تست شماره یک برای پیام ویژه تست شماره دو برای پیام ویژه این یک پیام سوم ویزه است برای ارسال این یکی از پیام چهارم های ویژه است 0
ارکان نهاد
برنامه ها
جشنواره ها
کارگاه ها
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
مسابقات
مسابفات
اسامی برندگان
حلقه های معرفت
آشنایی با حلقه های معرفت
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
کرسی های آزاد اندیشی
آشنایی با کرسی های آزاد اندیشی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
نهضت تفسیر
آشنایی با نهضت تفسیر
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
احکام دانشجویی
مفاهیم و اصطلاحات احكام
پایگاه اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید
احکام شرعی
دانش افزایی سیاسی
آشنایی با دانش افزایی سیاسی
برنامه های آتی
برنامه های اجرا شده
سیاسی
مباحث روز
ولایت فقیه
انقلاب اسلامی
جریان شناسی سیاسی
بیداری اسلامی
جنگ نرم
اصطلاحات سیاسی
فرهنگی
فرق و ادیان
قرآن و احادیث
اهل بیت
مهدویت
امام خمینی
مقام معظم رهبری
سایر شخصیت ها
اجتماعی و هنری
ورزشی
نشریات
سبک زندگی
اخلاق دانشجویی
توصیه های تربیتی
فضائل اخلاقی
رذائل اخلاقی
تالار گفتگو
کرسی مجازی
هم اندیشی مجازی (ویژه اساتید)
گالری تصاویر
فیلم و کلیپ
اینفوگرافی
گالری صوتی
کاریکاتور
دانلودها

مجيدي در ستايش پيامبر(ص)، كيارستمي در سايه اشغالگر

تعداد بازدید : 1351

روشن‌بيني يك فيلمساز در استانبول، پز روشنفكري يكي ديگر در اسرائيل ؛مجيدي در ستايش پيامبر(ص) ، كيارستمي در سايه اشغالگر

 كارگردان برجسته سينماي ايران، با حضور در اجلاس بين‌المللي استانبول تركيه براي اعتراض به بي‌عدالتي و تبعيض‌هاي فراوان غرب در قبال ايران و برخي كشورها به مصداق‌هاي فراواني چون «نگهداري ۳۰۰ كلاهك هسته‌اي در انبارهاي اسرائيل»، «احترام به عقايد همجنس‌گرايان و بي‌توجهي به توهين به پيامبر»، «كشتار مردم بحرين و صحبت درباره سوريه»، «توجه به آزادي مذهب تنها در ايران» و. . . اشاره كرد. شايد اولين باري باشد كه يك هنرمند ايراني بدون پشتوانه و برنامه‌ريزي سازماندهي شده، اين گونه از حقايق كشور خود دفاع مي‌كند، آن هم در شرايطي كه در اين روزها شعار كذايي و امريكايي «هنر براي هنر» ذهن شمار زيادي از هنرمندان كشور را مسخ كرده است.

از پروژه آينده «كيارستمي» و اثر بهايي «مخملباف» كه در اسرائيل ساخته مي‌شوند تا حضور «نيكي كريمي» در كشوري كه هر‌از‌گاهي ادعاي مالكيتش بر جزاير سه گانه ايران اذهان ايرانيان را مي‌خراشد، اقدام «مجيد مجيدي» اقدامي نادر در عالم هنري كشور است. در واقع هر چند سال يك بار مي‌توان از اقشار هنري كشور جذري گرفت و از عصاره نتيجه جذر، چهره‌هايي چون مجيدي را بيرون كشيد؛ چهره‌اي كه با اقدام عدالت طلبانه اخيرش كم‌كاري‌هاي عرصه ديپلماسي مشاهير ايران طي سال‌ها اخير را تا حدودي جبران كرده است.


دهه ۴۰؛ آغاز تباني امريكا و مشاهيرش
در پس زمينه ۹۰ درصد آثار سينمايي توليد شده در چرخه هاليوود، استراتژي سياسي ديده مي‌شود اما سال‌هاست كه تريبون امريكايي، شعار «هنر براي هنر» را براي جهان ديكته مي‌كند. هاليوود در حالي همچنان بر لزوم پايبندي كشورها بر اين شعار اصرار دارد كه در دهه‌هاي گذشته مقوله‌اي تحت عنوان «Celebrity diplomacy» يا همان ديپلماسي مشاهير در فهرست واژگان امريكا وارد شده است. اصطلاح «ديپلماسي مشاهير» را براي اولين بار اندي كوپر در قالب كتابي به جامعه جهاني معرفي كرد.
طي سال‌هاي گذشته ايالات متحده امريكا بخش عمده‌اي از زمان، پول و عواطف و احساسات مردمي‌اش را سرمايه ديپلماسي مشاهير كرده است؛ سياستي كه سالانه پشت شمار زيادي از ستارگان و چهره‌هاي شناخته شده هاليوود مي‌ايستد و براي دنبال كردن اهداف خاصي آنها را به مكان‌هاي دورافتاده و حتي جنگ زده مي‌فرستد و سپس پيام امريكا را از طريق قدرت نرم انتقال مي‌دهد.

كشوري كه امروز شعار هنر براي هنر را منتشر مي‌كند، در دهه ۴۰ ميلادي و براي تجميع حمايت‌هاي مالي براي جنگ عليه متفقين، جو لوئيس بوكسور معروف امريكايي را به بخشي از تلاش‌هاي نمادين خود براي جذب حمايت‌هاي مالي تبديل كرد؛ رويدادي كه نقطه آغازي براي شكل‌گيري تباني ميان دولت امريكا و مشاهير اين كشور بود. پس از آن پل رابسون، بازيگر، هنرمند و ورزشكار امريكايي نيز قدم در وادي ديپلماسي مشاهير گذاشت.

