تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

چرا سینما به امام دل ها توجه ندارد؟

تعداد بازدید : 1174
چرا سینما به امام دل ها توجه ندارد؟

«گر شبانان به سر کوی تو آیند و روند/خرم آن دم که مرا شغل شبانی باشد(امام خمینی (ره)». چند سال است که مدیریت سینمای ایران بحث اکران جهانی و فروش فیلم در شبکه توزیع فرامرزی را مطرح و تعقیب می کند . بی تردید دراین رویکرد منهای عوامل تخصصی و مدیریتی ، گرایش موضوعی و مضمونی مورد پسند  مردم (در درجه اول داخل و سپس دنیا) از اهمیت بالایی برخوردار است . کشورهای با قدمت تاریخی و دارای پیشینه مبارزاتی و حضور چهره های شاخص عرصه های مختلف ، همواره در زمینه سینمای پرمخاطب و اکران جهانی موفق تر بوده اند . آمریکا علی رغم نداشتن ریشه و تمدن ، مرتبا از حداقل هایش استفاده پرتعداد و تکراری کرده است و در بسیاری موارد به دلیل درک این اهمیت به سراغ تاریخ و شخصیت دیگر کشورها رفته تا سینمای پرتماشاگرش را سرپا نگه دارد .

برای سینمای غالب جهان فرقی نمی‌کند که شخصیت های معروف کجایی و مربوط به کدام مقطع تاریخی است : از «ال سید» تا «عمرمختار» ، از «کلوپاترا» تا«ماندلا» ، از «لینکلن» تا «الرساله» ، از «آیوانهو» تا «کندی» ، از «بن هور» تا «روزولت» ، از «اسپارتاکوس» تا «زاپاتا» ، از «باراباس» تا «چه گوارا» وصدها فیلم از ده ها چهره و شخصیت شهیر تاریخ کهن و جدید و صدها فیلم درباره وقایع مهم تاریخی را مردم دنیا بارها برپرده ها دیده اند و حتی درباره اغلب چنین شخصیت ها و سوژه هایی چند فیلم ساخته شده است .

یعنی سینمای جهان به راحتی از کنار موضوعات تاریخی جذاب یا شخصیت ها و وقایع پیرامون چهره  های تاریخی نمی گذرد ، چرا که به تجربه دریافته است نفوذ فرهنگی  درجهان با این رویکردها ممکن و صد البته مردم نیز تشنه دیدن و شناختن مسایل دیگر ملل و حوادث و افراد برتر این جوامع هستند . (باتمام تلاش های صورت گرفته درسال های گذشته  گفته می شود که در زمینه افسانه ها و اسطوره ها ، فقط انیمیشن رستم و سهراب فروخته شده است) . 

هر ورق از تاریخ کشور ما می تواند دستمایه فیلم و سریالی قرار گیرد . دهه 20 به این طرف (به ویژه وقایع و حوادث پیرامون مدرسه فیضیه تا تبعید امام راحل)   ایده و موضوعاتش پایان ناپذیر است . مثلا همین سوژه «تصویب لایحه کاپیتولاسیون» و قیام امام علیه آن  را در نظر بگیرید که چقدر ظرفیت درام پردازی دارد .  موضوعی که به شدت جهانشمول و مناسب ملت های مختلف است و ... اما سینمای ما از وجود چنین ذخایری از قصه و محتوای واقعی و جذاب غافل مانده است . در واقع سینمای ما درعین اینکه تا کنون نتوانسته در قالب اثری اتوبیوگرافیک نسبت به ولی نعمت و ناجی خود ادای دین کند ، خود را از این انبان دستمایه های جذابیت آفرین هم محروم کرده است .

نزدیک 10 فیلم فقط درباره گاندی ساخته شده است ، آیا زندگی ، مبارزات و شخصیت گاندی سینمایی تر از امام است ؟ آیا قصه ها و حتی داستانک های پیرامون امام درطول مبارزات ایشان کمتر از زندگی و فعالیت های سیاسی  گاندی است ؟  آیا ساده زیستی و دیدگاه های انسانی اخلاقی و شیوه های تدریس و عشق طلاب به امام قابل مقایسه با نحوه زیست و عاشقان گاندی است ؟ گاندی کاریزماتیک تر است یا امام ؟ شیوه ها و پیوند میان تئوری و عمل مبارزاتی گاندی بیشتر قلب و فکر جوانان را فتح می کرد یا امام ؟ و ... فیلم های زیادی درباره لنین ساخته شده است . جالب است که بدانیم درچند فیلم فقط به طرح و توطئه ترور لنین توسط انگلیسی ها پرداخته شده است و ادامه دارد ، چنانکه به قرن جدید هم کشیده شده است مثل «خدا حافظ لنین» که درسال 2003 ساخته شد .

اساسا مردم دنیا بیش از هر وسیله ای از طریق سینما با شخصیت های جریان ساز (مثبت و منفی) آشنا شده اند و خود سینمای دنیا هم افتخار و سربلندی اش در داشتن نمونه های ازاین دست آثار است . مارگارت تاچر ، مالکوم ایکس ، استالین ، نیکسون ، هیتلر ، چرچیل ، لوترکینگ ، ماندلا (درمورد همسر ماندلا هم فیلم ساخته شده است)  و ... به فیلم هایی تبدیل شده اند که توده های مردمی و خواص و نخبگان  (حتی آنان که سینمارو دایمی نیستند) برای دیدنشان برپرده ، روانه سالن های نمایش شده اند .

