تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

کتاب‌خوانی چه جایگاهی در اوقات فراغت مردم ایران دارد؟

تعداد بازدید : 2052
کتاب‌خوانی چه جایگاهی در اوقات فراغت مردم ایران دارد؟

تقریبا در جایی سراغ نداریم که بر مطالعه کتاب تاکید نشود. همه ما می‌دانیم که مقدار و سطح خواندن کتب مختلف در یک جامعه‌ با سطح فرهنگ و ارزش‌های آن جامعه نسبت مستقیم دارد. همچنین، امروزه با افزایش فردیت و به تبع آن افزایش ساعات اوقات فراغت، ما با ترغیب هرچه بیشتر کتابخوانی برای ارتقای سطح آگاهی‌های اجتماعی، از جانب نهادهای فرهنگی روبرو هستیم. گسترش روزافزون کتابخانه‌ها، افزایش ساعت کاری آن‌ها، برگزاری نمایشگاه‌های کتاب همراه با سوبسید و تخفیف، ساخت و تهیه برنامه‌های تلویزیونی و انیمیشن‌های جذاب با هدف جذب بیشتر کودکان به کتاب، فراهم آوری کتابخانه‌های سیار که مناطق فاقد کتابخانه را پوشش می‌دهند، افزایش کتابخانه‌های مجازی نهاد‌ها و موسسات فرهنگی مختلف از جمله این موارد است.
حتی گاهی می‌توان نشانه‌های این ترغیب کردن را در بیلبوردهای تبلیغاتی‌ دید که بر روی پل‌های عابر پیاده نصب شده‌اند.‌گاه در قالب قسمتی از یک شعر قدیمی «یار مهربان؛ کتاب» و‌گاه در قالب حدیثی از امام صادق (ع): «احتفظوا بکتبکم، فانّکم سوف تحتاجون الی‌ها؛ از کتاب‌هایتان مراقبت کنید، چراکه به زودی به آن‌ها نیازمند می‌شوید»
اگرچه اخیرا بسیاری از پژوهشگران در بررسی‌های شاخص‌های توسعه، میزان کتابخوانی را نیز شاخص توسعه تلقی می‌کنند، اما یک بررسی سرانگشتی نشان می‌دهد که در ایران، میزان کتابخوانی با افزایش اوقات فراغت تناسب چندانی ندارد! این امر آنقدر بدیهی است که اگر از خودمان و اطرافیانمان جویا شویم، به چنین نتیجه‌ای خواهیم رسید. در این بین، توجه و اهمیت رهبر معظم انقلاب نیز به این امر می‌تواند جالب و پراهمیت باشد:
 «یکى از مشکلات ما تنبلى است. مسئله‌ى مطالعه و کتابخوانى مهم است. در جامعه‌ى ما بى‌اعتنائى به کتاب وجود دارد. گاهى آدم مى‌بیند در تلویزیون از این و آن سؤال می‌کنند: آقا شما چند ساعت در شبانه‌روز مطالعه می‌کنید، یا چقدر وقت کتابخوانى دارید؟ یکى می‌گوید پنج دقیقه، یکى می‌گوید نیم ساعت! انسان تعجب می‌کند. ما باید جوانان را به کتابخوانى عادت دهیم، کودکان را به کتابخوانى عادت دهیم؛» (۲۰/۷/۹۱)

