تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

مک کارتیسم هنر هفتم این بار «مریلا زارعی» را نشانه گرفت.

تعداد بازدید : 1719

انسیه جهاندیده // استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته‌اند: «از کودکی همیشه این سئوال برایم مطرح بود که چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی‌زند، اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می‌شود؟ این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم و تجلیل است. اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‌‏کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می‌شود واین نشانه یک جامعه مرده است. ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که «متکلم هستند نه ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‌خبر‌تر!»
 باز و برای چندمین بار در برخورد با بازیگران خوشنام عرصه سینما، روشنفکران سینمایی سلاح فشار را به کار گرفته‌اند تا بار دیگر منش روشنفکری خود را به منصه ظهور برسانند. آنان که همواره ادعای فضای باز و گفتگو دارند در عمل، حرفی از جنس مخالف را تاب نمی‌آورند و زبان به توهین می‌گشایند.
 این بار نوبت بازیگری دیگر است تا مقدار صبر و تحمل او را در برابر فشار‌ها بسنجند. این بار مریلا زارعی را با اتهاماتی چون بازی با زبان روزه در فیلم سینمایی شیار ۱۴۳ در نقش یک مادر شهید، گریه در نشست مطبوعاتی فیلم شیار۱۴۳ در جشنواره فیلم فجر، بازخورد مثبت تماشاگران در سالن رسانه‌ها، تقدیم جایزه به مادران شهیدی که سال‌ها در انتظار بازگشت حتی یک بند انگشت فرزندشان هستند، بازی در نقش یک زن کُرد در فیلم «چ» مربوط به ۴۸ ساعت از زندگی شهید چمران در غائلهٔ پاوه، دریافت عنوان خادم افتخاری حرم حضرت معصومه (س) و حضور با چادر در حرم، حضور در راهپیمایی روز قدس و اعتراض به کمپین دو پهلوی اصغر فرهادی و... به دادگاه روشنفکری خود کشانده و محکوم نموده‌اند که چرا برخلاف آنچه آنان می‌خواهند حرف زده و عمل کرده است؟!

 مریلا زارعی با اتهامات بالا در لیست سیاه روشنفکران سینمایی قرار گرفته تا این فشار‌ها او را مجبور به ابراز ندامت کند و مدعیان آزادی بیان خیالشان آسوده گردد که یک آزادی خواه دیگر را ساکت کرده و از حرکت نگاه داشته‌اند تا خود، میدان دار این عرصه باشند.  اما در این میان، افرادی نیز بودند که دربرابر فشار‌ها مقاومت کردند و خشم جماعت روشنفکر را شعله‌ور‌تر کردند؛ تا جایی که کار از فشار روانی به فشار فیزیکی و تخریب وسایل بازیگران و حمله به آنان رسید!
 هنوز مدت زیادی از حمله به الهام چرخنده نمی‌گذرد که به جرم ابراز ارادت به مقام معظم رهبری مورد توهین همکاران بازیگر خود قرار گرفت، و یا امین حیایی و علی‌رام نورایی که به جرم بازی در فیلم قلاده‌های طلا مورد توهین دوستان سینمایی خود قرار گرفتند. چند ماه بیشتر از توهین به پروانه معصومی به دلیل ابراز ارادت به رهبری در دیدار با ایشان نگذشته، هنوز بایکوت بابک حمیدیان توسط اهالی سینما به خاطر بازی در فیلم چ در نقش سردار شهید ادامه دارد. بازیگرانی که در فیلم پایان نامه بازی کرده بودند به دلیل تحت فشار قرار گرفتن از سوی روشنفکران سینما مجبور به ابراز پشیمانی از بازی خود در این فیلم شدند.
 به نظر می‌رسد «مک کارتیسم» - اتهام خیانت و جاسوسی بدون ارائهٔ دلایل مبرهن و شفاف - در هنر هفتم همچنان ادامه دارد و در آینده نیز صابون این روشنفکران به تن سینماگران آزاده دیگری خواهد خورد و آنان هم طعم گس تنهایی را حس خواهند کرد و دم برنخواهندآورند؛ چرا که مافیای سینما حرف حق آنان را برنخواهد تابید.
 نگاه غالب سینماگران، نگاه سوداگرانه است. اغلب ما به عالم به مثابه پل ترقی برای تمتع بیشتر خود نگاه می‌کنیم و در نتیجه به سوی سود و منفعت خود می‌رویم. یک هنرمند آنگاه که در ساحت طبیعت - و نه فطرت - به میان جمع می‌آید، غرضش اثبات نفس خویشتن است، در اینجا تمتع در کار می‌آید و غرض، در پس هنر پوشیده می‌شود. اما آن هنگام که مقام بی‌غرضی در میان آید، هنر و هنرمندی‌اش آشکار می‌شود.
 مولانا می‌گوید:
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد
پس در مقام هنر فرد باید بی‌غرض باشد. و زمانی که هنرمندی با زبان روزه بدون اینکه به دنبال اثبات نفس خویشتن باشد به ایفای نقش مادر شهیدی که چشم انتظار فرزند خود است می‌پردازد، به مذاق روشنفکران سینمایی خوش نمی‌آید. چرا که نقشه بازی آنان برهم خورده و فردی برخلاف داده‌های دیکته شده‌شان عمل کرده است. بی‌غرضی در هنر در آموزه‌های روشنفکری آنان مشق نشده است. همه آنچه از غرب آموخته‌اند خودنمایی و غرض ورزی است؛‌‌ همان چیزی که در مکتب ما و در دین ما نفی و تقبیح شده است.
 جایی که اومانیسم -مذهب اصالت انسان در برابر اصالت حق - روح حاکم بر عموم آثار سینمایی است، حضور یکی از اهالی سینما در راهپیمایی روز قدس برای دفاع از مردم مظلوم غزه، بر هم زننده معادلات و نظم موجود خواهد بود. و در همین راستا تقدیم جایزه بازیگری به مادران شهدا برای آنان که نظام و انقلاب را بزرگ‌ترین مانع آزادی از قیود می‌دانند، مسلما سنگین می‌آید. در اینجاست که حق و حقیقت را تاب نمی‌آورند و با ژست روشنفکری می‌گویند: «چون باید باهم حرف بزنیم و گفتگو کنیم تحمل می‌کنم!»
 اما آن کسی که تحمل می‌کند ما هستیم، این مردم و نظام هستند که شما را تحمل می‌کنند. شما هر آنچه دارید وامدار این مردم و این نظام هستید اما شکستن نمکدان رویه همیشگی‌تان شده! خوشبختانه ما تحمل‌مان بسیار زیاد است. آنقدر که بیش از سه دهه است شما را با همه خرده فرمایش‌ها و... تحمل می‌کنیم. تحمل کردن مخالف در قاموس ما است؛ آنچه که شما هیچ بویی از آن نبردید و فقط ژست آن را می‌گیرید.
 رهبری سال‌ها پیش و مکرر خطر ورود جریان سکولار در عرصه فرهنگ را هشدار داده‌اند. اما در مقابل، جریان‌هایی می‌خواهند هنرمندان ارزشی را از دور خارج کنند و هنر غیر ارزشی را جایگزین نمایند. مسئولین بسیاری نیز با کم کاری و یا همراهی به این امر کمک کرده‌اند.

