمود. امام خمینی در سخنانی از بنی‌صدر چنین یاد کرد: آقای بنی‌صدر از خارج نیامده تحمیل به شما بشود، یک قدرتی نداشته است که آن قدرت را به شما تحمیل بکند. یک نفر آدم مثل همه شما بوده، بدون این ‌که قدرتی داشته باشد، لکن بیان کرده، صحبت کرده، مردم با متوجه کرده، مردم به او رأی داده‌اند، این از ملت است؛ وقتی یک چیزی از ملت شد همه ملت همراهش هستند. (۷) امام خمینی (رض) در جایی دیگر بنی‌صدر را برادر مردم و مردم را برادر و پشتیبان وی‌ خواند و فرمود: رئیس جمهور با ادنی شخصی که در ایران زندگی می‌کند برادر است و مردم با هم برادرند و پشتیبانی می‌کنند. (۸)

 با اینکه امام می‌دیدی بنی‌صدر در حساسترین مقطع تاریخی انقلاب و شکل‌گیری اولین قوه مجریه، روحیه منیّت و حرکت‌های خود محورانه دارد، اما باز هم سخنان پدرانه خود را برای اصلاح او و حفظ مسیر انقلاب ادامه‌ می‌داد و او مردم را به همکاری دعوت می‌کرد: رئیس جمهور از خود شماست و همه خدمت‌گزار به این ملت هستند.(۹) گرفتار آمدن بنی‌صدر در حلقه گروهک‌های معارض اسلام و انقلاب و نیز نفوذ و تأثیرگذاری ملی‌گرا‌ها بر شخصیت وی، امام را بر آن داشت تا در رهنمودهای خود، ضمن اشاره به ضربات وارد شده به اسلام و ایران توسط ملی‌گرا‌ها، خواهان جلوگیری از ورود آنان به کابینه بی‌صدر شود. (۱۰)

 برکناری شهید صیاد شیرازی از فرماندهی، فشار بی‌امان بر نیروهای حزب اللهی در نقاط مختلف ایران و حاکم کردن روح غوغاسالاری بر جامعه، یاران امام خمینی (رض) را که به صبر و تحمل در دوران مبارزه شهره بودند، واداشت تا دیگر خاموشی را به صلاح ندانند. امام خمینی (رض) خواستار تشکیل هیئتی متشکل از نماینده تمام افراد شدند تا هر یک از تخلفات را بررسی کنند. در حقیقت از این تاریخ به بعد، امام خمینی (رض) وارد مرحله برخورد قانونی می‌شود؛ ایشان طی حکمی آیت الله مهدوی کنی را به نمایندگی خود برای نظارت بر حل اختلاف تعیین می‌کند.

 سخنان تحریک آمیز بنی‌صدر در جمع پرسنل نیروی هوایی در شیراز و مصاحبه‌های جنجالی مطبوعاتی و رادیو-تلویزیونی وی موجب شد تا هیأت حل اختلاف، بنی صدر را به عنوان تخطّی از بیانیه امام و قانون اساسی محکوم کند. تخلفات بنی‌صدر به قدری بود که مرحوم شهاب الدین اشراقی، نماینده آقای بنی‌صدر هم طی نامه‌ای، استعفای خود را از نمایندگی وی اعلام کرد.

تعطیل شدن برخی از مطبوعاتِ آشوب طلب توسط دادستانی، حمایت مردمی را در پی داشت و برخورد مردم ایلام با بنی‌صدر و ممانعت آنان از ورود وی به این شهر با شعارهای «مرگ بر منافق» و... موجب شد تا امام خمینی (رض) او را از فرماندهی کل قوا برکنار نماید: آقای ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی نیروهای مسلح برکنار شده‌اند. (۱۱)

 در پی این حرکت، مجلس بنا بر وظیفه قانونی، رأی به عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر داد و امام خمینی (رض) هم بنا به احترام رأی نمایندگان طی حکمی فرمود: پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر این‌که آقای ابوالحسن بنی‌صدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارد، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم. (۱۲)

