تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

دو شاخه گل بنفشه

تعداد بازدید : 1047
دو شاخه گل بنفشه

ابوالقاسم بن ابى حابس مى گويد:
هر سال نيمه شعبان، براى زيارت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) به كربلا شرف مى شدم. و هر وقت به سامرا مى رفتم، به وسيله نامه اى حضرت (عليه السلام) را مطلع مى نمودم. يك سال قبل از ماه شعبان به سامرا رفتم، مى خواستم طبق معمول ماه شعبان، به زيارت كربلا مشرف شوم، از ابوالقاسم حسن بن احمد - كه از وكلاى حضرت (عليه السلام) بود - خواستم كه ورود مرا به اطلاع حضرت (عليه السلام) نرساند تازيانم خالصانه باشد!
چندى نگذشت كه ابوالقاسم در حالى كه مى خنديد نزد من آمد و گفت: اين دو دينار را حضرت (عليه السلام) براى تو فرستاده و فرموده اند: ((به جابسى بگو: هر كه در راه خدا كوشش كند، خدا هم حاجت او را بر مى آورد!)).
در سامرا به بيمارى شديدى مبتلا شدم، بيمارى آن قدر سخت بود كه خود را براى مرگ آماده ساختيم. در آن حال، از طرف مولا (عليه السلام) گلدانى براى من فرستاده شد، در آن گلدان دو شاخه گل بنفشه بود حضرت فرموده بودند: آن را استشمام كنم.
هنوز در حال بوييدن عطر گلها بودم كه احساس بهبودى كردم.
الحمدالله رب العالمين.(1)


1- كمال الدين: ج 2، ص 493؛ ذكر التوقيعات؛ بحار الانوار، ج 51، ص 331.