تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

آیا رسانه ملی؛ «غَشّ» در معامله را حلال کرده است؟

تعداد بازدید : 1114
بررسی جایگاه تبلیغات و پیام بازرگانی در رسانه ملی و نسبت آن با گفتمان انقلاب اسلامی
آیا رسانه ملی؛ «غَشّ» در معامله را حلال کرده است؟

زینب فتحی// بی‌شک بالا‌ترین و والا‌ترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه از بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، ولی پوچ و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‌کند و بالاخره در آن مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد. [1]
 رشد و توسعه اقتصادی یا سیاسی هر جامعه‌ای بدون توجه به ارزش‌های فرهنگی سبب سستی در اصول اعتقادی و ملّی آن جامعه می‌شود. رسانه‌های جمعی جزء مؤثر‌ترین ابزاری هستند که می‌توانند ارزش‌های اصیل فرهنگی را گسترش دهند. رسانه‌های جمعی به ترتیب گستره مخاطبین شامل تلویزیون، رادیو، مطبوعات، اینترنت، سینما، کتاب و تئا‌تر می‌شود.
 تلویزیون با درگیر کردن قوه بینایی و شنیداری فراگیر‌ترین رسانه مورد توجه عموم مردم است، زیرا به گفته امام خمینی (ره) هم تیراژش به اندازه تک تک افراد کشور است و هم اینکه همهٔ مردم حتی بدون داشتن اندک سوادی می‌توانند از آن استفاده کنند. [۲] رسانه‌ای که در ابتدا بُعد آگاهی دهندهٔ آن غالب بود و به مرور زمان بّعد سرگرمی‌اش به ابعاد آگاهی دهنده و آموزشی‌اش غالب شد.
 هزینه‌های رسانه دولتی معمولا از طریق دولت و رسانه خصوصی از طریق سرمایه گذار بخش خصوصی تأمین می‌شود. در رسانه خصوصی، تبلیغات نقش بسزایی را ایفا می‌کند، به طوری که هزینه‌های اصلی شبکه از طریق سرمایه گذار تأمین می‌شود و شبکه باید در جهت منافع سرمایه گذار گام بردارد تا جیره‌اش قطع نشود؛‌ گاه این منافع در جهت اهداف سیاسی و ‌گاه در جهت اهداف اقتصادی است. تلویزیون در جمهوری اسلامی ایران دولتی است، به این معنا که اکثر هزینه‌ها از بودجهٔ سالانه دولت تأمین می‌شود؛ و بدیهی است برای اختصاص منابع مالی بیشتر، بخشی از درآمد خود را به تبلیغات تجاری و غیر تجاری اختصاص دهد.
 مسئلهٔ حائز اهمیت تمایز جامعه اسلامی از دیگر جوامع است. جامعه و حکومت اسلامی از الگو‌ها و ارزش‌های اصیل اسلامی در مناسبات اجتماعی و فردی برخوردار است و همین امر سبب می‌شود تا رفتار جامعه برخاسته از همین نگرش باشد. تبلیغات در جهان معاصر، با گستره و نفوذی فوق العاده، حیات اجتماعی انسان را در سلطه خویش گرفته و تلاش می‌کند تا ارزش‌های مورد نظر مالکان صنایع و شرکت‌های تجاری را بر زندگی بشر امروز تحمیل کند. [۳] نیل پستمن، جامعه‌شناس و پژوهشگر ارتباطات جمعی، اینگونه بیان می‌کند: «آگهی‌های تبلیغاتی تلویزیونی عادت‌های فکری مردم آمریکا را عمیقا پرورانده و آن را تا اعماق ضمیرشان ساخته و پرداخته است؛ به طوری که به راحتی می‌توان نشان داد که این تبلیغات الگویی مهم برای ساختار و نظام افکار عمومی مردم آمریکا در تمامی زمینه‌ها بوده و شکل مراودات فکری و محتوای مبادلات آرا و شعور اجتماعی آن‌ها را به نمایش می‌گذارد.» [۴] در واقع اصولی که تبلیغات را در جوامع سرمایه داری تعریف می‌کند، نگاه ابزاری به انسان، دوری از اخلاق، اقناع و فریب و مصرف گرایی است، اما در جامعه اسلامی اساس بر کرامت انسانی، اخلاق و معنویات، آگاهی بخشی و پرهیز از مصرف گرایی است. جوامع سرمایه داری با جوامع اسلامی در اصول متغایر هستند، پس چگونه می‌توانند در استفاده از ابزار به طور یکسان عمل کنند؟

