تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

آیا مهدویت با جمهوریت تناسب دارد؟

تعداد بازدید : 1260
آیا مهدویت با جمهوریت تناسب دارد؟

آن گونه که تامل در گفتارهای حکیمانه امام خمینی نشان می دهد، نظام جمهوری اسلامی به منظور عینیت بخشیدن به اسلام ناب محمدی در عرصه سیاست ملی و جهانی پدید آمده است. بدین سان رهبری نظام، افزون بر نجات ملت ایران از سلطه طاغوت و استکبار جهانی، خواهان تحقق ارزشهای معنوی و اخلاقی و اجتماعی اسلام در جامعه بوده است. به سخن دیگر، نجات بخشی ایرانیان در بستر آموزه های مکتبی قرآن کریم شکل گرفته است و آنان باید زندگی فردی و جمعی شان را در این چهارچوب سامان ببخشند و رستگار شوند. اهدافی همچون آزادی و استقلال که در شعارهای ملت ایران تجلی کرد، اصولی است که اسلام در کرامت این جهانی امتها گنجانده و به عبارتی، از لوازم ایمان به توحید و نفی طاغوت است، زیرا یک ملت موحد و مسلمان نمی تواند زیستن در فضای استبداد و استضعاف را بپذیرد. آیا اصل هجرت و سرزنش خداوند نسبت به تسلیم شدگان در حاکمیت طاغوت، فلسفه ای جز رویکرد سیاسی عزت گرایانه دارد؟

امام خمینی ضمن آنکه کوشش در جهت شعارهای بنیادی ملت ایران، یعنی «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را در شمار تکالیف دینی سیاسی آنان شمرده است، از پیوند آن با سرنوشت مستضعفان و حاکمیت امام مهدی (عج) سخن به میان می آورد. بدین سان، تکلیف گرایی مسلمانان ایرانی در برابر نظام جمهوری اسلامی، افزون بر تداوم عزت فرهنگی و اجتماعی آنان در عرصه بین المللی، نجات بخشی ستم دیدگان جهان را به همراه دارد: «امیدوارم... این کشوری که کشور ائمه هدی و کشور صاحب الزمان سلام الله علیه است، کشوری باشد که تا ظهور موعود ایشان به استقلال خودش ادامه بدهد؛ قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد که عالم را ان شاء الله، به عدل‌ و داد بکشد و از این جورهایی که بر مستضعفان می‌گذرد جلوگیری کند.» صحیفه امام، ج14، ص309

 از آنچه گذشت به دست می آید که جمهوری اسلامی، نظامی متکی به اسلام بوده و به منظور سرافرازی ملت ایران و ملتهای مستضعف جهان فراهم آمده است. آیا چنین حاکمیت خیرخواهانه ای نباید تا ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) استمرار یابد؟ اگر این نظام سیاسی با نهضت حضرت مهدی موعود(عج)، تناسب و همخوانی ندارد، کدام نظام سیاسی موجود را می توان نمودار اسلامیت و قرابت آن با ارزشهای حاکم بر دولت کریمه حضرت ولیّ عصر(ج) دانست؟ از این رو بقای جمهوری اسلامی را باید بقای اسلام سیاسی اجتماعیِ فراموش شده ای به شمار آورد که در آیات قرآن یا متون روایی، مکتوب بود، اما در زندان تاریخ محبوس مانده بود.

 صدور انقلاب برای نجات مستضعفان جهان که امام خمینی بر آن همواره پای می فشرد ، در عین حال که نظام جمهوری اسلامی و اسلام ناب محمدی را از تنگنای جغرافیایی می رهاند، آمادگی پذیرش صلح و عدالت جهانی حضرت مهدی (عج) را فراهم ساخته است. زیرا آنان حماسه های زندگی بخش انسانی را در گفتار و کردار کسانی می نگرند که بر پایه اعتقاد به اسلام و امام زمان(عج) به پا خاسته و نظامی مکتبی را بنیان نهاده اند. گرایش مستضعفان به شناخت پدیده انقلاب اسلامی و همدلی با ملت ایران و الهام آموزی از آن را باید محصول عینی مهدویت شمرد: «همه اهالی ممالک اسلامی و غیر اسلامی... توجه به ملت عزیز ما دارند. و امیدوارم که این نهضت و این انقلاب منتهی بشود به ظهور امام عصر سلام الله علیه و امیدوارم که این انقلاب ما... برای نجات همه مستضعفین به همه دنیا صادر بشود.» صحیفه امام، ج13، ص119