اگرچه می‌توان به صورت شهودی از میزان پایین کتابخوانی در سطح جامعه خبردار شد، اما لزوم عینیت در تحقیقات اجتماعی و طرح مسائلی از این دست، همواره ما را مجاب می‌کند تا به سرانه و آمار در دسترس، در باب موضوع مورد نظر مراجعه کنیم. در این بین، ضعف و نبود آمار دقیق درباره این موضوع به شدت راه تحلیل را سد می‌کند، اما‌‌ همان مقدار اندک از منابع موجود می‌تواند، هرچند اندک راه دستیابی به تحلیل را برای ما هموار کند. حال به بررسی چند نمونه از آماری که از پژوهش‌های مختلفی اخذ شده می‌پردازیم:
یکی از جنجالی‌ترین اظهار نظر‌ها درباب میزان سرانه کتابخوانی در کشور، مربوط است به سخن علی اکبر اشعری رئیس وقت کتابخانه ملی در اردیبهشت ۸۷. او در این اظهارنظر بیان داشته بود که میزان سرانه مطالعه در کشور در شبانه روز، حدود دو دقیقه است که با احتساب کتب درسی این رقم به شش دقیقه می‌رسد. اما این خبر در بدو انعکاس به سیاه نمایی محکوم شد و محمد سالاری (مدیر کل دفتر برنامه ریزی و مطالعات فرهنگی و کتابخوانی) ضمن کذب خواندن آمار سرانه ۲ دقیقه‌ای مطالعه برای هر ایرانی در روز، آمار واقعی را ۱۲۰ دقیقه اعلام کرد. همچنین، پس از او منصور واعظی (دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی) برای اولین بار آمار ۷۹ دقیقه‌ای را در روز اعلام کرد، امری که در نوع خود بدیع می‌نمود. به هر ترتیب، با در نظر گرفتن اینکه به دست آوردن چنین میزانی از سرانه مطالعه‌ای، مستلزم افزودن مطالعه روزنامه و مجلات وهمچنین قرآن و ادعیه بوده، این آمار نمی‌تواند مورد اتکا و قبول اهل علم باشد.
دیگر تحقیقات عرضه شده در اینجا، بیشتر با موضوع نحوه گذران اوقات فراغت است که برای ما آن دسته از داده‌هایی اهمیت دارد که در رابطه با میزان کتابخوانی است:
اولین تحقیق با عنوان «چگونگی و آسیب‌شناسی اوقات فراغت نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ ساله در استان لرستان» است. آمار حاصله از بین ۶۲۰ پرسشنامه، تنها ۸۶/۰ درصد را نشان می‌دهد که به مطالعه کتاب در لرستان می‌پردازند. بیشترین مورد گذران اوقات فراغت مربوط است به رفتن به سینما و گذران وقت با دوستان! در این تحقیق به نحوه گذران اوقات فراغت در کرمانشاه هم اشاره‌ای شده است مبنی بر اینکه در این شهر تلویزیون بیشترین اوقات فراغت را پر می‌کند و سینما و مطبوعات تاثیر ناچیزی در پر کردن اوقات فراغت در این جامعه داشته است.
دومین تحقیق که درباره جوانان ۱۱ تا ۲۹ سال ایلامی است اظهار می‌دارد:
 «حدود ۵/۴۳ درصد پاسخ گویان زن اظهار داشته‌اند که گاهی اوقات به مطالعه کتاب‌های غیر درسی می‌پردازند، اما حدود ۵۰ درصد مردان گفته‌اند که به ندرت به مطالعه کتب غیر درسی مبادرت می‌نمایند. به طور کلی، ۱/۴۲ درصد پاسخگویان تمایل اندک خود را به مطالعه کتب غیر درسی در طول هفته اظهار نموده‌اند»