 سؤالات اساسی‌ای که ذهن‌ها را معطوف خود می‌کند این است که:
•    آیا «رسانه ملّی» در جهت پیش برد این اصول گام بر می‌دارد؟
•    آیا تبلیغات در «رسانه ملّی» بر مبنای اصولی اسلامی است یا اصول سرمایه داری؟
•    آیا تبلیغات «رسانه ملّی»، تبلیغات تراز انقلاب اسلامی محسوب می‌شود؟
رسانه در بطن رسالت خود، شأن شفاف سازی و یکسان سازی اطلاعات را دارد، نه خوراندن غرض ورزانه اطلاعات به مخاطب خود. واقعیتی که مردم شاهد آن هستند، تبدیل شدن صدا و سیما به بلندگوی تبلیغاتی شرکت‌های بازرگانی است. تبلیغاتی بعضا به دور از منطق و غیر واقع که در طی زمان تبدیل به فیلم کوتاه شده. اختصاص زمان به تبلیغات بازرگانی در صدا و سیما رشد روز افزون دارد، تا جایی که برنامه‌های کودک هم از این قاعده مستثنی نیستند و کودکان که توانایی ﺗﻤﯿﺰ ﺑﯿﻦ واﻗﻌﯿﺖ و ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت ندارند، باید قربانی خواسته‌های مدیران رسانه و مالکان سرمایه شوند.
 تبلیغات بر مبنای معرفی کالا و آگاهی بخشی از ابتدا برای خرید و فروش کالا وجود داشته، اما چه چیزی باعث شده تا ما فکر کنیم رواج شیوه خاصی از تبلیغات، تنها شیوه تبلیغاتی است! شیوه‌ای که با نظام اقتصاد سرمایه داری تناسب دارد؛ شیوه‌ای که در آن تأکید بر ضعف‌های روانی خریدار و مصرف کننده می‌شود؛ شیوه‌ای که هزینه‌های بازاریابی در آن به مراتب بیشتر از هزینه‌های بهبود کیفیت محصول است؛ شیوه‌ای که سبب تحول افکار عمومی در فرهنگ، اقتصاد و ارتباطات شده است. پروفسور مولانا در این خصوص می‌گوید:
«ما باید با مسئله آگهی به طور مستقل روبرو شویم، نه آنکه منتظر عملکرد کشورهای دیگر در این زمینه باشیم. البته توجه به سایر کشور‌ها و مطالعه در این زمینه مفید است، ولی باید در نظر داشت که مسئله آگهی در هر کشوری تابع نظام‌های اقتصادی و بازرگانی حاکم بر آن است و به همین دلیل هم ما ابتدا باید این نظام‌ها را بشناسیم، اگر ما نظام آگهی خود را فقط بر مبنای مطالعه نظام‌های دیگر در نظر بگیریم باید اعتراف کنیم که مغلوب شده‌ایم چون نظام‌های اقتصادی آن‌ها را پذیرفته‌ایم»
 یکی دیگر از مسائلی که در خصوص تبلیغات مطرح است و در تعارض جدی با اصول اسلامی ما قرار دارد، اصل بزرگنمایی است. بزرگنمایی امری است که اساس تبلیغات را تشکیل می‌دهد. در واقع تبلیغات با بزرگ‌تر کردن ویژگی‌های یک کالا مخاطب را به خرید ان تشویق می‌کند. این، دقیقا‌‌ همان چیزی است که در اسلام موجب «غش» در معامله می‌شود و نوعی کم فروشی است. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم تبلیغات به آن معنای مصطلح و موجود آن در تعارض مستقیم با مبانی اسلامی است و رسانه اسلامی به جای تبلیغ باید مبتنی بر اقناع باشد.
 راتکانیس و ترنر (۱۹۹۶) کارکرد تبلیغات را بدین صورت تعریف کرده‌اند: «تلاش در جهت کشاندن مخاطب به طرف یک نقطه نظر از پیش تعیین شده، توسط تصاویر و شعارهای ساده، که تفکر را از طریق بازی با تعصبات و عواطف دور می‌زنند.» آن‌ها تبلیغات را از اقناع، براساس نوع نیتی که برای طراحی پیام به کار رفته، تفکیک کردند. طبق گفته آن‌ها، اقناع بر اساس «گفت‌وگو، بحث و بررسی دقیق گزینه‌ها» صورت می‌پذیرد تا «به راه‌حل‌های بهتر برای مسائل پیچیده» دست یافته شود. در حالی‌ که «تبلیغات عبارت است از هدایت افکار و دستکاری اندیشه‌های عامه مردم توسط نخبگان». کومز و نیمو (۱۹۹۳)
 صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چاره‌ای ندارد مگر آنکه الگویی مطابق با معیارهای انقلاب اسلامی عرضه کند و رسانه‌ای در خور انقلاب اسلامی در همهٔ ابعاد آن ارائه دهد.
 
پي نوشت ها:
[1]. امام خمینی (ره)، صحیفه نور، ج ۱۵: ص ۱۶
[۲]. صحیفه نور، ج ۹: ص ۱۵۳-۱۵۴، ۲۸/۴/۵۸
[3]. ناصر باهنر، گذرگاه‌های تبلیغات بازرگانی؛ از آغاز تا اسلام: ص ۱۴
[4]. نیل پستمن، زندگی در عیش، مردن در خوشی: ص ۲۷۰