در دهه ۵۰ ميلادي و دوره مك كارتي بود كه مافياي مشاهير، سياست را با هنر جمع بست. در دهه ۶۰ شخصيت‌هاي موسيقي جاز امريكا چون لوئي آرمسترانگ و ديو بروبك طي فرآيند «ديپلماسي مشاهير» از سوي دولت وقت امريكا به خارج از امريكا فرستاده شدند تا تصويري مثبت از اين كشور را در ديگر كشورها به نمايش بگذارند. در دهه ۶۰ حتي مشاهير امريكايي در ادغام كردن سياست و هنر بيش از اندازه افراط و تفريط كردند.

ريگان خلأهاي ديپلماسي مشاهير امريكايي را در دهه ۸۰ با رواج اين تفكر كه يك شخصيت مي‌تواند در عين حال يك سياستمدار و نيز يك هنرمند باشد، پر كرد. از دهه ۹۰ تا كنون سياست و هنر در امريكا رسماً به يك مقوله تنيده درهم تبديل شده است و مشاهير و ستاره‌هاي هاليوودي به رغم شعار امريكايي جدايي هنر از سياست با پشتوانه‌هاي سياسي قوي به فعاليت‌هاي بين‌المللي گسترده مي‌پردازند.

شعاري كه در امريكا تبصره مي‌خورد
از آنجلينا‌جولي گرفته تا براد پيت، جرج‌كلوني، كلينت‌ايستوود، مت‌ديمون، شان‌پن و لئوناردو دي‌كاپريو بخش عمده‌اي از فعاليت‌هاي سالانه ستاره‌هاي هاليوود به برنامه‌هاي ديپلماتيك امريكايي اختصاص دارد و اين مشاهير از هاله شهرت خود و نيز مقام و موقعيت و قدرتشان براي نفوذ سياسي و القاي پيام امريكا به ديگر كشورها استفاده مي‌كنند.

در حال حاضر شمار زيادي از ستارگان هاليوود به علل خاص جهاني متصل هستند و شركت‌كنندگان در بحث‌ها و اقدامات مربوط به طيف گسترده‌اي از مسائل بين‌المللي و سياسي به شمار مي‌آيند. با اين حال هاليوود كماكان براي هنرمندان كشورهاي ديگر خط مشي متفاوتي از خط مشي راهبردي خود را ديكته مي‌كند و دم از شعار جدايي هنر از سياست مي‌زند.

در اين بين متأسفانه برخي سينماگران كشورمان كه عموماً‌ از طيف روشنفكران جامعه هنر هستند، با اعتماد به شعاري كه رعايت شدنش در مرز جغرافيايي كشور صادر‌كننده آن تبصره مي‌خورد، هنر را صرفاً به پاي هنر مي‌ريزند و گاه حتي براي ادغام هنر با سياست مسيري را انتخاب مي‌كنند كه هيچ نفع سياسي براي كشورشان ندارد.

شعاري كه روشنفكران را مسخ كرد
از كيارستمي به عنوان مظهر سينماي روشنفكري در ايران ياد مي‌شود. كيارستمي اين روزها در خارج از كشور به سر مي‌برد و در گفت‌و‌گوي اخيرش خود با يك رسانه خارجي از ساخت فيلم آينده خود در اسرائيلي خبر داده است كه اين روزها حتي مردم امريكا نيز در تظاهراتشان خواستار اجتناب دولت امريكا از به خطر انداختن موقعيت خود در قامت دفاع از مواضع آن هستند.

مخملباف نيز در آخرين پروژه خود در حال ساخت فيلمي بهائي و ضد ديني در اسرائيل است. همچنين در اين روزها نيكي كريمي داوري جشنواره‌اي را بر عهده گرفته است كه برگزاركنندگان آن هر‌از‌گاهي ادعاي پوچ مالكيت بر بخشي از جغرافياي ايران را سر مي‌دهند.

برخي هنرمندان و چهره‌هاي شناخته شده هنري كشورمان در حالي مسخ شعار هنر براي هنر امريكايي مي‌شوند كه در سوي ديگر مجيد مجيدي، كارگردان سينماي ارزشي چون «محمد رسول‌الله» و نيز كارگردان موفق آثار حقيقت‌جويانه‌اي چون «به رنگ خدا» و «بچه‌هاي آسمان» كه پيشتر نامزد دريافت جايزه اسكار شده بود، در خطي كه موازي با خط ديپلماسي مشاهير بوده و در عين حال بر اساس جرياني خودجوش متفاوت از آن است، مباحثي را در اجلاس بين‌المللي تركيه مطرح كرده كه با بازتاب گسترده جهاني همراه بوده است، چراكه اين صحبت‌ها از دل هنرمند و كارگردان مردمي و مشهوري چون او بيرون آمده است.

از برش با پنبه امريكايي تا ديپلماسي مغفول مانده ايران
در واقع امريكا به همين دليل از چند دهه قبل تر به سراغ ديپلماسي مشاهير رفت تا پيام خودش را از مجاري قدرت و زبان نرم هنر به شكلي اثرگذارتر انتقال دهد و به اين ترتيب با پنبه سر ببرد اما در ساير كشورها اين استراتژي را با جا انداختن شعار «هنر براي هنر» به حالت تعليق در‌آورد. به نظر مي‌رسد كه اين شعار به خوبي راه خود را در دل هنرمندان روشنفكر كشور باز كرده باشد. هر چند كه در اين بين اقدام نادر هنرمندان كم تعدادي از قشر فيلمسازان ارزشي كشور چون مجيدي، بخشي از آب از جوي رفته را به جوي كشور باز مي‌گرداند.