تحقیق دیگر با عنوان «چگونگی گرایش جوانان بر کتاب و کتابخوانی»، سه مورد از تحقیقات مورد نظر در این زمینه را بررسی می‌کند که هرسه متعلق به دانش آموزان یا شهروندان عادی تهرانی است. نتایج این سه تحقیق تقریبا یکسان است،  اولین سوال تحقیق دوم با عنوان «نظرسنجی از مردم تهران درباره کتابخوانی» این بود که اوقات فراغت خود را چگونه می‌گذرانید؟ که نتایج زیر را در بر داشت: ۲۴ درصد از پاسخگویان گفته بودند که فقط تلویزیون تماشا می‌کنند، ۱۱ درصد پاسخ داده‌اند که با اعضای خانواده صحبت می‌کنند، ۱۱ درصد هم به دیدن اقوام می‌روند و فقط ۱۰ درصد از کل جامعه آماری گفته‌اند که به مطالعه می‌پردازند. همچنین، ۸۴ درصد پاسخ گویان گفته‌اند که میزان مطالعه‌شان کم است. در این بین، میزان عضویت در کتابخانه‌های عمومی هم جالب به نظر می‌آید؛ فقط ۲۶ درصد عضو کتابخانه بوده‌اند!
با بررسی چنین تحقیقاتی، سوال اصلی اما این می‌شود که دقیقا چه اتفاقی افتاده است؟ چرا باید اوقات فراغت ما با اعمالی غیر از کتابخوانی پرشود و به کتاب و کتابخوانی که همیشه مورد تاکید دین اسلام و بزرگان ما بوده اهمیتی داده نشود؟
شاید اولین پاسخ کمی جنبه تاریخی داشته باشد؛ اینکه فرهنگ ما بیشتر یک فرهنگ شفاهی و نقلی است تا یک فرهنگ مکتوب. کافی است به این بپردازیم که چرا هر کدام از ما مقدار بسیار زیادی شعر منظوم از حافظ و سعدی را از بر داریم، اما هیچ یک به قدر کافی با منابع ادبی دیگر که به نثر نگاشته شده‌اند نه تنها تسلط، که حتی آشنایی هم نداریم و حتی سعی بر آن نداریم که مثلا تاریخ بیهقی بخوانیم و هر چه که می‌گذرد باز بر این طبل شعر منظوم می‌کوبیم.
نکته بعدی، لزوم بررسی میزان رفاه مادی جامعه است. نیاز و عشق به دانستن آنگاه پدید می‌آید که نیازهای دیگر فرد رفع شده باشد. در اینجا می‌توان با یک نگاه جامعه‌شناختی از همبستگی میان طبقه اجتماعی و مصرف آن‌ها سخن گفت. اگر بخواهیم به درستی به این مسئله نگاه بیندازیم، طبقه متوسط رو به بالا را می‌توان مثال بارزی از رسیدگی به امور فرهنگی خود بدانیم. افراد طبقات بالای جامعه، عموما به گونه‌ای سعی در جلب نظر دیگران دارد. از جمله موارد این جلب توجه می‌تواند به کتابخوانی و تدقیق در مباحث مختلف علمی و فکری منجر شود و‌گاه در اهمیت دادن مفرط به خوشپوشی! اما در هر صورت، هر دوی این موارد برای آن رخ می‌دهند که افراد در بهترین حالت و استقلال ممکن از دیگری خود را بنمایاند و نه بیشتر. (البته در مورد مصرف کتاب باید به قیمت کتاب نیز نظر انداخت که عامل تاثیرگذاری است)
نکته بعدی می‌تواند در عملکرد نهادهای آموزشی باشد. تقریبا می‌توان اینگونه گفت که انجام تکالیف آموزش و پرورش و نوع رویکرد حاکم بر آموزش و پرورش کشور، فرصتی برای مطالعه آزاد دانش آموزان نمی‌گذارد. در مدارس عادی، تقریبا تمام انگیزه‌ها و ایده‌های یک دانش آموز به خشکی می‌گراید، چراکه تقریبا در هیچ زمانی لزوم درک دانش آموز به عنوان موجودی که می‌خواهد بداند و بفهمد، حس نمی‌شود. متاسفانه این را نیز باید افزود که دانشگاه هم از این مسئله مستثنی نیست.
رواج وسایل سرگرم کننده کامپیوتری هم البته مزید بر علت شده است. نبود هیچ گونه هیجان در زندگی روزمره، کودک و نوجوان را به پای بازی رایانه‌ای کشانده که در کنه خود سیطره زمان بر فرد را راحت‌تر می‌شکند. فرد در مواجهه با روزمره‌گی دائما از امری به امر دیگر می‌پردازد تا بتواند راحت‌تر روز را به شب برساند. بی‌شک کتاب نمی‌تواند این حس روزمرگی مفرط را در هم بشکند، چرا که کتابخوانی مستلزم تدقیق و تمرکز و داشتن هدف است؛ امری که متاسفانه کمتر با آن روبرو هستیم.
بنابر آنچه گفته شد و آسیب‌هایی که در زمینه گذران اوقات فراغت با تاکید بر کتابخوانی ذکر شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که وضعیت کنونی ما در باب این موضع آنچنان مطلوب نیست و باید بر این اساس مسئولان و سیاست‌گذاران دلسوز و توانا هرچه بیشتر و بهتر با توجه به سفارشات دائم در قرآن و روایات بر تفکر و تأمل که می‌توان قسمتی از جلوه آن را در کتابخوانی دید و همچنین، با عنایت به تاکیدات مقام معظم رهبری درباب سبک زندگی و چگونگی گذران اوقات فراغت به برنامه‌ریزی درست و مناسب با شرایط بپردازند تا بتوانیم روز به روز به توسعه و پیشرفت هرچه بیشتر دست پیدا کنیم.

یوسف امیری

منابع:
۱. چگونگی گرایش جوانان به کتاب و کتابخوانی، پورکاظمی شهلا، کتاب ماه کلیات، آبان ۱۳۸۰، شماره ۴۷
۲. چگونگی و آسیب‌شناسی اوقات فراغت نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ ساله استان لرستان، مهرداد حسین، اندیشه‌های تازه در علوم تربیتی، زمستان ۱۳۹۰، شماره ۲۵
۳. بررسی نحوه گذراندن اوقات فراغت در بین نوجوانان و جوانان ۱۱ تا ۲۹ ساله استان ایلام، قیصریان اسحاق، فرهنگ ایلام، پاییز و زمستان ۱۳۸۷، شماره ۲۰ و ۲۱