تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

نگاهی به فیلم رد کارپت

تعداد بازدید : 1369
نگاهی به فیلم رد کارپت
یک کلیپ بلند برای تحقیر ایرانی

مرتضی جمشیدی // رد کارپت نه به عنوان فیلم و نه به عنوان «اثر» به معنای مصطلح آن، بلکه تنها به عنوان چند برگ از دفترچه خاطرات رضا عطاران در فستیوال کن قابل بررسی است. رد کارپت را می توان یک کلیپ بلند با کیفیت تصویربرداری بالا نسبت به سطح کلیپ هایی که در فضای مجازی منتشر می شوند در نظر گرفت و برای ارزیابی آن نیز عنوان «نقد کلیپ»، مسمای واقع گرایانه تری نسبت به «نقد فیلم» خواهد داشت.
این مجموعه به هیچ عنوان در سطح یک فیلم شناخته نمی شود و فقر داستان، فقر سوژه و تهی بودن از حداقل های قالب فیلم سازی به شدت در رد کارپت موج می زند. از سوی دیگر چینش دیالوگ ها و مفاهیم سیاه در این کلیپ همچنان ادامه دهنده مسیر بخشی از فیلم های سینمایی ساخت داخل است که می کوشند با تمام توان، ایران و ایرانی را موجودی حقیر و محکوم در میان افکار عمومی جهان معرفی نمایند.
مهمترین جاذبه ای که در این اثر وجود دارد پخش تصاویر هنرپیشگان خارجی با پوشش های نیمه عریان است که برخی از آنها در نماهای نزدیک با تکنولوژی شطرنجی سانسور شده اند و برخی دیگر نیز که در نماهای دورتر و یا در زمان های کوتاه تر در تصویر دیده می شوند، دست نخورده باقی مانده اند.
رضا عطاران به عنوان کارگردان، نویسنده و نقش اصلی اثر، یک هنرپیشه دست چندم ایرانی را تصویر می کند که شیفته سینمای آن ور آب است و برای ایفای نقش در یک فیلم خارجی، هرگونه تحقیری را از جانب طرف خارجی به جان می خرد. عطاران برای افزایش جذابیت این اثر، نقش هنرپیشه ای با ته مایه های حماقت را بازی کرده است تا با رفتارهای نامتجانس و هجوگونه موجب خنده های پراکنده شود. در این اثر سیمای شیفتگان سینمای غرب با زننده ترین شیوه ممکن به نمایش در آمده است. عطاران به گونه ای خود را به عنوان نماینده ای از ایران در برابر فستیوال کن حقیر و کم ارزش نشان می دهد که مخاطب ناخودآگاه در برابر این تصویر سازی از ایرانی بودن خویش منزجر می شود.

تصاویر این اثر با پرچم ایران آغاز می شود و با پرچم ایران پایان می پذیرد. پرچمی که تنها ظاهر آن به نمایش در آمده و کمترین حرمت و عزتی برای آن تعریف نشده است. در سکانس پایانی فیلم، عطاران همانند بی خانمان های بد عاقبت در مقابل محل جشنواره کن 2013 روی زمین خوابیده است و در حالی از خواب شبانه بلند می شود که پرچم ایران را به روی خود انداخته است. خوابی که در این شرایط دیده است نیز به تصویر در می آید و او را به عنوان یک هنرپیشه معروف جهانی که مورد توجه مردم است به نمایش می گذارد. سیاه نمایی در این اثر تا سطحی پیش می رود که حتی جمال، تنها ایرانی همراه با عطاران که در کن حضور داشته و به طور اتفاقی با او آشنا می شود را نیز به عنوان یک دزد و کلاه بردار معرفی می کند که در نهایت پول های عطاران را نیز در شهر غریب به سرقت می برد.
عطاران در برابر اتهام معرفی ایران به عنوان «کشور بمب اتم» از طرف یکی از شهروندان فرانسوی در قطار - در مسیر رسیدن به کن - نیز خود را می بازد. او بعد از آنکه خود را معرفی می کند و اعلام می کند که از تهران آمده است، فرد مقابل بر اساس خبرسازی هایی که در کشور خودش درباره ایران شده به عطاران می گوید: از همان کشور بمب اتم؟ و عطاران در این صحنه کاملا با روحیه خود باخته و ضد امنیت ملی به محاسن خود اشاره می کند و با زبان دست و پا شکسته انگلیسی به فرد مقابل می فهماند که این ریش ها را به خاطر کار سینمایی نگه داشته است تا شاید این طور القا شود که او ارتباطی با بمب اتم ندارد و کسانی که واقعا ریش دارند و نه برای نقش های بازیگری، به بمب اتم ارتباط دارند و مورد تایید وی نیستند!
عطاران در رد کارپت نیز همچنان تحت تاثیر برخی از سوژه های حماقت آمیز فیلم طبقه حساس نیز هست. عطاران در طبقه حساس به کارگردانی کمال تبریزی کوشید تا یکی از آموزه های دینی یعنی غیرت را به سخره بگیرد و بر اساس داستان جهت دار آن فیلم با توان بازیگری خویش توانست به خوبی از عهده این کار بر آید. تصویر کاریکاتوری از مفهوم غیرت و خنداندن مخاطب و نیز عدم تعریف صحیح از غیرت، مخاطب را با از بین رفتن اعتقادات قبلی خویش تنها می گذارد و جایگزین حقیقی و کاربردی نیز برای آن معرفی نمی کند. این رویه در رد کارپت نیز به شکل دیگری ادامه پیدا می کند و عطاران در یکی از دیالوگ های خود با جمال از نیمه عریان بودن بازیگران زن خارجی انتقاد می کند و با نوعی حماقت و تمسخر خاص و در فضایی کمدی، می پرسد اینها چطور حاضر می شوند با چنین پوششی در برابر دیگران ظاهر شوند؟ این سوال بر این اساس در ذهن عطاران شکل گرفته است که از نظر او همه انسان ها غیرت دارند و بنابراین داشتن غیرت در کنار به نمایش درآمدن بدن های نیمه عریان برای او در تناقض قرار می گیرد.
رد کارپت تنها با حربه یدک کشیدن نام عطاران و بر اساس برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب توانست فروش نسبتا قابل توجهی داشته باشد؛ فروشی که بی گمان در صورتی که بتوان آن را در یک اتاق داوری منصفانه به نقد گذاشت، جایزه ای جز بزرگترین کلاهبرداری سینمایی را به خود اختصاص نخواهد داد.