تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

خودارضایی روحی ثروتمندان با هنرنمایی مستضعفین!

تعداد بازدید : 1005
علت اصرار «جشن رمضان» بر «گدایی روی آنتن زنده» چیست؟
خودارضایی روحی ثروتمندان با هنرنمایی مستضعفین!

در فیلم «بتمن بر می‌گردد»، سکانسی هست که در آن شخصیت اصلی داستان به همراه یکی از شهروندان ثروتمند به مجلس جشن جمع‌آوری اعانه رفته‌اند. در اینجاست که شخصیت اصلی یک دیالوگ ماندگار خطاب به میزبان می‌گوید: «اسم این مراسم، جشن جمع‌آوری اعانه است اما چیزی که من می‌بینم و در واقع، چیزی که وجود دارد، مجلس خودنمایی پولدارهاست؛ کسانی که می‌خواهند با کمک‌های مالی و دلارهایی که اهدا می‌کنند هم یک نمایش برگزار کنند و لذت حضور در این صحنه نمایشی جذاب را از خود دریغ نکنند. در واقع چیزی برای کمک به نیازمندان شهر وجود ندارد؛ هر چه هست، لذت و ارضای خواسته‌های جماعت ثروتمند است که برای تزئین، نام قشنگی روی آن قرار داده‌اند تا کسی شرمنده حضور در این مجلس نباشد.»
حکایت برخی برنامه‌های تولیدی توسط تلویزیون و رادیو در ماه مبارک رمضان هم بی‌شباهت با این داستان نیست. همیشه پای یک به اصطلاح جشن در میان است که عده‌ای در آن حاضر می‌شوند و پولی را اهدا می‌کنند تا ویترین تلویزیون هم از اشک و آه خالی نباشد. هر چقدر هم این نمایش، سوزناک‌تر اجرا شود، اقبال عمومی به آن بیشتر خواهد بود و حتی چهره‌های مطرح و سر‌شناس در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی هم از آن استقبال می‌کنند.
 «جشن رمضان» امسال تلویزیون هم اوج اجرای این نمایش ناخوشایند است. کسی منکر همه درد‌ها و معضلات و آسیب‌های اجتماعی که در جامعه ایرانی وجود دارد و هر روز قلب همه مردم را به درد می‌آورد، نیست. هیچکس هم نیاز به نمایش دردهای جامعه و تکان دادن رگ غیرت مردم و افکار عمومی را دست کم نمی‌گیرد و از اهمیت بالای آن بی‌خبر نیست. حتی کسی را هم نمی‌توان پیدا کرد که وظیفه کمک مستمر اهالی ثروت و قدرت به مستضعفین و نیازمندان جامعه به ویژه در زمینه مسائل اقتصادی و مالی را منکر شود اما...

 اینجا یک «اما»ی بزرگ وجود دارد. همه این اقدامات، نه تنها پسندیده و دوست داشتنی است، بلکه واجب و لازم‌الاجرا هم هست اما باید پرسید پس تکلیف سازمان‌ها و نهادهای مسئول در این زمینه چیست؟ آیا یک نمایش نه چندان خوشایند از وضعیت فلاکت‌بار زندگی یک دختر معصوم ۹ ساله در لحظات ملکوتی افطار و درست زمانی که اعضای خانواده باید به فکر نیایش و مناجات با پروردگار در این ماه عزیز باشند و نیاز به حال خوش و معنوی دارند، دردی از دردهای جامعه را برطرف می‌کند؟ آیا نمایش لوطی‌گری فلان مربی فوتبال که با خودروی میلیاردی تردد می‌کند و برای ژست مردم دوستی – یا حتی از روی خلوص نیت و با انگیزه الهی و متعالی – دست نوازش بر سر یک دختر فقیر می‌کشد و صدقه‌ای –در قالب تبلت و دوچرخه یا حتی کمک هزینه زندگی برای تمام عمر- به او می‌دهد، می‌تواند الگوی مناسبی برای نهادینه شدن رویکرد امیرالمومنین (ع) و حضرت زهرا (س) در زمینه برخورد با نیازمندان باشد؟ همان‌هایی که افطاری ساده خود را هم به فقیر و یتیم و زندانی اهدا کردند.
 جشن رمضان بیشتر از اینکه محلی برای تبلیغ و ترویج سنت حسنه انفاق باشد، به صحنه نمایشی تبدیل شده است که در بهترین حالت می‌تواند یادآور «شاهزاده و گدا»ی چارلز دیکنز باشد و نه بیشتر. اگر قرار است به صورت واقعی به درد نیازمندان رسیدگی شود و وضعیتی برقرار شود که همه کودکان ایرانی بتوانند در محیطی برخوردار از امکانات حداقلی زندگی کنند، باید سازوکار پرداختن به مساله فقر در جامعه اصلاح شود؛ کاری که با داغ کردن یک تب زودگذر که به عرق می‌نشیند، محقق نمی‌شود.
 فرهنگ انفاق اگرچه باید به صورت سینه به سینه در میان همه مردم منتقل شود اما باید مراقب یک آسیب جدی بود. نگاهی به فعالیت‌های اجتماعی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش عمده این فعالیت‌ها را سازمان و نهادهای مردم نهادی که در عرصه خدمات عمومی و عام‌المنفعه به منظور رسیدگی به وضعیت بیماران نیازمند و محرومین اجتماعی فعال هستند، تشکیل می‌دهد اما وقتی اندکی در نوع فعالیت این موسسه‌های خیریه دقت می‌کنیم، متوجه می‌شویم اکثر قریب به اتفاق آنان تبدیل به نمایشگاه‌های عرضه «ارضای حس انسان دوستی ثروتمندان» تبدیل شده‌اند و به طور جدی از فلسفه وجودی خود فاصله گرفته‌اند. زمانی که افتخار یک مجموعه مدنی که عنوان «موسسه خیریه» را یدک می‌کشد، دعوت از فلان بازیگر سینما و فلان فوتبالیست مشهور باشد تا بتواند از طریق آن‌ها، مردم را متوجه فعالیت‌های خود کند، باید اذعان کرد که این طرح قطعا فرجامی غیر از شکست نخواهد داشت؛ فرجامی که جشن رمضان را هم تهدید می‌کند.
 تبدیل قاب تلویزیون به ویترین «گدایی صدقه»، یکی از بزرگ‌ترین انحرافاتی است که برنامه جشن رمضان به آن دچار است و تاسف‌بار‌تر اینکه هرگونه انتقاد از این روش و رویکرد نادرست، با اتهاماتی نظیر «بی‌درد بودن» و «شکم سیری» مواجه می‌شود.
 مخلص کلام اینکه اشاعه فرهنگ انفاق و دست‌گیری از نیازمندان جامعه، یک بسته تشریفاتی برای تزئین شخصیت فوتبالیست‌ها و بازیگران و خوانندگان نیست. فرهنگ انفاق باید به صورت مستمر و عمیق در جامعه نهادینه شود تا اگر کسی از آن سر باز زد، مورد بازخواست قرار بگیرد؛ نه اینکه اهدای چند میلیون تومان پول از سوی افرادی که درآمد ماهانه‌شان سر به فک می‌گذارد، مورد تشویق قرار بگیرد و از آن‌ها به عنوان الگوی موفق انفاق در جامعه نام برده شود.

مهدی خانعلی زاده