تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

خاطره شنیده نشده از شیخ رجبعلی خیاط

تعداد بازدید : 7519


 آن مرد مبلغ 30 تومان بابت اجرت دوخت پیراهن به پدرم داد. شیخ رجبعلی، پول را نگرفت و گفت: «من هیچ دخل و تصرفی در این اجرت ندارم؛ چون به وعده خود عمل نکرده‌ و پیراهن شما را در وقت مقرر تحویل نداده‌ام.»

به گزارش فرهنگ نیوز، استاد محمدکاظم نیکنام، كارشناس مسائل ديني، اخلاقي و تربيتي و مفسر برجسته حدیث، خاطره‌ شنیده نشده‌ای از شیخ رجبعلی نکوگویان معروف به شیخ رجبعلی خیاط نقل می‌کند که نشان می‌دهد این عارف زاهد تا چه اندازه نسبت به وفای عهد دقت و ملاحظه داشته است.
 
نیکنام که این خاطره را روز یکشنبه در جمع ذاکران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در خانه مداحان آل‌البیت نقل می‌کرد، گفت: «روزی فرزند حاج شیخ رجبعلی را در خیابان دیدم و از او خواستم تا خاطره‌ای از پدرش برایم بگوید که در کتاب‌های «کیمیای محبت»، «تندیس اخلاص» * و منابع دیگر نباشد.
 
فرزند شیخ رجبعلی خیاط، ماجرایی را تعریف کرد که نشان‌دهنده حساسیت آن مرد بزرگ نسبت به قول و وعده یک مسلمان است. او گفت: روزی مردی سفارش دوخت پیراهنی را به پدرم داد. وقتی از او خواست که زمان آماده شدن پیراهن را به او بگوید، پدرم گفت: سه‌شنبه برای پرو و پنجشنبه برای گرفتن پیراهن بیایید. روز سه‌شنبه که آن مرد آمد، پدرم لباس را بر تن او پوشانید و اشکالاتش را برطرف کرد، اما هنگامی که او روز پنجشنبه برای تحویل لباس آمد، پدرم عذرخواهی کرد و گفت: کار غیرمنتظره‌ای برایم پیش آمد و نتوانستم پیراهن شما را در موعد مقرر، بدوزم. بنابراین از شما می‌خواهم که روز یکشنبه بیایید و لباس را تحویل بگیرید.
 
شیخ رجبعلی نکوگویان (خیاط) و استاد محمدکاظم نیکنام
 
آن مرد، به جای آن‌که از این حرف پدرم دلخور شود، خیلی خوشحال شد و گفت: دادن پیراهن، بهانه‌ای برای دیدار با شما بود. اگر این دیدار باز هم تکرار شود، من خوشحال‌ترم.
 
روز یکشنبه فرا رسید و آن مرد برای گرفتن پیراهنش مراجعه کرد. لباس، آماده بود. پدرم آن را به صاحبش تحویل داد و بار دیگر از او به خاطر خلف وعده عذرخواهی کرد. آن مرد،‌ باز هم به شیخ رجبعلی گفت که به خاطر تکرار دیدار با پدرم، خوشحال است و حتی سجده شکر به جای آورده است. بعد، مبلغ 30 تومان بابت اجرت دوخت پیراهن به پدرم داد. شیخ رجبعلی، پول را نگرفت و گفت: «من هیچ دخل و تصرفی در این اجرت ندارم؛ چون به وعده خود عمل نکرده‌ و پیراهن شما را در وقت مقرر تحویل نداده‌ام.»
 
مرد، بسیار اصرار کرد، اما پدرم آن مبلغ را نپذیرفت. وقتی پافشاری او را دید، گفت: در همسایگی ما، خانواده‌ای هستند که پدرشان در یک سانحه کشته شده است. اگر مایل هستی، این پول را به آن‌ها برسان.»
 
رجبعلی نکوگویان مشهور به شیخ رجبعلی خیاط، عارف و سالک حق‌مدار در سال 1340 هجری شمسی (54 سال قبل) در 78 سالگی درگذشت.
 
* «کیمیای محبت» و «تندیس اخلاص» هر دو از تألیفات آیت‌الله محمدی ری‌شهری هستند. در واقع، نام «کیمیای محبت» در ابتدا «تندیس اخلاص» بوده است. کتاب دیگری از سمیرا اصلان‌پور به نام «خیاط شهر ما» نیز زندگی داستانی این عارف نامدار را مرور می‌کند.