تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

خاطره اي از زبان مقام معظم رهبري درباره شهيد عباس بابايي

تعداد بازدید : 1145
سال 61 شهيد بابايي را گذاشتيم فرمانده پايگاه هشتم شكاري اصفهان، درجه اين جوان حزب اللهي سرگردي بود كه او را به سرهنگ تمامي ارتقا داديم. آن وقت آخرين درجه ما، سرهنگ تمامي بود. مرحوم بابايي سرش را مي تراشيد و ريش مي گذاشت.


بنا بود او اين پايگاه را اداره كند، كار سختي بود. دل همه مي لرزيد دل خون من هم كه اصرار داشتم، مي لرزيد، كه آيا مي تواند؟ اما توانست. وقتي بندي صدر فرمانده بود،‌كار مشكل تر بود. افرادي بودند كه دل صافي نداشتند و ناسازگاري و اذيت مي كردند حرف مي زدند،‌ اما كار نمي كردند، اما او توانست همان ها را هم جذب كند. خودش پيش من آمد و نمونه اي از اين قضايا را نقل كرد: خلباني بود كه رفت در بمباران مراكز بغداد شركت كرد،‌ بعد هم شهيد شد. او جزء همان خلبان هايي بود كه از اول با نظام ناسازگاري داشت. شهيد عباس بابايي با او گرم گرفت و محبت كرد حتي يك شب او را با خود به مراسم دعاي كميل برده بود، با اين كه نسبت به خودش ارشد هم بود. شهيد بابايي تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود، سن و سابقه خدمت اش هم بيشتر بود. در ميان نظامي ها اين چيزها مهم است. يك روز ارشديت تاثير دارد، اما او قلبا و روحا تسليم بابايي شده بود.
شهيد بابايي مي گفت ديدم در دعاي كميل شانه هايش از گريه مي لرزيد و اشك مي ريزد. بعد رو كرد به من و گفت: عباس دعا كن من شهيد بشوم! اين را بابايي پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گريه كرد. او الان در اعلي عليين الهي است، اما بنده كه 30 سال قبل از او در ميدان مبارزه بودم هنوز در اين دنياي خاكي گير كرده ام و مانده ام! ما نرفتيم، معلوم هم نيست دستمان برسد. تاثير معنوي اين گونه است. خود عباس بابايي هم همين طور بود. او هم يك انسان واقعا مومن و پرهيزگار و صادق و صالح بود. 1
هم چنين مقام معظم رهبري در مورد شهيد بابايي مي فرمايند:
اين شهيد عزيزمان انساني مومن و متقي و سربازي عاشق و فداكار بود و در طول اين چند سالي كه من ايشان را مي شناختم، هميشه بر همين خصوصيات ثابت و پابرجا بود... او هيچ گاه به مصالح خود فكر نمي كرد و تنها مصالح سازمان و انقلاب و اسلام را مد نظر داشت. او فرماندهي بود كه با زير دستان بسيار فروتن و صميمي بود، اما در مقابل اعمال بد و زشت، خيلي بي تاب و سختگير بود... اين شهيد عزيز يك انقلاب حقيقي و صادق بود، و من به حال او حسرت مي خورم و احساس مي كنم كه در اين ميدان عظيم و پر حماسه از او عقب مانده ام.2

پي‌نوشت‌ها:
 

1. بيانات مقام معظم رهبری در ديدار مسئولان عقيدتي سياسي نيروي انتظامي 20/3/1383
2. به نقل از خبرگزاري فارس

منبع : http://www.rasekhoon.net/