 از رهنمودها و هشدارهای امام خمینی به مسئولان نظام و جریان های سیاسی جامعه، در می یابیم که اسلامیت نظام جمهوری اسلامی به دیدگاه و مواضع عملی آنان بستگی دارد. در بحث آسیب شناسی نظام، با طرح مسائلی همچون سهل انگاری در اجرای قوانین اسلام، کج اندیشی در فهم و شناخت اسلام، نفاق، تحجر، تفرقه گرایی، افزون خواهی، تجمل گرایی، بی تفاوتی، مسئولیت گریزی، خودکامگی و خودسری را میتوان موانع اسلامیت نظام شناخت. گفتارهای امام خمینی در این موارد، فراوان و شفاف است و طرح آن در این یادداشت نمی گنجد.

 پیش از طرح این پرسش، باید سؤال دیگری را مطرح کرد: آیا اسلامیت و جمهوریت با هم سازگارند؟ در این جا نمی خواهیم وارد یک نزاع دامنه دار لفظی بشویم که پس از رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی، گاه و بیگاه اذهان را به خود سرگرم ساخته و بسا بر نگرانی یاران امام راحل افزوده است، اما به هر حال نمی‌توان منکر شواهدی بود که موافق و مخالف از کلام امام خمینی نقل کرده و بدان اتکا دارند. باور ما این است که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، در عین حال که اسلام ناب محمدی نه اسلام کج اندیشان و مقدس مآبان و بدخواهان داخل و خارجی کشور! - را بنیاد اندیشه و حرکت تلقی می کرد، رأی مردم کوچه و بازار را «میزان» می شناخت. استناد جستن ایشان به آرای مردم در پای صندوق های رأی یا در فریادهای اعتراض آمیز دوران ستمشاهی یا در تظاهران میلیونی در حمایت از آرمان های اسلام و انقلاب و مواضع سیاسی امام امت، جای شک و شبهه نمیگذارد که حکومت اسلامی یعنی جمهوری اسلامی.

اما در مورد سازگاری جمهوریت و مهدویت باید دانست که مراد از جمهوریت، همان آرای مردم مسلمان و معتقد به پیامبر و امام عصر(عج) و نیز مشارکت جمعی آنان است. جمهوری اسلامی چنان که در اصول قانون اساسی به چشم می خورد-، نظامی است بر اساس اسلام و نیز برخوردار از حمایت مردم و حضور آنان در عرصه های سیاسی جامعه، همانند انتخابات. چنین شکل و قالبی سیاسی که محتوای آن را کتاب و سنت و عقل و اجماع رقم می زنند ، چه مغایرتی با اسلام و دولت حضرت مهدی(عج) دارد؟ امام خمینی بارها از ایران اسلامی به عنوان «کشور امام زمان» نام برده و مسئولان و شاغلان در نظام جمهوری اسلامی را کارگزاران دولت آن حضرت خوانده است. کاربرد واژگانی چون پلیس امام زمان، ارتش امام زمان، مستخدم امام زمان، سپاهیان حضرت مهدی(عج) چه مفهومی دارد؟ البته مخالفان حضور مردم در صحنه های حمایتی از نظام و انقلاب، ناگزیر از طرح مغایرت جمهوریت و مهدویت هستند؛ زیرا نظام جمهوری اسلامی پس از سده های دراز توانسته است بستر حضور اسلام در جامعه و حماسه و اندیشه تکاپوگر بشری را هموار سازد و مسلمانان را در جهت دستیابی به کرامت انسانی و اجتماعی شان فعال کند. آنگاه که عافیت طلبان! روایت های مغایر با بعثت و آیات قرآن را دستاویز مبارزه با امام خمینی و قیام او در عصر غیبت می سازند، آیا می توان از آنان خواست که مشروعیت نظام جمهوری اسلامی را بپذیرند؟

سیدعبدالزهرا حسینی