ما پس از سه دهه از فوت برجسته ترین شخصیت جهانی نتوانسته ایم یک فیلم با محوریت ایشان  (ویا حتی با داستان های پیرامون حضور ایشان) بسازیم . البته تلاش هایی صورت گرفته مانند ناکامی نمونه کار بهروز افخمی و یا مجتبی راعی که سریال «صنوبر» را با خروجی اثری سینمایی ساخت ، ولی فیلمی سینمایی که درخور شان و شخصیت امام باشد و حق مطلب را ادا کند نساخته و نداریم . شاید از برخی کشورهای دچار تحولات سیاسی - اجتماعی شده که صاحب سینما نیستند انتظاری نباشد مانند کوبا ، ویتنام و ... (اگرچه همین کشورها هم بالاخره کاسترو و هوشی مینه را به پرده ها کشیده اند) اما از کشوری مثل ایران که مدعی رتبه دوازدهم تولید فیلم درجهان است و به واقع هم  سالانه بالای 70 عنوان فیلم بلند می‌سازد ، انتظار ساختن هر ده سال یک فیلم ، درباره مردی که در اوج استیلای سکولاریسم بردنیا ، با پیروی از احکام دینی ، بزرگترین تغییر را درانداخت ، انتظار زیاد یا غیرمنطقی است؟!

منهای شرح و بسط حضور فعال امام در بطن و صدر جنبش رهایی بخش مردم ایران که مکتوب شده و یا آنچه از سخنرانی و پیام و نصیحت و هشدار و تبیین دوجهان مادی و معنوی که اسناد آن موجود وثبت شده است ، خاطرات و روایت های بسیاری از سوی دوستان و همراهان و خانواده ایشان نقل و ضبط شده است که به جد هر کدام از آنها می تواند منبع و مرجع اثری تصویری باشد ، اثری که درعین جذابیت و کشش ، تحقق برآیند آرزوها و آمال  آن بزرگوار در سینما ، به عنوان «یک دستگاه آموزشی» هم کارکرد داشته باشد .  اعم صحبت های امام درباره سینما نسل جوان را دربرمی گرفت ، نسل جوانی که به گفته ایشان به وسیله سینمای «به طور صحیح و سلیم اداره» شده از لغزش ها و طعمه بیگانه شدن درامان خواهند بود .

فوت امام واقعه کم نظیر دیگری در تاریخ قدیم و جدید است ، همچنانکه ورود ایشان به ایران پس از سال ها تبعید و استقبال شگفتی ساز ملت ایران ، همه دنیارا متوجه خود کرد ، رحلت ایشان رخت عزا را نه تنها برتن جهان اسلام کرد که همه آزادگان و طالبان عدالت را دراقصی نقاط جهان ، به تاسف و گریه واداشت . درآن روزهایی که باران  اشک از ایران می بارید ، حتی دشمنان خمینی هم که اندکی مردانگی داشتند (ازاین نفوذ معنوی) ، به احترامش کلاه از سر برداشتند و نتوانستند جلو گریه هایشان را بگیرند .

به قول شاعر افغانی :

ز ارتحال تو چشم ستاره خون بارید به جای بانگ اذان از مناره خون بارید

کشف رمز وراز و دراماتیزه کردن این قدرت معنوی کار سینماست . ماندگار کردن عظیم ترین تشییع جنازه جهان وظیفه سینماست . جای  آن روزهای پر اضطراب و برسر زدن های یکپارچه ملت چند ده میلیونی برپرده سینماها واقغا خالی است . هر ثانیه و دقیقه و ساعت آن روزها جای پرداخت سینمایی دارد . موضوع با شکوه تشییع امام و دفن ایشان در بهشت زهرا ، دنیا را لرزاند ، آیا تصویر آن برپرده ها جهان را تسخیر نخواهد کرد ؟

این روزها ، ایام سخنرانی و یادآوری و وعده و وعید است . رسانه ها و خبرنگاران و نویسندگان نیز مطابق هرساله انتقاد و تذکرات لازم را منعکس می کنند ، اما مشکل کجاست ؟ این قلم در زمینه نقد این زمینه ها به فرسایش رسیده است و به گفته مولانا:

چون قلم در وصف این حالت رسید هم قلم بشکست و هم کاغذ درید

مشکل در کجاست که ما با اعتماد به نفس خمینی بخشیده ، توانسته ایم در اغلب عرصه ها منجمله سیاسی ، نظامی و علمی در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم  ولی درباره حوادث و اتفاقات پی ریزی (و  پایه گذار) این بزرگی ها نتوانسته ایم آثاری خلق و حداقل  یک فیلم جهان گستر بسازیم ؟ بی شک زمان آن فرا رسیده تا دستگاه های مسئول و شخصیت های وام دار خمینی کبیر و به ویژه سینماگران (که بیش از همه تشخص خود را مدیون امام هستند) به چاره اندیشی بنشینند . باید موضوع را جدی گرفت . باید  نشست ها و میزگردهایی تا حصول نتیجه به منظور تولید فیلم درباره تاریخ معاصر (و خصوصا جنبش 15 خرداد تا انقلاب) برگزار و به جمع بندی رسید . زمان به سرعت می گذرد . نگذاریم خدای ناکرده دیگران درباره جنبش مردمی ایران و خصوصا رهبر فقید آن تصویرسازی کنند . آنان درعین دشمنی ، بدنبال ایده ها و موضوعات تازه و بکر هستند . این عرصه با طراوت ، دست نخورده و همه پسند است ، به راحتی از دستش ندهیم .

 

محمد تقی فهیم