 برخورد قانونی امام خمینی (ره) با شخص بنی‌صدر، هرگز مانع نشد تا رفتار اخلاقی و الهی را با این فرد کنار بگذارد. امام خمینی دوست داشت بنی‌صدر به دامان اسلام و ایران و آغوش پرمهر و محبت مردم باز گردد و قربانی دسیسه‌های دشمنان داخلی و خارجی نگردد. پس از فرار بنی‌صدر، امام خمینی (رض) از خود و آبروی خود مایه گذاشت تا کسی برای بازگشت وی به دامان اسلام و انقلاب، او را مورد تعرض قرار ندهد: من الان هم نصیحت می‌کنم آقای بنی‌صدر را به این‌که مبادا در دام این گرگ‌هایی که در خارج کشور نشستند و کمین کردند بیفتید و این آبرویی که از دست دادید، بد‌تر بشود. من علاقه دارم که همه اشخاصی که در این مملکت زندگی می‌کنند، یک زندگی انسانی-الهی باشد. چنانچه توبه کنی و برگردی و علاقه خودت را از این گروه‌های مفسد، فاسد و جنایت‌کار سلب کنی و در یک کناری بنشینی، مشغول تصنیف و تألیف بشوی صلاح تو است. اگر شما آن نصیحتی را که آن روز من با حال بیماری در بیمارستان به شما کردم گوش کرده بودید، امروز این‌طور نبود و من نمی‌خواستم باشد. آن روز من [در] یکی از حرف‌ها که اساس همه گرفتاری‌های بشر است، تنبّه دادم که «حبّ الدّنیا رأس کلّ خطیئة»، تمام خطاهایی که از ما‌ها صادر می‌شود، روی این حبّ نفس و جاه و مال و منال است. اگر این کلمه را گوش کرده بودید و هواهای نفسانی را زیر پا گذاشته بودید، این‌طور نمی‌شد...

 امام امت، همچنین در ادامه سخنانش گفت «این گذشت؛ و ناگوار گذشت. من نمی‌خواستم این طور بشود؛ لکن باز برای هرکس-هرکار بکند- جای توبه هست. درِ توبه باز است، رحمت خدا واسع است، شما توبه کن و یک قدم به طرف خدا برو و پشت به هوای نفسانی بکن، خداوند می‌پذیرد تو را، آبروی تو را اعاده می‌دهد. من خیر شما را می‌خواهم. من حق خودم را بخشیدم به شما، هرچه بد گفتید، بخشیدم؛ لکن خیر شما را می‌خواهم که از این خطا‌ها که تاکنون شده است، دست بردارید و با ملت حسابتان را یکی کنید و با این گروه‌های مختلفی که می‌خواهند از حیثیّت شما برای خودشان کسب وجاهت کنند... شما وجاهتتان را از دست می‌دهید، از این‌ها ببرید و به اسلام به‌‌ همان چیزی که عقیده به آن دارید، لکن هوای نفس نمی‌گذارد، برگردید. (۱۳)

 

پی‌نوشت‌ها:

 ۱- صحیفه امام، ج۴، ص۵۰۱-۵۰۲

 ۲- ر. ک: ه‌مان، ج۲۱، ص۳۳۱

 ۳- صحیفه امام، ج۶، ص۵۴

 ۴- صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۷

 ۵- ر. ک: صحیفه امام، ج۲۱، ص۳۳۱

 ۶- صحیفه امام، ج۱۲، ص۱۴۱-۱۴۲

 ۷- همان، ج۱۳، ص۱۴۱-۱۴۲

۸- همان، ص۹۴

۹-همان، ص۱۱۸

۱۰- ر. ک: ه‌مان، ص۷۶

۱۱- همان، ج۱۴، ص۴۲۰

۱۲- همان، ص۴۸۰

۱۳-همان، ص۴۹۲-۴۹۴