 این جریان در وضعیت کنونی از دو جنبه توجه بیشتری را می‌طلبد. اول آنکه عده‌ای که تنها در فضای رسانه‌ای اقدام به تخریب و هجمه به افراد ارزشی می‌کردند حال چوب به دست شده‌اند و خسارت جانی و مالی می‌آفرینند. و دوم آنکه طیفی از اصلاح طلبان تندرویی که انحراف و التقاط فکری خود را در دو دولت هفتم و هشتم، مجلس ششم و فتنه ۸۸ در مقاطع مختلف بروز داده‌اند حال در قالب طیف‌های نزدیک به حامیان دولت و شرکای سیاسی، در پی نفوذ و سوء استفاده از این شرایط هستند. این افراد سعی می‌کنند تا از موقعیت به وجود آمده برای نیل به اهداف خود بیشترین استفاده را کنند. فعالیت‌هایی که یقینا بیشترین آسیب آن را دولت خواهد دید چرا که حواشی به وجود آمده روند خدمت را به حاشیه رانده و هزینه ساز خواهد بود.
 تحقق سینمای حقیقتا دینی، مسئله‌ای جهانی است نه مسئله‌ای بومی و محلی و منطقه‌ای. تقدیر غربی اکنون جهان را فتح کرده است. این تقدیر، تقدیر دینی را مستور و نهان و در حال استتار قرار می‌دهد. غرب، هنر و سینمای متعارف ما را چندان مورد نفرت قرار نمی‌دهد و حتی تایید می‌کند و می‌پذیرد، اما از سیاست دینی ما وحشت دارد. غرب از علم و هنر و فضاهای علمی و هنری و دینی متعارف ما نگران نمی‌شود. می‌داند که این‌ها همه با تقدیر او در یک افق قرار می‌گیرند. اما از سیاست دینی و ولایی ما وحشت می‌کند. پس تقدیر ظهور عالم اسلامی می‌طلبد که ما از قلمرو سیاست بر جهان غرب بتازیم زیرا در غرب، غربیان خود در قلمرو علم و هنر بر عالمشان سیطره دارند. در این صورت است که به قول شهید مطهری شاهد جامعه‌ای زنده و پویا خواهیم بود. جامعه‌ای که از حرکت و تحرک اعضایش هیچ ابایی ندارد و حتی آنان را به این امر تشویق نیز می‌کند.